02:08
前往频道在 Telegram
871
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-630 天
帖子存档
871
🗓 ۲۵ روز تا ۱۹نوامبر
✍ مساله اول: ارزشگذاری مالی مردان
براساس اسلوبها و چارچوبهای غالب بر فرهنگ و تفکر جوامع، مرد مسوول امور مالی و پشتوانه بودن خانواده در این زمینهاس. این مسوولیت بجز بار مسؤولیتیای که برای خود مرد ایجاد میکنه که باید کار و تلاش کنه برای پیشبرد خواستههای خانواده؛ بار روانیای رو هم روش دوش اون میذاره و مسوولیت تمام کامیابیها و ناکامیهای خانواده رو به اون منتقل میکنه. این یعنی یک مرد هم باید کار کنه و هم باید در قبال ناکامیها و کمبودها پاسخگو باشه و سبب ناکامی خانواده شناخته بشه و بجز مسوول ناکامیهای خودش، مسوول ناکامی بقیه اعضای خانواده هم باشه.
توی چنین فضایی، بیکاری یا درآمد پایین دیگه صرفاً یک مشکل اقتصادی نیست بلکه به قضاوتی درباره ارزش شخصی اونا تبدیل میشه که "اگر درآمد خوبی داشتی و خانواده رو برای خواستهها تامین کردی؛ ارزشمند هستی. وگرنه افرادی بهتر و موفقتر از تو وجود دارن و اونا ارزشمندترن."
اینجا چنین باوری شکل میگیره که اون مرد شایسته احترام نبوده و حتی از ارزش انسانی هم برخوردار نیست. اینم صرفا یک تفکر و تصور ساخته ذهن اون مرد نیست و از سمت خانواده، اجتماع و متاسفانه حتی همجنسهای خودش بهش القا میشه.
حلقه آخر این زنجیر، بیارزشی ذاتی اون مرد در نگاه خودشه. چیزی که بیشتر از هر صدا و تحقیر خارجیای؛ قدرت داره و از درونش میاد و اون رو خرد میکنه.
مساله و نگاهی که در قبال زنان وجود نداره و چنین نگاهی درصورت ناکامی های شغلی به سمت اونها سرازیر نمیشه و در چنین موقعیتی بازهم توقع به سمت مردان حامی مانند همسر، پدر و حتی برادر یا پسر به اون برای عبور از شکستش میره و جامعه هم این توقع رو با نگاهش تایید میکنه. اما درباره مردان چنین نیست و اونها به تنهایی مسوول ناکامی و شکست شغلی، کمبود درآمد یا اتفاقات اینچنینی در امور شخصی خودشون هستن. (البته اگر مسوول شکست دیگران هم شناخته نشن)
ازقضا، مقصر این شکست و ناکامی اقتصادی در بسیاری از موارد خودش نیست و از یک عامل خارجی اثر میگیره.
در چنین شرایطی، شکست شغلی یا کمبود درآمد به شرم، اضطراب و احساس بیکفایتی تبدیل میشه. حتی وقتی توی موقعیتهایی که اوضاع اقتصادی و فرصتهای شغلی خارج از کنترل اون هستن.
پژوهشها و حتی نظرسنجیها نشون میدن که مردان در هنگام شکستهای مالی و شغلی حتی در "مرد بودن" خودشون احساس شکست میکنن و سلامت روانشون مورد هجمه جدی قرار میگیره. این یعنی قضیه بسیار فراتر از یک مسوولیته و حتی از ارزشگذاری هم فراتر رفته و دیگه به تاروپود شخصیتی و هویتی اونها بدل شده.
بنابراین، مساله نه جنسیتیه و نه اقتصادی و نه حتی مقایسه اس. مساله؛ معنا و جایگاهیه که جامعه به نسبت درآمد و جایگاه اقتصادی، به مردان میده. این موضوع مختص به ایران و شرایط اقتصادی خاصش نیست و درتمام دنیا همینطوره.
هدف، مقایسه نیست که بگیم "زنان اینطورن و مردان اونطورن و چرا برای مردان نیست یا چرا برای مردان هست". هدف، تغییر نوع دو نگاه و سطح توقع متفاوتیه که در جوامع نسبت به زنان و مردان در موضوع درآمد و شغل وجود داره و این تفاوت نگاه و سطح توقع، قضیه رو میتونه به جاهای عمیقتری مثل سلامت جسمانی و روانی و حتی مشکلهای روحی حاد بکشونه. بازم تحقیقات نشون میده که وقتی مردا درآمد پایین دارن یا نمیتونن انتظارات نانآوری رو برآورده کنن، دچار اضطراب مزمن، شرم، فرسودگی، انزوای عاطفی و گاهی پناه بردن به مواد میشن!
همچنین حرف این نیست که مساله اقتصادی رو مهم ندونیم یا این حرفها تلاشی برای کماهمیت جلوه دادن پیشرفت خانواده باشه. مساله اینه که بین «وضعیت اقتصادی مردان» و «ارزش مردان بهعنوان یک انسان و عضو یک خانواده» تفاوت قائل بشیم. مرد میتونه مسئولیتپذیر، پرتلاش و متعهد باشه، اما در دورهای از زندگی درآمد کمی داشته باشه یا شکست بخوره؛ بدون اینکه قرار باشه متهم به چیزی باشه یا توقع بیجایی ازش بشه.
شاید یکی از مهمترین مهارتهای روانی مردان این باشه که بدون انکار مسئولیتهاشون، خودشون و شخصیت و ارزششون رو به شغل، پول و توانایی تأمین مالی محدود نکنن.
اینجا + اینجا + اینجا و اینجا
871
( البته پیشتر از موضوعی صحبت کردم و واکنش های مختلفی گرفتم که اکثرا هم مثبت بود و کمی هم منفی. که البته منفیها بخاطر این بود که فکر کردن قصد من تقابل با زنان و مسائل پیرامونی اوناست. یه بنده خدایی هم در اظهارنظر بسیار خندهداری فرموده بود که اگر کسی میخواد حقوق مردان رعایت بشه باید فمنیست باشه. که خب در این مصیبت همین بس که خود گوینده این فرد یک مرد بود.
خیر عزیزان. متن های من هیچ اشاره انکاری و نادیدهانگارانهای علیه زنان نداره و در تقابل با اونها نیست.)
871
چند روز پیش یک موج دروغین از "روز پسر" راه افتاد که خیلی فراگیر شد و در نتیجهاش هم دو دستگی پیش اومد که عدهای گفتن امروز هست و عدهای گفتن نیست و حتی مصادف بود با روز خوشحال کردن سگها. آخرشم اون کسی که این شایعه رو جاانداخت کلیپ داد بیرون و باافتخار گفت که هدفم این بوده به ما توجه بشه و فلان و بیسار.
کاری که بدون فکر انجام بشه نه تنها اثر مثبتی نداره بلکه اثر معکوس داره و این کار بیش از اینکه بخواد اثری برای توجه به مردان بذاره؛ بیشتر مایه تمسخر و استهزا شد.
البته ما توی این قضیه متاسفانه عادت داریم و حتی ۱۹ نوامبر که یه روزیه که به روز جهانی مردان معروف شده هم نه ثبت رسمی در سازمانهای جهانی شده و نه حتی فراگیری خاصی داره و با "روز جهانی توالت" مصادفه که اتفاقا روز توالت ثبت شده و سازمان ملل هم سالانه برای روز توالت برنامه داره و توی مناسبتهای تقویمی مناسبت "مردان" دو پله از "توالت" پایینتره. (اینجا) بنابراین به اون جوون نابخرد گلهای نمیشه کرد.
تصمیم گرفتم که امسال هم مثل پارسال تا ۱۹ نوامبر که یه روزیه که صرفا برای مردان "معروف" شده؛ تا حد توانم روزانه یک مطلب از معضلاتی حرف بزنم که مردان باهاش دست و پنجه نرم میکنن.
همچنین اینجا را بخوانید
