uk
Feedback
یادداشت های یک دیوانه

یادداشت های یک دیوانه

Відкрити в Telegram

بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
221
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1230 днів
Архів дописів
Repost from سبز.
Відеоповідомлення00:11

آهنگ لطفا🙏🏽

دلم می‌خواد پشت یکی قایم شم.

Repost from N/a
نمی خواهم با تو هیچ پایانی را بنویسم تو لایقِ ادامه دادنی.

دوران طلایی ایز دت یو؟

Repost from N/a
دوباره موهام داره فرفری میشه،دوباره کل تایم روزم پر شده،بهترین رفیقارو دور خودم دارم،دوباره زندگی داره واقعا بوی زندگی میده.

Repost from N/a
«کرمان؛ جایی که نور، تاریخ را روایت می‌کند.»
«کرمان؛ جایی که نور، تاریخ را روایت می‌کند.»

چشت سیاه بود ، مثل ایندمون مثل ایران بود .

کاش میشد دوست صمیمیمو کوچولو کنم ، بزارمش گوشه ی جیبم ، همجا ببرمش ، همجا باشه باهام ، اینقدر فاصله نداشته باشیم ، همچیو نشونش بدم ، هیچ کاری نداشته باشه هیچ دغدغه ای ، تنها کارمون باهم بودنمون باشه..💙

«دست هایم را در باغچه میکارم ، سبز خواهم شد؛ میدانم.میدانم.»

تراپی ؟ بله تراپی 💞
تراپی ؟ بله تراپی 💞

Repost from N/a
✨🍓
+1
✨🍓

+1
Hamisheh Radio Tehran.m4a3.01 MB

گفت بیا، گفت بمان،گفت بمیر آمدم ماندم مردم.

بغلم‌ کن‌ که‌ مرا‌ گریه‌ مجالی‌ بدهد زخم‌ها‌ خورده‌ام‌ از‌ مرهم این‌ آدم‌ها