en
Feedback
Sou⋆

Sou⋆

Open in Telegram

سو باریکه‌ی نور.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
232
Subscribers
+124 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
یه کتاب نجوم بین کتاب‌هات داشته باش، هرزمان از زمین خسته شدی، به آسمون پناه ببر.

photo content

پس یعنی از این به بعد نمی‌شود سرت به کار خودت باشد و کاری به دیگران نداشته باشی، یک گوشه برای خودت زندگی کنی _حالا هر طور که می‌خواهد باشد_ آهسته بروی و آهسته بیایی و آب توی دل دیگران تکان نخورد و خدا ترس و بی‌آزار باشی و بگویی حتما کسی هم کاری به کار من ندارد! هیچ اینطور نیست، می‌‌آیند تا به لانه‌ات سرک بکشند و فضولی‌ات را بکنند: وضع خانه‌ات چه‌طور است، چه جلیقه‌ی خوبی، آیا لباس زیر و چکمه دارید؟ جنسش چیست؟ حتی اینکه چه می‌خوری، چه می‌نوشی، چه رونویسی می‌کنی… مگر من می‌روم توی دهان کسی را نگاه کنم و ببینم چه می‌خورد؟! تا به حال چه کسی را این طور آزرده‌ام؟ نه عزیز من! چرا وقتی کسی کاری به کارت ندارد، چوب لای چرخش کنی! گاهی پنهان می‌شوی، پنهان می‌شوی پشت چیزی که نیستی، می‌ترسی نوک دماغت را نشان بدهی، فرقی نمی‌کند کجا، چون از قضاوت‌ها فرار می‌کنی و به خودت می‌لرزی، چون از هر چه در جهان وجود دارد، از همه‌ی آن‌ها، فقط جوک نصیب تو می‌شود. •بیچارگان؛ داستایفسکی

شاید هیچ زنی در اتاق نباشد. مرد تنها نشسته و ناگهان صدای پیانو… خاطره یا احساسی را در ذهنش زنده می‌کند. آن‌قدر زنده که او را “می‌بیند” اما نمی‌تواند لمسش کند. باز هم به سمت او می‌رود. وقتی زمانِ زیادی می‌گذرد؛ آدم نمی‌داند آنچه در ذهنش مانده خودِ آن شخص است یا رویایی که هرگز رهایش نکرده!

Spirit. George Roux • 1885
Spirit.
George Roux • 1885

آدم ضعیفی نبود، اما دیگر حوصله‌ای برای سختی‌ها نداشت. میل عجیبی به گریز وجودش را گرفته بود. اینکه نبیند، نداند، و برای همیشه برود… و در جایی دوردست، در آرامشی مطلق، گم شود. جایی که هیچ‌کس او را نشناسد، هیچ‌کس از او چیزی نخواهد، و هیچ خاطره‌ای تعقیبش نکند. •عباس معروفی

sticker.webp0.61 KB

چه کسی می‌داند، من چقدر تلاش کردم که روحم زیبا بماند، وقتی جهان پر از رنج بود؟ •داستایفسکی

Etefagh.mp32.31 MB

Etefagh.mp310.06 KB

در قلب من هم پرنده‌ای آبی هست که بخواهد بیرون بیاید؛ اما من برای نشان دادنش زیادی سرسخت شده‌ام. می‌گویم آنجا بمان، نمی‌خواهم کسی تو را ببیند. شاید باعث شوند مثل من رنگت را ببازی… •بوکوفسکی

Spotify اگر هرگز رنج نکشیده بودی؛ امروز چه کسی بودی؟

پیکاسو؛ زمانی که دوست نزدیکش رو - که پس از شکست عشقی خودکشی کرد - از دست میده، وارد “دورانِ آبی” هنرش میشه. و بیشتر آثارش رو با طیف‌های مختلف آبی نقاشی می‌کنه.

زنِ برهنه در حالِ پناه بردن به خود. مثلِ “رنجی” که همه‌ی انسان‌ها تجربه می‌کنن، تنهایی، فقدان، دلتنگی، فقر و انزوا. مثلِ “آبی” که هم‌زمان، غمگین، آرام، عمیق و امیدوارکننده‌ست. چه اندوهِ محترمی. اندوهی که دیده می‌شه، اما فریاد نمی‌زنه.

Blue Nude. Pablo Picasso •1881 - 1973
Blue Nude.
Pablo Picasso •1881 - 1973

Etefagh.mp32.39 MB

: اما جوری تربیت شده بود، که رفتارش با دیگران تفاوت داشت دنیا را جدی‌تر از آن می‌دانست که دیگران “خیال” می‌کنند؛ آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده، اما بعد‌ها به اشتباه خودم پی بردم. و دانستم؛ که درک او آسان‌تر از بوییدن یک گل است! کافی بود کسی او را ببیند؛ و من نمی‌دانم، آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟! •عباس معروفی.

1:32🪽