ساڪنِ ایٺالیا
前往频道在 Telegram
( 💭 ) ڪلبـہای سپیـد ،ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ میاں گلبـرگهای سبـز جںگل .ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ៸ㅤㅤ t.me/psewbot
显示更多伊朗133 585未指定类别
348
订阅者
+124 小时
+77 天
+530 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+7
在11个频道中
九月 '26
+23
在19个频道中
Get PRO
八月 '26
+50
在33个频道中
Get PRO
七月 '26
+55
在41个频道中
Get PRO
六月 '26
+63
在37个频道中
Get PRO
五月 '26
+30
在20个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+51
在31个频道中
Get PRO
一月 '26
+9
在12个频道中
Get PRO
十二月 '25
+151
在51个频道中
Get PRO
十一月 '250
在47个频道中
Get PRO
十月 '25
+56
在58个频道中
Get PRO
九月 '25
+81
在29个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | +1 | |||
| 04 十月 | 0 | |||
| 03 十月 | +2 | |||
| 02 十月 | +4 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
Repost from 𝖽𝖺𝗁𝗅𝗂𝖺𝗌𝗄𝗓.𝗂𝗋
اونرایی که اینجا جوینین این پیام رو فور کنید میخوام فولدرمو مرتب کنم🌟پاکسازی نیست.
| 2 | چقدر متفاوت و جذاب بود
خسته نباشی 🌟 | 27 |
| 3 | ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇
ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ 𝗀𝗅𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝗇’ 𝖼𝗁𝖺𝗈𝗌 🌟.
𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗎𝗋 𝖺𝖼𝖼𝗈𝗎𝗇𝗍 𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾 “𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖺𝗆𝗈𝗋𝗂𝗇🌟 | 16 |
| 4 | اینارو سین میزنید لطفا؟ | 12 |
| 5 | . | 31 |
| 6 | ㅤ: You never noticed I was already there. | 15 |
| 7 | خاک تو سرم من امروز اصلا اینور نیومدم :)) | 21 |
| 8 | چک کردید؟ | 37 |
| 9 | هوانگ فلیکس؟ OMG.
اسلی کردی رسما 🤩🤩 | 48 |
| 10 | 没有文字... | 29 |
| 11 | این پیام رو فوروارد کنید
یه پست فور بزنم ازتون! | 34 |
| 12 | دیلی ادیت لیفلیکس، یه چند نفر بیان که فقط از این آمار در بیایم | 31 |
| 13 | dn | 40 |
| 14 | چه چنل نازی | 39 |
| 15 | 没有文字... | 29 |
| 16 | تو همچون ڪبوٺر بزن پر
برو دور شو از این شهر
برنگرد همسفر
رقصیدم به ساز تو
㈲ | 26 |
| 17 | – Dans la douceur des nuits d’automne, je te retrouve.
امشب، آسمان آن آبیِ ژرف و خاموش را به تن کرده که آدم را یاد حرفهایی میاندازد که سالها در سینه ماندهاند و هنوز برای تمام شدن، واژهی مناسبی پیدا نکردهاند. پشت پنجره، چند چراغ پراکنده روشناند و نورشان روی دیوارهای کهنه لغزیده؛ انگار در آن همه آبیِ سرد، هنوز گوشههایی از شهر گرم مانده است.
همیشه گمان میکردم آدمها با گذر زمان با حضور یکدیگر خو میگیرند؛ بعد تو آمدی و فهمیدم بعضی آدمها وارد زندگی نمیشوند که به بودنشان عادت کنیم، میآیند تا معیارِ آرامش را در جان آدم جابهجا کنند.
تو برای من همین اتفاقی.
حضورت شبیه جملهایست که معنایش را از واژههایش نمیگیرد؛ از سکوتِ میان آنها میگیرد. از همان مکث کوتاهی که میان دو کلمه جا میماند و خواننده، بیآنکه بداند چرا، دلش میخواهد همانجا بماند.
شاید دوست داشتن همین باشد؛ پیدا کردنِ کسی که در کنارش سکوت، صورت دیگری از سخن گفتن پیدا میکند.
گاهی به این فکر میکنم که چرا میان این همه آدم، قلب ما به بعضیها چنین بیصدا گره میخورد. شاید آدم تمام عمر در جستوجوی کسی نیست که شبیه خودش باشد؛ در جستوجوی کسیست که بتواند بخشهایی از وجودش را که هنوز زبان ندارند، بفهمد.
تو بعضی از بیزبانیهای مرا فهمیدی. و این برای من، از هزار بار شنیدنِ «دوستت دارم» عمیقتر است.
پاییز که از راه میرسد، این را بهتر میفهمم. برگها از شاخهها جدا میشوند و درخت، با تمام برهنگیاش، همچنان ایستاده میماند؛ انگار طبیعت هم میداند ماندن، تنها صورتِ دوست داشتن نیست. بعضی فصلها میآیند تا آدم بفهمد چه چیزی سزاوارِ ماندن است و چه چیزی باید با وقاری خاموش از کنارش عبور کند.
من میان تمام این رفتوآمدها، تو را برای ماندن میخواهم. شاید شگفتانگیزترین بخش عشق همین باشد؛ آدم یک نفر را پیدا میکند و ناگهان آینده، که همیشه شبیه راهی مهآلود بوده، پنجرهای پیدا میکند.
من آینده را با تو شبیه خانهای میبینم که هنوز بنا نشده، اما میشود گرمای چراغهایش را از همین حالا حس کرد؛ جایی با عصرهای آرام، دو فنجان بر لبهی میز، پنجرهای پوشیده از بخار و شهری که پشت شیشه، آهسته در تاریکی محو میشود.
و تو.
شاید تمام فلسفهی خوشبختی همین باشد؛
اینکه جهان، با تمام وسعت و بیقراریاش، سرانجام در حضور یک نفر قابلِ سکونت شود.
تو جهان را برای من قابلِ سکونت کردی.
دوستت دارم شبیه نوری که در واپسین ساعتهای عصر پاییزی روی دیوار میلغزد؛ نوری که برای دیدهشدن شتابی ندارد، اما وقتی خاموش میشود، آدم تازه میفهمد چهقدر به حضورش خو گرفته بوده.
دوستت دارم شبیه کتابی که آدم از بیمِ تمام شدن، آهسته میخواند؛ هر صفحه را با مکث، هر جمله را با تأمل و هر پایان را با اندکی دلتنگی.
و اگر روزی از من بپرسی عشق کجای زندگی آدم میایستد، شاید بگویم: جایی میان آنچه از دست میرود و آنچه هنوز امیدِ ماندن دارد؛
جایی که آدم برای نخستینبار میفهمد خانه همیشه یک مکان نیست.
گاهی یک نفر است.
و من، بکهیونم، خانهام را در تو پیدا کردهام.
— چانیول؛ ساکنِ همان گوشهای از جهان که به تو ختم میشود | 18 |
| 18 | 没有文字... | 15 |
| 19 | "Alpenglow;
☆“Art is the only thing that breaks me apart, then puts me back together.”☆
Part 14 | 10 |
| 20 | 没有文字... | 11 |
