3 911
订阅者
-1424 小时
-207 天
+27630 天
帖子存档
3 920
Repost from پریچهره
در این شرایط آخرین چیزی که برای ما مونده رد کمرنگی از زندگیه؛ خیلی رنگپریده. مثل رد گرمیِ نفس روی شیشهی یخزدهای که قراره خیلی زود از بین بره. اما فکر کنید که واقعا بعد از دست دادن این همه چیز، این همه زندگی، دیدن این همه کشتار، نداشتن این همه خوشیهایی که همسنوسالهای ما در کشورهای دیگهای دارن، وقتی بزرگترین دغدغهی ما اینه که یک بچهی ۱۸ ساله رو نکشن، وقتی این همه درد رو تجربه کردیم، چی فهمیدیم؟ چی میدونیم؟ بچهها فکر کنید. این همه درد کشیدیم بخاطر چی بود؟! بهخاطر این بود که میدونستیم زندگی یک چیز باارزشه! میدونستیم زندگی رو نباید گرفت! نباید زندگی رو از دست داد به این شکل زشت! دوست من، تو میگی از زندگی متنفری و دلت میخواد بمیری، ولی در آخر برای زندگی یک بچهی اعدامشده یا کشتهشده در دیماه گریه میکنی! چرا؟ چون ناخودآگاه میدونی زندگی شدیدا باارزشه! پس این رو به ذهنت بیار. زندگی تو هم باارزشه. شدیدا باارزشه. زندگی تمامی آدمها و تمامی موجودات باارزشه.
