en
Feedback
Blue daily

Blue daily

Open in Telegram

https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-cPD4U3eua1

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
421
Subscribers
-324 hours
-177 days
+1830 days
Posts Archive
Repost from N/a
چالشششش فوروارد کنید این پیام رو تو چنلتون و اوسی یا کارکتر مورد علاقه یا پرسوناتونو بفرستید و من ازشون آرت میکشم(⁠☆⁠▽⁠☆⁠)⁩
چالشششش فوروارد کنید این پیام رو تو چنلتون و اوسی یا کارکتر مورد علاقه یا پرسوناتونو بفرستید و من ازشون آرت میکشم(⁠☆⁠▽⁠☆⁠)⁩

شاهکار🤌🔥

New commission for Robert ✨ #Commission@dailyspring #Art@dailyspring #Furry
New commission for Robert ✨ #Commission@dailyspring #Art@dailyspring #Furry

Repost from Blue daily
1|1 - Dance Me to the End of Love - Leonard Cohen (320).mp310.84 MB

photo content

یه لحظه فکر کردم جنازه دی-

اخببی

😭😭😂😂😂

مورچه تو اتو بود

چیشدهه

چییی

ما یه صحنه بد دیدیم

🎨 وقتی جهان برای کلود مونه کم‌کم محو شد... کلود مونه، یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ هنر، در سال‌های پایانی زندگی با کاهش شدید بینایی دست‌وپنجه نرم می‌کرد؛ اما حتی وقتی دنیا برای چشمانش تارتر می‌شد، دست از نقاشی نکشید. او همان نیلوفرهای آبیِ معروف را بارها و بارها نقاشی کرد؛ اما این بار، رنگ‌ها و نور را نه آن‌طور که «واقعاً» دیده می‌شدند، بلکه آن‌طور که در ذهن و احساسش شکل می‌گرفتند، روی بوم آورد. شاید به همین دلیل است که آثار پایانی مونه، بیش از آنکه فقط یک منظره باشند، شبیه رؤیایی از جهانی در حال محو شدن‌اند... 🌿🖌️ گاهی یک هنرمند، حتی وقتی دنیا را نمی‌بیند، می‌تواند آن را زیباتر از همیشه به تصویر بکشد.

موووش😭😭😭😭😭😭😭

بید مجنون✨🍃
بید مجنون✨🍃

sticker.webp0.17 KB

خیلی خفن بود😭💙💙

وایییی

Repost from N/a
دریا مانند همیشه خروشان بود و با خشم تمام بر روی صخره های تیز می‌کوفت موج ها باهم سر جنگ داشتند و یکپارچگی خود را از دست داده
دریا مانند همیشه خروشان بود و با خشم تمام بر روی صخره های تیز می‌کوفت موج ها باهم سر جنگ داشتند و یکپارچگی خود را از دست داده بودند کاملا میشد گفت دریا دیوانه شده است آن آبی ملایم حال به رنگ نیلی ملبس شده یا شاید به تیرگی می‌گرایید.... در آن تاریکی و خشم روی صخره های تیز و برنده چشم های مارا نگاه میکرد پری خونین دستش را به سویت دراز کرد گویا کمک میخواست دهانش باز شد و آوازی فضا را پر کرد.... مدهوش شده خود را از صخره ها پایین انداخت و خونی و مالی در آب به سوی آن پری رفت نگاهش به پری افتاد و هیچ نگفت حتی وقتی که اورا به عمق دریا کشاند بالاخره انگار به خانه اش...دریای وحشی برگشته بود
پری، دریا، آبی https://t.me/Infjblu