سانا
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
690
Subscribers
-324 hours
-77 days
+1530 days
Posts Archive
687
چندروز دوری از مجازی و فعالیت خیلی خوب بود؛
به پذیرش رسیدم و فهمیدم هراتفاقیپیش میاد درنهایت باعث خیر میشه، پس استرس بیخودی نگیرم!
و مهمتر اینکه علاقهم به آدمهای مهم زندگیم چندبرابر شد چون فهمیدم هرچی بشه من حمایتشون رو دارم:)))
خلاصه که ؛
از فردا برمیگردم🤭
687
تازه یک ماهه کار پیدا کردم و ماه اول کارآموزی بود از اول مرداد حساب میشه که بهم حقوق بده
خیلی نگرانم که دوباره اینترنت قطع بشه و از دست بدم کارمو
خیلی به درآمدش نیاز خیلی زیاد
برای کتابای کنکور ارشد حتی برای خرج زندگی خیلی به پول نیاز دارم
خدا از بانی کسایی که این بلا رو سرمون آوردن نگذره کاری کردن مردم ایران اینقدر بدبخت شن
687
این چندروز خیلی پیام دادین که راستش دل ودماغ صحبت نداشتم،هنوز همندارم زیاد
اما خب
اگر هستین
https://t.me/harfmybot?start=5994961879
687
یادمه اون موقع ها که کلاس نویسندگی میرفتم
یه روز میخواستیم توصیف کردن رو یادبگیریم و شاخوبرگ بدیم
قرار بر این شد از سخت ترین شروع کنیم
مثلا شهر!
چشمامو بستم واسه تمرین راحتتر!
میخواستم بندر رو توصیف کنم
و ببینم اگر شهر نبود به چی میتونستم تشبیهش کنم
فکر کردم
فکر کردم
دیدم تو خیالاتم بندر یک انسانه!
یک انسان فارغ از جنسیت
نه زن بود برام نه مرد
یه انسان شریف بود
انسانیِ سبزه پوست،تنومند،شاد،پر از مهر،خنده رو،پر تلاش،صادق!
از اون موقع ازش تو ذهنم دیگه یه شهر ساحلی و پرنور نبود،
یه آدم امن بود
پناه بود
پناهگاه بود!
وطن بود
بندر برای من وطنه!
جایی که هر چقدر ازش دور باشم،اسمش روحمو جلا میده...
الان فکر اینکه اون انسان زخمی شده،
دیگه مثل قبل نیست
فکر اینکه اون پناهگاه آسیب زده قلبم رو چنگ میزنه...
687
میخوای نشون بدی جنوب جنگه میای عکس و فیلم از تفریحاتت تو بندر و هرمز و لاوان میذاری؟
عقل داری تو؟
