en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Unspokens

Unspokens

Open in Telegram

A constant loop of detachment. t.me/HidenChat_Bot?start=8769574644

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
371
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+3330 days
Posts Archive
I started off with many friends And we spent a long time talking I thought they meant every word they said But like everyone else, they were stalling And now they seem so different They seem so different They seem so different

I am not like I was before I thought that nothing would change me I was not listening anymore Still you continued to affect me I was not thinking anymore Although I said I still was I'd said, "I don't want anymore" Because of bad experience But now I feel so different I feel so different I feel so different

God grant me the serenity to accept the things I cannot change Courage to change the things I can And the wisdom to know the difference

تیرماهی ها تولدتون پیشاپیش مبارک (شاید هم پساپیش)

Honestly زندگی رو دوست دارم.

Farman Fathalian - Solhe Abadi.mp312.47 MB

زبان عشق من خیلی شبیه ماماناست، مثلا یهو میبینی تو گالری م یه عکسِ خیلی کراپ شده و نزدیک از صورتت دارم که به احتمال زیاد خیلی توش خوشگل افتادی. (but you probably will deny it)

امروز تونستم کمک بخوام.✨✨✨✨✨✨

1. Causes - Teach Me How to Dance with You (320).mp37.90 MB

photo content

Rockettothesky - Grizzly Man.mp38.45 MB

G O O D D A Y.m4a2.83 MB

Repost from N/a
انسان باید از احساسات خود بزرگ تر و قوی تر باشد. این را هیچ کس از او نمی‌خواهد ، زندگی می‌خواهد. وگرنه هر آن احساساتش همانند سیل اورا از جا می‌کند و از بین می‌برد.

Jose Feliciano – The Gypsy.mp35.09 MB

Jose Feliciano - Listen To The Falling Rain.mp33.35 MB

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس . اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟! آدم ها، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه... ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است. هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع. این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید. تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش...

04 Aureliano - Shahin-Najafi [@ShahinG3].mp39.47 MB

photo content

بیشتر وقت ها در تحسین شدن ردّی از غرور طرف مقابل هست. انگار بالاخره کسی پیدا شده که نکات و ویژگی های مورد علاقه شو در تو پیدا کرده، انگار بالاخره حضور و تصمیم اون آدم باعث میشه احساس کنی بالاخره انتخاب شدی، تحسین شدی و مهم تر از همه اون فرد از جایگاه انتخاب کننده این تایید رو بهت میده و هرلحظه که بخواد میتونه این رو ازت پس بگیره. انگار اون تحسین برای تو نیست، واقعی نیست، انگار از سر میل و غرور اون آدمه. شاید تو واقعا ویژگی های فوق العاده ای داشته باشی ولی انگار یک نفر دیگه مهر تایید اون هارو زده و بی مزه تر از اون اینه که حالا در ازاش انتظار داره نظر تو رو جلب کرده باشه و یا تو رو در کنار خودش داشته باشه، ولی در فهمیده شدن، هیچ کدوم از اینها نیست. انگار واقعی تره، ساکت تره و بی ادعا تر.

حس می کنم تحسین شدن برام جذاببت و اهمّیتش رو از دست داده، میل عجیبی برای فهمیده شدن درون خودم حس می کنم.