ch
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

前往频道在 Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

显示更多
422
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
🌱 «ای زندگی، آرام قدم بردار، بگذار نگاهت کنم با همه کاستی‌های پیرامون‌مان چقدر فراموش کردم تو را آنگاه که در آغوشت به دنبال
🌱 «ای زندگی، آرام قدم بردار، بگذار نگاهت کنم با همه کاستی‌های پیرامون‌مان چقدر فراموش کردم تو را آنگاه که در آغوشت به دنبال خودم و تو می‌گشتم و هرگاه رازی از تو دریافتم، با خودم گفتم: چقدر نمی‌شناسمت به نیستی بگو: مرا کم گذاشته‌ای و من بوده‌ام که تو را کامل کنم» «دورتر از شاخه نیلوفر» *محمود درویش* ریسمان

به رود زمزمه‌گر گوش کن که می‌خواند ‏سرود رفتن و رفتن و برنگشتن‌ها #حمید_مصدق @chaame 🪖

#چشم‌ها ریسمان
#چشم‌ها ریسمان

رویاهای کودکی #بی‌کلام ریسمان

#چشم‌ها وقتی حس می‌کنم منظورش رو درست متوجه نمی‌شم یا داره چیزی رو ازم پنهان می‌کنه ناخودآگاه به چشم‌هاش خیره می‌شم. انگار می
#چشم‌ها وقتی حس می‌کنم منظورش رو درست متوجه نمی‌شم یا داره چیزی رو ازم پنهان می‌کنه ناخودآگاه به چشم‌هاش خیره می‌شم. انگار می‌دونم هر چی هست پشت همین چشم‌هاست. چشم‌ها، دریچه‌ی قلب‌اند. زبان بدن، ذهن‌خوانی و تله‌پاتی بلد نیستم، حس ششم خوبی هم ندارم ولی پشت اکثر چشم‌ها یه بچه می‌بینم، که گاهی این بچه، بزرگ شدن رو اشتباهی یاد گرفته، قرار بوده بزرگ بشه تا از خودش و همه چی درک حقیقی‌تری پیدا کنه. اما زخم‌ها و ترس‌هاش باعث بستنِ پینه و نشستنِ غبار روی قشنگی‌های کودکیش شده. اینطوری کم‌تر ازش دلخور می‌شم یا کم‌تر می‌ترسم. برای همین بچه‌ها و حیوانات خیلی امن و دوست‌داشتنی‌اند. از پشت نقاب حرف نمی‌زنند. فهمیدنشون آسونه... ریسمان

فیض کاشانی می‌فرماید: اعانت و کمک الهی علامت دارد و آن حزن و اندوه است. #عبدالکریم_حق‌شناس | مُتِشابهات |

اندوهی که از اعماقِ تفکر سرچشمه نگیرد، اندوه نیست، عزایِ باطل و بی‌اعتباری به خاطرِ سرکوب شدنِ امیالِ فردی‌ست؛ و انسانِ متفکری که گهگاه گرفتارِ اندوه نشود، علیل و ناقص است؛ دور از دریا، دور از توفان، دور از پرواز، دور از شکفتنِ روح است... #نادر_ابراهیمی

مرا محکم در آغوش بگیر #بی‌کلام ریسمان

✨✨ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. همان كسانى كه ايمان آورده‏‌اند و دل‌هايشان به ياد خدا آرام مى‏‌گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دل‌ها آرامش مى‏‌يابد ✨✨ *رعد - ۲۸* ذکر: گاه در برابر فراموشی و غفلت به کار برده می‌شود و گاه به ادامه حفظ چیزی در ذهن اشاره دارد. ریسمان

🌱 «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری‌‎ ‌‏امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران‌‎ ‌‏مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می‌کنم.» *روح‌الله خمینی (ره)* ریسمان

آرامشِ قبل و بعد رو نه، آرامشِ در طوفان رو دلم می‌خواد... اون آرامشی که با خودم بگم: «بالاتر از سیاهی که دیگه رنگی نیست»، رو
آرامشِ قبل و بعد رو نه، آرامشِ در طوفان رو دلم می‌خواد... اون آرامشی که با خودم بگم: «بالاتر از سیاهی که دیگه رنگی نیست»، رو هم نمی‌خوام... اون آرامشی هم که از سر گیجی و‌ منگی‌ست رو هم نمی‌خوام... یه جور آرامش هست که قبلا وقتی مسیر کوهنوردی غیر آشنا رو انتخاب کردیم، تجربه‌ش کردم، خیالم راحت بود که حاجی بالاخره ما رو به قله می‌رسونه، مسیر سخت بود ولی می‌دونستم مراقبمونه، پشت سرش، پام رو محکم می‌ذاشتم، حتی شوخی می‌کردیم، به تار عنکبوت‌هایی که بین سنگ‌ها بسته شده بود و مشخص بود این مسیر چقدر پَرت و غریبه، هم می‌خندیدیم، صعب العبور بود ولی به باریک‌‌ترین پاکوب‌ها می‌گفتیم: «بزرگراه!»... دلم یه همچنین آرامشی از سر اعتماد می‌خواد... ریسمان

سکوت سرشار از ناگفته‌هاست... ریسمان

حقیقت آدم‌ها، آن نیست که بر شما آشکار می‌کنند، بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما عاجزند. بنابراین، اگر می‌خواهید آدم‌ها را
حقیقت آدم‌ها، آن نیست که بر شما آشکار می‌کنند، بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما عاجزند. بنابراین، اگر می‌خواهید آدم‌ها را بشناسید، به آنچه می‌گویند گوش ندهید، بلکه به آنچه ناگفته می‌گذارند گوش بسپارید. آنچه در ما اصل است، خاموش است. آنچه در ما اکتسابی است، ورّاج است. سکوت آدمی، به حقیقت نزدیک‌تر است تا گفته‌هایش. «قصه‌ی عشق» *جبران خلیل جبران* 🌱 ریسمان

امید #بی‌کلام ریسمان

تمام ای کاش‌ها تاریخ انقضا دارند. گاه برای تنبّه، حسرتی می‌شوند و گاه در دگردیسی کاملاً رد می‌شوند. ولی وصالِ تو، ای کاشی، ازلی ابدی‌ست. اعتبارِ مرگ و زندگی‌ست. ریسمان

پروازی بی‌پایان در آسمان آبی زیبا #بی‌کلام ریسمان

«باید که در آیینه کمی هم به خود آییم ما جلوه‌ای از خلقت زیبای خداییم هر کس که دلش آینه شد فاقد لکه در قلب خودش کرده بنا کعبه و مکه» 🌱 ریسمان

به اولین‌ها می‌اندیشم، به احتمالات و گزینه‌های انتخابی دیگر... آنجا که تنوّع خواسته‌ها و در نتیجه رقابت بر سر داشته‌ها افزون
به اولین‌ها می‌اندیشم، به احتمالات و گزینه‌های انتخابی دیگر... آنجا که تنوّع خواسته‌ها و در نتیجه رقابت بر سر داشته‌ها افزون شد، نزاع‌ها و صف‌بندی‌ها سر گرفت، دیوارها سد راه شدند و پرچم جدایی طلب برافراشته شد... داغ و آتش جدایی‌ها و جنگ‌های پشت این دیوارها چه سوزاندند! ولی دیوارهای بلند بدون ورودی یا با مدخلی تنگ و مخوف را به دیوارهای نامرئی با مرزهای نامشخص ترجیح می‌دهم. ترسِ من، ترسِ قومم نیست که دیوار دفاعی مشترک داشته باشیم. ترس به خانه‌ی دل‌هایمان سرایت کرده، گاهی خودمان هم پشت درهایی با رمزهای گمشده‌مان می‌مانیم و آواره می‌شویم... جنگجوی درون مرزهای خودم شده‌ام، غبار آوار دیوارهای خودساخته‌ام بر تنم نشسته ولی تا فتح آخرین سرزمین محصور شده باید پیش رفت... ریسمان

🌱 «دیده بگشای، ای که در خوابی خویشتن را طلب، مگر یابی چند ازین اشتغال بی‌حاصل؟ دیگران را و خود ز خود غافل؟ تا تو در خویشتن نظر نکنی وانگه از خویشتن گذر نکنی نرسانی نظر به عین کمال نشناسی فراق را ز وصال» «عشاق‌نامه» *فخرالدین عراقی* ریسمان

یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِى الظُّلَمِ... @cucko0s_nest