en
Feedback
یادداشت های یک دیوانه

یادداشت های یک دیوانه

Open in Telegram

بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
222
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1230 days
Posts Archive
Repost from سبز.
Video message00:11

آهنگ لطفا🙏🏽

دلم می‌خواد پشت یکی قایم شم.

Repost from N/a
نمی خواهم با تو هیچ پایانی را بنویسم تو لایقِ ادامه دادنی.

دوران طلایی ایز دت یو؟

Repost from N/a
دوباره موهام داره فرفری میشه،دوباره کل تایم روزم پر شده،بهترین رفیقارو دور خودم دارم،دوباره زندگی داره واقعا بوی زندگی میده.

Repost from N/a
«کرمان؛ جایی که نور، تاریخ را روایت می‌کند.»
«کرمان؛ جایی که نور، تاریخ را روایت می‌کند.»

چشت سیاه بود ، مثل ایندمون مثل ایران بود .

کاش میشد دوست صمیمیمو کوچولو کنم ، بزارمش گوشه ی جیبم ، همجا ببرمش ، همجا باشه باهام ، اینقدر فاصله نداشته باشیم ، همچیو نشونش بدم ، هیچ کاری نداشته باشه هیچ دغدغه ای ، تنها کارمون باهم بودنمون باشه..💙

«دست هایم را در باغچه میکارم ، سبز خواهم شد؛ میدانم.میدانم.»

تراپی ؟ بله تراپی 💞
تراپی ؟ بله تراپی 💞

Repost from N/a
✨🍓
+1
✨🍓

+1
Hamisheh Radio Tehran.m4a3.01 MB

گفت بیا، گفت بمان،گفت بمیر آمدم ماندم مردم.

بغلم‌ کن‌ که‌ مرا‌ گریه‌ مجالی‌ بدهد زخم‌ها‌ خورده‌ام‌ از‌ مرهم این‌ آدم‌ها