en
Feedback
Coconut diaries

Coconut diaries

Open in Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
خیلی بامزه‌اس که همش با مورچه از مشکلاتمون حرف می‌زنیم که اکثرا به طرز عجیبی مشترک‌ان، بعد چون نمی‌دونیم باید چیکار کنیم تصمیم می‌گیریم از یکی مشورت بگیریم، و اون یه نفر معمولا همین عزیز توی عکسه:)))) اعتماد بنفسمونو چجوری ببریم بالا؟ نمیدونم بذار از میم بپرسیم! من چجوری بازاریابی یاد بگیرم؟ فن بیان؟ بذار از میم بپرسیم! مشاور رایگانمون شده:))))))

دلم برای این دوتا یه ذره شده.

ممنون از پی‌ام‌اس که هربار باعث می‌شه صحبت‌هایی رو شروع کنم که بدون اون احتمالا همیشه یه گوشه ذهنم مدفون می‌موند و آزارم می‌داد.

بزرگسالی هم عجیبه، یهو متوجه می‌شی که شاید برداشتت از اتفاقات اونقدرا هم درست نبوده و والد موردعلاقه‌ات با معیارهای بزرگسالی تغییر می‌کنه!

الان که از اسفند و شروع جنگ گذشته، دارم می‌فهمم بیشتر فشار روانی‌ای که اون روزا روم بود بخاطر قطعی اینترنت و دوری از جهان بود.

چقدر آخه آدم باید بی‌شرف باشه که تو قطعی اینترنت، با اینترنت سفید بیاد ابراز خوشحالی کنه چون سوشال مدیا خلوته و به قول خودش کسی نیست شوآف کنه! اونم کسی که کل محتوای پست و استوریش شوآف پول شوهرشه که از مزدوری درآوردتش:)))) وای یارو رسما اسکرین شات خریدای چندین میلیونیشو پست میکنه! اسکرین شاات سبد خرید!! بعد از شوآف میگه:))) گمشو ببینم تازه به دوران رسیده!

این دختره انقدرر رفته رو اعصابم که هرلحظه به خودم میام می‌بینم دارم توی مغزم سناریوی دعوای فرضی می‌چینم و بد و بیراه میگم بهش.

کلی خرید هیجانی انجام دادم و همزمان هیجان زده و ناراحتم بابت پولای از دست رفته‌ام:((( هربار که می‌بینم همه چیز گرون‌تر داره میشه، جوگیر می‌شم همین بلا رو سر خودم میارم.

اگر آن اندوه را فراموش کنم نیمی از خود را فراموش کرده‌ام و اگر در خاطر نگه‌دارم، خود تبدیل به یک اندوه بزرگ می‌شوم.

مکافات‌های شروع روز با کلاس آنلاین.
مکافات‌های شروع روز با کلاس آنلاین.

پریشب پدرم از ماشین پیاده شد که بره سوپرمارکت، یهو چشمش افتاد به گربه کنار پیاده‌رو، شروع کرد بچگونه سلام احوالپرسی و حرف زدن با گربه:)))) واقعا فکر نمی‌کردم کار پدرمم به اینجا بکشه.

لا به لای اتفاقات روز.
لا به لای اتفاقات روز.

ببخشید ایده لگ ورزشی تو خیابون ایده کی بود؟ مگه همیشه داریم از باشگاه میایم؟!

نور از لای پرده کل اتاق رو پر کرده، صدای گنجشکا میاد و دیشب به اندازه کافی خوابیدم و دوش گرفتم و دنیا بنظر امروز جای خوبی برای زندگیه.

من کجا می‌تونم اعلام آمادگی کنم برای نگهداری کوتاه مدت بچه گربه؟ حیف نیست بهار در دستانم بلغزد و یه بچه گربه نداشته باشم؟

امروز تصمیم گرفتم برم توی حالت fake it till you make it, تا الان جواب داده.

ترم قبل که بخاطر اعتراضات دی ماه امتحاناتمون مجازی شد، اساتید تصمیم گرفتن بخاطر اینکه انتقام مجازی شدن و امکان تقلب رو ازمون بگیرن، تایم امتحانات رو کوتاه و سوالات رو وحشتناک سخت کنن؛ درحالی که ما نقشی توی مجازی شدن نداشتیم. نتیجه شد اینکه میانگین نمره‌ها از حالت حضوری هم خیلی پایین‌تر اومد و توی درس‌هایی که فکرشو نمی‌کردیم، عده زیادی افتادن! داستان قطع شدن اینترنت هم همینه، همه با هم داریم تقاص چیزی رو پس می‌دیم که تقصیر ماها نبوده.

دارم تبدیل می‌شم به خود شخصیت داستان، در عین‌حال که براش همزمان حس ترحم و انزجار دارم!
دارم تبدیل می‌شم به خود شخصیت داستان، در عین‌حال که براش همزمان حس ترحم و انزجار دارم!

همچنان عاشق صحبت‌های کوتاه با افراد غریبه‌ در مکان‌های عمومی هستم.

داشتم درمورد tadigrade‌ها می‌خوندم، موجودات دریایی خیلی کوچیکی که مقاومت بالایی دارن و می‌تونن توی شرایط بد مثل خشکی زیاد یا دمای خیلی بالا یا پایین زنده بمونن. به این شکل که توی حالتی شبیه فریز شدن فرو می‌رن تا زمانی که شرایط مساعد بشه و باز به زندگی برگردن. موجود جالبیه، می‌تونم الان بگم که من یک تاردیگرید فریز شده هستم که منتظر شرایط مناسبشه تا به زندگی عادیش برگرده.