en
Feedback
🎒 اتاق ضروریات

🎒 اتاق ضروریات

Open in Telegram

"یه موقع‌هایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غول‌های غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموش‌شدهٔ انسان‌ها نیاز دارم

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
366
Subscribers
-124 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
🧚‍♀

همه جا زیادی شلوغه دارم گم میشم

سوال اینه که در انتها تو از این جنگ چطور بیرون اومدی؟

- وَ سَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیّا - #oct17

انی وی چند وقت پیش ویدئوی جالبی در پیج یکی از دانشگاه‌های آمریکا تو یوتیوب میدیدم با این فحوا که "اجازه بدید حوصله‌تون سر بره" آقای توی ویدیو که یادم نمیاد اسمش چی بود ولی یادمه استادی چیزی بود میگفت این روزا نه فقط همه جا سر در "صفحه" هستیم که اگر نباشیم هم دنبال این هستیم حوصله‌مون سر نره الان چیکار کنم؟ الان چی؟ حالا چی؟ موقع شام چی؟ تو صف انتطار اتوبوس؟ بین کلاسها؟ اگه حرف سخنران خسته کننده بود؟ همه جا همه جا و همه لحظات میخوایم سر خودمون رو گرم کنیم و این فاجعه ست چون ما به خودمون اجازه نمیدیم حوصله مون سر بره و مدام میخوایم مشغول باشیم این میشه که وقتی نمیکنیم از نو به چیزها فکر کنیم. نتیجه‌ش چی میشه؟ پیوسته احساس بدی به خودمون داریم. چرا؟ چون وقت نمی‌کنیم خودمون به مهمترین سوالات زندگی فکر کنیم که خودمون جواب بدیم. بعد مثال میزد که بشر سالها وقتی فقط داشته به طبیعت، به آسمون شب نگاه میکرده و مشغول چیز خاصی نبوده به سوالات اصیل زندگیش فکر کرده و بهشون جواب داده حالا ما داریم لحظه به لحظه فقط خودمون رو "سرگرم" میکنیم و شاید وقتشه اجازه بدیم حوصله‌مون سر بره و از نو به خودمون اجازه بدیم مغز بیچاره وقت کنه تو این بیکاری‌ها به خودمون فکر کنه

هر سال یه شمع به اون عددا اضافه میشه و تو میبینی که چه ترسناک شده این سراشیبی هرسال چیزهای بیشتری از دست میدی و چیزهای دیگه‌ا
هر سال یه شمع به اون عددا اضافه میشه و تو میبینی که چه ترسناک شده این سراشیبی هرسال چیزهای بیشتری از دست میدی و چیزهای دیگه‌ای به دست میاری و امیدوارم وقتی فیلم زندگی‌تو پخش میکنن بگی ارزششو داشت بگی هی تهش خوب شد امشب به ۲۴ سالگی گفتم تو وحشتناک‌ترین و سخت‌ترین و بهترین-بدترین سال زندگی من بودی همه چیز دقیقا یک سال قبل از همین موقع تو یک سراشیبی وحشتناک افتاد و تو نگاه میکنی و میگی چطور ممکنه همه‌ی مهمترین چیزها تو یک سال و دقیقا تو یک سال شکست بخورن؟ ولی میبینی وسط آوار، وسط شکست‌ها، وسط اون تاریکی فاجعه‌بار یکهو تویی و خودت و اون تک هسته نورانی ته وجودت که نمیدونستی وجود داره و حالا می‌بینیش، می‌شناسیش و میبینی چه کارها که باید برای نجاتش بکنی و هنوز تو تاریکی ادامه بدی و بدی و بدی و از دستش ندی تویی و joy وقتی از بالای کوه خاطره‌ها به پایین نگاه میکنه و باید اجازه بده اون هسته‌ی واقعی ساخته بشه هر سال شب تولد به خودم میگم بزرگ شدی؟ ۲۴ سالگی وحشتناک عزیز ممنونم

-برای ۱۳ اکتبر هر سال-

تو تا ابد ماندگار شدی در فلسطین ...

خداحافظ صالح... خداحافظ پسر غزه اولین بار با ویدیوهای تو من فهمیدم بزرگ شدن بخاطر جنگ چه شکلیه اولین بار با گزارش‌های تو فهمیدم جنگ آدم‌ها رو عوض میکنه یعنی چی خداحافظ صالح

یک نفر هر ۵ دقیقه:

میل زیادی دارم اینو پین کنم واقعا حیف

-Massachusetts Institute of Technology-

پلی لیست بی‌هوا به این رسید :)

اندر عجایب ناتمام گربه‌ها همین بس که چند وقت دیدیم در حیاط خونه مامان‌بزرگ باز میمونه نشستیم ببینیم چه خبره. کاشف به عمل اومد گربهٔ بزرگوارش یاد گرفته هروقت خواسته بره بیرون زحمت دیوار نمیده به خودش=))) دست میندازه زنجیر قفل در رو می‌کشه باز می‌شه میره بیرون

This is Bisan from Gaza and I am still alive :)

به هرحال همیشه دردهای کشنده‌ی مزمن برا آدم‌های خارج از گود تکراری، عادی و بی‌اهمیت میشه فقط همون‌هایی که پیوسته در دل یک جنگ نابرابر بودن یادشون می‌مونه چی داره میشه

ما چقدر با گزارش‌های تو اشک ریختیم محمد بصل چقدر با رفقای دفاع مدنی‌ت نفس در سینه حبس کردیم چه روزهای سختی گذراندید چقدر ما ق
ما چقدر با گزارش‌های تو اشک ریختیم محمد بصل چقدر با رفقای دفاع مدنی‌ت نفس در سینه حبس کردیم چه روزهای سختی گذراندید چقدر ما قاصریم در بیان آنچه بر شما گذشت آنچه دیدید آنچه هنوز خواهید دید