ch
Feedback
گفت‌وشنود

گفت‌وشنود

前往频道在 Telegram

در صفحه‌ی «گفت‌وشنود» مطالبی مربوط‌به «رواداری، مدارا و هم‌زیستی بین اعضای جامعه با باورهای مختلف» منتشر می‌شود. https://dialog.tavaana.org/ Instagram.com/dialogue1402 Twitter.com/dialogue1402 Facebook.com/1402dialogue

显示更多
5 228
订阅者
+424 小时
+287
+7530
帖子存档
دیگری دشمن نیست پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر هم‌زیستی و رواداری آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زند
دیگری دشمن نیست پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر هم‌زیستی و رواداری آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی می‌کند. یکی معنا را در نیایش می‌جوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راه‌های گوناگون ساخته شده است؛ راه‌هایی که گاه از کنار هم می‌گذرند، گاه به هم می‌رسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل می‌شوند. این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعه‌ای آزاد نمی‌شود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکری‌اش، به رسمیت شناخته شود. مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربه‌های دور و نزدیک بشر برای ممکن‌کردن زیستن با دیگری: دیگری‌ای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترم‌ماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو می‌کند: آیا می‌توان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطه‌ای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟ این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعه‌ای که برای همه جا نداشته باشد، نمی‌تواند خانه امنی برای انسان باشد. پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است: – از خشونت مذهبی تا هم‌زیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درس‌های تطبیقی از پنج جامعه کثرت‌گرا – ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی – خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟ – نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی – انسان‌گرایی، جایگزینی برای دین‌های باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمان‌های انسان‌گرا و درس‌هایی برای ایران کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید! https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/ #دیگری #رواداری #گفتگو_توانا @Dialogue1402

‌ ‌ روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصوی
‌ ‌ روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازات‌ها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته می‌شود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است. در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. خداناباوران، دین‌ناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شده‌اند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است. در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به‌ علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقه‌ای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه می‌شوند. جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسه‌ای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدام‌های خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به‌ دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است. شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانی‌مدتی بر قربانیان و خانواده‌هایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاع‌رسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است. این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمان‌ها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاش‌های خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده می‌کنند. #تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا @Dialogue1402

بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی در شیراز؛ انتقال به زندان عادل‌آباد در ادامه روند بازداشت شهروندان بهائی در ایران، سعید حسنی،
بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی در شیراز؛ انتقال به زندان عادل‌آباد در ادامه روند بازداشت شهروندان بهائی در ایران، سعید حسنی، شهروند ۳۷ ساله بهائی ساکن شیراز، روز ۲ تیرماه توسط مأموران سپاه بازداشت و به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شد. بر اساس اطلاعات دریافتی، حدود ساعت ۱۰ صبح روز ۲ تیر، مأموران سپاه با حضور در محل کار سعید حسنی، وی را با رفتاری خشن و نامناسب بازداشت کردند. پس از آن، مأموران به منزل این شهروند مراجعه کرده و ضمن تفتیش خانه، وسایل شخصی از جمله تلفن همراه و دیگر تجهیزات الکترونیکی را ضبط کردند. بر پایه این گزارش، سعید حسنی پس از بازداشت به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شده است. سعید حسنی پیش‌تر نیز در تیرماه ۱۳۹۵ بازداشت شده بود. وی پس از چند ماه بازداشت موقت، با تودیع وثیقه آزاد شد و در ادامه، دادگاه حکم تبرئه او را صادر کرد. با این حال، با اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری، پرونده وی بار دیگر به جریان افتاد و سرنوشت نهایی آن تا زمان بازداشت اخیر همچنان نامشخص باقی مانده بود. تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعاتی درباره دلایل بازداشت اخیر، اتهامات احتمالی یا ارتباط آن با پرونده پیشین این شهروند بهائی منتشر نشده است. بازداشت سعید حسنی در شرایطی صورت می‌گیرد که گزارش‌ها از ادامه فشارهای امنیتی و برخورد با شهروندان بهائی در نقاط مختلف ایران حکایت دارد؛ روندی که در موارد متعدد با بازداشت، تفتیش منازل، ضبط وسایل شخصی و محدودیت در دسترسی خانواده‌ها به اطلاعات مربوط به وضعیت بازداشت‌شدگان همراه بوده است. #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا @Dialogue1402

سوءاستفاده سیاسی از ماه محرم سوءاستفاده سیاسی در جمهوری اسلامی از ماه محرم و نام و یاد امام سوم شیعیان، در میان خود کنشگران مذهبی باورمند نیز منتقدان بسیار جدی دارد. از جمله‌ی این افراد سجاد نیک‌آیین است که از پژوهشگران دینی و از فعالان نزدیک به روحانیت سنتی است. او در گفتگویی در سال ۱۳۹۵ در رادیو فردا، نگاه سیاسی به عاشورا را مورد نقد جدی قرار می‌دهد و حتی برداشت استبدادستیزانه از آن را موجب انحراف می‌داند. لینک وبسایت: https://dialog.tavaana.org/political-exploitation-muharram-iran/ لینک یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=9kzGceQTx1k لینک ساندکلاد: https://on.soundcloud.com/2BvXLn2e4RKvwYpT7 #گفتگو_توانا #امام_حسین #محرم #عاشورا #مذهب_شیعه @Dialogue1402

ویدئویی از مراسم سنتی عزاداری محرم در حسینیه معتمدی بندر گناوه در استان بوشهر منتشر شده است که کاربران شبکه‌های اجتماعی اشعار این نوحه را مرتبط با جان‌باختگان دی‌ماه دانستند. عزاداران در این هیئت با نوحه «از جان تازه جوان جاویدان ملک گران…گلباران نعش جوان» به سینه‌زنی پرداختند. آهنگ، تنظیم و اجرا: سیدرضاسجادی شعر:عادل آبرخت #مداحی #گفتگو_توانا @Dialogue1402

ایدئولوژی مذهبی، هنگامی که به شکل افراطی و مطلق‌گرایانه دنبال می‌شود، به جای تعالی انسان و گسترش اخلاق، می‌تواند به ابزاری برای سلطه، حذف و خشونت بدل شود. پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژی‌هایی، به‌ویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته می‌کنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدس‌ترین مفاهیم می‌شود. این‌گونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین می‌سازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف می‌کند، بلکه بنیان‌های انسانیت را نیز از میان می‌برد. #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا @Dialogue1402

دسته‌ها و حمل آیینی نمادهای دینی تاریخ عَلَم و کُتل به کجا می‌رسد؟ آیین‌های حمل سازه‌ها و نمادهای مذهبی در خیابان‌ها سابقه‌ای
+6
دسته‌ها و حمل آیینی نمادهای دینی تاریخ عَلَم و کُتل به کجا می‌رسد؟ آیین‌های حمل سازه‌ها و نمادهای مذهبی در خیابان‌ها سابقه‌ای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده می‌شود) شامل دسته‌هایی است که سازه‌های سنگین مذهبی را بر دوش حمل می‌کنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲) این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمه‌های بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیت‌های مقدس را بر دوش خود حمل می‌کنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی می‌نمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴) آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و به‌ویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد. راه‌پیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقه‌ای طولانی‌تر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقه‌ای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دسته‌های مذهبی می‌گرداندند، در برخی جشن‌های هندو فیل‌ها و اسب‌های آذین‌بسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت می‌دهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگویی‌های دینی است. موارد مشابه این گونه آیین‌ها قرن‌ها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشته‌اند. علم چه می‌گوید؟ مطالعات جامعه‌شناسی دین نشان می‌دهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیین‌های جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت می‌کند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگ‌تر می‌سازد. اگر حق برگزاری این آیین‌ها انحصاری باشد، و سایر دین‌ها یا گروه‌ها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین می‌تواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند. #محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا @Dialogue1402

سالروز قتل حکومتی کشیش مهدی دیباج نمادی از بهای سنگین آزادی عقیده در ایران سالگرد قتل کشیش مهدی دیباج، یادآور یکی از تاریک‌تر
+4
سالروز قتل حکومتی کشیش مهدی دیباج نمادی از بهای سنگین آزادی عقیده در ایران سالگرد قتل کشیش مهدی دیباج، یادآور یکی از تاریک‌ترین برگ‌های تاریخ سرکوب اقلیت‌های مذهبی و دگراندیشان در جمهوری اسلامی است. مهدی دیباج، نوکیش مسیحی و از خادمان کلیسای ایران، جان خود را تنها به جرم انتخاب دین و ایستادگی بر باورهایش از دست داد. از گرویدن به مسیحیت تا حکم اعدام مهدی دیباج در جوانی از اسلام به مسیحیت گروید. در پی استقرار جمهوری اسلامی و آغاز موج سیستماتیک سرکوب‌ها، او در سال ۱۳۶۲ دستگیر شد و بیش از ۹ سال از عمر خود را در زندان، انفرادی و تحت فشارهای جسمی و روحی گذراند. دادگاه‌های انقلاب که خروج از اسلام را برنمی‌تابیدند، در نهایت در آذر ۱۳۷۲ او را به اتهام «ارتداد» به اعدام محکوم کردند. دفاعیات شجاعانه او در دادگاه، که گفت: «من مسیحی‌زاده نشدم، بلکه مسیحیت را انتخاب کردم»، به سندی تاریخی از حق‌طلبی و دفاع از آزادی عقیده تبدیل شد. آزادی موقت و سناریوی قتل حکومتی صدور حکم اعدام برای دیباج با واکنش‌های گسترده جهانی و تلاش‌های بی‌وقفه و شجاعانه کشیش «هایک هوسپیان‌مهر» مواجه شد؛ فشارهایی که حکومت را وادار کرد تا او را در دی‌ماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما این آزادی تنها سرپوشی برای اجرای یک جنایت پنهان‌تر بود. در تیرماه ۱۳۷۳، مهدی دیباج ربوده و ناپدید شد. چند روز بعد، پیکر بی‌جان او که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود، در جنگل‌های اطراف تهران پیدا شد. این جنایت هولناک، یک «قتل حکومتی» تمام‌عیار بود که در چارچوب پروژه حذف فیزیکی رهبران مسیحی و دگراندیشان (که بعدتر در قالب قتل‌های زنجیره‌ای افشا شد) توسط دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی طراحی و اجرا گردید. تنها چند ماه پیش از او نیز، کشیش هوسپیان‌مهر قربانی همین سیستم سرکوب شده بود. میراثی که زنده ماند امروز، نام کشیش مهدی دیباج تنها یادآور بی‌رحمی یک سیستم تمامیت‌خواه نیست، بلکه نماد مقاومت، شهامت و حق بنیادین آزادی اندیشه است. قتل‌های حکومتی و حذف فیزیکی دگراندیشان توسط جمهوری اسلامی، هرگز نتوانسته است صدای کسانی را که برای بدیهی‌ترین حقوق انسانی خود یعنی «آزادی عقیده» ایستادگی می‌کنند، خاموش سازد. #مهدی_دیباج #قتل_حکومتی #آزادی_عقیده #گفتگو_توانا @Dialogue1402

عبدالبهاء، پیشوای دوم بهاییان؛ تبعید، زندان و دفاع بی‌امان از رویکرد صلح‌آمیز دینی عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی،
عبدالبهاء، پیشوای دوم بهاییان؛ تبعید، زندان و دفاع بی‌امان از رویکرد صلح‌آمیز دینی عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی، شخصیتی است که زندگی خود را وقف ترویج صلح، وحدت و رویکردهای محبت‌آمیز دینی کرد. او در دورانی که آموزه‌های دینی گاه دستمایه تفرقه و خشونت قرار می‌گرفت، با استقامتی مثال‌زدنی بر این باور پای فشرد که دین باید عامل دوستی و همبستگی میان بشر باشد. برخی از جنبه‌های کلیدی اندیشه و زندگی او عبارتند از: دفاع از صلح: عبدالبهاء معتقد بود اگر دین منجر به دشمنی، قتال و درندگی میان انسان‌ها شود، فاقد ارزش بوده و بی‌دینی بر آن ترجیح دارد؛ چرا که ملاک مقبولیتِ دین، ترویج محبت است. تاب‌آوری و استقامت: او در مسیر تبلیغ این اندیشه‌های صلح‌جویانه، سختی‌های بسیاری از جمله سال‌ها تبعید و زندان را با روحیه‌ای بی‌امان تحمل کرد. او با تاکید بر کرامت انسانی، الگویی از یک رهبر دینی ارائه داد که در پی ساختن جهانی مبتنی بر گفت‌وگو و مدارا بود. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره زندگی و آموزه‌های او، می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید و بیشتر بخوانید: https://dialog.tavaana.org/abdulbaha/ #عبدالبها #بهایی #گفتگو_توانا @Dialogue1402

شیر تعزیه از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی! تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونه‌ای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطوره‌ای می‌پردازد. این نمایش با بهره‌گیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایت‌گر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد. تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافق‌خوان» و «مخالف‌خوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سده‌های متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است. یکی از شخصیت‌های متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور می‌یابد تا از پیکر کشته‌شدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد. فرد شبیه‌خوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر می‌پوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربه‌سانان است، در صحنه ظاهر می‌شود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل می‌کند. در سال‌های اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباس‌های سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکه‌های اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخی‌های تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرم‌کننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمی‌ترین المان‌های هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشان‌دهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است. تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است #شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا @Dialogue1402

The Caliphate of Córdoba, which emerged in the 10th century in Al-Andalus (Islamic-ruled Spain), is often recognized as one o
The Caliphate of Córdoba, which emerged in the 10th century in Al-Andalus (Islamic-ruled Spain), is often recognized as one of the relatively tolerant examples of cultural flourishing under religious rule. During the reigns of Abd al-Rahman III and his son, Al-Hakam II, Muslims, Christians, and Jews lived in a society that contemporary observers praised for its intellectual achievements and pluralistic approaches. Referred to by some as the "Ornament of the World," this region astonished many at the time. Córdoba was a place where all religions engaged with classical traditions to an extent that was hard to imagine for the Christian world of that era. Contemporary historians use the Spanish term "Convivencia" (coexistence) to refer to this harmony between religions, while also emphasizing that Córdoba was never a perfect utopia. In Córdoba, minority religious communities generally benefited from peace and constructive interaction, although instances of religious tension did occur. An examination of this historical period reveals the complexities of intercultural interactions. While the concept of "coexistence" in Córdoba was progressive compared to many contemporary European societies, a deeper analysis confirms that this environment was a dynamic and sometimes challenging landscape for managing religious diversity rather than an absolute utopia. The intellectual, scientific, and cultural achievements of Andalusia during this period were rooted in the exchange of ideas among the followers of the Abrahamic faiths, which transformed Córdoba into one of the main centers of knowledge in the medieval world. For a deeper exploration of the dimensions of this coexistence and an analysis of historical questions surrounding religious tolerance in the Caliphate of Córdoba, you can visit the following article on the Tavaana website: https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate/ @Dialogue1402

هشدار فعالان میراث فرهنگی درباره خطر فروش و تغییر کاربری کلیسای ارامنه مشهد فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت
هشدار فعالان میراث فرهنگی درباره خطر فروش و تغییر کاربری کلیسای ارامنه مشهد فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت «کلیسای مسروپ مقدس» در مشهد، نسبت به فروش، تغییر کاربری یا تخریب این اثر ملی هشدار داده و خواستار مداخله فوری برای حفاظت از آن شده‌اند. این نگرانی‌ها پس از آن بالا گرفت که گزارش‌هایی مبنی بر قصد «شورای خلیفه‌گری ارامنه» برای فروش این بنای تاریخی منتشر شد. فعالان میراث فرهنگی اعلام کرده‌اند که از سال ۱۴۰۳، شورای خلیفه‌گری ارامنه مانع ورود بازدیدکنندگان به کلیسای تاریخی مشهد شده است. بر اساس این گزارش، شورا قصد دارد این بنای ارزشمند را که تنها کلیسای باقی‌مانده ارامنه در مشهد است، به فروش برساند. این اقدام در ادامه روندی نگران‌کننده صورت می‌گیرد. پیش از این نیز، دبستان «آرین»، نخستین و تنها مدرسه ارامنه در مشهد که در جوار کلیسا قرار داشت، از مجموعه جدا و پس از فروش در سال ۱۳۹۶، به حسینیه تغییر کاربری داده شد. حافظه تاریخی شهر مشهد همچنین تخریب شبانه «کلیسای انجیلی» در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ را به یاد دارد. این رویداد که با استفاده از بولدوزر انجام شد، واکنش گسترده رسانه‌ها و دوستداران میراث فرهنگی را در پی داشت و اکنون نگرانی‌ها از تکرار سرنوشتی مشابه برای کلیسای مسروپ مقدس را دوچندان کرده است. #کلیسا #مشهد #ارامنه #گفتگو_توانا @Dialogue1402

«خودآزاری‌های معنوی» از ادیان باستانی تا امروز زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟ ورق بزنید در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-ت
+6
«خودآزاری‌های معنوی» از ادیان باستانی تا امروز زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟ ورق بزنید در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانه‌زنی از قرون وسطی رواج گسترده‌ای یافت. از حدود سده‌های یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه می‌زدند، تا رنج‌های عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی). در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلان‌ها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دسته‌های پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت می‌کردند، به‌طور علنی خود را تازیانه می‌زدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی می‌تواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبش‌های خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکل‌های محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقه‌های رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی) در اسلام شیعه، آیین‌های مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. هم‌زمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینه‌زنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمه‌زنی گرامی می‌داشتند. این آیین‌ها به‌ویژه در بخش‌هایی از ایران، عراق، شبه‌قاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا می‌شد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، به‌ویژه در مورد شیوه‌هایی که موجب آسیب جدی به بدن می‌شود، این رفتارها را جایز نمی‌دانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است. در سایر ادیان: - در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را می‌خراشیدند و خون جاری می‌کردند. - هندوئیسم: در برخی آیین‌های محلی مانند تایپوسام (به‌ویژه در میان تامیل‌ها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت. - ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است. علم چه می‌گوید؟ برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی می‌تواند پدیده‌ای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینه‌ای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر می‌یابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند. #خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا @Dialogue1402

A Temple with Doors Open to Everyone In the heart of Delhi—a city rich in religious and cultural diversity—stands a building
A Temple with Doors Open to Everyone In the heart of Delhi—a city rich in religious and cultural diversity—stands a building whose message goes far beyond architecture. The Lotus Temple is a symbol of tolerance, peaceful coexistence, and respect for human diversity. Designed by Iranian architect Fariborz Sahba and opened to the public in 1986, it was created as a place where people of every faith, belief, and background can come together in peace. Inside the temple, there are no clergy, no pulpit, and no compulsory rituals. Visitors are simply invited to sit in silence, pray, meditate, or listen to readings from different sacred traditions. The temple’s remarkable architecture reflects the same vision: unity in diversity. The Lotus Temple reminds us that lasting peace begins when we open our doors—and our hearts—to one another with respect and understanding. Read the full article on the Dialogue website: https://dialog.tavaana.org/lotus-temple/ #گفت

بیش از پنج ماه بلاتکلیفی؛ نگرانی‌ها پیرامون وضعیت آرتین غضنفری افزایش یافته است با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفر
بیش از پنج ماه بلاتکلیفی؛ نگرانی‌ها پیرامون وضعیت آرتین غضنفری افزایش یافته است با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفری، شهروند بهائی و عکاس خبری، او همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به‌سر می‌برد و با درخواست آزادی موقتش به قید وثیقه نیز موافقت صورت نگرفته است. بر اساس اطلاعات دریافتی، آرتین غضنفری از بیماری‌های آسم، فشار خون و نارسایی قلبی رنج می‌برد و وضعیت جسمانی او در دوران بازداشت رو به وخامت گذاشته است. منابع مطلع می‌گویند که آقای غضنفری از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم بوده و حتی امکان مراجعه به بهداری را نیز نداشته است. پیش‌تر سازمان‌های حقوق بشری و فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با انتشار گزارش‌هایی نسبت به وضعیت آرتین غضنفری و ادامهٔ بازداشت او ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه به شرایط این شهروند بهائی شده بودند. آرتین غضنفری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، روز ۲۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منزل خود در تهران بازداشت شد. بنا بر گزارش‌ها، ۱۱ مأمور با ارائهٔ حکم قضایی به محل سکونت او یورش برده و پس از تفتیش منزل، محل کارش را نیز مورد تفتیش قرار دادند. مأموران در جریان این عملیات، شماری از وسایل الکترونیکی، کتاب‌ها و تجهیزات کاری و شخصی او را ضبط کردند. تداوم بازداشت آرتین غضنفری در حالی است که نگرانی‌ها دربارهٔ وضعیت جسمانی او و محرومیت از دسترسی به خدمات درمانی مناسب همچنان رو به افزایش است. لازم به ذکر است که آرتین غضنفری مراقب اصلی مادر سالخورده و بیمار خود بوده است و در پنج ماه گذشته این مادر از حمایت و مراقبت‌های لازم محروم مانده است. خواستهٔ خانواده، دوستان و نزدیکان آقای غضنفری رعایت حقوق قانونی این شهروند بهائی، پایان یافتن بلاتکلیفی و آزادی فوری او می‌باشد. #آرتین_غضنفری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا @Dialogue1402

با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادل‌آباد این شهر کماکان ادام
با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادل‌آباد این شهر کماکان ادامه دارد. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل خود در شیراز بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی منتقل شد. آقای زارع نهایتا پس از دوره‌ای از بازجویی‌ها که با فشارهای جسمی و روانی همراه بوده، به زندان عادل‌آباد انتقال یافت. پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دل‌نوشتهٔ او خطاب به فرزندش است: «رادوین عزیزم… امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگی‌ات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر می‌برم. در این مدت به تو فکر می‌کردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت می‌کنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدری‌ام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمنده‌ام. وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف می‌کردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آن‌ها قرار نمی‌گرفتم، ولی با خود فکر می‌کردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر می‌کند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی می‌بیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیب‌زدن به خودش می‌داند. در بازداشتگاه، یکی از هم‌سلولی‌هایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار می‌کند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمی‌‌ام این حرف را می‌زند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادل‌آباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال ده‌ها نفر از هم‌سلولی‌های سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانی‌های دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود. هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت می‌کند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بوده‌ای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالی‌ات بهره ببری… رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی،‌ رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانی‌ات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی... تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جان دوستت دارم، بابا پژمان ۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ زندان عادل‌آباد شیراز، بند قرنطینه» #پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا @Dialogue1402

خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونه‌های نسبتا
خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونه‌های نسبتا بردبار شکوفایی فرهنگی تحت تسلط دینی شناخته می‌شود. در دوران خلافت عبدالرحمان سوم و سپس پسرش، الحَکم دوم، در این منطقه از اروپا، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در جامعه‌ای زندگی می‌کردند که ناظران هم‌عصر به سبب دستاوردهای فکری و رویکردهای کثرت‌گرایانه‌اش آن را ستایش می‌کردند. این منطقه که توسط عده‌ای «زینت جهان» نامیده می‌شد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفت‌زده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنت‌های کلاسیک درگیر می‌شدند که برای دنیای مسیحی آن دوره به‌سختی قابل تصور بود. تاریخ‌نگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «هم‌زیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده می‌کنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمان‌شهر بی‌نقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهره‌مند بودند، با این وجود گهگاه نمونه‌هایی از تنش دینی نیز رخ می‌داد. بررسی این دوره تاریخی نشان‌دهنده پیچیدگی‌های تعاملات میان‌فرهنگی است. اگرچه مفهوم «هم‌زیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع هم‌عصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیق‌تر ثابت می‌کند که این محیط بیش از آنکه یک مدینه‌ی فاضله‌ی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد. برای مطالعه عمیق‌تر ابعاد این هم‌زیستی و واکاوی پرسش‌های تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، می‌توانید به مطلب زیر در سایت گفت‌وشنود مراجعه کنید: ‏https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate #رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا @Dialogue1402

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه: «عمامه‌پرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازه
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه: «عمامه‌پرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازه‌ترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامه‌پرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست. بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است. در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالایی‌اند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرم‌انگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.» در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاه‌ها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامه‌پرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند. منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنش‌گران #توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا@Dialogue1402

انحصار حقیقت و خشونت فکری؛ بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسان‌ها می‌توانند درباره‌ی مس
+2
انحصار حقیقت و خشونت فکری؛ بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسان‌ها می‌توانند درباره‌ی مسائل گوناگون اختلاف‌نظر داشته باشند و همچنان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این همان روحیه‌ی «بیاییم توافق کنیم که اختلاف‌نظر داشته باشیم» است؛ اصلی که بر گفت‌وگو، رواداری و احترام متقابل استوار است. اما در جمهوری اسلامی، چنین اصلی هیچ جایگاهی ندارد. حاکمیت خود را مالک حقیقت مطلق می‌داند و هر صدای متفاوت را با برچسب «ضد انقلاب»، «مرتد» یا «مفسد فی‌الارض» سرکوب می‌کند. از همان آغاز، انحصار حقیقت به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل شد و خشونت فکری را به ستون اصلی قدرت آن تبدیل کرد. سانسور کتاب‌ها و رسانه‌ها، محروم‌کردن استادان و دانشجویان منتقد، انحلال انجمن‌های مستقل و برخورد خشن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها نمونه‌هایی از این سیاست‌اند. در این نظام، آزادی بیان و حق انتخاب نه حقی انسانی، بلکه تهدیدی علیه بقای حاکمیت به حساب می‌آید. پیامد این انحصار، جامعه‌ای گرفتار ریا و دوگانگی است. بسیاری از شهروندان ناچارند در ظاهر تبعیت کنند، در حالی که در خلوت، اندیشه و سبک زندگی دیگری دارند. چنین اجبار و سرکوبی نه ایمان می‌آورد و نه مشروعیت؛ بلکه تنها به گسترش بی‌اعتمادی، خشم و فاصله‌ی روزافزون میان مردم و حاکمان می‌انجامد. اصل «agree to disagree» در حقیقت راهی برای همزیستی در دل تنوع است. اما جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطه‌ی مقابل آن ایستاده: با ادعای مالکیت حقیقت، بر یکسان‌سازی اجباری و تحمیل ایدئولوژی تکیه می‌کند. همین خشونت فکری است که زمینه‌ی خشونت سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر را فراهم کرده و سرکوب را به ابزار دائمی بقا بدل ساخته است. تا زمانی که این انحصار حقیقت ادامه دارد، نه جامعه به آرامش خواهد رسید و نه حکومت به ثبات. آینده‌ای انسانی تنها زمانی ممکن است که حق اختلاف به رسمیت شناخته شود و شهروندان بتوانند بی‌هراس از سانسور و سرکوب، آزادانه بیندیشند و زندگی کنند. #ایدئولوژی #حقیقت #توافق #گفتگو_توانا @Dialogue1402