ch
Feedback
داستانکده | رمان | داستان

داستانکده | رمان | داستان

前往频道在 Telegram

معدن داستانی ســکــسی و آب آور💦🔞

显示更多

📈 Telegram 频道 داستانکده | رمان | داستان 的分析概览

频道 داستانکده | رمان | داستان (@dastane_hottt) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 84 251 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 217,并在 伊朗 地区排名第 3 754

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 84 251 名订阅者。

根据 30 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -1 703,过去 24 小时变化为 -34,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 12.72%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.10% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 10 715 次浏览,首日通常累积 6 821 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 35
  • 主题关注点: 内容集中在 تلمبه, کونش, مرضیه, وقت, ک*ر 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
معدن داستانی ســکــسی و آب آور💦🔞

凭借高频更新(最新数据采集于 01 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

84 251
订阅者
-3424 小时
-1197
-1 70330
帖子存档
وابیدم روی سینه اش و تمام صورتش را بوسیدم. چشمام که باز شد صدای اذان میومد و ساعت حدود ۱۲/۵ بود، آرزو خواب بود. رفتم دوش گرفتم و لباس پوشیدم زنگ زدم به خانم مامایی که از دوستان قدیمی بود ولی گفت نمیتونه بیاد، نگران بودم که جواب آرزو را چی بدم؟! دم اتاق ایستادم چند بار صداش کردم تا بیدار شد گفتم من میرم بیرون برای ناهار چیزی بخرم ، در را از پشت قفل کن اومدم زنگت میزنم، یه لبخند و چشمک زد دوباره متوجه زشتی صورتش شدم و اصلا دلم نمیخواست دوباره این قیافه کریه را ببینم، توی خیابان دلم نمیخواست برگردم و دوباره اون قیافه زشت رو ببینم با خودم کلنجار میرفتم که زنگ بزنم و بگم خودت برو ،ولی محبتی که بین ما پیش اومده بود نمیذاشت ناجوانمردانه ترکش کنم ، دو پرس کباب و جوجه با مخلفات گرفتم و رفتم منزل. آرزو حمام کرده بود لباس پوشیده و ادکلن زده بود ، تازه متوجه موهای پر پشتش شدم که شانه کرده بود و تا زیر باسنش بلند بود. اومد استقبالم و غذا را از دستم گرفت بغلم کرد و همدیگر را بوسیدیم. سفره یکبار مصرف روی میز انداخت ظروف آن جا را با دقت شست و غذا را از یکبار مصرف داخل ظرف چینی ریخت و خلاصه خیلی کدبانو بود، آرزو صندلی خودش را گذاشت کنارم و کنار هم نشستیم در حالی که کلی میخندیدیم و جوک میگفتیم، همدیگر را دستمالی می کردیم و نهار خوردیم. حالا ساعت ۲ بعد از ظهر بود. آرزو چایی دم کرد و پای تلویزیون با هم از همه دری حرف میزدیم. نگران این بودم که اگر از ماما و دوختن پرده بپرسه چی بگم ولی انگار به کلی فراموش کرده بود. ویاگرا که صبح خورده بودم هنوز اثر داشت و شق کرده بودم آرزو هم دائم کیرم را میمالید گفتم یه روش جدید بریم؟ استقبال کرد، لخت شدیم و روی دسته کاناپه که پارچه ایی بود ، روی شکم خوابید سرش روی کاناپه و پاهاش پشت کاناپه آویزون بود، منم پشتش ایستاده بودم، حالا یه کون خوشگل که سوراخ سیاهش دیوانه وار تحریکم میکرد با یه کلوچه خوشمزه لای پاش روبروم بود ، اجازه گرفتم و سر کیرم را گذاشتم روی سوراخ کونش ، شروع کردم آرام داخل کردن ، آرزو ناله میکرد ولی برای ادامه امتناع نمیکرد تا اینکه تمام کیرم رفت توی کونش، حدود ۱۰ دقیقه خیلی آرام تلمبه زدم و آرزو هم آرام ناله میکرد، هر دو لذت میبردیم. هوس کردم کسش را بکنم. گفتم همین حالت بمونه و برای رعایت بهداشت کیرم را شستم، برگشتم و از پشت کیرم را وارد کسش کردم این دفعه نسبت به صبح خیلی بیشتر لذت میبردم و جور دیگه ایی حال میکردم کس آرزو نرم ، گرمتر و لیز تر بود شاید چون ایستاده بودم !؟ آرزو دیگه به اوج نمیرسید و بی حال خوابیده بود وقتی شدت تلمبه زدنم به اوج رسید قبل از انزال متوجه شدم که کاندوم نذاشتم و انزال که شدم کشیدم بیرون ، برای اینکه ضد حال نشه گذاشتم لای پاهاش و افتادم روش چند دقیقه بعد که بلند شدیم متوجه خرابکاری شدیم. دسته کاناپه پر شده بود از آب منی و ترشحات کس آرزو خانم، دستمال خیس کشیدیم روی دسته کاناپه ولی بیشتر کدر و معلوم شد. صاحب این منزل هم گفته بود همه چیز را چک میکنه و باید سالم تحویل بگیره. این موضوع روی مخ و ضدحال بود ساعت هم ۴ شده بود و باید میرفتیم ، دوش گرفتیم و آماده رفتن شدیم ، آرزو باید میرسید به ترمینال و با آخرین اتوبوس که برمیگرده به روستاشون سوار میشد. برای همین عجله میکردیم. زنگ زدم به صاحب منزل تا بیاد تحویل بگیره و از آپارتمان خارج شدیم جلوی آسانسور ایستادیم. درب آسانسور که باز شد صاحب منزل در حال و هوای خودش بود و سرش را که بالا آورد به شدت ترسید و همانجا نشست ، مطمئن که شدیم حالش خوبه کلید را دادیم و از پله ها رفتیم پایین. دم ترمینال که پیاده شد گفتم ببخشید که بدقولی شد و نتونستیم برای پرده کاری کنیم ، گفت اشکالی نداره حال خودم هم بد بود و از همان صبح دلم میخواست. از اینکه چقدر خندیدیم و چقدر خوش گذشت حرف زدیم ،خداحافظی کرد ولی دیگه از قیافش بدم نمیومد. بعد چند بار تلفنی صحبت کردیم ولی دیگه حاضر نشد اون روز را تکرار کنیم. نوشته: احمد #پایان 🫦💦@dastane_Hott

. 👅🔥#بکارت حدود ۱۰ سال از این خاطره گذشته. آرزو مستاصل و درمانده دنبال کسی میگشت که بی سر و صدا پرده پاره را برایش بدوزد. ساعت ۹ صبح اتوبوس در ترمینال توقف کرد و دختری چادری قد بلند و با قیافه ای به شدت زشت از آن پیاده شد. اولین بار بود که میدیدمش و تلفنی همدیگر را پیدا کردیم. آرزو را یکی از دوستان معرفی کرده بود تا برای ترمیم پرده با من آشنا شود ولی تلفنی که صحبت کردیم تلویحا قرار شد سکس کنیم و بعد ترمیم کنیم.آرزو مسیر اتوبوس تا کنار خیابان را با قدم های شمرده و آهسته می آمد ، پیدا بود که از من خوشش نیامده بود. من هم پشیمان شده بودم ، کار و زندگیم را ول کرده بودم و حالا باید روزم را با دختری زشت که از قیافه اش حالم بهم میخورد میگذراندم. با خودم گفتم این بخاطر من یک ساعت تو اتوبوس نشسته و تا اینجا اومده درست نیست ولش کنم و برم تصمیم گرفتم کمی تحملش کنم و بعد یه بهانه ایی بیارم و جدا بشم. سوار ماشین که شد سلام کرد و دست دادیم. با اینکه میدانستم ، پرسیدم چند سالته؟ گفت ۲۰ سال. پرسید شما؟ گفتم حدس بزن گفت حدود ۳۰ سال ، گفتم آفرین دختر باهوش زدی وسط خال. ولی دروغ گفتم بیشتر از اینها بود. صبحانه نخورده بودیم و با هم رفتیم داخل هایپرمارکت که مقداری تنقلات بخریم ، دستش در دستم بود ولی سعی میکردم به قیافه اش نگاه نکنم یکجا که داشت آب میوه بر میداشت نزدیک بود از دستش بیفتد و در یک ثانیه واکنش سریع باعث شد که از پشت بیاد توی بغلم ، یکدفعه متوجه شدم که چه اندام عالی داره و تصمیم خودم را گرفتم ، امروز با یه زن خیلی زشت سکس میکنم. از قبل منزل ساعتی و روزانه سراغ داشتم هماهنگ کردم و ساعت ۱۰ رفتیم داخل، آپارتمان مبله شیک با یک اتاق خواب طبقه سوم یک مجتمع با آسانسور. چادر و مانتو را درآورد و با شلوار لی و تیشرت قرمز روی کاناپه کنارم نشست. تلویزیون راز بقا داشت و شاشیدن شیر روی گیاهان برای مشخص شدن قلمرو را پخش میکرد. منم چشم دوختم به تلویزیون که قیافه زشت و سیاهش رو نبینم.آروم نزدیک شد و خودش رو چسبوند به من منتظر بودم از ماما که قرار بود بیاد برای معاینه ، سراغ بگیره ولی چیزی نگفت. دستم را انداختم بین پاهاش و شروع کردم مالیدن. بعد از چند دقیقه حشر هر دوتامون زد بالا و لخت شدیم. رفتیم روی تخت اتاق خواب و برای اینکه قیافه اش را نبینم روی سینه خوابوندمش و از پشت گذاشتم لای پاهاش. سعی میکرد سرش رو بچرخونه و لب بگیره ولی بدون اینکه چیزی بگم طفره میرفتم.بالاخره کاندوم را انداختم و از پشت کیرم را کردم توی کسش و با تلمبه زدن ، دوتامون دیوانه وار به سرو صدا افتادیم. بعد از ۱۰ دقیقه هم با هم ارضاء شدیم و افتادیم کنار هم. برگشت به سمتم و شروع کرد لب گرفتن با اینکه دوستش نداشتم ولی به خودم تلقین میکردم که خیلی هم زشت نیست، احمد تحمل کن. رفت حمام و از آنجا بلند حرف میزد. چه صدای زیبایی داشت اگر قیافه اینو ندیده بودم بخاطر صدایش عاشقش میشدم. صدا زد تو هم بیا حمام، بی میل بودم ولی باهاش رفتم زیر دوش، اندامش خیلی زیبا و تحریک کننده بود ، زیر دوش بلبل زبون شده بود ابراز عشق و علاقه میکرد و میگفت با من ازدواج کن. میگفت مادرش فوت کرده و باباش هم خیلی پیره ، چون احساس تنهایی می کرده گول یه پسری رو خورده و یکبار هم بیشتر سکس نکرده. ولی دروغ میگفت حین سکسمون خیلی حرفه ایی بود.دفعه اول و دومش نبود. از حمام لخت مادرزاد رفتیم روی کاناپه و تنقلات خوردیم حالا ساعت ۱۱ صبح بود. دوباره شق کرده بودم، روی کاناپه نشسته بودم آرزو هم اومد بین پاهام و نشست روی کیرم سرم بین پستانش بود و با خوردنشون سعی میکردم صورتش را نبینم. دستش را انداخت زیر چونه ام و سرم را کشید بالا گفت میدونم زشتم ولی خودتم همچین خوشگل نیستی ، حالا هم دیگه گیر افتادی باید تحمل کنی، نمیدونم چرا احساس کردم باید ثابت کنم زشت نیست! شروع کردم قربون و صدقش رفتن و تمام صورتش را بوسیدم، لبهامون که به هم قفل شد صدای قیژ قیژ کاناپه با تلمبه ها مون هماهنگ بود. حالا دیگه به این زودی انزال نمیشدم.همه بدنمون عرق کرده بود و خسته شدیم. پیشنهاد دادم بریم حمام برای هم بخوریم استقبال کرد دوش رو باز کردیم و اول با صابون شستیم ، کف حمام خوابیدم و آرزو بصورت ۶۹ اومد روی من ، برای هم میخوردیم هرچه تحریکم بیشتر میشد کسش را محکم تر مک میزدم تا جایی که دیگه نمیتونست کیر من را بخوره و با صدای بلند ناله میکرد، نگران بودم با سر و صدا دردسر نشه. بدون اینکه ارضاء بشیم، خشک کردیم و رفتیم روی تخت.کاندوم گذاشتم و نشست روی کیرم و دستش را گذاشت روی شانه هام دستم را انداختم دور کونش و شروع به تلمبه زدن کردیم، قیافه اش را که می دیدم حالم به هم میخورد ولی به شدت از کسش لذت میبردم، بالاخره دوتامون ارضاء شدیم و افتادیم کنار هم ، پتو را کشیدم روی سرمون و خ

Repost from .
🔥🟥حاجی رفیقم ۱۰۰ میلیون پول در اورده از این کاناله 👇🏼

Repost from .
درآمد یک هفتمه از طریق کار مجازی😎💵 به دلار که پول دربیاری همیشه سود میکنی... آموزش رایگان درآمد دلاری : Daramad
درآمد یک هفتمه از طریق کار مجازی😎💵 به دلار که پول دربیاری همیشه سود میکنی... آموزش رایگان درآمد دلاری : Daramad

. 👅🔥#دخترخاله با سلام میخوام براتون بگم مورد پسندتون باشه و اینکه تمام این داستان بدون حتی یک کلمه دروغ نوشته شده داستان از جایی شروع میشه که من و دختر خالم نازنین توی دوران بچگی کارهایی در رابطه با دکتر بازی و اینا انجام داده بودیم که ناموفق بود و همه فهمیدند و حتی برای چندین بار بعدش هم همین اتفاق افتاد و یا توسط مادر من به گا می رفتیم یا مادر اون و خلاصه که انقدر لذت میبردیم که حتی اگر کار به جا های هم بیخ پیدا می کرد باز هم ادامه می دادم ولی این داستانی که میخوام بنویست برای سال قبل هستن که حدود دو ماه مونده بود به عید سال 1404 و شروع از اونجایی بود که داخل روستا همه ی اعضای خانواده مادری خونه ی خالم دیگم دعوت بودیم ( پنج تا خاله دارم و با همشون تا قبل این قضیه رابطه خوبی داشتم ) و با پسر خالم که نوه دوم خانواده بود رفتیم بیرون برای بادبادک بازی و اون جلوی ما با یکی دیگه از پسر خاله هام در حال راه رفتن و پیدا کردن جایی بود که محوطه باز باشه و بشه بادبادک رو هوا کرد و من و دختر خالم که یک سال از من کوچیکتر بود عقب تر بودیم. به فکرم زد که سر صحبت رو باهاش باز کنم و دوباره جورش کنم و از پسش بر بیام و گفتم یادته پشت مبل خونه مامان جون اینا مامانم تو چه وضعیتی دیدمون که گفتم چیزی یادم نمیاد و براش با جزئیات بیشتری گفتم و هی میگفت یادم نیست و خودشو میزد به اون راه و اونجا من نتونستم کاری انجا بدم موفق نشدم گذشت و چند وقت بعد خونه مامان جونمون بودیم و من تنها پسر اونجا بودن و اونجا سه تا اتاق داشتن که یکیش خاله هام و اینا نشسته بودن یکیش هم دختر خاله هام و منم توی یک اتاق زیر پنکه نشسته بودم و توی اینستا میچرخیدم. تشنم شد و رفتم اب خوردم و اومد سمت اتاق خالم اینا و اینکه تمام اتاق ها کنار هم بودن و اتاقی که دختر خاله هام بودن در شیشه ای مشجر داشت ولی گوشه شیشه شکسته بود و میشد داخل رو دید من داشتم میرفتم که چشمم به رنگ کرمی داخل اتاق افتاد وقتی از گوشه نگاه کردم دیدم بله دختر خاله من با اونیکی دختر خاله ها دارن نوبتی شلواراشونو رو تا زانو میکشن پایین و همدیگه رو میمالن و من هم همونجا گوشی رو در اوردم و یه فیلم سی ثانیه ای گرفتم البته از زمانی که دختر خالم که داستان در رابطه با اونه فیلم گرفتم و رفت دستشویی و یه جق مشتی زدم اومدم بیرون. کیفیت فیلم زیاد خوب نبود ولی میشد چهرهرو فهمید که کیه و چکار میکنه و من هم از همون برای تهدید استفاده کردم و زمانی که تنها شدیم در حد دو دقیقه که اون هم برای پیدا کردن کش مو اومد توی اون اتاقه که من بودم فیلمو نشونش دادم و بدجور سرخ شد و وایساد به التماس که پاکش کنم و از این حرفا که منم گفتم باید کار هایی که میخوام رو انجام بدی وگرنه فیلم رو نشون بابات میدم و اون هم قبول کرد و سر فرصت تصمیم گرفتیم که اون یک کاری بگه و من براش انجام بدم و من دوتا و هروقت موقعیت میشد یا لب میرفتیم و میمالیدیم و براش میخوردم ولی برام نمیخورد و میگفت حالم بد میشه و بیشتر از اون بهش فشار نمیاوردم تا یک روز داخل اتاق بودیم و گفتم باید از پشت بکنم تو کونت و گفت به شرطی که فیلم رو پاک کنی و دیگه این اخرین باری باشه که باهم همچین کاری میکنیم منم دو به شک بودم ولی دیگه قبول کردم و رفتیم پشت مبل و اول یک سوراخ کونشو لیسیدم و به خودشم گفتم توف بزنه و خودمم کیرم رو توف مالی کردم و گذاشتم دم کونش و یکم فشار دادم داخل و سرش رفت داخل و به اخ ریز گفت و یواش یواش داشتم تلمبه میزدم و با هر حرکتم یکم دیگه از کیرمو میکردم داخلتا اینکه کامل کردم داخلش و مثل وحشی ها تلمبه میزدم و ابم رو ریختم داخلش و کشیدیم بالا. امیدوارم که خوشتون اومده باشه و اینکه همینطور که گفتم هیچ دروغی در کار نبود و همه چی طبق اتفاق هایی بود که افتاد نوشته: #پایان 🫦💦@dastane_Hott

Repost from .
🔥🟥حاجی رفیقم ۱۰۰ میلیون پول در اورده از این کاناله 👇🏼

Repost from .
درآمد یک هفتمه از طریق کار مجازی😎💵 به دلار که پول دربیاری همیشه سود میکنی... آموزش رایگان درآمد دلاری : Daramad
درآمد یک هفتمه از طریق کار مجازی😎💵 به دلار که پول دربیاری همیشه سود میکنی... آموزش رایگان درآمد دلاری : Daramad

یکی از پرطرفدارترین داستان های شهوانی سک‌سی با موضوع مادر پسری😍🔞 مشاهده داستان 🔞
یکی از پرطرفدارترین داستان های شهوانی سک‌سی با موضوع مادر پسری😍🔞 مشاهده داستان 🔞

ره کردمو به کس دخترش اشاره کردم زهره که دیگه دلیلی واسه حیا کردن و خجالت کشیدن نمیدید لنگشو از هم باز کرد و گفت شهره جون کس و کون مامانو ببین چه برقی میزنه یاد بگیر که موقع سکس نباید زیر شورتت و زیر بغلات مو داشته باشه بیا بریم حموم تمیزت کنم منم در حالیکه یه دستم لای چاک کون شهره بود و یه دستمم لای پای مامانش به مینا گفتم ما داریم میریم سمت حموم لطفا شمام زحمت بکشین تخمای منو بگیرین و کمکم بیارین دنبالم و همه زدیم زیر خنده . وقتی موقع راه رفتن یه خانوم دستش از پشت لای پات باشه و با تخما و کیرت ور بره چه حال و کیفی داره . چهار نفری رفتیم به سمت حموم و اونجا یه سیلی زدم رو کون زهره و گفتم شاه کس خانوم زود باش کس و کون شهره جون رو برق بنداز که کیرم منتظره تا کون دُخملت رو افتتاح کنه فقط حسودی نکنیا امروز این کیر دیگه اختصاصی مال دخترته و تو و مینا جون فقط میتونین بشینین و یه فیلم سوپر زنده تماشا کنین شهره هم خندید و واسم بوس فرستاد مینا هم گفت به تو میگن یه پسر خر شانس . ناقلا با سر افتادی توی کوزه عسلا منم گفتم و البته قبلش بخاطر آشنائی با تو و زهره جون . شهره لب جکوری لنگشو وا کرده بود و زهره داشت به کس و کونش کرم مو بر میزد و گفت دخترم باید یه پنج دقیقه صبر کنی تا بعدش پمادا و موهای نانارت رو بشوریم اونم گفت مامان میشه اینجا تو و زندائی با آقا سینا سکس کنید تا من ببینم کیرش چطوری و تا کجاش توی کس و کون شما فرو میره ؟ اونم گفت اره عزیرم چرا که نه و جلوی شهره یه پاشو گذاشت لب جکوزی و خم شد و شیر آب رو با دستاش گرفت منم رفتم پتشو به شهره گفتم بشین رو زمین و از پایین تماشا کن که واضح بتونی سکس مامانت رو ببینی و کیرمو اول آروم آروم تا بیخش جا کردم تو کس زهره و گفتم ببین الان دارم کس مامانتو میگام ولی متاسفم که نمیتونم کس تو رو هم بکنم بعدش کیرمو در آوردمو تا بیخش رو کردم توی کون زهره و گفتم بببن مامانت از بس کون داده تا بیخ کیرم راحت توی کونش جا میشه تو هم از کون دادن نترس خودم اینقدر کونتو میکنم که خرطوم فیل هم به راحتی بره توش بعدم‌ مینا جاش رو گرفت و شهره صحنه کون دادن و کس دادن زنداییش را هم تماشا کرد بعد از یه چند دقیقه زهره کس و کون دخترش که برق انداخته بود رو شست و گفت شمام یه ده دقیقه دیگه بیاین بیرون که من این عروس کوچولو رو واسه سینا جون خوشگلش کنم بعد از ده دقیقه گائیدن کس و کون مینا وقتی وارد اتاق شدیم دیدیم وای خدا یه عروس کوچولوی خوشگل ، ارایش کرده ، سفید ، تر و تازه و لخت روی تخت خوابیده و پاهاشو گرفته بالا و مامانش داره با انگشت داخل کونشو چرب میکنه و یواش با انگستش توی کونش تلمبه میزنه شهره از چهرش معلوم بود که واسش درد داره ولی اصلا به روی خودش نمیاورد بعد زهره پاشد و گفت آقا داماد عروستون آمادس منم با رعایت همه مقدمات بوسیدن لباش ، نوازش سر و گوش و موهاش ، مالیدن کوسش و خوردن پستوناش موتور شهوتش رو روشن کردم بعد به سینه خوابوندمش روی تخت . زیر شکمش یه بالش باریک گذاشتم . کیرمو چرب کردمو گذاشتم دم سوراخش کامل خوابیدم روش وشروع کردم به مالیدن پستوناش و یواش یواش توی ده دقیقه پرچم کفر رو توی سرزمین اسلام فرو کردم و آروم آروم شروع کردم به تلمبه زدن توی کونش بعدم روی کاناپه لم دادم و شهره جون را پشت به خودم نشوندم رو کیرم و باز پستوناشو از پشت میمالیدم و مامانش شروع کرد کسش رو خوردن . شهره جون بعد از چند دقیقه که توی کونش تلمبه زدم و مامانش کسش رو خورد اولین ارگاسم زندگیش رو تجربه کرد و شروع کرد روی کیر من به لرزیدن . بعد که حالش جا اومد گفت آقا سینا من بازم کیرت رو میخوام لطفا بازم کون من رو بکن منم یه نگا به مامانش کردم که با یه چشمک و لبخند اوکی داد منم با ناز و نوازش بدنش و بوسیدن لباش دوباره آمادش کردم واسه راند بعدی و تا پایان تایمم توی پوزیشن های مختلف اینقدر توی کونش تلمبه زدم که کونش کاملا باز شد و یه بار دیگم ارضا شد . موقع رفتنم منو بوسید و ازم تشکر کرد و گفت که حسابی بهش خوش گذشته و ازم قول گرفت که بازم بیام اونجا بکنمش منم گفتم ایشالا هرچی زودتر عروسیت بشه تا بعدش منم بتونم کس خوشگلت رو بکنم ، اونم گفت امروز خاطره خوبی واسم ساختی که تا آخر عمرم فراموشش نمیکنم . همینجا جلوی مامان زهره و زندایی مینا بهت قول میدم به محض عروس شدنم اولین کیری که بعد از کیر شوهرم میره توی کس من کیر خودته نوشته: سینا #پایان 🫦💦@dastane_Hott

ی و من رو هم دعوا کردی و بهمون کلی فحش دادی حالا خودت داری با زندایی و این مرد غریبه سکس میکنین ؟ حالا میرم به بابا و دائی زنگ میزنم و هر چیو که دیدم بهشون میگم مینام پرید دستشو گرفت و گفت نه زندائی جون تو نباید این کار رو بکنی و گرنه دعوا درست میشه و فامیل به هم میریزن و بابا و مامانت از هم جدا میشن و و دائیتم من رو طلاق میده اونم بدون لحظه ای مکث گفت پس اگه میخواین چیزی نگم باید این آقا من رو هم بکنه . مامانش گفت شهره چی میگی ؟ آخه نمیشه که . تو دختری . اونم گفت خوب باشم خودم میدونم که نباید از جلو سکس کنم ولی منم میخوام مثل دوستام از کون سکس کنم دوستامم به دوست پسراشون یا به داداشون کون میدن . بعد رو به مینا گفت زندائی جون حتما میپرسی من اینجا چی کار میکنم و باید الآن با اون دختر کونیت تو راه سینما باشم درسته ؟ اون کونده تا رسیدیم سر کوچتون وقتی چشمش افتاد به مهدی دوست پسرش که یه ماه بود ولش کرده بود و با چشمک بهش چراغ سبز نشون داد منو میچوند و رفت دنبال اون پسره حشری کس باز . فکر کرد من خرم حالام اگه بهش زنگ بزنی گوشیش خاموشه چون دارن میرن که به اون پسره کون بده . آره مامان جون چطور شد کون دادن به پسرا واسه دختر میناجون خوبه ولی واسه من بده ؟ زهره گفت ببین تو رو بخدا خرج بچه ها میکنی برن مدرسه درس بخونن میرن چه چیزهایی از همکلاسی هاشون یاد میگیرن اونم جواب داد خود تو و زندایی از کجا جندگی رو یاد گرفتین که به شوهراتون خیانت میکنین ؟ به هر حال اون دو تا جنده نتونستن از پس زبون دختره بر بیان که منصرفش کنند . منم خوشحالی خودم را بروز ندادم ولی داشتم واسه باز کردن پلمب کون این غنچه هولو به شیکمم صابون میزدم و بالاخره شهره مامانش رو مجبور کرد که قبول کنه که من اون رو فقط از کون بکنم . خدایا منو این همه خوشبختی محاله تا حالا هرچی کون خانوم کرده بودم کون دست دوم بوده ولی حالا میخوام پلمب کون یه دختر بچه نوجوون رو باز کنم واقعا از ذوق و خوشحالی توی کونم عروسی شد . زهره و مینا که دیگه خودشون رو جلوی عمل انجام شده میدیدن و دیگه پرده حیای بین اونا و شهره پاره شده بود با این موضوع کنار اومدن و اصلا سعی نکردن دیگه جلوی شهره چیزی بپوشن واسه همین لخت و عریون و با نگرانی فقط به من سفارش می کرد که مواظب کس شهره باشم و ژل آوردن و گفتن که یواش یواش کونشو افتتاح کنم که کونش پاره نشه و … منم به مامانش گفتم ببین زهره جون به هر حال این دخترت امروز نه فردا توی کوچه کونش را به باد میداد و معلوم نبود چه بلایی سرش بیاد اجازه بده حالا که میخواد وارد دنیای سکس بشه از اولین سکسش خاطره خوبی برداره من کارم را بلدم و شما فقط بشینین و تماشا کنین و فقط وقتی راه کونش باز شد و شروع کردم تو کونش تلنبه بزنم شمام با لیسیدن کسش و مکیدن چوچولش و مالیدن پستوناش کمکش کنید که زود ارضا بشه و توی اولین سکسش ارگاسم رو تجربه کنه . بعدش دست شهره که هیجان و خوشحالی از چشاش میبارید رو گرفتم و اونو نشوندمش رو زانوم و بهش گفتم شهره خانوم چه قدر تو قشنگی آخه ؟ قربون کس خوشگلت برم که دوست داری کونی بشی و مثل دوستات کون بدی . از این به بعد باید بهت بگن کونده . خوشگل خانوم چه چشما و چه لبای قشنگی داری ! و در حالیکه پستونای کوچولوش رو میمالیدم لبامو گذاشتم رو لبای غنچه شو و یه دقیقه بعدش اونم شروع کرد به همراهی با من و منم زبونمو میکردم تو دهنشو و اونو میمکیدم و باز لباشو میبوسیدم بعد از روی پاهام بلندش کردم و کیرمو دادم توی دستاش و گفتم تا حالا کیر دیدی ؟ اونم در حالیکه با ذوق اون رو میمالید گفت آره دو بار تا حالا کیر علی پسر همسایمون را واسش خوردم بار اول آبش رو خوردم که خیلی بد طعم بود و دفعه دوم کیرشو گذاشت لای کونم و آبشو تو شرت من خالی کرد البته کیرش نصف مال شماست که مامانش گفت چشمم روشن و اونمو جواب مامانشو نداد دوباره نشوندمش روی پاهام جوری که کونش روی کیرم بود و اونم خودشو روی کیرم تکون تکون میداد تا اونو بیشتر حسش کنه منم شروع کردم با ناز و نوازش و بوس و لیس کم کم لختش کنم و هر تیکه از لباسشو که در میاوردم اونجا رو واسش میبوسیدم و مرتب ازش لب میگرفتم اونم هر لحظه داغ تر و حشری تر میشد از تی شرتش شروع کردم و وقتی درش آوردم رسیدم به پستوناش چی میدیدم ! خدایا چه پستونای خوشگلی دو تا پستون غنچه کوچولو که شق و سفت و سربالا اندازه لیمو شیرین بود منم اون پستونای نوشکفته را گرفتم تو دستام و شروع کردم به مالیدن و لیسیدن و خوردنشون اونم آه و نالش در اومد بعد شلوارشو از پاش کندم و شروع کردم به بوسیدن و نوازش داخل کشاله رونش و از روی شورت کسشو میمالیدم و اونم با آه و اوه کردنش منو بیشتر تحریکم میکرد . بعد دو طرف شورتشو گرفتم و اون رو از پاش درآورم ولی کسش پر از پشم بود یه نگاه به زه

. 👅🔥#آنال به لطف حسادت و چشم و هم چشمی‌ خانوما کار و بارم عالیه اسمم سیناس و بیست و هشت و شش سالمه واسه این که توی خدمتم راحت باشم قبل از خدمت رفتم یه دوره آرایشگری دیدم و توی اون دو سال اینقدر سر سرباز و کادری و درجه دار رو کوتاه کردم که یه آرایشگر حرفه ای شدم . بعد از خدمت یه سر رفتم ارمنستان واسه تفریح و عشق و حال که کاملا اتفاقی اونجا دیدم که آرایشگر خانوما آقا هستن و این ایده توی سرم جرقه زد که آرایشگری خانوما رو یاد بگیرم از شانس خوبم عمم یه آرایشگر حرفه ای و خوش سابقه هستش و قبول کرد که به منم آرایشگری خانوما رو یاد بده و قرار شد که واسه مدل از سه تا خواهرام و مامانم و دوتا خاله هام و یه دونه عمه دیگم و مادر بزرگام استفاده بکنم و خدائیش اونام قبول کردن بعدش توی فامیل پیچوندم که هر خانومی که مدل من بشه هزینه های رنگ و مش و … واسش رایگانه که سریع سر و کله خانومای غیر مذهبی فامیل و محل که با هم دیگه باشگاه و کلاس خیاطی و … میرفتن واسه مدل شدن و البته مفتکی شدن آرایشگاهشون پیدا شد . یه سال نشده بود که داداشتون نزدیک صد و پنجاه میلیون بابت لوازم آرایشی اون خانوما که مدل میشدن پیاده شدم ولی خوب در عوض تبدیل شدم به یه آرایشگر حرفه ای و همه کاره و البته با جنبه و بدون هَوَل بازی و حتی اپیلاسیون بدن رو هم یاد گرفتم . آوازه من خیلی زود توی محافل و دورهمی های زنونه فامیل و محل و حتی بیرون از محل پیچید و همین کسب معروفیت باعث شد که آقا سیناتون کم کم شد یه برند . خوشبختانه بعضی از خانوما که فقط به خاطر پوز زنی همدیگه و رقابت بر سر این که اولین بار فلان کار رو چه کسی کرده یا فلان چیز رو چه کسی خریده حاضرن هرکاری بکنن و خوب رفتن آقا سینا هم به عنوان آرایشگر خصوصی مرد توی خونه خودشون شد موضوع یه رقابت و پوز زنی جدید و خُب زنگ خور گوشیم به قدری زیاد شد که دیگه از قبل باید نوبت میگرفتن و منم جوری برنامه ریزی میکردم که هر روز مشتریایی که توی یه مسیر و یه منطقه بودن را سرویس میدادم و دو ماه نشده کل اون صد و پنجاه میلیونم برگشت . توی مشتریام همه جور آدمی بود و خوب بهترینشون اونایی بودن که به میل خودشون و خیلی راحت شورتشون را واسم در میاوردن . مشتریای اپیلاسیون دو دسته بودن یه سری شون فقط واسه موهای زائد بدشون بجز ناحیه شورتشون اپیلاسیون میکرد که کارم با اونا مثل بقیه خدمات آرایشی بدون حاشیه انجام میشد ولی صد در صد اون مشتریانی که متقاضی اپیلاسیون ناحیه زیر شورتشون بودن بدون استثناء کارشون به سکس ختم میشد چون در اثر لمس کس و کونشون و بعد از برق افتادن اونا تحریک میشدن البته من اینجور تایما از روی عمد هیچ حرکتی نمیزدم تا خودشون برن سراغ کیرم و منم در کمال ایثار و از خود گذشتگی مجبور میشدم قبل از شوهرا یا دوست پسراشون خودم اول از اون بدنای صیقلی و شهوت انگیز بهره ببرم که جالبترین موردش که فکر کنم دیگه تکرار نشه همون اوایل کار واسم اتفاق افتاد که میخوام همون رو واستون تعریف کنم . یه روز رفتم خونه یه خانم سی و پنج ساله به اسم زهره که با خواهر شوهر همسن خودش میخواستن کل بدنشون رو اپیلاسیون کنن مینا از همون اول کونش میخارید و نخ میداد ولی من چون که هم جلسه اولشون بود و هم فقط یه نفرشون پایه بود کلاس و پرستیژ خودم رو حفظ کردم که نگن هَوَله واسه همین سر نخشو نگرفتم و کارم که تموم شد خداحافظی کردم و رفتم . هفته بعدش واسه آرایش نوبت گرفتن که وقتی وارد خونشون شدم دیدم جفتشون فقط یه دامن کوتاه با سوتین توری فانتزی بدون تاپ پوشیدن که خداییش خیلی جذاب و سکسی شده بودن و وقتی دیدن چشمای هیز من داره اونا رو میخوره گفتن بیا بشین تا یه کم ما برقصیم خستگیت در بره منم که فهمیدم کونشون میخاره به کیرم وعده یه سکس مشتی رو دادم . حین رقص موقع چرخیدن که دامنشون میرفت بالا دیدم کس و کون جفتشون زیر اون یه وجب دامن لخته و شورت نپوشیون بعدش منم پاشدم باهاشون برقصم که وسط رقص وقتی با زهره سینه به سینه شدم یهو لباشو گذاشت رو لبام و کمر بند شلوارمو باز کرد و دستشو کرد توی شورتم و کیرمو گرفت و مینا هم اومد شلوار و شورتم رو با هم کشید پایین و سرش رو کرد لای کونم و شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم و مالیدن تخمام منم واسه اینکه راحت تر کارش رو بکنه شلوار رو کامل در آوردم و یه پام رو گذاشتم لب صندلی که لای کونم باز بشه و زهره هم نشست جلوی پامو کیرمو کرد توی دهنش هنوز پنج دقیقه از شروع سکسمون نگذشته بود و داشتم دو طبقه توی کس و کونشون تلمبه میزدم که یه دفعه دیدیم یه دختر چهارده پونزده ساله خوشگل و بور و سفید داره ما رو تماشا میکنه تا زهره اومد چیزی بگه دختره بهش گفت ببینم مامان خانوم پریروز که توی پارکینگ علی پسر همسایه داشت لبامو میبوسید و با پستونام بازی میکرد اومدی زدی تو گوشش و تهدیدش کرد

. 👅🔥#شیمیل احساس کردی وقتی وارد جایی میشی بعد یه بویی رو حس میکنی و برات آشناست،مثلا آسانسور وقتی وارد آسانسور میشی احساس میکنی میدونی این بوی کدوم واحد یا خونست. منم همین حسو داشتم ساعت ۲۱ بود من داشتم آروم تو خیابون راه میرفتم به تا به خونه برسم میدونی همون حسی که انگار ۱۰تا کامیون محکم زدن بهت و رفتن بدن کوفته و ترکیده بود خیلی آروم رفتم تا رسیدم دم خونمون کلیدی انداختم رفتم تو ورودی ساختمون اولین چیزی که حتی قبل از اینکه کلیدم رو از رو در بردارم توجهمو جلب کرد میله و پرده های سیاه و قرمزی بودن که جلوی آسانسور انداخته شده بودن توی جعبه با اینکه نمیدونستم چجوری ولی پرده ها برام آشنا بودن،یک ذره وایستادم تا آسانسور از طبقه۱۱پ خونمون بود بیاد پایین بازم برام عجیب بود چون اون طبقه فقط من و خانواده زندگی می‌کنیم و واحد روبروییمون چند سال بود که خالی بود و خانواده اون روز تا ساعت ۲۴ بیرون بودن،تا آسانسور باز شد یکی که نمی‌شناختم اومد بیرون چون خیلی تو فکر بودم از بیرون اومدنش ترسیدم تا قیافه ی ترسیده منو دید ترسید پرسید چیزی شده؟با قلبی که داشت کل بدنمو با هر تپش میلرزوند جواب دادم نه،با خیال راحت گفت راستی سلام من یعنی ما همسایه جدیدتونیم با شک داخل آسانسور نگا کردم و پرسیدم:شما و کی؟با خنده جواب داد همسرم اینجا نیست داره وسایل خونه رو از راه پله میبره تو خونه کمی صحبت کردیم و از سر ناچاری از نظر خودش مجبور شد بره خرید منم باهاش خدافظی کردمو رفتم تو آسانسور وقتی در آسانسور رو باز کردم یه عطر گل رز ملایم خورد تو صورتم به محض اینکه وارد آسانسور شدم و خورد به مشامم متوجه شدم این عطر خیلی آشناست حتی بیشتر از بوی واحد های آپارتمان اول کمی فکر کردم میدونستم تو چند سال آخر این بو رو حتی تو عطر فروشی ها هم حس نکردم بعد یه کلیک خورد تو سرم این مختص به یه مکان نیست به یه شخصه،شخصی که با اینکه صمیمی بودیم ولی خیلی وقت بود ندیده بودمش،همسایه ۲خونه قبلیمون یعنی دوره ای که برادر کوچیکم هنوز به دنیا نیومده بود حدود ۱۲ سال پیش خانومی که حتی با اینکه اونموقع شوهر هم نداشت و بچه داری سر درنیاورد حاضر بود منو برای چند ساعت نگه داره اسمش نيلو بود و دلیلی که من اون شخص رو خیلی خوب یادمه اینکه یه کلیک تو مغز من زد اینکه خانوم ها هم مثل آقایون کیر یا همون آلت دارن چون این فرد داشت از اونجا مطمئن بودم که منو هم حموم می‌برد هم بیشتر اوقات با یه شورتک تنگ تو خونه راه می‌رفت من هم چون خودمم کیر داشتم برام عادی بود و چیز متعجب کننده ای نبود که بخوام درموردش با کسی صحبت کنم حتی من کیرشو دیده بودم و حتی یادمه یه بار ازش پرسیده بودم چرا از واشه من بزرگ تره و جواب داده بود تو هم یه روز دودولت بزرگ میشه تا تو این فکرا بودم رسیدم به طبقه ۱۱ همون خونمون و وقتی در باز شد خودش بود کسی که ۱۲ سال پیش با ۲۱سال منو نگه می‌داشت الان با همون اندام خوش فرم و نسبتا ورزیده درو باز کرد جا خوردم هم از اینکه خودشه هم از اینکه با لباس های خونه اومده بود دم در اونم جا خورد تا منو دید پرید تو خونشون و درو بست فکنم منتظر شوهرش بود،منم در خونمونو وا کردم و رفتم تو تا ساعت یک یا دو خوابم نبرد همش داشتم زور میزدم چیزای بیشتری یادم بیاد ولی میدونستم احتمالا چیزای زیادی از ۸ سالگیم یادم نمیاد،یه هفته من هیچ کاری نکردم و از خونه جم نخوردم و همش به اصطلاح تحقیق میکردم و چیزایی که فهمید این بود که اون آقا واقعا شوهرش نبود و دوست پسرش بود به طرز شکه کننده ای و اینکه نيلو واقعا کیر داره و من اینو دیدم و مطمئنم که دوست پسرش نمیدونه نوشته: #پایان 🫦💦@dastane_Hott

د یکم عقب و گفت نههه نوبت توعه گفتم مگه نوبتیه فقط لذت ببر من میدونم چجوری خودمو ارضا کنم و دوباره لباشو خوردم و یکم بعد خوابوندمش رو تخت و رفتم روش فکر کرد میخوام بکنم تو کسش گفت نههه من باکره ام گفتم نترس میدونم دختری و کیرمو گذاشتم روی چاک کسش و شروع کردم عقب جلو کردن جوری که رگ زیر کیرم روی چاک کوسش بود و همینجوری عقب جلو میکردم و اونم همینجوری ک لباش رو لبام بود ناله میکرد و دیگه لبامو نمیخورد و من ولی لباشو ول نمیکردم بعد همینجوری که عقب جلو میکردم لبامو بردم سمت گردن و گوشش و شروع کردم خوردن که به دو دقیقه نکشید ارضا شد و کیرمو همونجوری اروم گذاشتم روش بمونه و هر بار یکم عقب جلو می‌کردم میلرزید و میخندید میگفت وااااای عاشقتمممم بعد من پیشونیشو بوس کردم و گفتم بازم میخای؟ بدون فکر گفت ارههه ارهههه گفتم پس پاشو گفت نهههه نمیتونم گفتم نه پاشو کار دارم گفت واااای حال ندارم خودم بلندش کردم و نشوندمش و سریع به کمر خوابیدم و با دستام بلندش کردم و نشوندمش رو صورتم گفتتت وااای عاشقتممم و شروع کردم خوردن همینجوری ک داشتم میخوردم انگار عذاب وجدان گرفت گفت نههه نوبت توعههه و رفت عقب تر رو کیرم و خودش کیرمو تنظیم کرد بین چاک کسش و عقب جلو میکرد خودشو و خم میشد لبامو بوس میکرد و موهاش کلا ریخته بود رو صورتم و عاشق نگاهش بودم ولی ارضا نشدم بعد نیم ساعت و خسته شده بود چون واقعا اونقدرا تحریک نمیشدم و اون دوبار تو این تایم دوباره ارضا شد ولی بازم ادامه میداد کل شکمم هم خیس شده بود نمیدونم از عرق بود یا اب ‌کسش ولی خیسسس خیسسس بودیم یه اشتباه تا تهههه تو کوسش میرفت کیرم که یکی دوبار سریع بلند شد و گفت داشت میرفت تو ولی بعدش که دید نمیشم پاشد و منو بلند کرد برام بخوره ولی دیدم داره اذیت میشه بازم گفتم نه به شکم بخواب و وقتی کون خوششش فرمشو دیدم وااااییی اصلا هوایی شدم حتما باید بکنم تو خوابوندمش به شکم و لای کونشو باز کردم سریع دستشو گذاشت رو سوراخش گفتم نترس گفت نگاه نکن و من شک کردم دستشو برداشتم و دیدم اوووه سوراخش یجور پف داره که کون جنده ها اینجوری پف نداره فهمیدم بعله خانوم دروغ میگفته اولین بارشه ولی منم به روش نیاوردم و گذاشتم روی سوراخش گفت نههه درد داره گفتم درد نداره اولش یکم درد میگیره فقط گفت اخه خیلی کلفته گفتم اتفاقا باریکه گفت نه واقعا کلفته گفتم مگه چندمیشه که میبینی که دیگه خفه شد و منم تا دسته کردم توش و یهو انگار بیهوش شد از درد و بعدش داد زد بازم دلم نیومد و و خوابیدم روش گفتم تکون نخور دردش بخابه گفت تورو خدا دربیار گفتم دربیارم دردش نمیره بزار بمونه توش جا باز کنه گفت پارههه شدم درار گفتم خودت خواستی و کشیدم بیرون اومد پاشه گفتم نه بخاب و گذاشتم لای پاهاش و داشت گریه میکرد و منم تلمبه میزدم لا پاهاش ولی بازم یاد اون پف سوراخش افتادم و یه تف سریع زدم و وردم تو سوراخش و جلو دهنشو گرفتم و تلمبه زدم و اونم گریه میکرد ولی بعد دو سه دقیقه انگار دردش افتاده بود و زیر دستم داشت ناله های با شهوت میکرد دستمو برداشتم گفت اخخخخ تا ته بکننن و منم محکم تلمبه میزدم که دیدم دارم میشم کیرمو یکم نگه داشتم تو و تلمبه نزدم و گفت وااای ادامه بده گفتم صبر کن و بعد یه دقیقه دوباره ادامه دادم و تند تر تلمبه زدم و یهو دیدم میخاد از زیر کیرم در بره که محکم بغلش کردم و تو دستام عین ماهی میلرزید و فهمید بازم ارضا شد و من تلمبه هامو ادامه دادم تا منم ارضا شدم و کل ابمو ریختم تو کونش وقتی کیرمو کشیدم بی ون دیدم سوراخش باز مونده و پاشد کل اب کیرم از سوراخش ریخت روی روناش و کسکش کثافط انگشت کشید روش و کرد تو دهنش و سریع لباشو چسبوند رو لبام ولی منم لذت بردم . راستش از دروغی که گفت خیلی بدم اومد ولی شما کبو میشناسید که تا حالا نداده باشه بعدااا خودش اعتراف کرد قبل من یه اکس داشته که وقتی مست بودن بدون تف کرده تو کونش و کلا دوبار اینجوری اونم تو مستی رابطه داشته برای همین کونش اینجوریی شده منم امارشو دراوردم دیدم واقعا راست میگه و الان با هم ازدواج کردیم مرسی که داستان منو خوندید . نوشته: حسین #پایان 🫦💦@dastane_Hott

. 👅🔥#دوست_دختر سلام من حسینم ۲۴ سالمه و این اولین داستانیه که مینویسم و همش واقعیه و صرفا چون دوست داشتم باهاتون به اشتراک بزارم مینویسم. من ساکن تهرانم و دو سال پیش توی گروه تلگرامی با یه دختره که ساکن رشته دوست شدم خودم فکر میکردم یه دوستی لانگ دیستنس بدرد نخور باشه ، اسم دوست دخترم زهراعه و خیلی دختر هورنی آیه در حدی که بعد یک هفته چت کردن حرفامون بوی حرفای جنسی گرفت و شروع کردیم نود دادن ، دوست دخترم خیلی خجالتی بود و میگفت تاحالا این کارو نکرده و من بعدا فهمیدم که دروغ گفته چون خیلی ازدواجیه و میخواست گولم بزنه به خیال خودش ولی بچه تهران باشی و گول بخوری عجیبه:) کس دوست دخترم سیاه بود و من از روی برنزگی پوستش حدس میزدم و لابیا های بلندی داره جوری که براش میخورم تا وسط دهنم میاد اوایل سخت نود میداد و باید کلی باهاش سکس چت میکردم تا خیس شه که بتونم ازش نود بگیرم ولی کم کم قضیه داشت راحت میشد و سریع نود میداد. من هر ماه د. بار میرم رشت ولی دفعه اول بعد ۳ ماه رفتم و کلی باهام سکس چت کرده بود و من تو دیت اول باهاش لب بازی کردم ولی خودشو زد به عذاب وجدان که مثلا خودشو معصوم نشون بده . بریم سر اصل مطلب ، قرار دوممونو داشتیم میچیدیم که من بهش گفتم بریم ویلا بگیریم و غذا درست کنیم و گفت اگه بیام ویلا باهام کاری نمیکنی و من گفتم نه ولی وقتی هورنی شد گفت دوست دارم تو شروع کننده باشی و خودت بیای جلو و من اونجا بود که فهمیدم خودشم دلش میخواد و منم وقتی رفتیم ویلا خودم اولش پا پیش گذاشتم . خب داستانو از اینجا شروع میکنم که رفتم رشت و رفتم دنبالش و وقتی برداشتمش تقریبا ساعت ۱۱ بود یکم دور زدیم و رفتیم سمت ویلا وسایلم رو گذاشتم و گفتم بریم غذا بگیریم . رفتیم دوتا پیتزا خریدیم و رفتیم ویلا وقتی داشتیم میخوردیم گفتم اون دفعه که لباتو بوس کردم ازین پیتزاعه خیلی خوشمزه تر بودی یکم خندید و گفت چه طعمی میدادم منم گفتم طعم توت فرنگی گفت واقعاااا دلم خواست لبامو طعمشون خودمم بچشم گفتم نه دیگه لبای تو فقط مال منه بعد گفت ولی من که طعم لبای تو رو نفهمیدم گفتم عجله نکن گفت یعنی چی بعد چون نزدیکش بودم رفتم سمت لباش و لباشو خوردم اولش کاری نکرد و بعد چند ثانیه اونم شروع کرد لبامو خوردن من دستمو بردم اول روی رون پاش و اون یکی دستمو گذاشتم رو سینش همین که اومدم بمالم خودشو کشید عقب گفت غذامونو بخوریم و خندید گفتم باشه ولی طعم لبامو نفهمیدی؟ گفت دوست ندارم بگم آره باید بیشتر طعمش کنم و سرشو انداخت پایین که مثلا خجالت کشیده و شروع کرد پیتزا خوردن . ویلاعه دوبلکس بود و پله ها وسط سالن و گرد به سمت بالا بود بعد که غذاش تموم شد گفتم یادته میگفتی عمرا بتونی منو بلند کنی گفت ارهههه من ۶۰ کیلوام بعد دستامو بردم زیر کمرش و پاهاش بلندش کردم اول ی جیغ زد گفت نههه نههه بعد پله هارو بردمش بالا و انداختمش رو تخت طبقه بالا گفت واااای باورم نمیشه تونستی بلندم کنی گفتم جوجه اخه چی فکر کردی تو جوجوی منی بعد با زانو نشستم رو تخت کنارش و شروع کردم لباشو خوردن و اینبار سریع تر دستمو بردم سمت سینش و دیگه نتونست مقاومت کنه چون رو تخت بودیم بعد چند دقیقه لب بازی یکم هلم داد عقب گفت وایسا فکر کردم بازم پسم زده ولی سریع سوتینشو باز کرد و از زیر لباسش دراورد و گفت حالا بیا و خندید منم نامردی نکردم دستمو از زیر نیم تنش بردم تو و شروع کردم سینشو مالیدن و لباشو خوردن بعد چند دقیقه همینجوری که لباشو میخوردم اروم ناله هاش میزد تو دهنم و فهمیدم وقتشه اونیکی دستمو بردم سمت دکمه شلوارش و زیپشو باز کردم و همینجوری که لباشو میخوردم با دوتا دستم شلوارشو دراوردم و خودشم کمکم کرد بعد یه دستمو گذاشتم از روی شرت رو کسش و یه دستم رو سینش بود و همینجوری دو طرفو میمالیدم که دیدم چشاشومیبنده و ناله هاش داره بیشتر میشه که لباشو ول کردم و رفتم پایین شرتشو سریع دراوردم و زبونمو گذاشتم رو کسش که خیسسسس خیسسس بود و شروع کردم خوردن و یهو ناله بلندددد کرد و اهههه کشید منم همینجوری ادامه میدادم و بعد چند دقیقه سرمو محکم گرفت فشار داد رو خودش و کمرشو بلندکرد وگفتت حسینمممم بخوررررر منم زبونمو تند تر تکون دادم و یهو لرزید و بی حال افتاد و من هنوز لباسامم درنیاورده بودم بعد که دیدم افتاده رفتم بغلش کردم و سرشو بوس کردم و داشتم موهاشو ناز میکردم که یهو ب گشت گفت وایسا ببینم تو هنوز لباساتم درنیاوردی و من شدم؟ منم خندیدم و گفتم با ارضا شدن تو من روحم ارضا میشه گفت نههههه و لباسامو خودش سریع دراورد و بلافاصله کیرمو کرد تو دهنش و معلوم بود کم تجربس چون قشنگ داشت کیرمو زخم میکرد و یکمشو که میکرد تو دهنش اوق میزد منم که نمیخاستم اذیت شه سرشو گرفتم اوردم بالا و لباشو خوردم و دستمو دوباره گذاشتم رو کسش و شروع کردم مالیدم خودشو کشی

صش کیرمو حال میآورد خیلی لذت بخش بود که یه قسمت حساس از بدن من تو قسمتی از بدن اونه و داریم با هم حال میکنیم اصلا فکر کردن به همین موضوع باعث شد آبم بیاد و شدیدترین ارگاسم زندگیم رو تجربه کردم و موج لذت کل بدنم رو گرفت و بعدش بی حال شدم دراز کشیدم کنار ترانه ، ترانه هم گفت کاندومرو بده ببینم به زور از سر کیرم کشیدمش و بهش نشون دادم ، یکمی از ابم رو رو انگشت خودم مزه کرد و گفت چیز باحالیه ، بوش مثل وایتکسه ولی مزش یه حالت ترشی داره ، بعد ازش پرسیدم تو چجوری ارضا میشی گفت الان باید این قسمت بالای کصمو برام بخوری ، فکر کنم منظورش کلیتوریس بود ، براش یه مدت لیسیدم ولی دیدم ارضا نمیشه نزدیک ده دقیقه داشتم می‌خوردم فکم خسته شد یکم استراحت کردم و با انگشت واسش مالیدم بعد از چند دقیقه دیدم قیافش یه حالتی شده که انگار میخواد گریه کنه که یهو رون پاش شدیدا لرزید و بعد از چند ثانیه بی حال شد ، فهمیدم که ارضا شده رفتم و بوسش کردم و یکم ماساژش دادم بعد با هم دوش گرفتیم و همو شستیم لباس پوشید و رفت . فرداش که از خواب بیدار شدم حس عجیبی داشتم انگار هنوز بابت دیروز خوشحال بودم بهش پیام دادم و گفت که خیلی حال داده بهش خوشحال بودم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم کیف داد (یه چند تا نکته : وقتی کصش رو میکردم زیاد طول نکشید تا آبم بیاد به هر حال بار اول بود و یه چیزی حدود دو دقیقه بعد از تلمبه زدن آبم اومد ، نکته دوم : من انتظار داشتم که برای اولین بار ازش خون بیاد ولی نیومد ، از یه مشاور هم سوال کردم گفت طبیعی هست ، نکته سوم هم اینکه خانوادم بعد از حدود چهل دقیقه که ترانه رفت رسیدن) خیلی زور میزدم قیافم جوری باشه که نفهمن خبرایی بوده دمتون گرم که تا اینجا خوندید ، عاشقتونم نوشته: ارسلان #پایان 🫦💦@dastane_Hott

. 👅🔥#دوست_دختر سلام ، اسم من ارسلانه و ۲۲ سالمه و سایز کیرم ۱۷ سانته این خاطره کاملا واقعی و مال یک ماه پیش هست وقتی که من و دوست دخترم برای اولین بار سکس داشتیم ، اگر خوشتون اومد ممنون میشم با لایک و کامنت حمایت کنید عشقا خوب ، دوست دختر من اسمش ترانه و ۲۰ سالشه و قدش متوسطه و موهاش مشکیه و لاغره دختر خوشگلی هست در کل ما کلی وقت در مورد اینکه بالاخره کی اولین سکسمون رو تجربه کنیم حرف می‌زدیم و اونم هی می‌گفت باید یه وقتی باشه که وقت آزاد زیادی داشته باشیم و کسی مزاحممون نشه خیلی هم درمورد مکانش فکر کردیم و درنهایت قرار شد وقتی خونه ما خالی بود بیاد پیش من و کارو یکسره کنیم در واقع یکم طول کشید تا روز موعود برسه و خانوادم واسه مراسم ختم یکی از فامیل های دورمون یه دو سه ساعتی قرار بود خونه نیان ،،، وقتی این رو فهمیدم از شدت هیجان میلرزیدم خیلی حس عجیبی بود و با استرس مخلوط بود و نمی‌دونستم این زمان کافیه یا نه ولی به هر حال به ترانه زنگ زدم و قرار رو گذاشتیم که اون از داروخانه کاندوم رو بخره و با خودش بیاره بعد از بیست و خورده ای دقیقه رسید خونمون و اون موقع که دیدمش باز یه حس مخلوط از هیجان و استرس وجودمو گرفت یه چند دقیقه نشست و واسش شربت آوردم و گفتم کی شروع کنیم ؟ اونم گفت الان دیگه تقریبا وقتشه … آقا رفتیم داخل اتاق من و خوابیدم رو تخت و اون اومد روم و چند دقیقه همینجوری لب گرفتیم ، کیرم از شدت هیجان و ترس نیم شق مونده بود… در مورد حس و حال لب گرفتنه بخوام بگم ، خیلی خفن بود وقتی لبامون خورد به هم قشنگ یه بافت لطیف و خوش بود رو روی لبم حس میکردم و بدنم داغ شده بود از شهوت بعد از چند دقیقه داشتیم زبون همدیگه رو میمکیدیم و می‌خوردیم که واقعا عالی بود ، حس خیلی عجیبی بود با هر بار که زبونش رو میلیسیدم ناله های ریز میکرد و حس به هم خوردن زبون هامون عالی بود و البته تف مالی هم شدیم بعد یخامون آب شد و کامل لباسامون رو در آوردیم و بدنمونو مالیدیم به هم و گرمای شکمش و سینه هاش دیوونم میکرد انگار داشت شهوت و داغیش به من منتقل میشد چند بار شکمش رو بوسیدم و لیس زدم و خیلی کیف داد … بعد از چند دقیقه کیرمو تو دستش گرفت و دستاشو دورش بالا پایین میکرد و می‌گفت : وای کیرت چقدر داغه ، خیلی حسش بهتر از جق زدن بود چون یه نفر دیگه واست انجام میده و تو حرکاتش رو نمیتونی از قبل بدونی که لذتش برات تکراری بشه بعد از چند ثانیه مالیدن ، سر کیرمو کرد تو دهنش و مک زد ، یکم قلقلکم شد ولی وقتی برق زدن آب دهنش رو روی کیرم می‌دیدم خیلی حال میداد بهش گفتم بیشتر تف کنه رو کیرم و وقتی تف کرد با خیسیش جق زدم چند ثانیه و خیلی کیف میداد ، بعد خودش دستم رو کنار زد و کیرمو کامل کرد تو دهنش چون خیلی بلد نبود دندوناش یکم کیرمو اذیت میکرد ولی بعدش بهتر شد صدای ساک زدنش عین تو فیلم های پورن بود و باورم نمیشد چقدر ساک زدن می‌تونه حال بده همینجور که ساک میزد سرش رو آورد بالا و با چشمای حشریش تو چشمام نگاه کرد و دیوونه شدم از لذت و آبم داشت میومد که بهش گفتم بسه داره میاد … کیرمو از تو دهنش درآورد و یکم استراحت کردیم و وقتی چند دقیقه گذشت گفتم : کاندوم رو بازش کن میخوام بکنم ، خیلی استرس داشتم ولی شهوت نمی‌ذاشت استرسه زیاد اذیتم کنه ولی ضربان قلبم بد رفته بود بالا ، آقا خلاصه از تو پلاستیکش درش آورد و خودش برام کشیدش رو کیرم ، حس عجیبی بود ولی چون میترسیدم آبم زود بیاد یکمی هم خوشحال بودم که ممکنه یکم به تاخیر بندازه ارضا شدنم رو ، وقتی خواستیم شروع کنیم به پشت خوابید رو تخت و منم بین پاهاش قرار گرفتم و کصش خیلی مرطوب بود ، از شدت شهوت یکم از آب کصش رو چشیدم و تقریبا مزه اب میداد ولی یکم هم شور بود که زیاد خوشم نیومد . وقتی خواستم شروع کنم سر کیرم رو گذاشتم رو کصش و اول یک مالیدم راستی درمورد کصش بخوام بگم ، یکم صورتی بود ولی نه اونجوری که توی فیلم های پورن میبینید ،،، آقا خلاصه یکم فشار دادم که بره توش تا اینکه ناله کردناش بلند شد و گفت توروخدا روان کننده بزن خیلی درد داره منم رفتم سمت ژل لوبریکانتی که همراه کاندوم خریده بود و یکمیش رو مالیدم به کیرم و یکمی هم به کص اون ، چشماش خیلی حشری بود تو اون لحظه بعد دوباره کیرم رو گذاشتم روی کوصش و آروم فشار دادم ایندفعه حدودا نصفش رفت داخل ، اه و ناله های ریز میکرد و لبش رو گاز می‌گرفت و یه مدت بعد تا ته خواستم بکنم تو که دیدم نمیشه (اصلا نمی‌خوام پز احمقانه بدم که کیرم خیلی درازه ولی اکثرا می‌دونن که واژن خانوم ها حدود ۱۲ سانت بیشتر نیست) خلاصه یه کمیش بیرون موند ولی بیشتریش تو بود یه مدت تلمبه زدم و دیدم ناله هاش خیلی بلنده ترسیدم صدامون بره بیرون همسایه ها بشنون بهش گفتم تروخدا آروم تر یکمی خودش رو کنترل کرد و من همینجوری میکردم و داغی ک