ch
Feedback
رقائق

رقائق

前往频道在 Telegram

نسیم کوی «أقصی» بود، «طوفان» شد. سهم ما ازین طوفان، «رقائق» شد. رقائق یعنی: بیا نازک اندیشی کنیم و از دریچه‌ای نو بنگریم بیکرانه‌های وحی را. رقائق القرآن 🖋️للّه قلمی دسترسی به کانال تجویدمان ربات کانال:https://t.me/harfmanrobot?start=868284154

显示更多
1 465
订阅者
-124 小时
-37
+3630
帖子存档
ما فکر می‌کنیم بعضی کارها از بعضی افراد خیلی بعید است؛ اما حقیقت این است که هیچ چیز از هیچ بنی‌آدمی به دور نیست.

اگر قرار باشد تنها یکی از اذکار صبحگاهی را بخوانم، ابتدا کوله‌بار گناهانم را زمین می‌گذارم قبل از آنکه بخواهم اوج بگیرم. «سبحان الله وبحمده» #ذکرهایم

اگر قرار باشد تنها یکی از اذکار صبحگاهی را بخوانم، ابتدا کوله‌بار گناهانم را زمین می‌گذارم قبل از آنکه بخواهم اوج بگیرم. «سبحان الله وبحمده» #ذکرهایم

چیرۆکی من هەمووی جوانە، چونکە بە ڕووناکی نووسراوە. نێوی منی تێدا نییە هەر هەمووشی نێوی منە

زیباترین مفهوم از صلوات🪴

«توفیق‌یافتگانِ بلندهمت»

این مهم فراموش نشه دوستان. دست کم نشر بدین که بقیه متوجه بشن این کمک‌رسانی ها هنوز در جریانه.

این مهم فراموش نشه دوستان. دست کم نشر بدین که بقیه متوجه بشن این کمک‌رسانی ها هنوز در جریانه.

هنوز هم مردم غزه نیازمند یاری‌اند؛ گرچه ما به هر دلیلی کوتاهی کرده‌ و از یاد آنان به خود مشغول شده‌ایم. شما همراهان گرامی، در اوج جهاد مالی برای غزه، با همت و سخاوت خود بیش از 200 میلیون تومان کمک کردید. اکنون نیز این میدان همچنان گشوده است؛ میدانی که در سکوت، بسیاری از رقابت در آن بازمانده یا کنار کشیده‌اند و فرصت پیشی گرفتن در انجام این وظیفه الهی بیش از گذشته فراهم شده است. این دو کانال ( آنچه از ذهن می‌گذرد و حامیان غزه) ، به فضل الهی، این وظیفه شرعی را به‌صورت مستمر انجام داده‌اند و همچنان ادامه خواهند داد، ان‌شاءالله. با آنان همراه باشید و در این مسیر خیر، سهم خود را ادا کنید.

سلام علیکم و صبح بخیر ، دوستان پروژه ی سوم تعمیر چاه آب میباشد که ۷۰۰۰ دلار پول نیاز هست و مبلغ هنوز تکمیل نشده ، صدقه دهید هرچند کم باشد نزد خدا زیاد است ان شاءالله، اگر توان کمک کردن ندارید ، تبلیغ و اطلاع رسانی کنید ، الدال علی الخیر کفاعله

هرآنچه تحریض وتشویق بوده انجام شده از آغاز جنگ غزة ... کلیپ هایی که از رنج برادران وخواهرانمان دیدیم نیز خود حجتی دیگر بودن ... کلامی بیشتر از این نداریم که بعنوان پست در کانال بذاریم جز اینکه اطلاع بدیم ، برادران وخواهران شما در غزة ، گرسنه و تشنه هستن ...

جالبه! از نظرم علمی هم بحث برانگیزه حتی به نظرم می‌شه از زاویه‌ی دیگه‌ای هم به موضوع نگاه کرد: انسان در انتخابِ فرزند مختار است، اما در انتخابِ پدر و مادر هیچ اختیاری ندارد. اگر محبت به فرزند از محبت به والدین قوی‌تر نبود، شاید انسانِ مختار انگیزه‌ی کافی برای پذیرش مسئولیت‌های سنگینِ فرزندآوری و تربیت فرزند را هم نداشت. شاید به همین دلیله که در قرآن و آموزه‌های دینی ما سفارش‌های فراوانی درباره‌ی احترام، نیکی و احسان به والدین آمده؛ اما درباره‌ی محبت والدین به فرزندان کمتر سفارش شده، چون محبت به فرزند تا حد زیادی امری فطری و طبیعی است.

در باب تواضع و فروتنی ابن‌عباس رضی‌الله‌عنهما روایت کرده است: هنگامیکه موسی علیه‌السلام، الواح (تورات) را دریافت کرد، در آن‌ه
در باب تواضع و فروتنی ابن‌عباس رضی‌الله‌عنهما روایت کرده است: هنگامیکه موسی علیه‌السلام، الواح (تورات) را دریافت کرد، در آن‌ها نگریست و عرض کرد: «پروردگارا! تو مرا به کرامتی گرامی داشتی که هیچ‌کس را پیش از من به آن گرامی نداشتی.» خداوند به او وحی فرمود: «آیا می‌دانی چرا چنین احسانی در حق تو روا داشتم؟» موسی علیه‌السلام عرض کرد: «خیر ، [نمی‌دانم].» خداوند فرمود: «من به دل‌های بندگانم نگریستم و هیچ قلبی را فروتن‌تر از قلب تو نیافتم؛ به همین سبب، تو را با رسالت‌های خود و سخن گفتنم [با تو]، بر مردم برگزیدم. پس آنچه را به تو دادم برگیر و از سپاس‌گزاران باش.» «ای موسی! من تنها عمل کسی را می‌پذیرم که در برابر عظمتم فروتنی کند، بر آفریدگانم بزرگی ( و فخر) نفروشد، قلبش را به خشیت من ملزم کند روزش را با یاد من سپری کند و زبانش را به خاطر من از خواهش‌های نفسانی بازدارد.» #به_وقت_مطالعه #گنجینه_علما

این سلسله مباحث زیبا را دنبال کنید.

مصلح شدن از جایی آغاز می‌شود که قرآن، سبک زندگی‌ات شود( کان خلقه القرآن) پدر بزرگوارم از جمله کسانی است که در امر دعوت بارها و بارها معیت و یاری خداوند با وی را با چشم خود دیده‌ام. در هر مجلس و مهمانی، هرگاه تشخیص دهد که باید سخنی گفته شود، به معروفی امر یا از منکری نهی شود، بدون هیچ تعارف و سانسوری آنچه را وظیفه می‌داند بیان می‌کند. گاهی سخنانش آن‌قدر صریح و بی‌پرده است که من انتظار واکنش منفی و نتیجه‌ای عکس را دارم؛ اما شگفت آنکه هرگز چنین چیزی ندیده‌ام. گاها خود وی در مجلس عذرخواهی می‌کند بابت اینکه جز با چنین صراحتی نمی‌تواند سخن بگوید. اگر یک هفته، یک روز یا حتی یک ساعت با او هم‌نشین باشی، کمتر سخنی جز یاد مهربانی‌های خداوند، توصیه به انس با قرآن، عبادت، آداب و تزکیه نفس از او خواهی شنید و او را نیز جز در این حالات به ندرت خواهی دید. کمتر میخوابد و تنها تفریحی که دارد دیدار حضوری و یا تماس تلفنی با کسانیست که خود می‌پسندد. روی مقوله‌ی اخلاص وسواسی مسری گونه دارد! [با وجود تمام این‌ها شدیدا شوخ طبع است و تا قهقهه ات را در نیاورد از تو جدا نمی‌شود.] و همه این‌ها موهبت ها تنها یک دلیل دارد: انس شبانه‌روزی او با قرآن. اراده‌ای آهنین در انجام تصمیم‌هایش دارد که من می‌گویم رمز این صلابت در همان اخلاص اوست. در سن چهل سالگی ناگهان تصمیم به حفظ قرآن گرفت و همان بود که توفیق الهی شامل شد و بدون استاد و به تنهایی در مدت زمان دو سال آن را به اتمام رساند. ما شاء الله، لا قوة إلا بالله؛ بیش از ده سال است که بدون حتی یک وقفه، هر هفته یک بار قرآن کریم را از حفظ ختم می‌کند. هیچ مهمانی، سفر یا برنامه‌ای را بر تلاوت روزانه قرآن و اذکارش مقدم نداشته است. اهمیتی به گله و شکایت اطرافیان در این بابت نمیدهد و همیشه می‌گوید: " کاش می‌دانستند چه کسی در زندان است!" توصیه‌ای که خیلی از او می‌شنوم این است: " در برهه‌ای از زمان هستی که فتنه از هرجا می‌بارد و خانه‌ات ایمن‌ترین پناهگاه برای توست. اگر قصد کردی از منزلت بیرون بروی، دقت کن کجا می‌روی! و چرا میروی! و با چه کسی نشست و برخاست می‌کنی! اگر نگران بودی که در ایمانت نقصان بیفتد، برگرد و نرو!" از خداوند مهربان، هدایت روزافزون و دوام و طول عمر را برایش تمنا می‌کنم.

این یک واقعیت در میدان عمل است؛ اما حقیقت این است که به قول خود استاد: "سخن مصلح تابع نیاز گیرنده است." آن زمان که رسول‌الله ﷺ دعوت خود را آشکار کرد، جاهلیت همه‌جا را فرا گرفته بود؛ دل‌ها و اندیشه‌ها، کوچه‌ها و خانه‌ها، محافل و بازارها، و حتی مراکز حکومت و میدان‌های جنگ، همه در سیطره‌ی جاهلیت بودند( تقاضا برای دعوت، خیلی منفی بود). با این همه، ایشانﷺ هرگز دچار یاس نشد. با کلمات خدا مردم را فرا می‌خواند، با سردمداران گمراهی و فساد به گفت‌وگو و استدلال می‌پرداخت، و اعتراض‌ها، دشنام‌ها و توطئه‌های آنان را با سعه‌ی صدر و بردباری تحمل می‌کرد. مسئولیت شگفت و عظیمی را بر عهده گرفت؛ اینکه اندیشه‌ها و رفتارها را دگرگون سازد و مردم را به نگاهی تازه به جهان، زندگی و باورها رهنمون شود؛ نگاهی رها از قالب‌های کهنه و بازمانده‌های تاریخِ منحرف و گذشته‌ای نادرست.

علی بن ابی‌طالب رضی‌الله‌عنه ، مجلس رسول خدا ﷺ را چنین توصیف کرد: «مجلس او، مجلسِ دانش، حیا، بردباری و امانت‌داری بود. در آن
علی بن ابی‌طالب رضی‌الله‌عنه ، مجلس رسول خدا ﷺ را چنین توصیف کرد: «مجلس او، مجلسِ دانش، حیا، بردباری و امانت‌داری بود. در آن صداها بلند نمی‌شد، حرمت‌ها شکسته نمی‌شد، لغزش‌ها و خطاهای افراد بازگو و منتشر نمی‌گردید، و هیچ‌کس به خاطر عیب و نقصش سرزنش نمی‌شد. هرگاه یکی از حاضران سخن می‌گفت، دیگران با نهایت توجه و احترام به او گوش می‌دادند و سر به زیر می‌انداختند؛ چنان آرام و بی‌حرکت که گویی پرنده‌ای بر سرشان نشسته است. و هنگامی که او سکوت می‌کرد، دیگران سخن می‌گفتند. و هیچ‌کس برای سخن گفتن با دیگری به نزاع و رقابت برنمی‌خاست و نوبت دیگری را قطع نمی‌کرد.» #این_است_پیامبرم_محمدﷺ

ربات کانال به‌روزرسانی شد! دوستانی که طی یک هفته‌ی اخیر به ربات قبلی پیام دادند و نتونستیم جواب بدیم، اگر لازم دیدید از طریق ربات جدید اقدام کنید.🪴

بر اساس آیه: «اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» وقتی بنده‌ای از خدا می‌خواهد که او را در مسیر «طلب علم» هدایت کند، این هدایت در 10 مرحله تکامل می‌یابد تا به کمال برسد: 1. هدایت در شناخت (بصیرت) در این مرحله، خداوند به انسان می‌فهماند که چه علمی برای او سودمند است و اصلاً چرا باید علم را طلب کند.
- مثال: فرد متوجه شود که هدف از تحصیل، صرفاً کسب مدرک یا شهرت نیست، بلکه رسیدن به حقیقتی است که او را به خدا نزدیک کند و به خلق خدمت برساند.
2. توانمند شدن (توفیق) دانستن راه کافی نیست؛ انسان نیاز به ابزار و قدرت دارد. در این مرحله، خدا توان جسمی و ذهنی لازم برای شروع را فراهم می‌کند.
- مثال: اینکه خداوند به او سلامتی، حافظه، هوش و یا شرایط مالی و زمانی لازم را بدهد تا بتواند در مسیر تحصیل گام بردارد.
 3. اشتیاق قلبی (اراده) حتی با داشتن توانایی، اگر دلِ انسان نخواهد، حرکت نمی‌کند. در اینجا، میل به دانستن در قلب او ایجاد می‌شود.
- مثال: اینکه فرد واقعاً «تشنه‌ی» یادگیری شود و مطالعه برایش تبدیل به یک لذت شود، نه یک اجبار یا تکلیف خسته‌کننده.
4. مرحله عمل (اجرا) در این مرحله، نیت و توانایی به «کار» تبدیل می‌شود. خدا او را به جایگاه «فاعل» می‌رساند.
- مثال: اینکه فرد واقعاً از جای خود بلند شود، کتاب را باز کند، در کلاس بنشیند و اولین قدم‌های عملی برای یادگیری را بردارد.
 5. پایداری (استقامت) مسیر علم طولانی و دشوار است. در این مرحله، خدا مانع از آن می‌شود که فرد در مواجهه با سختی‌ها، ناامید شود و رها کند.
- مثال: وقتی درس سخت می‌شود یا نتایج سریع حاصل نمی‌شود، فرد خسته نشود و با صبر و استواری تا پایان مسیر پیش برود.
6. رفع موانع (گشایش) در هر مسیری، چالش‌های بیرونی وجود دارد. در این مرحله، خداوند سدهای پیش روی بنده را کنار می‌زند.
- مثال: اینکه در لحظه‌ای که نیاز به یک منبع خاص دارد، آن کتاب به دستش برسد یا استادی دلسوز در مسیرش قرار بگیرد که گره‌های ذهنی‌اش را باز کند.
7. هدایت در جزئیات (راهنمایی خاص) شناخت کلی راه یک چیز است، اما دانستن «چگونه عمل کردن» در هر لحظه، هدایتی دقیق‌تر می‌طلبد.
- مثال: اینکه فرد بداند در هر مقطع از تحصیل، دقیقاً چه روش مطالعه‌ای داشته باشد یا در مواجهه با یک مسئله پیچیده، از چه زاویه‌ای به آن نگاه کند تا پاسخ درست را بیابد.
8. بیداری و توجه (حفظ هدف) بسیاری در مسیر علم، غرق در «ابزار» می‌شوند و «هدف» را فراموش می‌کنند. در اینجا خدا او را هوشیار نگه می‌دارد.
- مثال: اینکه فرد درگیر رقابت برای رتبه یا کسب مقام نشود و همیشه به یاد داشته باشد که هدف اصلی‌اش «خداشناسی و خدمت به خلق» است، نه تکبر و برتری‌جویی.
 9. درک نیاز (عبودیت و نیاز) در این مرحله، فرد به این یقین می‌رسد که تمام پیشرفت‌هایش مدیون لطف خداست و بدون او هیچ نیست.
- مثال: اینکه عالم، هر چه بیشتر رشد کند، بیشتر احساس کند که در برابر عظمت حقیقت، هیچ است و برای یک کلمه از علم، شدیداً محتاج هدایت الهی است.
 10. شناخت بیراهه‌ها (تمیز حق از باطل) در نهایت، بنده باید بداند چه کسانی در این مسیر گم شدند تا تکرار نکند.
- مثال: اینکه تشخیص دهد مسیر «عالمان متکبر» (که علم را برای دنیا خواستند - مغضوبین) و مسیر «ناآگاهانی که بدون دلیل پیروی می‌کنند» (ضالین) به کجا ختم می‌شود و با شهود این دو، مسیر راست را استوارتر طی کند.
مرجع: #تدبرات #ابن_قیم
🔖نکته: مثال‌ها جزو متن تدبرات امام ابن قیم نیست.

به خدمت زیباترین تدبر امام ابن قیم در آیه‌ی «اهْدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیم» می‌رسیم. 👇👇👇