𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌
前往频道在 Telegram
“𝘢𝘯𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘪𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘯𝘦, 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘴𝘩𝘦 𝘤𝘳𝘪𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘢𝘷𝘦𝘥 𝘩𝘦𝘳 𝘭𝘪𝘧𝘦.🌠🪽“ - 🕰;02/09/25 . @Macanblithebot . 𝘊𝘰𝘥𝘦🎫:MB2252
显示更多465
订阅者
+824 小时
+287 天
+2730 天
帖子存档
465
پس مشخص شد که درد شماها چیه
شما نگران آبروی آیدلاتون نیستید شماها دردتون ماکانه که خب تو خواب میتونید ببینید افکار شومتونو😂
465
پس مشخص شد که درد شماها چیه
شما نگران آبروی آیدلاتون نیستید شماها دردتون ماکانه که خب تو خواب میتونید ببینید افوار شومتونو😂
465
Repost from ماکان لوکس༄
جالبه روزی که اون پست اتحاد گذاشته شد با اینکه تمام محتواش دلی بود همین افراد شروع کردن به اینکه شما دارید با ابروی پسرا بازی میکنین اگر مردم عادی ببینن چه فکری میکنن؟
حالا ما این سوال رو باید از خودتون بکنیم اگر مردم عادی ببینن که روی آیدل خودتون تخفیف گذاشتین چه فکری میکنن؟
بعد از جریان تولد پارسال که هنوز ادامه داره و نه تنها ما بلکه پسرا هم دارن تاوان میدن طوری که آیدل ما باید بیاد هزاربار عنوان کنه که گوشی من همچنان همون گوشی سابقه و با پول خودم خریدم هنوز دست بردار نیستین؟
465
یعنی شدیم شبیه اون میم اینستا:
آف کورس که اینجا فندوم ماکانه پس خجالت میکشم که بگم رو آیدلام به اسم خرید کادو تخفیف بلک فرایدی گذاشتن: )
465
Repost from 𝙍𝙤𝙢𝙞𝙧.𝙘𝙝𝙖𝙞𝙣♬
بچه ها رمیر آیدل و آدمای خوبین اگه میشه تو هر مناسبت و به هر بهونهای آبروشونو نبرین :))))
465
ببینید واقعا نمیدونم در برابر این حجم از دوست داشتنی بودنش چه واکنشی باید نشون داد: )✨
465
بعد هممون بلااستثنا اون پیکسل یا روی کیفمون وصل بود یا بعضیا عین خودش روی شلوارشون
اون تایم مدرسه که میرفتیم هرکی از اینا داشت یعنی خیلی شاخ بود تازه کلی هم ذوق میکردیم که ماکانی پیدا کردیم😂😭
465
Repost from 𝙒 🌍 𝙍 𝙇 𝘿
دفترچه خاطراتِ تکتک ماست این گذرِ سنی که از جفتشون دیدیم
من دیگه وقایع زندگیمم با سن این دونفر به یاد میارم :)😂
وقتی امیر فلان سنو داشت فلان اتفاق افتاد، وقتی رهام فلان سنو داشت رفتم فلان جا.
هرچقدر از گرون بودنِ این احساس بگم کم گفتم.
465
از امروزی که فقط یکماه مونده به تولدت تا لحظهای که اینجا باشم میخوام بدونی که طناب اتصال من و ما به زندگی بودی همیشه امیر، که لحظههای زیادی بودن که یه غم عظیم پیچیده بوده دور گردنم و داشته خفهم میکرده اما تو درست همون ثانیه ها رسیدی و قلبم و یه جوری قلبم و پر از حس سبکی و آرامش کردی که فقط و فقط باید اسم نجات دهنده رو بهت میدادم.
دوست دارم پسرجون، بابت تمام روزایی که با عشقت و حرفات زنده نگهم داشتی که ارزشش قد یه عمره دوست دارم: )🫂🤏🏼✨
465
از امروزی که فقط یکماه مونده به تولدت تا لحظهای که اینجا باشم میخوام بدونی که طناب اتصال من و ما به زندگی بودی همیشه امیر، که لحظههای زیادی بودن که یه غم عظیم پیچیده بوده دور گردنم و داشته خفهم میکرده اما تو درست همون ثانیه ها رسیدی و قلبم و یه جوری قلبم و پر از حس سبکی و آرامش کردی که فقط و فقط باید اسم نجات دهنده رو بهت میدادم.
دوست دارم پسرجون، بابت تمام روزایی که با عشقت و حرفات زنده نگهم داشتی دوست دارم: )🫂🤏🏼✨
465
هربار عین روز تولد خودم و افسردگی که بابت بزرگتر شدنم دارم برای این دونفر هم افسرده میشم. رسما باهم بزرگ شدیم و خاطراتی و رقم زدیم که شاید برای هیچکس به غیر از خودماها قابل فهم نباشه که این سالهایی که گذشتن چقدر با تمام تلخ و شیرینیش دوست داشتنی بودن و هستن.
رسما یه دفترچهی خاطراته که تا همینجا زنده نگهت داشته و هربار که ورقش میزنی یه لبخند گنده میشینه رو لبات: )✨
465
Repost from 𝖬𝖾𝗌𝗈𝗅𝖾🌗
نمیدونم چجوری بگم ولی عجیبه اینکه ماهایی که تازه میرفتیم راهنمایی شدیم همسن امیری که شناختیمش و اون الان ۴ سال از رهامی که شناختیمش هم بزرگتر شده=))😭😂
