اِنقباضِ مغزَم؛
Open in Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
Show moreIran138 693The category is not specified
340
Subscribers
-224 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
من از اعتماد کردن نمیترسم، از ناامید شدن میترسم، از اینکه یه آدم رو باور کنم و بهم ثابت کنه که اشتباه کردم خیلی میترسم.
الان دقیقا اونجایم که فروغ فرخزاد میگه:
«حال من بد نیست و یعنی هیچ جای بدنم درد نمیکند ولی اگر بخواهی حالم را عمیقتر جویا شوی باید به تو بگویم که بههیچوجه از زندگی خوشم نمیآید…» .
نه عزیزم، سریع گریهم در نمیاد؛ خیلی وقت بود که داشتم سعی میکردم سرپا وایستم و وانمود کنم اهمیتی نداره
نمیدونم آدم درستی هستم یا نه، ولی این رو خوب میدونم طوری زندگی کردم که احتیاجی به نقاب نداشته باشم و همیشه خودم بودم، گاهی غمگینه غمگین، گاهی شاده شاد، گاهی در مسیر تکامل، گاهی در مسیر سقوط، گاهی موفق و بینقص، گاهی پر از اشتباه و ناپخته، در نهایت همیشه با پذیرفتن درونی و ذهنیه این نکته که من کامل نیستم، خودم بودم و هیچوقت تظاهر به چیزی که نیستم نکردم.
اکثر کسایی که هیچوقت حوصله ندارن، آدمایی بودن که بیشتر از همه انتظار کشیدن و صبر کردن.
