قهوه تلخ
Open in Telegram
ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
210
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+630 days
Posts Archive
210
Maybe we'll get married one day,
but who knows?
Think I'll take that thought
to the grave but who knows?
I know that I'll love you always
Yeah, girl, you.
210
غمی که این آهنگ میتونه بهم بده واقعا قابل قیاس نیست.. نمیدونم چطور بگم ولی این آهنگ کاری میکنه که آهنگ های دیگه نمیتونن و اونم لمس کردن غم های کودکیمه، در حالی که من همیشه برای فرار کردن از این بزرگ شدن لعنتی به کودکیم پناه میبرم و اونجا توی خاطراتم، توی نوستالژی احساس امنیت میکنم
210
بچه ها میدونم توی این چنل بجز شجریان آهنگ های فارسی زیاد نمیذارم اما خیلی دوست دارم شما رو با یکی از موردعلاقه ترین آهنگای تمام زندگیم آشنا کنم.
210
And anytime you feel the pain, hey Jude, refrain,
Don't carry the world upon your shoulders.
210
The woods are lovely, dark and deep, but I have promises to keep,
And miles to go before I sleep,
And miles to go before sleep
- Robert frost
210
درمورد تبلیغات یوتیوب یک موردی خیلی چشمم رو گرفته، موردی که میشه گفت کم و بیش من رو دلخور میکنه، تبلیغاتِ هوش مصنوعی برای نویسنده ها، هوش مصنوعی برای پروژه های ساخت و ساز، هوش مصنوعی برای نقاش ها، برای طراح ها، برای سفر، برای خواب، بیداری، مرگ و زندگی.
و همونطور که Van Jones یکبار گفت:
" our technology is racing ahead of our wisdom; however, the real danger isn't technology itself but rather the communities it leaves behind! "
210
I remember a land
Glorious people lived there
Formidable dragons flew there
Strong hearts were beating there
Someday we will rise from ashes
And bring back our majesty
210
این ادم فقط یه کتاب تخیلی نوشته ولی تا همین الان بیدار بودم که ببینم میتونم تاریخچه اش رو تموم کنم .. ولی من هرچقدر بیشتر ادامه میدم تاریخ در کتاب های این بشر هی کش میاد.. هنوز هم تموم نشده!
واقعا کشمکش جالبیه که ازش خسته نمیشم.
210
دارم «کتاب سپید» رو از هان کانگ میخونم و عاشق جهان بینیش، عاشق توصیف و تعریف هاش هستم جوری که همه چیز رو تصویر سازی میکنه کاملا ملموسه و همه چیز مثل برف سرد و بی صداست .در چند بخش ابتدایی کتاب هان درمورد خواهر بزرگتر خودش که فقط دو ساعت بعد از متولد شدن فوت میکنه می نویسه و انقدر همه چیز قابل لمسه که انگار اونجا نشسته بودم و شاهد مرگ خواهر، هان بودم!
این درواقع این من رو یاد ه.ا.سایه انداخت که درجوابِ از نظر خودتون بهترین شعری که سرودید چی بود؟ ایشون گفتن شعری که هنوز نسرودن (و بعد هم هیچوقت فرصت نمیکنن) شعری درباره ی برادر بزرگترشون، که به دنیا میان و بلافاصله میمیرن و سایه همیشه به این فکر میکرده که اسمش متعلق به اون برادر مرده است، که کار هایی رو انجام میده که احتمالا برادرش انجام میداده ، اینکه آیا اون هم چیز هایی که ایشون دوست داشتن رو دوست می داشتن؟و در قلبشون از این موضوع غمگینن که برادرشون چه علمی بر این دنیا داشته که هنوز پا به جهان نزاشته اون رو ترک میگه و در عوض سایه هست که باید بار سنگین زیستن رو به جای برادرشون به دوش بکشن و سختی هایی رو تحمل کنن که در وهله اول میتونست وجود نداشته باشه!
این است رسم برادری؟
