ch
Feedback
مؤسسه‌ روانشناسی ایماژ

مؤسسه‌ روانشناسی ایماژ

前往频道在 Telegram

مؤسسه‌ی روانشناسی ایماژ مرکز تخصصی هنر روان‌درمانی تحلیلی کلینیک روان‌درمانی تحلیلی / روانکاوی موسسه‌ی بینارشته‌ای روانشناسی / هنر / فلسفه…

显示更多
661
订阅者
无数据24 小时
-57 天
+1830 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+1
在0个频道中
八月 '26
+37
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+35
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+29
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+12
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+9
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+31
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+44
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+43
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+21
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+43
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+30
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+19
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+51
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+21
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+57
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+328
在2个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
05 九月0
04 九月0
03 九月0
02 九月0
01 九月+1
频道帖子
. نمایش مستند «میدان جوانان سابق» پنجشنبه 19 شهریور ساعت 17 در موسسه روانشناسی ایماژ میدان جوانان سابق، مستندی است درباره یک
+2
. نمایش مستند «میدان جوانان سابق» پنجشنبه 19 شهریور ساعت 17 در موسسه روانشناسی ایماژ میدان جوانان سابق، مستندی است درباره یک عکس که روزنامه‌نگاران روزنامه «جامعه» در سال ۱۳۷۶ به پیشنهاد ماشاالله شمس‌الواعظین سردبیر روزنامه برای روجلد شماره نوروز در میدان جوانان گرفته‌اند. فیلمساز (مینا اکبری) به همراه ۷۱ نفر دیگر در این عکس حضور دارند. حال پس از گذشت ۲۰ سال، حدود ۶ نفر از روزنامه‌نگاران آن عکس، روزنامه‌نگار باقی مانده‌اند! این فیلم به بهانه این عکس مروری دارد بر وضعیت مطبوعات طی ۲۰ سال اخیر و تاثیری که دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی ایران بر کار رسانه گذاشته است. نویسنده، پژوهشگر و کارگردان: مینا اکبری تصویر بردار: محمدرضا جهان پناه تدوینگر: سپیده ابطحی, آرش زاهدی اصل آهنگساز: علی صمدپور صدا بردار: حسن شبانکاره صداگذار: انسیه ملکی انتخاب فیلم: ستاره جزایری . . . #film #مستند #روانکاوی #هنر #هنردرمانی

2
البته هیچ‌وقت نمی‌شود با قاطعیت گفت {در دل آدم‌ها چه می‌گذرد...} چه در دل خودمان چه در دل آشنایانمان، و شاید مخصوصاً در دل آن
البته هیچ‌وقت نمی‌شود با قاطعیت گفت {در دل آدم‌ها چه می‌گذرد...} چه در دل خودمان چه در دل آشنایانمان، و شاید مخصوصاً در دل آن‌ها که بهتر از همه {می‌شناسیمشان}. هِشام مَطَر/نویسنده ای لیبیایی-آمریکایی . . . #هشام_مطر #ادبیات #روانکاوی #هنردرمانی #کلینیک_ایماژ
75
3
//احتمالاً برای هر یک از ما پیش آمده است که در آن نوع از روابطی که در آن اعتماد و امنیت وجود ندارد، بخش‌های ناگفته‌ی وجودمان+3
//احتمالاً برای هر یک از ما پیش آمده است که در آن نوع از روابطی که در آن اعتماد و امنیت وجود ندارد، بخش‌های ناگفته‌ی وجودمان را کنترل می‌کنیم.// بعضی آدم‌ها خیلی زود یاد می‌گیرند که برای حفظ یک رابطه، بخش‌هایی از خودشان را پنهان کنند؛ خشمشان را فرو ببرند، نیازهایشان را {کوچک کنند} و دردهایشان را بی‌اهمیت جلوه دهند. //و شاید یکی از مهم‌ترین نیازهای ضروری انسان همین باشد... نیاز به افرادی که بتوان آن‌ها را {امن و مورد اعتماد} دانست.// . . . #روانکاوی #امنیت #روابط_عاطفی #رواندرمانی #کلینیک_ایماژ
121
4
هانْ مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای اَز سِـرِّ غِیـب باشَد اَندَر پَردهْ بازی‌هایِ پِنهانْ غَــــم مَـخـــور {حافظ شیرازی} . . .
هانْ مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای اَز سِـرِّ غِیـب باشَد اَندَر پَردهْ بازی‌هایِ پِنهانْ غَــــم مَـخـــور {حافظ شیرازی} . . . #شعر #حافظ #هنردرمانی #ادبیات #روانکاوی
135
5
//شاید یکی از دشوارترین کارها در زمانه‌ی بحران همین باشد. اینکه در سیستمی که مدام ما را به انتخاب گروه‌ها فرامی‌خواند، هنوز ب+4
//شاید یکی از دشوارترین کارها در زمانه‌ی بحران همین باشد. اینکه در سیستمی که مدام ما را به انتخاب گروه‌ها فرامی‌خواند، هنوز بتوانیم پیش از داوری، دیگری را ببینیم؛ نه به‌عنوان عضوی از یک دسته، بلکه به‌عنوان انسانی که او نیز در همان جهانِ ناامن، در جست‌وجوی جایی برای ایستادن است.// {انسان‌ها ممکن است در کنار هم زندگی کنند، اما دیگر چیزی نداشته باشند که واقعاً آن‌ها را به یکدیگر پیوند دهد. یعنی هرکس در جهانِ خودش بماند و تنها آن‌جا را امن بداند. وضعیتی از فردگرایی مطلق و انزوا که پیوندهای انسانی را شکننده می‌کند.} //خطر بی‌اعتمادی در یک اجتماع می‌تواند باعث شود که به منظور دست یافتن به احساس امنیت، جهان را بیش از حد ساده فرض کنیم. این ساده انگاری ممکن است سبب شود انسان‌ها را به گروه‌ها و دسته‌های جدا از هم تقسیم کنیم و یا هویت افراد را به برچسب‌ها و خصیصه‌های گوناگون تقلیل ‌دهیم.// . . . #روانکاوی #روانشناسی #کلینیک_ایماژ #رواندرمانی_تحلیلی
170
6
//پیرامون مسئله یا اعتماد، انسان بزرگسال هیچ‌گاه از این وضعیت نخستین، رها نمی‌شود. تنها شکل وابستگی‌اش تغییر می‌کند؛ یعنی برا+3
//پیرامون مسئله یا اعتماد، انسان بزرگسال هیچ‌گاه از این وضعیت نخستین، رها نمی‌شود. تنها شکل وابستگی‌اش تغییر می‌کند؛ یعنی برای زیستن، همچنان به حضور، پاسخ و همراهی دیگران {تکیه می‌کند}. هر بار که کسی را دوست می‌داریم، رازی را در میان می‌گذاریم یا آینده‌ای را با دیگری تصور می‌کنیم، دوباره اعتماد می‌کنیم و چیزی از خود را به جایی می‌سپاریم که به طور کامل در اختیارمان نیست. {سپردنِ بخشی از خویش}، بی‌آن‌که یقین داشته باشیم بازخواهد گشت.// . . . #اعتماد #روانکاوی #فلسفه #رواندرمانی #کلینیک_ایماژ
198
7
{اعتماد پیش از آن‌که درباره‌ی دیگری باشد، درباره‌ی رابطه‌ی ما با ندانستن است. انسان همیشه با بخشی از جهان و دیگری مواجه است ک+4
{اعتماد پیش از آن‌که درباره‌ی دیگری باشد، درباره‌ی رابطه‌ی ما با ندانستن است. انسان همیشه با بخشی از جهان و دیگری مواجه است که برایش قابل پیش‌بینی نیست؛ اما برای زیستن ناچار است در برابر این ابهام، موضعی اتخاذ کند.} در روان انسان، اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که تجربه‌های گذشته به معیاری برای تفسیرِ اکنون تبدیل نشوند. //اعتماد نه انکارِ آسیب‌ها و خطرات است و نه تسلیمِ کامل در برابر دیگری؛ بلکه شاید جایی‌ست که انسان می‌تواند دیگری را وارد جهانِ خود کند، بدون آن‌که مرزهای روانیِ خود را از دست بدهد.// . . . #اعتماد #روانکاوی #فلسفه #هنردرمانی #کلینیک_ایماژ
275
8
سَـرو، آزاد شُد آن‌دَم کِه ثَمَر، هیـچ نَداد بی‌ثَمَر شو کِه ثَمَرهاست دَر این بی‌ثَمَری {فروغی بسطامی/غزلیات}
سَـرو، آزاد شُد آن‌دَم کِه ثَمَر، هیـچ نَداد بی‌ثَمَر شو کِه ثَمَرهاست دَر این بی‌ثَمَری {فروغی بسطامی/غزلیات}
199
9
تمام راه هایی که پیموده‌ام مرا به خود بازگرداند، گویی چیزی نبوده‌ام جز نامه‌ای به خویشتن ... {سوزان علیوان} . . . #ادبیات #رو
تمام راه هایی که پیموده‌ام مرا به خود بازگرداند، گویی چیزی نبوده‌ام جز نامه‌ای به خویشتن ... {سوزان علیوان} . . . #ادبیات #روانکاوی #هنردرمانی #هنر #شعر
191
10
//همه‌ی انسان‌ها نقصی مشابه دارند. برای زندگی انتظار می‌کشند، چرا که جسارت تک‌تک لحظه‌ها را ندارند. چرا اشتیاق کافی صرف هر لح
//همه‌ی انسان‌ها نقصی مشابه دارند. برای زندگی انتظار می‌کشند، چرا که جسارت تک‌تک لحظه‌ها را ندارند. چرا اشتیاق کافی صرف هر لحظه نکنیم،تا ابدیتی از آن بسازیم؟ نباید برای چیزی جز ندای بی‌واسطه‌ی {لحظه} انتظار کشید. باید بدون آگاهی از زمان، منتظر بمانیم. بدون {اکنون} رستگاری‌ای در کار نیست. اما بشر موجودی است که دیگر اکنون را نمی‌شناسد.// {امیل چوران} . . . #روانکاوی #رواندرمانی_تحلیلی #هنردرمانی
207
11
🎬پخش مستند «تهران چند درجه‌ٔ ریشتر؟» 🟡 پنجشنبه ۲۹ مرداد ساعت ۱۷/ در موسسه روانشناسی ایماژ 🟡 مدت زمان فیلم: ۲۸ دقیقه تهران+1
🎬پخش مستند «تهران چند درجه‌ٔ ریشتر؟» 🟡 پنجشنبه ۲۹ مرداد ساعت ۱۷/ در موسسه روانشناسی ایماژ 🟡 مدت زمان فیلم: ۲۸ دقیقه تهران در آینه‌ی زلزله‌ای که قرار است روزی در آن بیاید، دیده می‌شود. برای تهران درگیر لرزه‌های بزرگ جوراجور، زلزله چه‌قدر جدی است؟ //تهران، چند درجۀ ریشتر؟ (۱۳۸۵) کارگردان و نویسنده: پیروز کلانتری تصویربردار: رضا تیموری تدوین و صداگذاری: وحید باقرزاده صدابردار: روح الله جعفربیگلو مشاور: کامبیز کاهه گوینده: هوشنگ آزادیور تهیه کننده: ارد عطارپور انتخاب فیلم: ستاره جزایری// تهیه شده درگروه مستند شبکه ۴ سیما با مشارکت سازمان فزهنگی هنری شهرداری تهران. . . . #مستند #مستند_کوتاه #فیلم #نمایش_مستند #روانکاوی #کلینیک_ایماژ
182
12
{برخی از این لغزش‌ها و فراموشی‌های روزمره را می‌توان همچون {نشانه‌هایی} خواند که از حضورِ چیزی در پسِ آگاهی خبر می‌دهند. ما ه+4
{برخی از این لغزش‌ها و فراموشی‌های روزمره را می‌توان همچون {نشانه‌هایی} خواند که از حضورِ چیزی در پسِ آگاهی خبر می‌دهند. ما همیشه آن‌چه را از دست می‌دهیم، فراموش نمی‌کنیم؛ گاهی فقط شکلِ حضورش عوض می‌شود.} //چیزی که به خاطر نمی‌آید، ممکن است در لحنِ حرف‌زدنمان، در انتخاب‌هایمان، یا در تکرارهای بی‌دلیل زندگی‌مان، خودش را نشان بدهد. گاهی مسئله این نیست که «چرا فراموش می‌کنیم»؛ بلکه این است که آنچه فراموش شده، از چه راه دیگری هنوز در ما ادامه پیدا می‌کند.// . . . #روانکاوی #فروید #هنردرمانی #کلینیک_ایماژ
199
13
{انسان اگر بخواهد واقعاً زندگی کند و نه صرفاً زنده بماند، باید بتواند به خود اجازه دهد که فراموش کند؛ باید بتواند، اندکی از ت+2
{انسان اگر بخواهد واقعاً زندگی کند و نه صرفاً زنده بماند، باید بتواند به خود اجازه دهد که فراموش کند؛ باید بتواند، اندکی از تیزیِ احساس و آگاهیِ خود بکاهد، تا دوباره بتواند به زندگی روزمره بازگردد و اختیارِ زمانِ خویش را پس بگیرد.} //حافظه و فراموشی هر دو برای {زندگی کردن در زمان} ضروری‌اند. حافظه ما را به گذشته پیوند می‌دهد، و فراموشی به ما امکان می‌دهد که در حال بمانیم و به سوی آینده حرکت کنیم.// . . . #فلسفه #روانکاوی #مارک_اوژه #هنردرمانی #فراموشی
194
14
ورق بزنید... {در جهان ادبیات، فراموشی همیشه به معنای از دست دادن نیست؛ گاهی یک راه نجات است.} //نویسندگان و شاعران بزرگ بارها+4
ورق بزنید... {در جهان ادبیات، فراموشی همیشه به معنای از دست دادن نیست؛ گاهی یک راه نجات است.} //نویسندگان و شاعران بزرگ بارها نشان داده‌اند که حافظه چطور می‌تواند به یک شکنجه‌گاه تبدیل شود. آن‌ها از فراموشی می‌نویسند تا به یادمان بیاورند که برای ادامه دادن، برای خلق کردن و برای زنده ماندن، انسان خوب است که انسان هنرِ {از یاد بردن} را بیاموزد.// . . . #روانکاوی #هنردرمانی #کلینیک_ایماژ #رواندرمانی_تحلیلی #ادبیات
188
15
{از دیدگاه نیچه، برای هر کنش و عملی که انسان انجام می‌دهد، فراموشی یک ضرورت است؛ همان‌گونه که برای زندگیِ هر موجود زنده، نه‌ت+3
{از دیدگاه نیچه، برای هر کنش و عملی که انسان انجام می‌دهد، فراموشی یک ضرورت است؛ همان‌گونه که برای زندگیِ هر موجود زنده، نه‌تنها نور، که تاریکی نیز ضروری‌ست.} از این منظر، فراموشی دشمنِ حافظه نیست؛ بلکه نگهبان نظم درونی انسان است. همان نیروی پنهانی که به ذهن اجازه می‌دهد آرام بماند، آینده را تصور کند و مسیر زندگی را شکل دهد. //زیرا بدون تواناییِ فراموش کردن، انسان در گذشته گرفتار می‌ماند؛ و بدون رهایی از سنگینیِ آنچه پشت سر گذاشته است، نه شادی ممکن است، نه امید، نه احساسِ آزادی، و نه آن حضورِ زنده و بی‌واسطه‌ای که زندگی را معنا می‌کند.// . . . #نیچه #روانکاوی #فلسفه #کلینیک_ایماژ
189
16
{اگر انسان قادر به فراموش کردن نبود، در گذشته زندانی می‌شد؛ یا شاید هر رنج و هر فقدانی، درست مانند لحظه‌ی اول، از نو تکرار می+4
{اگر انسان قادر به فراموش کردن نبود، در گذشته زندانی می‌شد؛ یا شاید هر رنج و هر فقدانی، درست مانند لحظه‌ی اول، از نو تکرار می‌شد.} //بنابراین فراموشی فقط یک نقص در حافظه‌ی انسان نیست، بلکه یکی از شرط‌های امکانِ ادامه‌ دادن زندگی است. اگر چیزی را فراموش کنیم، آیا واقعاً از بین رفته است؟ شاید نه. بسیاری از تجربه‌ها در حافظه‌ی ما محو می‌شوند، اما همچنان در شیوه‌ی نگاه کردن ما به جهان، در انتخاب‌هایمان و در رابطه‌هایمان حضور دارند. چیزی ممکن است دیگر به یاد آورده نشود، اما همچنان ما را شکل دهد.// . . . #روانکاوی #فراموشی #کلینیک_ایماژ
188
17
منی که اسبم را این چنین چهار نعل می‌تازم، آیا می‌خواهم برسم؟ یا در حال فرارم؟ {جمال ثریا} . . . #روانکاوی #رواندرمانی_تحلیلی
منی که اسبم را این چنین چهار نعل می‌تازم، آیا می‌خواهم برسم؟ یا در حال فرارم؟ {جمال ثریا} . . . #روانکاوی #رواندرمانی_تحلیلی #روانشناسی #هنردرمانی #ادبیات
289
18
//روان‌درمانی وعده‌ی حذف رنج را نمی‌دهد؛ بلکه امکانی فراهم می‌کند تا فرد نسبت خود را با رنجش بازشناسی کند. در این فرآیند، رنج+1
//روان‌درمانی وعده‌ی حذف رنج را نمی‌دهد؛ بلکه امکانی فراهم می‌کند تا فرد نسبت خود را با رنجش بازشناسی کند. در این فرآیند، رنج دیگر صرفاً چیزی نیست که بر سوژه تحمیل شود، بلکه به تجربه‌ای بدل می‌شود که می‌توان آن را فهمید و معنا کرد.// . . . #رنج #روانکاوی #کلینیک_ایماژ #رواندرمانی
240
19
هرمان هسه می‌گوید: //درختان معبدند. هر کس که می‌داند چگونه با آن‌ها سخن بگوید، هر کس که می‌داند چگونه به آن‌ها گوش بسپارد، می+1
هرمان هسه می‌گوید: //درختان معبدند. هر کس که می‌داند چگونه با آن‌ها سخن بگوید، هر کس که می‌داند چگونه به آن‌ها گوش بسپارد، می‌تواند حقیقت را بیاموزد. آن‌ها درس و پند و اندرز نمی‌دهند، بلکه فارغ از جزئیات، قانون کهن زندگی را موعظه می‌کنند.// یک درخت می‌گوید: هسته‌ای در من پنهان است، یک جرقه، یک اندیشه؛ من زندگی‌ای از زندگی جاودانم. شکل و رگه‌های پوست من، منحصربه‌فرد است. حتی کوچک‌ترین بازی برگ‌ها در شاخه‌هایم، و کوچک‌ترین زخم روی پوسته‌ی تنم. . . . #هرمان_هسه #ادبیات #روانکاوی #هنردرمانی #کلینیک_ایماژ
216
20
مَن آن صُبحَـم کِه ناگاهان چـو آتَـش دَر شَـب اُفتادَم بیـا اِی چَشــمِ روشَن‌بیـن کِه خورشیدی عَجَب زادَم صبح آزادی/ هوشنگ ا
مَن آن صُبحَـم کِه ناگاهان چـو آتَـش دَر شَـب اُفتادَم بیـا اِی چَشــمِ روشَن‌بیـن کِه خورشیدی عَجَب زادَم صبح آزادی/ هوشنگ ابتهاج . . . #شعر #هوشنگ_ابتهاج #ادبیات #روانکاوی #هنردرمانی
177