درویدوس
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 درویدوس 的分析概览
频道 درویدوس (@druidous) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 10 547 名订阅者,在 艺术与设计 类别中位列第 3 499,并在 伊朗 地区排名第 31 167 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 10 547 名订阅者。
根据 07 十一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -141,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 14.37%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.25% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 516 次浏览,首日通常累积 554 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 27。
- 主题关注点: 内容集中在 وقت, کس, روز, سقوط, گرگ 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“پشت درخت بلوط کهن، کسی زمزمه میکرد.
برای ارسال عکس:
@druidousbot”
凭借高频更新(最新数据采集于 08 十一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 艺术与设计 类别中的关键影响点。
10 547
订阅者
-324 小时
-337 天
-14130 天
正在加载数据
吸引订阅者
十一月 '2611月 '26
十一月 '26
+1
在1个频道中
十月 '26
+12
在4个频道中
Get PRO
九月 '26
+6
在7个频道中
Get PRO
八月 '26
+2
在7个频道中
Get PRO
七月 '26
+11
在8个频道中
Get PRO
六月 '26
+7
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+14
在10个频道中
Get PRO
四月 '26
+14
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+55
在17个频道中
Get PRO
一月 '260
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+174
在12个频道中
Get PRO
十一月 '25
+1
在12个频道中
Get PRO
十月 '25
+176
在15个频道中
Get PRO
九月 '25
+112
在13个频道中
Get PRO
八月 '25
+639
在18个频道中
Get PRO
七月 '25
+64
在9个频道中
Get PRO
六月 '25
+160
在18个频道中
Get PRO
五月 '25
+514
在29个频道中
Get PRO
四月 '25
+427
在31个频道中
Get PRO
三月 '25
+5 810
在45个频道中
Get PRO
二月 '25
+1 217
在23个频道中
Get PRO
一月 '25
+2 101
在49个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 502
在49个频道中
Get PRO
十一月 '24
+974
在71个频道中
Get PRO
十月 '24
+1 726
在62个频道中
Get PRO
九月 '24
+1 188
在37个频道中
Get PRO
八月 '24
+885
在33个频道中
Get PRO
七月 '24
+2 207
在80个频道中
Get PRO
六月 '24
+2 187
在41个频道中
Get PRO
五月 '24
+990
在36个频道中
Get PRO
四月 '24
+1 178
在29个频道中
Get PRO
三月 '24
+391
在12个频道中
Get PRO
二月 '24
+551
在15个频道中
Get PRO
一月 '24
+950
在15个频道中
Get PRO
十二月 '23
+311
在6个频道中
Get PRO
十一月 '23
+698
在2个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 08 十一月 | 0 | |||
| 07 十一月 | 0 | |||
| 06 十一月 | 0 | |||
| 05 十一月 | 0 | |||
| 04 十一月 | 0 | |||
| 03 十一月 | 0 | |||
| 02 十一月 | +1 | |||
| 01 十一月 | 0 |
频道帖子
| 2 | اما گربهها به این چیزها فکر نمیکنن: فقط چیل کردن، نرم بودن، و غذا خواستن. | 806 |
| 3 | در این نگاه، رسیدن در عمل ممکن نیست. حتی اگر برسیم، همیشه کوه بلند دیگری در افق هست که با چشمهایی به رنگ زمستان، به ما نگاه میکنه. او ما رو صدا میزنه و همچنان که میدانیم مقصد ما نخواهد بود، نمیتونیم از میل برای حرکت به اون سمت، دست بکشیم. | 820 |
| 4 | فکر میکنم آدمها گاهی بین دو وضعیت در نوسان هستن: انجام دادن کاری بزرگ، شبیه به یک میراث، از یک طرف، و گمنام زیستن و همراه شدن با لطافتهای روزمره، از طرف دیگه. هر کسی درکی نسبی از استعداد و توانایی خودش داره. این استنباط، در زمانهایی، او رو متقاعد میکنه که میتونه دست به کار بزرگی بزنه، مثل نوشتن یک کتاب، ساختن یک مجسمه، کشیدن یک نقاشی، یا حتی، نجات دادن جهان. پس او پر از شوق میشه و حرکت میکنه؛ اما وقتی دستبهکار میشه، با واقعیت فیزیکی زندگی مواجه میشه و پی میبره، به طور موقت، که تمام استعداد و توانایی او هم ممکنه برای محقق کردن آرزو و هدفی که داره، کافی نباشه. پس دلسرد میشه و در گوشهای کز میکنه که "باید چیکار کنم؟ چه چیزی رو دنبال کنم؟" اما این سرما هم عمری داره. پس شعلهی کوچک دوباره در وجود او جان میگیره و برای حرکت آماده میشه. | 811 |
| 5 | گربهها هر جایی دوست داشته باشن، استراحت میکنن. انگار هیچ نوع محاسبهای در ذهن کوچکشون انجام نمیدن، که مثلا اگر اینجا لم بدم، ممکنه بیفتم. | 801 |
| 6 | : )))) | 793 |
| 7 | @druidous
گربهها. شش.
شما فرستادین | 793 |
| 8 | پس دیگران به او نگاه میکنن که "چه سرنوشت اندوهبار و تلخی." | 1 026 |
| 9 | خالی شدن زندگی از معنا، برای انسان دردناکه. گم کردن نور فانوس دریایی وقتی موجها نعره میزنن، ترسناکه. آدم نیاز داره به چیزی چنگ بزنه و اون رو چنان محکم بگیره که خیال خودش راحت باشه که سقوط نخواهد کرد. مثل هر نیازی، این نیاز هم یک روی روشن داره و یک روی تاریک. اگر او که گم شده به آنچه میوهی راستی و درستیست چنگ بزنه، رستگار میشه. اما اگر دست اهریمن رو بگیره چی؟ اگر زمزمهی او رو بپسنده و فریب بخوره، آنچه وجودش رو پر میکنه جز تیرگی قیرمانند نیست. پس سایهها در وجودش جولان میدن و میرقصن و به هر گوشهی خیال او دستدرازی میکنن تا اینکه روزی، بالاخره، او خودش رو به تمامی از دست میده. پس همچون مردهای در قلمرو زندگان و زندهای در قلمرو مردگان خواهد بود. بدون اندیشه و خیال، در پی اهریمن حرکت میکنه. گام در ردّ پاهای سرخ او میذاره و از هر فرمانی، بدون چون و چرا، اطاعت میکنه. | 1 038 |
| 10 | حقیقت اغلب آرام است. نیازی به عربده و سیرک و جمعیت ندارد. مثل کوهی که در زمین ریشه دارد، استوار است. برای کوه مهم نیست باران ببارد، آفتابی باشد، طوفان بتازد، یا حتی، اژدها بیدار شود. کوه، کوه است. آرام و مطمئن آنجا نشسته و هر کسی که به آن سمت نگاه کند، آن را میبیند؛ ولو اینکه گروهی پایین کوه جمع شوند و فریاد بزنند که نه، اینجا هیچ کوهی وجود ندارد! | 989 |
| 11 | فقط آنجاست که از سینهکش تپهی همیشه سبز بالا میام، و بعد، آن کلبهی کوچک در گودی طلایی درّه. پس به سمت خونهی تو میام و مطمئنم که جای من، گرم و نرم و امن خواهد بود. | 1 103 |
| 12 | به یک آهنگ گوش میدم. ناگزیر تو در ذهنم جان میگیری. در قلمرو خیال، تو هنوز میخندی، میدوی، میگویی، میشنوی. | 1 083 |
| 13 | @druidous | 1 078 |
| 14 | ردّ آخرین قدمهای کوچک تو رو همیشه دنبال میکنم. اگر خونهای در این جهان داشته باشم، همون جایی خواهد بود که تو هستی. | 1 064 |
| 15 | آنچه اتفاق افتاد، در ذهن و قلب ما، کاملا زنده است. دو شب سرد، نعرههای دیو، و چشمهایی که مثل ستارهها میدرخشیدن. | 1 392 |
| 16 | فکر میکنم وقتی در موقعیت سقوط هستیم، فقط تا نقطهی مشخصی فرصتی داریم برای پیدا کردن راه نجات. بعد از اون نقطه، تا قعر تیرگی خواهیم رفت (اگرچه، ممکنه دوباره برگردیم.) اما وقتی در حال سقوط هستیم، پنجرهی رهایی محدود است. و اهریمنی که اون پایین به انتظار ما نشسته، نیرومند است. پس چشمهای سرگردان و مضطرب و ترسیدهی ما در قلمرو نگاه او گرفتار میشن و گامهای ما، فریبخورده و هیجانزده، به سوی دستهای سرخ او میرن. | 1 044 |
| 17 | @druidous
شما فرستادین | 1 260 |
| 18 | وقتی کتابی تموم میشه، انگار در جهان اون قصه ناگهان یخ میزنیم. کاراکترها هنوز اونجا هستن و اتفاقاتی رخ میده، ولی ما دیگه در جریان نیستیم. ممکنه حدسهایی بزنیم، اما دقیق نخواهد بود. | 1 193 |
| 19 | @druidous | 1 340 |
| 20 | اگر من پرنده بودم، تو درخت باش. پس آشیانهم رو میان شاخ و برگ تو میسازم. | 1 554 |
