572
订阅者
-624 小时
-27 天
+3630 天
帖子存档
572
Repost from Moris News
به نام خدای رنگین کمان؛
بچهها نخندین.. درود به ملت شریف ایران، من هم فرزند کسی هستم. مبین مامان، اومدم مامان. سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم. اگرم هر بلایی سرم اومد میخوام خبرش مثل بمب بترکه. سپهر من کجایی بابا؟ من نمیترسم، چهل و هفت ساله مردم. من این حور و پری رو بیست و سه سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟ مانی بابا تو برو منم میام. مگه ما چی هستیم که برای ما تانک میارن؟ ما اگه پول داشتیم اسلحه بخریم خب میرفتیم نون میخریدیم. اگر آزاد شد.. خوشحالی کن به جای من. ما تو این شهر غریبیم. به رونیکا چی بگم؟ بچهام هشت سالشه. به مامان چیزی نگو. عزیز اینا برای ورزشه. اینا برای طناب دارشون دنبال گردن میگردن. الهی تیکه تیکه بشی، مرگ بر خامنهای. وای محسن. سهم بچهی من توی مملکت من پنج تا گلوله بود. سکوت ما خیانت است. آقا اونور هم جنازه هست؟ اوه تا دلت بخواد. حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن. پهلوونمو اینجا کشتن. هواپیما آتیش گرفته. ندا نترس، ندا بمون. بچه ها تیر خوردم؟ نمیرم فقط. آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده. نفس نمیکشه. خامنهای الان حکومت کن. رو خون بچههامون حکومت کن. ما را به خاطر بیاور که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. متهم ابراز پشیمانی نکرد. بچهها کمک، ناموساً کمک. شما خودتونم میدونید با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره..
@Moris_news
572
شاید باید برم دوباره اینترنتم رو قطع کنم چون جنبه دیدن این همه درد رو یکجا ندارم هر پستی رو که میبینم جنازست.دلم برای تک تک بچهایی که بخاطر این حرومزاده ها پر پر شدن خونه، برای زندگیهایی که اتفاق نیفتادن، خاطرهایی که ساخته نشدن، خنده هایی که هیچوقت شنیده نشدن، عشقهایی که تبدیل به خاکستر شدن. به خاطر یک مشت حرومزاده، بچههایی که تو جنگ هشت ساله شهید شدن یا جانبازن، کوی دانشگاه، اتفاق سال هشتاد و هشت، اعتراضات ۹۶ و ۹۸، هواپیمای اوکراینی، کرونا، انقلاب زن زندگی آزادی، و این روزها. اگر بخوام تک تک رو بگم باید چهل و هفت سال بنویسم، اینها اشغالهایی هستن که چه غیر مستقیم چه مستقیم آدم کشتن و جنایت کردن. من فقط میسوزم و تبدیل به اشک میشم و درد و عصبانیت. ای انسان این آزادی چی بود که لایقش نبودی؟
572
ché mi sento di morir! چون مرگ خودم رو نزدیک میبینم E se io muoio da partigiano اگه به عنوان یه پارتیزان کشته شدم E se io muoio sulla montagna اگه بر فراز کوهی کشته شدم …o bella ciao… bella, ciao …bella ciao ciao, ciao بدرود زیبای من، بدرود..
572
اینکه تهش نمیدونم چی میشه اعصابم رو خورد میکنه، اینکه باز بازنده باشیم روانیم میکنه، کاش یکی اسپویل کنه بعدش چی میشه. کم کم دارم عقلم رو از دست میدم.
572
اینا هم دیگه خیلی شجاعت به خرج میدن و میخوان بگن ما هم معترضیم و اینا، تهش یه غر کلی راجع به سخت بودن زندگی میزنن.
برو بابا کار نمیکنه دیگه.
572
میدونید شاید ما هم همراه مایک برای همیشه این زیر زمین و ترک کردیم. ماهایی که با سریال بزرگ شدیم، با شخصیت ها زندگی کردیم.اون بچههای دوچرخهسوارِ فصل اول، الان دیگه معصوم نیستن؛ زخمیان، خستهان، واقعیان… درست مثل خودمون. ما همه باهم بزرگ شدیم. همه باهم رسیدیم به ته داستان درحالی که کوچیکتر ها تازه به سن ما رسیدن، به سنی که همه چیز شروع شد. کم کم همه ما خونه و ترککردیم چون دیگه بزرگ شدیم و بالاخره زورمون به تروما ها و آسیب ها رسید. ما همه مایک هستیم، سر در گم و امیدوار برای یه پایان خوب برای همه، امیدوار به اینکه بالاخره تموم شد، بالاخره شد، آرامش به خونه ما هم رسید. اینبار همه با هاوکینز خداحافظی کردیم.Stranger Thingsتا ابد یه گوشه از قلبم میمونه؛یه خونه قدیمی که هر وقت دلم تنگ بشه دوباره بهش برمیگردم.
