en
Feedback
For evermore

For evermore

Open in Telegram

A journal!

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
207
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
یه تفاوتی که این بخش با زندگی کاسندرا داشته این بوده که کاسندرا به عنوان اسیر گرفته میشه و در نهایت به قتل میرسه ولی اینجا اشاره داره به سوزاندن زنان به جرم جادوگری(که توی تاریخ برمیگرده به دادگاه های شهر سیلم که قبلا براتون راجع بهش نوشتم) از اونجایی که کاسندرا پیشگویی میکرده اینجا مرگش رو با زنده زنده سوزانده شدن در ملا عام تغییر میده تا اون بی تفاوتی و بعضا تنفری که آدما نسبت بهش داشتن رو نشون بده…

When the first stone's thrown, there's screaming
In the streets, there's a raging riot
When it's "Burn the bitch, " they're shrieking
When the truth comes out, it's quiet
وای من عاشق این بخشم، تقریبا توی شروع آهنگه ترجمه‌ش: وقتی اولین سنگ پرتاب می‌شه، فریادها بلند می‌شن توی خیابون‌ها شورش و آشوب به پا می‌شه وقتی فریاد می‌زنن: «این هرزه رو بسوزون!» وقتی حقیقت آشکار می‌شه، همه‌چیز ساکت می‌شه.

نرد اعظم، خانم دکتر تیلور الیسون سویفت در سال ۲۰۲۴ در آلبوم دپارتمان شاعران زجر کشیده یه آهنگ منتشر میکنه به اسم Cassandra بیاین متنش رو با هم بررسی کنیم

خب حالا بریم سراغ موسیقی

Cassandra آپولو(پسر زئوس) به کاساندرا قدرت پیشگویی داد، اما وقتی کاساندرا عشقش رو نپذیرفت، آپولو کاری کرد که از این به بعد هرگز کسی پیشگویی‌هایش را باور نکنه. تو خود کتاب ادیسه، کاسندرا نقش پر رنگی نداره ولی بهش اشاره شده که جنگ تروا رو پیش بینی کرده بود و سعی داشت همه رو از این موضوع آگاه کنه اما نفرین کاسندرا باعث میشد کسی حرفش رو باور نکنه.

اینروزا که بازار ادیسه بخاطر جناب نولان گرمه و آدمها دارن دوباره کتاب هومر رو میخونن بیاین راجع به زندگی یک شخصیتی صحبت کنیم که جز شخصیت های اصلی نیست ولی جایگاه ویژه ای داره در بین اساطیر یونان باستان🏛️

دوستان عزیز، تا شما چای و قهوه هاتون رو میارین منم براتون بنویسم. بیاین که میخوایم دوباره از موسیقی و ادبیات صحبت کنیم🤎

1|7 - Pretty When You Cry - Lana Del Rey (320).mp39.09 MB

Even though I believe the responsibilities in a relationship are shared between two people, I’ve come to realize that they are not always divided equally. Each person carries their own role. With my fragile sense of self, I used to believe I would always be the one who needed protection, that the other person would be the one to provide it. But looking back at my past, I see something entirely different. I was almost always the one who protected, even when it came at the cost of my own life. Somehow, I found myself in the role of a mother: the one who breaks herself apart, piece by piece, just to make sure the children are safe. And even after the stories have ended, I still find myself wondering, every now and then: Are they okay? Can I help them? Is there something I should do? How can I sacrifice myself one more time just to make them feel a little less broken? Maybe it is a curse to be broken yourself, and still be willing to give away every chance of healing you have just to heal someone else. To keep reaching for others with hands that are still bleeding. To keep offering shelter when you have nowhere left to hide. To keep saving people, even when no one is left to save you.

photo content

Happy August 17th to anyone who celebrates🤍

دیروز ۱۷ آگوست بوده، میگم چرا انقد گرفته بودم :)

3:50

Ethel-Cain-Strangers-128.mp35.50 MB

فردا به زندگی برمیگردم.

Being myself wasn't easy Do it for me

04 - The Governor’s Waltz.mp37.96 MB

وقتی فصل انجیر فرا رسیده، پس تو این شاهکار رو از توی قفسه کتابات بیرون میاری، خاک روش از رو پاک میکنی و مجدد میذاریش توی قفسه
وقتی فصل انجیر فرا رسیده، پس تو این شاهکار رو از توی قفسه کتابات بیرون میاری، خاک روش از رو پاک میکنی و مجدد میذاریش توی قفسه مورد علاقه‌ت. 🤍

Olivia Dean - I ve Seen It.mp35.01 MB

همونقدر که خود دفتره عزیزه برام، سعی کردم این ویدیورو هم جوری بگیرم که حق مطلب ادا شه. من معمولا از روی تختم مینویسم و درست نمیبود اگه جای دیگه ای این ویدیو رو میگرفتم… امیدوارم اون حس راحتی و cozy بودنه رو تونسته باشم انتقال بدم بهتون🤍 شما هم اگه دوست داشتین از تجربیاتتون از نوشتن برام بنویسین