en
Feedback
قهوه تلخ

قهوه تلخ

Open in Telegram

ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
210
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+630 days
Posts Archive
Maybe we'll get married one day, but who knows? Think I'll take that thought to the grave but who knows? I know that I'll love you always Yeah, girl, you.

If life doesn't kill me nostalgia will.

اما این آهنگ بهم یادآوری میکنه که :

غمی که این آهنگ میتونه بهم بده واقعا قابل قیاس نیست.. نمیدونم چطور بگم ولی این آهنگ کاری میکنه که آهنگ های دیگه نمیتونن و اونم لمس کردن غم های کودکیمه، در حالی که من همیشه برای فرار کردن از این بزرگ شدن لعنتی به کودکیم پناه میبرم و اونجا توی خاطراتم، توی نوستالژی احساس امنیت میکنم

Unknown Artist - Bogzar Ze Man Ey Ashena (320).mp317.06 MB

بچه ها میدونم توی این چنل بجز شجریان آهنگ های فارسی زیاد نمیذارم اما خیلی دوست دارم شما رو با یکی از موردعلاقه ترین آهنگای تمام زندگیم آشنا کنم.

Nah nah nah, nah nah nah nah Hey Jude...

And anytime you feel the pain, hey Jude, refrain, Don't carry the world upon your shoulders.

جنوبِ ایران

And in the end, the love you take is equal to the love you make

The woods are lovely, dark and deep, but I have promises to keep, And miles to go before I sleep, And miles to go before slee
The woods are lovely, dark and deep, but I have promises to keep, And miles to go before I sleep, And miles to go before sleep - Robert frost

درمورد تبلیغات یوتیوب یک موردی خیلی چشمم رو گرفته، موردی که میشه گفت کم و بیش من رو دلخور میکنه، تبلیغاتِ هوش مصنوعی برای نویسنده ها، هوش مصنوعی برای پروژه های ساخت و ساز، هوش مصنوعی برای نقاش ها، برای طراح ها، برای سفر، برای خواب، بیداری، مرگ و زندگی. و همونطور که Van Jones یکبار گفت: " our technology is racing ahead of our wisdom; however, the real danger isn't technology itself but rather the communities it leaves behind! "

I loved that girl like she was my own,she was good,she was kind and you killed her..

I remember a land Glorious people lived there Formidable dragons flew there Strong hearts were beating there Someday we will rise from ashes And bring back our majesty

Artemis ll
Artemis ll

این ادم فقط یه کتاب تخیلی نوشته ولی تا همین الان بیدار بودم که ببینم میتونم تاریخچه اش رو تموم کنم .. ولی من هرچقدر بیشتر ادامه میدم تاریخ در کتاب های این بشر هی کش میاد.. هنوز هم تموم نشده! واقعا کشمکش جالبیه که ازش خسته نمیشم.

فصل مورد علاقم از کتاب تا اینجای کار «مسیر نور» بود..

دارم «کتاب سپید» رو از هان کانگ میخونم و عاشق جهان بینیش، عاشق توصیف و تعریف هاش هستم جوری که همه چیز رو تصویر سازی میکنه کاملا ملموسه و همه چیز مثل برف سرد و بی صداست .در چند بخش ابتدایی کتاب هان درمورد خواهر بزرگتر خودش که فقط دو ساعت بعد از متولد شدن فوت میکنه می نویسه و انقدر همه چیز قابل لمسه که انگار اونجا نشسته بودم و شاهد مرگ خواهر، هان بودم! این درواقع این من رو یاد ه.ا.سایه انداخت که درجوابِ از نظر خودتون بهترین شعری که سرودید چی بود؟ ایشون گفتن شعری که هنوز نسرودن (و بعد هم هیچوقت فرصت نمیکنن) شعری درباره ی برادر بزرگترشون، که به دنیا میان و بلافاصله میمیرن و سایه همیشه به این فکر میکرده که اسمش متعلق به اون برادر مرده است، که کار هایی رو انجام میده که احتمالا برادرش انجام میداده ، اینکه آیا اون هم چیز هایی که ایشون دوست داشتن رو دوست می داشتن؟و در قلبشون از این موضوع غمگینن که برادرشون چه علمی بر این دنیا داشته که هنوز پا به جهان نزاشته اون رو ترک میگه و در عوض سایه هست که باید بار سنگین زیستن رو به جای برادرشون به دوش بکشن و سختی هایی رو تحمل کنن که در وهله اول میتونست وجود نداشته باشه! این است رسم برادری؟

1|1 - Moody Wind - Anthony Lazaro (320).mp37.51 MB

photo content
+1