Blue daily
رفتن به کانال در Telegram
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-cPD4U3eua1
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
364
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
364
یه لحظه حواسم نبود تو کافه تریام فکر کردم تو خونم اینو نزدیک ۱۰ دقیقه رو لوپ گذاشته بودم میخندیدم
یهو به خودم اومدم دیدم صداش زیاده و همه دارن به من نگاه میکنن😇🙂
364
از من پرسید: «بزرگترین چیزی که در درونت دیدهای، چه بوده است؟»
و من پاسخ دادم: «امید.»
شاید در نگاه دیگران، موجود کوچکی به نظر برسم؛ آنقدر کوچک که گاهی حتی به چشم نیایم. اما درون من نوری روشن است. نوری که از آن شعلهای ساختهام؛ شعلهای آنقدر گرم و زنده که حتی در سردترین روزها، به من آرامش میبخشد.
شاید گاهی کافی نباشم. شاید گاهی
آنقدر کوچک به نظر برسم که هیچکس شعلهی امیدم را نبیند. اما این شعله، بی آنکه کسی متوجه شود، درون من بزرگ و بزرگتر میشود.
امید من همیشه به یک شکل نیست.
گاهی رنگ غم میگیرد، گاهی به عشق تبدیل میشود و گاهی خودش را در خندهای کوچک نشان میدهد. امید من از تمام احساساتی که تجربه کردهام، جان گرفته است؛ از اشکهایی که ریختهام، از لبخندهایی که زدهام، از عشقهایی که در قلبم نگه داشتهام و از رویاهایی که هنوز به آنها نرسیدهام.
و با هر رویا، شعلهام کمی بلندتر میشود.
من باور دارم روزی همین شعله، راه رسیدن به آرزوهایم را روشن خواهد کرد. شاید مسیر طولانی باشد، شاید باد های زیادی بوزند و شاید گاهی از ترس خاموش شدنش، دستانم را دور آن حلقه کنم.
اما میدانم که در این راه تنها نیستم.
هیچوقت نبودهام.
همیشه کسی هست که مراقب شعلهی کوچک من باشد؛ کسی که شاید نبینمش، شاید حتی ندانم که آنجاست، اما در لحظههایی که دستانم خسته میشوند، نمیگذارد نورم خاموش شود.
و شاید زیباترین چیز دربارهی امید همین باشد:
اینکه حتی کوچکترین موجودات هم میتوانند درون خود، نوری به بزرگی تمام آرزوهایشان داشته باشند.
