من!
Open in Telegram
و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکرهالاولیا
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
378
Subscribers
-124 hours
-127 days
-4130 days
Posts Archive
378
آروم با خودم حرف زدم و گذاشتم به طعنه سرم به یه طرف متمایل بشه. این همه رنج به خاطر غذای ناچیزی که آدم میخوره، آبی که میآشامه، به خاطر این تن زمینی که بلاخره خوراک کرمها میشه! [...]
چرا باید این موجود بیمقدار از همه طرف آماج حمله باشه؟ احساس میکنم فلک غدّار با بیخیالی انگشتِشو تو تار و پود مغزم فرو کرده و اختلال کوچکی به وجود آورده و وقتی دستشو پس کشیده الیاف و رشتههای ریشهمانندی سرانگشتش جا مونده. بنابراین، حفرهای تو مغزم درست شده، زخمی درست شده که هیچوقت خوبشدنی نیست. اونوقت به خاطر همین زخم ناچیز باید این زمینو بذارم و برم و این پایان تموم رنجهامه. پایان تموم ناراحتیهایییه که کشیدهم.
__گرسنه🫂/ کنوت هامسون
378
این جا، در سراشیب تپهها، پیشاروی ِغروب
و دهانهی توپ زمان، کنار نهالستانهای شکسته سایه، به همان کاری مشغولیم که زندانیان، به همان که خیل بیکاران:
امید میپروریم!
__محمود درویش
378
فاحشه همبسترش را میبوسد
ورزشکار چهارگوشه زمین را
و آخوند قرآن را
نان از هرجا در بیاید مقدس است.
__صادق هدایت
378
کامینز، هنرمند متخصص دورهی رکود اقتصادی، به فقر فلجکنندهی آن دوره، جنسیتزدگی لندن و آدمهای نامتعارف و حاشیهای نگاهی عمیق دارد. بخش اعظم داستان دربارهی توالد و تناسل، کار خانه و ایجاد شدن فرصتهای اقتصادی است، اموری که فمینیستهای معاصر آنها را مسائلی در زمینهی عدالت و برابری دانست.
__مجلهی کِرکِس
378
کاوافی شعری دارد که خیلی دوستش دارم، پنج خط بیشتر نیست اما از کارهای اصلی اوست، «در همان فضا»:
همنشینی خانهها، کافهها و محلههایی
که این سالها مدام دیدهام و بینشان قدم زدهام:
تو را در خوشی آفریدم، در غم
با همهی زیروبالاها، تمام ریزهکاریها.
و نزد من، تمام تو شد احساس...
__طبیعت بیجان با صدفها و لیمو🍋✨/ مارک دوتی
378
کل تاریخ همین است: پیکرهایی که قرنهای آزگار در این کانالها اینسو و آنسو میروند، مثل غنچهای پیچان در این خانهها و خیابانها شکوفه میکنند، تمام تنهایی که گرسنه میشوند، به هم میپیوندند، از هم می گسلند، پیش میروند، میاندوزند، رها میکنند، پیر میشوند و از پا میافتند. بدنها لالههاییاند که به فرمان نور خم شدهاند، غنچهغنچه رنگ گرفتهاند، پژمردهاند.
انگار جهان معبریست که تن از آن عبور میکند.
__طبیعت بیجان با صدفها و لیمو🍋✨/ مارک دوتی
378
در زبان ژاپنی واژهای هست برای اشیایی که استفادهی بیشتر زیباترشان میکند، چیزهایی که ردّی از شیوهی آفرینششان، یا نشانِ منحصربهفردِ گذر زمان را بر خود دارند: نوعی زیبایی که نه تنها از گزند زمان در امان نیست که اصلا در آن جای دارد.
__طبیعت بیجان با صدفها و لیمو🍋✨/ مارک دوتی
(فکر کنم منظورش "کینسکی" (きんすき، kintsugi) باشه)
378
قلبْ نهانخانهی چیزهای از دست رفته است.[...]
بچه که بودم اسباببازیای داشتم به اسم «Magic & ball». کرهی سخت و سیاه پلاستیکیای بود بزرگتر از توپ بیسبال با پنجرهی کوچکی زیرش. باید سؤالی میپرسیدی و بعد توپ را سروته میکردی، وسطِ مایعِ سیاهرنگِ داخلِ ظرفی در توپ پیامی در برابر چشمهایت شناور میشد. توپ جواب میداد «بله» یا «شاید» یا «بعدا دوباره بپرس». حالا به گمانم در من هم فضایی هست مثل تاریکیِ داخل آن کُرهی توخالی و چیزها در برابرم شناور میشوند، تصاویری که حامل معنایند، پارهها و آبآوردههایی از لحظات خاص.
چیزهای ازمیانرفته. یا دستکم از زندگی من رفته. خدا میداند حالا هرکدامشان کجاست، به چه کاری میآید، چه معناهای دیگری بهش دادهاند؟
__طبیعت بیجان با صدفها و لیمو🍋✨/ مارک دوتی
378
و حاصلِ این همه، ثمرهی نگریستن تا سرحدّ توانْ به آن سطحِ سرشار، عشق است__مرادم از عشق حسّ شفقّتیست به تجربه، به مأنوسیِ با چیزهای این جهان.
__طبیعت بیجان با صدفها و لیمو🍋✨/ مارک دوتی
378
یه روزی بهشون ثابت میشه
چیزی که عمیقا تو دلمون کاشتن
مقدسترین چیزی بود که میشد داشته باشیم.
باید هر روز این خشم و نفرتِ عزیزتر از جان رو بشماریم
خدایی نکرده یه تار مو ازش کم نشه... باید مراقبشون باشم، هر روز و هر ثانیه بهشون فکر کنیم.
حالا هی بتازونید هی بتازونید عاقبت ثمرهی این درخت مادر همتونو به گای سگ میده.
378
یک شب با خدایشان حرف زدم. گفتم "سلام! چرا هیچ وقت نمیگویی اگر فقط یک بار دیگر انسانی یک انسان دیگر را عذاب دهد همه چیز را تمام میکنم؟
چرا هیچ وقت نمیگویی اگر یک نفر دیگر زاری کند چون انسان دیگری پایش را رویِ گلویش گذاشته، دو شاخه را از برق میکشم؟
__استیو تولتز
