عِرف
前往频道在 Telegram
صفحهای برای من جایی برای ثبتهام و حرفها. @itsserfann_bot :جاحرفی «أبْوترابْ»
显示更多530
订阅者
-124 小时
+57 天
+1930 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+24
在3个频道中
八月 '26
+42
在3个频道中
Get PRO
七月 '26
+53
在5个频道中
Get PRO
六月 '26
+46
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+59
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+27
在4个频道中
Get PRO
十二月 '25
+22
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+25
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+27
在3个频道中
Get PRO
九月 '25
+34
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+41
在6个频道中
Get PRO
七月 '25
+40
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+31
在2个频道中
Get PRO
五月 '25
+47
在3个频道中
Get PRO
四月 '25
+41
在11个频道中
Get PRO
三月 '25
+41
在2个频道中
Get PRO
二月 '25
+26
在4个频道中
Get PRO
一月 '25
+45
在6个频道中
Get PRO
十二月 '24
+65
在6个频道中
Get PRO
十一月 '24
+65
在5个频道中
Get PRO
十月 '24
+47
在6个频道中
Get PRO
九月 '24
+39
在6个频道中
Get PRO
八月 '24
+51
在5个频道中
Get PRO
七月 '24
+55
在8个频道中
Get PRO
六月 '24
+31
在10个频道中
Get PRO
五月 '24
+46
在15个频道中
Get PRO
四月 '24
+49
在10个频道中
Get PRO
三月 '24
+70
在17个频道中
Get PRO
二月 '24
+194
在9个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 20 九月 | 0 | |||
| 19 九月 | 0 | |||
| 18 九月 | +1 | |||
| 17 九月 | +2 | |||
| 16 九月 | +2 | |||
| 15 九月 | +2 | |||
| 14 九月 | +3 | |||
| 13 九月 | 0 | |||
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | +1 | |||
| 10 九月 | 0 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | +2 | |||
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | +4 | |||
| 02 九月 | +7 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
| 2 | https://t.me/+FgWb1RpOT7pmYzI8 | 1 |
| 3 | https://t.me/+FgWb1RpOT7pmYzI8 | 8 |
| 4 | چیزهای زیادی در جهان است که مرا ناراحت میکند. آنقدر زیاد که دیگر رهایشان میکنم. اما تو تنها کسی بودی که مرا به زندگی وصل میکردی. نقطه اتصال من به این جهان. پر کردن خیالم از تمام چیزهای خوب. ذوق بیدار شدنهای صبح زود. تو مرا با همین چیزهای ساده به زندگی وصل میکردی. نقطه امید من در تاریکی مطلق. نور روشنایی من در انزوای تاریکی خانه. تو تمام چیز بودی. من فقیر با تو غنی بودم. پُر بودم. با تو ادامه میافتم و دنیا داشت رنگ خوشیهایش را به من نشانم میداد. و حالا من ماندم و غمهایم.
غم رفتن. از دست دادن. غم نبودن. هر کدام از اینها آدمی را از پا در میآورد و من دارم گستاخانه به زندگی میگویم بیخود میکنی. ادامه میدهم و میخواهم از غمهایم فرار کنم. نادیدهاش میگیرم، و بیتفاوت از کنارش رد میشوم انگار که هیچ اتفاقی رخ نداده. انگار که کسی نبوده. حرفی نزده. خاطرهای نساخته. برایت از رویاهایش چیزی نگفته. انگار که باید همهی آن چیزها را از خیالت پاک کنی. رهایی مطلق. اما خب نمیشود. هر چقدر هم زور بزنی جایی زور زندگی بیشتر میشود. به یادت میاندازد و حالا تو میمانی و غم. حالا دیگر غم نیست. ترس است. اندوهیست تمام نشدنی. آروزی محال است. بارها گفتهام رفتن آدمی را از پا در میآورد. و اما حالا خودم را از همه چیز منع میکنم. از حرف زدن. از کم خوابیدن. از دوست داشتن و دوست داشته شدن. از تمام چیهایی که منی را از پای در میآورد و چون تویی که به خیالت نیست چه بر سر من میگذرد. من دارم خودم را تلف میکنم. | 144 |
| 5 | https://t.me/SendHarfBot?start=77107ea88454 | 1 |
| 6 | خلوت | 1 |
| 7 | نه لزوما | 1 |
| 8 | تو اتوبوسم. سرم درد میکنه. کلهم خرابه.
و این سوال حداقل برا ساعت ۱ونیمه. 😁 | 1 |
| 9 | برو آنـجا که تو را منتظرند. | 1 |
| 10 | منو دوست نداره و رها کرده. | 1 |
| 11 | بهترین دلمشغولی. | 1 |
| 12 | فکر میکنم | 1 |
| 13 | چرا بیداری ؟!
http://t.me/HidenChat_Bot?start=438628179 | 1 |
| 14 | https://t.me/+FgWb1RpOT7pmYzI8 | 1 |
| 15 | سلام. از تو چخبر آدمیزاد؟!
http://t.me/HidenChat_Bot?start=438628179 | 25 |
| 16 | ی دعا برام میکنید لطفاً؟
مچکرم🤌🏼
| 45 |
| 17 | نرفتن و ماندن. ما آدمهای بودنیم. رها نکردن و ایستادن. ما آدمهای رفتنی نیستیم. در میان تمام رفتن و نماندنها. در میان رها کردن در اوج نیاز داشتن. انگار در پرتگاهی دستی را رها کنی. آدمی را ول کنی و معلق منتظر رسیدن به زمین باشد. ما هر کجا که برویم جایی در دور دستها دوباره به همین نقطه باز خواهیم گشت. تعلق خاطر داشتن به چیزی انگار ریشه ما را اینجا دفن کرده. به دنبال چیزی که ما را وصل میکند میگردیم. ماندمان ما را شبیه به هم میکند. بیا شبیه هم باشیم. | 287 |
| 18 | نرفتن و ماندن. ما آدمهای بودنیم. رها نکردن و ایستادن. ما آدمهای رفتنی نیستیم. در میان تمام رفتن و نماندنها. در میان رها کردن در اوج نیاز داشتن. انگار در پرتگاهی دستی را رها کنی. آدمی را ول کنی و معلق منتظر رسیدن به زمین باشد. ما هر کجا که برویم جایی در دور دستها دوباره به همین نقطه باز خواهیم گشت. تعلق خاطر داشتن به چیزی انگار ریشه ما را اینجا دفن کرده. به دنبال چیزی که ما را وصل میکند میگردیم.
ماندمان ما را شبیه به هم میکند. بیا شبیه هم باشیم. | 1 |
| 19 | رفتن و رهـا شدن. | 1 |
| 20 | گوشه نشین این جهان شلوغیم . | 1 |
