en
Feedback
من!

من!

Open in Telegram

و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکره‌الاولیا

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
378
Subscribers
-124 hours
-127 days
-4130 days
Posts Archive
photo content

For mom, the nature, cooking and her love for me have been her little forest. I should find my own little forest too. __🎞 little forest🌳

photo content

آهنگی باش، در این خانه بپیچ...

Repost from N/a
Faramarz-Aslani-Dstam-Begir-320.mp313.23 MB

photo content

قبل‌ترها زیباتر بودی.

رنگی کنار شب بی‌حرف مرده است. __سهراب

شب از پسِ کدام گناه طغیان می‌کند؟ خواب چشم‌هایم را می‌دزدد خون رگ‌هایم را تاریک می‌کند بدنم را می‌گزد و قلبم را می‌فشارد.. این سکوت شب، مزارِ کدام فریاد است؟ کدام دهانِ دوخته؟ چه نفرینی چه رمزی چه رازی دارد؟ چه بی‌رقیب، چه تلافی‌جویانه، چه وحشی نگاهم می‌کند. __من

کدام بازوی خوب، کدام ساعتِ خوش، باز پس آرد به من این دیار را که از او خواب‌های من می‌آید و کوچکترینْ حرکاتِ من؟ __آرتور رمبو

Repost from N/a
هرچی صبر کرد آسمون آبی نشد

photo content

من نماینده کشور پرتغال آزاد هستم. ما در اثر سال‌ها تجربه تلخ دریافتیم که مردم دنیا خوش‌باور و احمق و توسری خورند و عقلشان به چشمشان است و همچنین دنیا خرتوخر است اگر ما از حماقت مردم استفاده می‌کنیم گناه از ما نیست، چشمشان کور و دندشان نرم اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بیاورند. اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدرپرستند پس فوضولی موقوف! بیخود صورت حق بجانب به خود نگیرند زیرا حق نتق کشیدن ندارند. آخر ما هم که بیکار نمی‌نشینیم و با قصه «بی بی گوزک» سرشان را گرم خواهیم کرد. چنان آن‌ها را ترغیب به گذشت و فقر و فاقه و صوفی‌گری و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری خوردن می‌کنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند. اما این دست، دست ما خواهد بود. ما ترک دنیا به آنها می آموزیم و خودمان سیم و غله خواهیم اندوخت (کف زدن حضار) ... جانم برایتان بگوید، همیشه برای اینکه تاریخ عرض اندام کند،یک تپز یا گرز یا قداره‌ی خون‌آلود و یا لوله‌ی توپ و یا بمب اتمی برهان قاطع است. چنان که حضرت خاتم النبیین می‌فرماید:"انا نبی بالسیف" آن وقت چند نفر رجاله لازم است که به اسم خدا و شاه و میهن هی کراوغلی بخوانند و سینه بزنند و خود را نگهبان قانون معرفی کنند و توده‌ی عوام کالانعام را با اشتلم و بیم دوزخ و امید بهشت بفریبند. این توده‌ی گمنام هم که اسیر شکم و زیر شکمش است کورکورانه از آن‌ها اطاعت خواهد کرد و به پای خود به کشتارگاه می‌رود. به این طریق تاریخ عوض می‌شود.(حضار کف زدند و هورا کشیدند. میهن مسلخ عزیز ماست) اما چرا علم شریف تاریخ تکرار می‌شود؟ برای اینکه وقاحت‌ها و پستی‌ها و سستی‌ها و مادر قحبگی‌های بشر هم تکرار می‌شود. جانوران بت نمی‌پرستند، قلدر نمی‌تراشند و به کثافت کاری‌های خودشان نمی‌بالند، برای همین تاریخ ندارند. __صادق هدایت

photo content

شتاب کردم که آفتاب بیاید نیامد دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می ریخت که آفتاب بیاید نیامد به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند که آفتاب بیاید نیامد چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم، دریدم شبانه روز دریدم، دریدم که آفتاب بیاید نیامد چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید نیامد کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو چو آمدم به خیابان دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید نیامد اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را ولی گریستن نتوانستم نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم که آفتاب بیاید نیامد. __رضا براهنی

من با همه‌ی خون قلبم با رخت یکدست سفیدِ قلبم با گل‌های خاکی که چسبیده‌است به آن بازمی‌گردم به جاده... __مایاکوفسکی

photo content

هیچ چیز در این کتاب حقیقت ندارد. بر اساس فریب‌هایی زندگی کن که تو را شجاع، مهربان، سالم و خوشحال می‌کنند. __کورت ونه‌گات

قلب آدمیزاد مثل شب‌پره است. بی‌صدا منتظر چیزی می‌ماند و وقتش که شد، یک‌راست به سویش می‌پرد. __سوکورو‌ تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش🍓🤍/ هاروکی موراکامی