ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کومورِبی🌿✨

کومورِبی🌿✨

الذهاب إلى القناة على Telegram

•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n

إظهار المزيد
إيران122 485الفئة غير محددة
1 162
المشتركون
-424 ساعات
+2507 أيام
+44130 أيام
أرشيف المشاركات
Little white flowers will never awaken you Not where the black coach of sorrow has taken you

“Darling, I hope that my dream never haunted you My heart is telling you how much I wanted you

که هزار پرنده در سینه ات پرواز می کند.

photo content

• wish you were here 3:18

•28 اردی بهشت
+2
•28 اردی بهشت

ما آویخته ها، به کجای این شبِ تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده ی خود را؟ •از فیلمِ همیشه محبوبم، هامون

که ایـران چو باغیست خُرَّم‌بهار شکُفته همیشه گُلِ کامکار پُر از نرگس و نار و سیب و بِهی چو پالیز گردد زِ مردم تُهی سِپَرغم یکایک زِ بُن بَرکنند همه شاخِ نار و بِهی بشکنند سپاه و سَلیحَست دیوارِ اوی به پَرچینْش از نیزه‌ها خارِ اوی اگر بفگنی خیره دیوارِ باغ چه باغ و چه دشت و چه دریا، چه راغ نگر تا تو دیوارِ او نَفگنی دِل و پُشتِ ایـرانیان نَشکنی کزان پس بُوَد غارت و تاختن خروشِ سواران و کین آختَن زن و کودک و بومِ ایـرانیان به اندیشه‌ی بد مَنِه در میـان... •وطن پرست بزرگ ابوالقاسم فردوسی

موبد: باید به سراسر ایران پندنامه بفرستیم. زن آسیابان: پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای؛ ما مردمان از پند سیر آمده ایم و بر نان گرسنه ایم!

زن: ای ـ روزگار را بنگرید که دشمن سراسر گیتی را درنوردیده؛ و سرداران جنگاورِ جنگ‌آزمای ما هنوز کینه از رعیت می‌ستانند.

باشد که رها شویم از رنجی که به قول شاملو، از آنِ ما نیست.

:) خیلی اتفاقی چشمم افتاد به دفترچه‌ی برنامه‌ریزی‌ها و آرزوهای کوچیکم. قرار بود شیراز باشم و ۱۵ اردیبهشت، روز شیراز، قشنگ‌ترین عکس رو از حافظیه بگیرم؛ با دوربینی که ذره‌ذره برای خریدش پس‌انداز کرده بودم. نه شیراز رفتم، نه اون پس‌انداز دیگه به درد خرید دوربین می‌خوره!

از این ثانیه های بی بازگشت، جای خالیِ روزها، خاطرات و سن ما که هیچ زمانی با هیچ‌چیزی قرار نیست پر بشه؛ تنها افسوس ماند و تاب آوری.

حالم حالِ صبح نیشابور است، به وقت حمله مغول.

ناز انگشت های بارونِ تو باغم می کنه، میون جنگلا خوابم می کنه

دست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانندو سارهایی که از درخت‌ها می‌پرند درخت‌هایی که دار می‌شوند دهان‌هایی که کج می‌شوند زبان‌هایی که لال مانی می‌گیرند صدای گُنگ و چشم انداز گُنگ و خواب گُنگ و همهمه.. •محمد مختاری

+جاى مردان سياست بنشانيد درخت، كه هوا تازه شود -چشم

تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خواب‌های ما سالِ پر بارانی بود.

به آیندگان بگید ما برای وصل شدن به دنیای آزاد، از یک شونه تخم مرغ گذشتیم و هزینه کردیم.

بطور جد از یک ساعتی از شب به بعد پی خواهید برد توی یک تیمارستان بزرگ زندگی می کنید.