ch
Feedback
𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌

𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌

前往频道在 Telegram

“𝘢𝘯𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘪𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘯𝘦, 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘴𝘩𝘦 𝘤𝘳𝘪𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘢𝘷𝘦𝘥 𝘩𝘦𝘳 𝘭𝘪𝘧𝘦.🌠🪽“ - 🕰;02/09/25 . @Macanblithebot . 𝘊𝘰𝘥𝘦🎫:MB2252

显示更多
438
订阅者
+224 小时
+37 天
-330 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+20
在18个频道中
八月 '26
+71
在13个频道中
Get PRO
七月 '26
+46
在11个频道中
Get PRO
六月 '26
+28
在8个频道中
Get PRO
五月 '26
+11
在4个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+6
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+7
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+28
在12个频道中
Get PRO
十一月 '25
+41
在17个频道中
Get PRO
十月 '25
+25
在13个频道中
Get PRO
九月 '25
+29
在15个频道中
Get PRO
八月 '25
+8
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+13
在6个频道中
Get PRO
六月 '25
+11
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+11
在12个频道中
Get PRO
四月 '25
+27
在7个频道中
Get PRO
三月 '25
+6
在3个频道中
Get PRO
二月 '25
+13
在8个频道中
Get PRO
一月 '25
+35
在6个频道中
Get PRO
十二月 '24
+7
在6个频道中
Get PRO
十一月 '24
+104
在15个频道中
Get PRO
十月 '24
+34
在6个频道中
Get PRO
九月 '24
+2
在2个频道中
Get PRO
八月 '240
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+13
在1个频道中
Get PRO
六月 '240
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+5
在1个频道中
Get PRO
四月 '240
在0个频道中
Get PRO
三月 '240
在3个频道中
Get PRO
二月 '24
+160
在5个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
11 九月+1
10 九月+7
09 九月+5
08 九月+1
07 九月+4
06 九月+1
05 九月0
04 九月0
03 九月0
02 九月+1
01 九月0
频道帖子
2
تو که هربار می‌زدی به تخته :)) کی چشمتون زد؟ @امیر
51
3
حالا مگه این شب طولانی صبح میشه؟
70
4
= )))
73
5
واقعا از هر طرف میری یه جایی دوباره لباست گیر میکنه به دستگیره‌ی در و اشکت و درمیاره...
291
6
اونم امیری که میدونیم چقدر رهام و کنارش بودن براش با همه چیز فرق داره و رویای همیشگیش هم‌صدا شدنِ باهاشه= )
73
7
نمیدونم عزیزم من خیلی دلخورم و تا ابد از شنیدن حرفای امروزت دلخور میمونم چون رهام هادیانی که من توی این سالها شناختم و توی مصاحبه ندیدم و کاش برای آخرین بار تصویر خودت و نشونم میدادی چون مطمئنم تو همیشه حواست به جزئیات حضور و حرفای ما و قلبمون بود.
112
8
آخه تو گفتی داشتیم به پیشرفت هم کمک نمی‌کردیم درحالی که سبک موسیقی اون کسی که برای هم گروه بودن داری انتخابش میکنی هم سبکیه که به تو نمیخوره= )
75
9
تنها درد من اينه كه اي كاش براي فردي باارزش تر و براي راهي هموار تر و موفق تر ول ميكردي همه چيو و معتقد ميشدي كه ديگه تركيبتون جواب نميده ميدوني اگه حداقل اون ارزوي خوندن با خواننده هاي خارجي برات رقم ميخورد من انقدر نميسوختم تااينكه خودتو به صفر هم نه به منفي رسوندي و ميخواي از اول شروع كني@رهام:)
49
10
امیدوارم دوباره بتونی رویاتو پس بگیری عزیزکم رویایی که فقط تو لایقشی، همخوانی با عزیزت و دیدن چشمای پر از نور و فقط تو لایقشی قربونت برم= )🫂
87
11
تروقرآن فردا نگین همه چیو انداختین گردن رهام نه ننداختیم. من به شخصه دارم میگم هنوزم نمیدونیم کی چقدر مقصره ولی هیچکس نمیتونه منکر این بشه که کسی که تو مصاحبه مدام پلکش میپرید، بغض میکرد و صداش میگرفت و تو تموم این روزا احوال مارو چک میکرد امیر بود.
12
12
شاید قلب شکسته‌ی بقیه جوابی نگیره یا دیرتر برسه به جوابی که باید اما امیرمقاره و قلب پاکش بقیه نیست مطمئنم خیلی زود جواب قلبی که شکسته و غمی که داره با خودش میکشه رو میدی بدم جواب میدی. اینم اون حقیقتیه که باید بفهمی آقای طبیعت
86
13
没有文字...
80
14
چرا این کابوس تموم نمیشه :)؟
35
15
بمیرم برای تو و حالت که اونطوری بغض کرده بودی و دستاتو توهم فشار میدادی میدونم برای توام سخته، حتی سخت تر از حال ما و غمی که داریم عزیزکم= ))
79
16
بمیرم برای تو و حالت که اونطوری بغض کرده بودی و دستاتو توهم فشار میدادی میدونم برای توان سخته حتی سخت تر از حال ما و غمی که داریم عزیزکم= ))
1
17
کسی متوجه حال این بچه نشد وقتی حرف از خواننده های جدید ماکان شد؟ کاش یه آب میدادین دستش حداقل =)
کسی متوجه حال این بچه نشد وقتی حرف از خواننده های جدید ماکان شد؟ کاش یه آب میدادین دستش حداقل =)
38
18
برای تو می‌نویسم... برای تویی که نور بودی، ناجی بودی و دلیل بودی برای زندگی. تو با خودت خیلی چیزا رو به زندگی من آوردی و اون دختر ۱۵ ساله‌ای که تنها بود و از تاریکی درآوردی و بهش نور بخشیدی و به آغوشت راهش دادی. تو اومدی تا هربار این جمله رو میشنوم بگم نجات دهنده تو آیینه نیست تویی. شبیه رویا بودی، شبیه یه فرشته که بال هاتو باز کردی و اجازه دادی کنارت پرواز کنم به بکرترین نقطه‌ی دنیا یعنی این "خــونه". تا وقتی اینجا بودم زمان از عمرم حساب نمیشد، وقتی اسمت و می‌شنیدم معجزه‌ی بودنت دنیامو رنگی میکرد و از من آدم خوشحال تری می‌ساخت آدمی که دنیای بیرون و تاریکی و زشتی هاش براش بی معنا بود= ) تو باید میومدی تا معنی بدی به همه‌ی روزای خسته کننده و گرما ببخشی به سرمای وجودم. من سال‌ها تورو زندگی کردم و نمیدونم از امشب به بعد که چراغای قلبم همراه رفتن تو خاموش میشن قراره چجوری به زندگی برگردم و با چی خودم و درگیر کنم تا فراموش کنم که دیگه قرار نیست داشته باشمت و احتمالا تا ابد این یکی از بزرگترین حسرتای تو وجودم میشه که بیشتر نداشمت چون حالا اون دختر کوچولوی تنهایی که با اومدنت تنهایی و ازش پس گرفتی و دستش کشوندی تو شلوغی دوباره قراره برگرده تو تنهایی و ترسای تو وجودش.من جز تو پناهی نداشتم، آغوش امنی نداشتم و بعد از تو بازهم هیچکدوم از اینا رو ندارم= )اما به هرحال میخوام بدونی که ازت بخاطر تمام این چندسال بودنت توی زندگیم و ردپای پررنگی که از خودت به جا گذاشتی ممنونم و تا ابد یادم نمیره چجوری نجاتم دادی چوب جادوی زندگی من، مــاکـانم.🫂🪄
88
19
برای تو می‌نویسم... برای تویی که نور بودی، ناجی بودی و دلیل بودی برای زندگی. تو با خودت خیلی چیزا رو به زندگی من آوردی و اون دختر ۱۵ ساله‌ای که تنها بود و از تاریکی درآوردی و بهش نور بخشیدی و به آغوشت راهش دادی. تو اومدی تا هربار این جمله رو میشنوم بگم نجات دهنده تو آیینه نیست تویی. شبیه رویا بودی، شبیه یه فرشته که بال هاتو باز کردی و اجازه دادی کنارت پرواز کنم به بکرترین نقطه‌ی دنیا یعنی این "خــونه". تا وقتی اینجا بودم زمان از عمرم حساب نمیشد، وقتی اسمت و می‌شنیدم معجزه‌ی بودنت دنیامو رنگی میکرد و از من آدم خوشحال تری می‌ساخت آدمی که دنیای بیرون و تاریکی و زشتی هاش براش بی معنا بود= ) تو باید میومدی تا معنی بدی به همه‌ی روزای خسته کننده و گرما ببخشی به سرمای وجودم. من سال‌ها تورو زندگی کردم و نمیدونم از امشب به بعد که چراغای قلبم همراه رفتن تو خاموش میشن قراره چجوری به زندگی برگردم و با چی خودم و درگیر کنم تا فراموش کنم که دیگه قرار نیست داشته باشمت چون حالا اون دختر کوچولوی تنهایی که با اومدنت تنهایی و ازش پس گرفتی و دستش کشوندی تو شلوغی دوباره قراره برگرده تنهایی و ترسای تو وجودش.من جز تو پناهی نداشتم، آغوش امنی نداشتم و بعد از تو بازهم هیچکدوم از اینا رو ندارم= )اما به هرحال میخوام بدونی که ازت بخاطر تمام این چندسال بودنت توی زندگیم و ردپای پررنگی که از خودت به جا گذاشتی ممنونم و تا ابد یادم نمیره چجوری نجاتم دادی چوب جادوی زندگی من، مــاکـانم.🫂🪄
1
20
برای تو می‌نویسم... برای تویی که نور بودی، ناجی بودی و دلیل بودی برای زندگی. تو با خودت خیلی چیزا رو به زندگی من آوردی و اون دختر ۱۵ ساله‌ای که تنها بود و از تاریکی درآوردی و بهش نور بخشیدی و به آغوشت راهش دادی. تو اومدی تا هربار این جمله رو میشنوم بگم نجات دهنده تو آیینه نیست تویی. شبیه رویا بودی، شبیه یه فرشته که بال هاتو باز کردی و اجازه دادی کنارت پرواز کنم به بکرترین نقطه‌ی دنیا یعنی این "خــونه". تا وقتی اینجا بودم زمان از عمرم حساب نمیشد، وقتی اسمت و می‌شنیدم معجزه‌ی بودنت دنیامو رنگی میکرد و از من آدم خوشحال تری می‌ساخت آدمی که دنیای بیرون و تاریکی و زشتی هاش براش بی معنا بود= ) تو باید میومدی تا معنی بدی به همه‌ی روزای خسته کننده و گرما ببخشی به سرمای وجودم. من سال‌ها تورو زندگی کردم و نمیدونم از امشب به بعد که چراغای قلبم همراه رفتن تو خاموش میشن قراره چجوری به زندگی برگردم و با چی خودم و درگیر کنم تا فراموش کنم که دیگه قرار نیست داشته باشمت چون حالا اون دختر کوچولوی تنهایی که با اومدنت تنهایی و ازش پس گرفتی و دستش کشوندی تو شلوغی دوباره قراره برگرده تنهایی و ترسای تو وجودش.من جز تو پناهی نداشتم، آغوش امنی نداشتم و بعد از تو بازهم هیچکدوم از اینا رو ندارم= ) اما به هرحال میخوام بدونی که ازت بخاطر تمام این چندسال بودنت توی زندگیم و ردپای پررنگی که از خودت به جا گذاشتی ممنونم و تا ابد یادم نمیره چجوری نجاتم دادی چوب جادوی زندگی من، مــاکـانم.🫂🪄
1