ch
Feedback
آنتاگونیست

آنتاگونیست

关闭频道

زن، زندگی، آزادی @aleanrobot

显示更多
1 204
订阅者
-324 小时
-107 天
-2730 天
帖子存档
به نظر شما من تمام تلاشم رو کردم؟

مدام فکر می‌کنم تمام تلاشم رو کردم و نشد. بعد آخر شب، با خودم می‌گم «شاید تمام تلاشت این نبود. یه زور دیگه بزن، شاید شد.» و این داره دیوونه‌م می‌کنه.

قربونت برم 😭

گفتی پاک میکنی شیر کردم سیو مسیجم‌ که هر وقت خواستم دوباره بخونم

این هم بخت ماست

شما هم به ریش ما بخندید دیگه چیکار کنیم

خیلی پرایوت شر خورد اینسکیور شدم

اونی که باید بخونه، نمی‌خونه. فکر کنم برای همینه که هنوز می‌نویسیم.

خیلی ممنونم از تعریفت :(💓 لزوماً به رشته‌م مربوط نیست، ولی خب بی‌ربط هم نیست. تئاتر می‌خونم.

رشته‌ت چی بود؟خیلی قشنگ مینویسی حسودیم شد

گمونم

همیشه عاشقی. و این خوبه.

الان عاشقم و عقلم‌ کمه

فردا پاکش می‌کنم ✨

دیشب خوابِ بچگی‌هایت را دیدم. نمی‌دانم چطور، اما یقین داشتم خودت هستی. خودِ خودت، قبل از این‌که زمان دستش را بگذارد روی شانه‌هایت. بلوز قرمز تنت بود. به قرمزیِ توتِ تازه. سوار یک دوچرخه‌ی کوچک بودی. رکاب می‌زدی و رد می‌شدی، خوشحالِ خوشحال. موهایت می‌آمد توی صورتت. با یک دست فرمان را گرفته بودی و با آن یکی موهایت را کنار می‌زدی، ولی موهایت بازیگوش و سمج بودند و دوباره برمی‌گشتند و می‌خزیدند روی گونه‌ات. من یک جایی آن نزدیکی ایستاده بودم. یک آدم بزرگ که داشت به دوچرخه‌سواریِ بچه‌ای نگاه می‌کرد که از خودش بزرگ‌تر بود. زمان توی خواب همیشه وارونه است. یک‌بار برگشتی نگاهم کردی و خندیدی. خنده‌ات بوی یاس و پیچ‌ امین‌الدوله‌ی حیاط خانه‌ی قدیمیِ مادربزرگ را آورد. یا شاید بوی دیوارهای کاهگلی بعد از باران بود. نمی‌دانم. خنده‌ات یک‌جایی توی دلم نشست. مثل قطره‌ی آبِ سرد روی سنگِ داغ. من هم از خنده‌ات خندیدم. بعد دوباره رفتی. بلوز قرمزت کم‌کم شد یک نقطه‌ی قرمز تهِ کوچه. کوچه خالی ماند. هوا داغ بود و آسفالت زیر پاهایم گر می‌گرفت. گربه‌ام آمد و چانه‌ام را لیس زد. زبانش زبر و گرم بود، مثل کاغذ سنباده. بیدار شدم. چند ثانیه هنوز توی همان کوچه ایستاده بودم و فکر می‌کردم تو کجا رفتی. تو کجا رفتی؟ من دیشب دلتنگِ تویی شدم که هنوز تو نبودی. و بعد دلتنگِ تویی شدم که هستی. و بعد دلتنگِ تویی که هیچ‌وقت نخواهی بود. همان که فقط توی خواب‌های من رکاب می‌زند. رکاب می‌زند. رکاب می‌زند.

کص

اون دوستم نداره و حس می‌کنم دوست‌داشتنی نیستم :(

به عشق و محبت نیاز دارم لطفاً عشق بورزید بهم

از ۱ تا ۱۰ چقدر دوستم دارید؟

من آیندم رو بدون تو نمی‌بینم اصلاً