یادداشت های یک دیوانه
Відкрити в Telegram
بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
221
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1230 днів
Архів дописів
Repost from N/a
دوباره موهام داره فرفری میشه،دوباره کل تایم روزم پر شده،بهترین رفیقارو دور خودم دارم،دوباره زندگی داره واقعا بوی زندگی میده.
کاش میشد دوست صمیمیمو کوچولو کنم ، بزارمش گوشه ی جیبم ، همجا ببرمش ، همجا باشه باهام ، اینقدر فاصله نداشته باشیم ، همچیو نشونش بدم ، هیچ کاری نداشته باشه هیچ دغدغه ای ، تنها کارمون باهم بودنمون باشه..💙
