نمیدانم،
Open in Telegram
اینجا قطعهایست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیریست؛ بیتسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
217
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-530 days
Posts Archive
217
در بزرگسالی، کمتر چیزی را میتوان یافت که شورِ کودکی و نوجوانی را در خود حفظ کرده باشد؛ و این میم، سادهترین مثال بود.
217
دو روز پیش در بیمارستان، مادری که همراه دخترش بود از من خواست برایشان چیزی از بوفه تهیه کنم. نمیدانست که خودم نیز بیمارم. کار کوچکی بود، اما وقتی بازگشتم، با مهربانی و شرمندگی از من تشکر کرد و در پایان بوسهای بر پیشانی ام نشاند. عجیب است؛ گاهی برای بیرون آمدن از ملال ذهنی، نه به استدلالی بزرگ نیاز است و نه به پیروزی در یک بحث. کافی است با تکهای از انسانیت مواجه شوی تا دوباره به آدمها امیدوار شوی.
217
۷۲ ساعت شده است و بنده در تمام این مدت، تنها ۴ تا ۵ ساعت خوابیدهام. درون سرم، گویی سنگی سخت و سنگین جا خوش کرده است.
