ch
Feedback
ردِ پای واژه‌ها|سونا عمری

ردِ پای واژه‌ها|سونا عمری

前往频道在 Telegram

او «چرای» زندگی خود را می‌داند و می‌تواند تقریباً با هر «چگونه» آن کنار بیاید…

显示更多
653
订阅者
-224 小时
-97 天
-2530 天

数据加载中...

标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+2
在0个频道中
八月 '26
+13
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+37
在2个频道中
Get PRO
六月 '26
+76
在11个频道中
Get PRO
五月 '26
+55
在9个频道中
Get PRO
四月 '26
+44
在3个频道中
Get PRO
三月 '26
+36
在3个频道中
Get PRO
二月 '26
+41
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+122
在19个频道中
Get PRO
十二月 '25
+36
在12个频道中
Get PRO
十一月 '25
+11
在4个频道中
Get PRO
十月 '25
+16
在8个频道中
Get PRO
九月 '25
+20
在12个频道中
Get PRO
八月 '25
+19
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+22
在13个频道中
Get PRO
六月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+20
在5个频道中
Get PRO
四月 '25
+18
在20个频道中
Get PRO
三月 '25
+101
在57个频道中
Get PRO
二月 '25
+54
在8个频道中
Get PRO
一月 '25
+41
在6个频道中
Get PRO
十二月 '24
+12
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+13
在2个频道中
Get PRO
十月 '24
+28
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+91
在19个频道中
Get PRO
八月 '24
+42
在5个频道中
Get PRO
七月 '24
+17
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+26
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+62
在7个频道中
Get PRO
四月 '24
+17
在4个频道中
Get PRO
三月 '24
+21
在17个频道中
Get PRO
二月 '24
+48
在4个频道中
Get PRO
一月 '24
+156
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+35
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+270
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
19 九月0
18 九月0
17 九月+1
16 九月0
15 九月0
14 九月0
13 九月0
12 九月0
11 九月0
10 九月0
09 九月0
08 九月0
07 九月0
06 九月0
05 九月0
04 九月0
03 九月0
02 九月0
01 九月+1
频道帖子
Ehsaas_Lyric_Video_Faheem_Abdullah_Vaibhav_Pani_Hyder_Dar_audio.m4a1.33 MB

2
Arijit_Singh_White_Noise_Collectives_Amitabh_Bhattacharya_Sitaare.m4a
260
3
چه واقعیت شگفت‌انگیزی‌ست این‌که روزی می‌رسی به جایی که دیگر نمی‌خواهی دوست‌داشتنی باشی؛ فقط می‌خواهی خودت باشی. بی‌نقاب، بی‌تظاهر، بی‌نیاز از تأیید. و چه آرامشی‌ست وقتی پذیرفته شدن را به بهای از دست دادنِ خودت نمی‌خواهی. سونا|عمری
373
4
نگران رفتار دیگران نباش و رفتارشان را به خودت نگیر. آدم‌ها اغلب نه بر اساس شایستگی تو، که بر اساس حالِ درون، زخم‌های پنهان و رنج‌های ناگفته‌ی خودشان با تو رفتار می‌کنند. آن‌ها خودشان هم همیشه نمی‌دانند ریشه‌ی بسیاری از احساسات و رفتارهای نابجای‌شان کجاست؛ فقط گاهی آن‌قدر در آشفتگی‌های درونی خود گرفتارند که با نگاه‌های کج، توقعات سمی، قضاوت‌های بیجا و حرف‌های توخالی، آرامش دیگری را مخدوش می‌کنند؛ و چه‌بسا بی‌آنکه بدانند، از گرفتنِ آرامش دیگران برای لحظه‌ای به خواسته‌های ناآرامِ خود پناه می‌برند. پس از خودت مواظبت کن. مهم نیست آدم‌ها و شرایط چقدر غیرقابل‌تحمل می‌شوند؛ مهم این است که نگذاری رنجِ دیگران، به رنجِ تو تبدیل شود و آشفتگی‌شان، آرامش تو را با خود ببرد. تو، جز خودت، کسی را نداری که تمام‌قد از جانت مراقبت کند. این خودِ تویی که باید انتخاب کنی: خودِ عزیزت را به پای آدم‌ها و رفتارهایشان قربانی کنی، یا میان تمام این مشقت‌ها، دستِ خودت را بگیری و به شگوفایی برسی. سونا|عمری
365
5
بعضی دزدی‌ها در خفا صورت می‌گیرند؛ و دزدان‌شان آن‌قدر خوفناک‌اند که از آدمی نه مال و ملک، که آرامش، خنده، امنیت و شوقِ زندگی را می‌دزدند؛ بی‌آنکه حتی صدای شکستنِ قفلی شنیده شود. سونا|عمری
292
6
اگر می‌خواهی مورد تنفر واقع شوی از بیانِ حقیقت چشم‌پوشی نکن. اگر می‌خواهی دوست داشتنی واقع شوی از بیانِ حقیقت چشم‌پوشی کن. سونا|عمری
367
7
|هنوز تو را صدا می‌زنم| روزهاست در باتلاق خویشتن ناپدید می‌شوم؛ اما از تو جدا نگشته‌ام. تو در منی و نبض‌هایم را به طبلِ رنج بدل کرده‌ای. از آنچه هستم زخمی‌ترم می‌کنی؛ اما آیا اندیشیده‌ای آنچه بر من روا داشته‌ای بزرگ‌تر از شانه‌های من است؟ روزها، مثل نابینایی که به هر دیوار امیدِ در دارد، دنبال لقمه‌ای برای دهانِ کلماتم بود. اما اکنون آن‌قدر پر از حرفم که زمان از کلماتم عقب مانده است. از تو، به وسعتِ آسمانی که در من فرو ریخته است، رنجورم و برای یک کلمه‌ات نفس‌نفس می‌سوزم. اما با این همه رنج، با این همه عجز، هنوز گوشم به سمت توست؛ هنوز تو را می‌طلبم و هنوز ریشه‌های من از تو آب می‌خورند. کودک، مادر را صدا می‌زند؛ عاشق، معشوق را؛ اما من تو را من فقط تو را صدا می‌زنم… سپید۴۸ سونا|عمری
298
8
没有文字...
249
9
از تو رنجورم، می‌دانم که می‌دانی. پنجره را باز گذاشتم؛ گمان می‌کنم که می‌آیی، اما هراسانم که مبادا دیر بیایی… سونا|عمری
418
10
سلام بر آنان که هر سال، در همین روز، به سوگِ مرگِ زندگی و آرزوهای پنج‌ساله‌ی خویش می‌نشینند. ما خوب نشده‌ایم؛ اما آموخته‌ایم چگونه با حسِ فقدان ادامه بدهیم… سونا|عمری
370
11
هر عملی که با انجامش احساس بی‌احترامی به خویش را می‌کنید، رها کنید. مهم نیست چقدر روی آن، زمان هزینه کردید مهم این است که با ادامه آن عزت‌نفس و آینده خود را به یغما نبرید… سونا|عمری
409
12
آرزو می‌کنم در جهانِ دیگر، رنج وجود نداشته باشد؛ اگر هم وجود داشت، آرزو می‌کنم مغازه‌هایی باشد که خواب‌های موقتی برای گذر از رنج‌های طاقت‌فرسا بفروشند… سونا|عمری
323
13
|پیش از آنکه والد شویم| آن‌ها به تقلید از عرف فرزند می‌آوردند؛ به تقلید از عرف بزرگش می‌کردند و ناخودآگاه، تروماهای خود را نیز به او منتقل می‌کردند. بعد، از همان فرزندها انتظار داشتند که این چرخه را ادامه بدهند؛ در کنار زندگی خویش، زندگیِ والدهای خود را نیز به دوش بکشند و گاهی حتی آن را به یغما ببرند. بی‌خبر از اینکه بعضی نسل‌ها، به‌ویژه نسل‌های جدید، دیگر همان دیدگاه را نسبت به فرزندآوری و فرزندپروری ندارند. و همین تفاوت نگاه، گاهی باعث می‌شود فرزندانی که حاضر نیستند این چرخه را ادامه بدهند، از سوی والدهای خود مورد قضاوت و حتی تنفر قرار بگیرند. والد شدن فقط به تولد یک جنین نیست؛ به پرورش و به ثمر رساندنش نیز نیست. والد شدن، در کنار همه‌ی آن تلاش‌ها، این است که پیش از آوردن فرزند، تروماهای خود را شفا بدهی؛ تمام آنچه را که برای یک زندگی سالم و پُربار برای او نیاز است، مهیا کنی و خودت را از لحاظ جسمی و روحی آماده احساس کنی. بعضی‌ها سال‌ها پیش از آنکه والد شوند، در ذهن و زندگی‌شان والد بودن را تجربه می‌کنند؛ ماه‌ها و حتی سال‌ها پیش از آمدن فرزند، به او فکر می‌کنند، برای آمدنش برنامه می‌ریزند و خود را برای پذیرفتن مسئولیتِ حضور یک انسان دیگر در زندگی‌شان آماده می‌کنند اما بعضی‌ها فقط به دلیل «طبیعی بودن» این اتفاق، زندگیِ کودک خود را دگرگون می‌کنند؛ بی‌آنکه از خود بپرسند آیا واقعاً برای والد شدن آماده‌اند یا فقط برای ادامه دادن چیزی که از نسل‌های پیش به آن‌ها رسیده است. فرزندآوری شاید یک اتفاق طبیعی باشد؛ اما والد شدن، یک انتخاب و مسئولیت آگاهانه است. کودک نباید بهای شرایط و زخم‌هایی را بپردازد که خودش هیچ نقشی در ایجادشان نداشته است. شاید پیش از آنکه انسانی را به این جهان بیاوریم، باید نخست از خود بپرسیم: آیا آن‌قدر با خودمان صلح کرده‌ایم که بتوانیم زندگیِ یک انسان دیگر را با زخم‌های خودمان آلوده نکنیم؟ سونا|عمری
334
14
برای نویسنده‌ها خیلی اسفناک است که سوژه‌ای برای نوشتن نداشته باشند. از حاشیه‌ها خسته‌اند، از نوشتنِ تکرار دل‌زده‌اند و دل‌شان می‌خواهد قلم‌شان با تازگی‌ها نفس بکشد. زندگیِ عزیز، از تو فقط یک خواهش داریم؛ دست یاری‌مان را بگیر و اتفاق‌های تازه را به مسیرمان بیاور. بگذار جریانت دوباره چیزی برای روایت کردن داشته باشد. ما تشنه‌ایم؛ تشنه‌ی قصه‌های نو، تجربه‌های نو و حس‌های نو. بدان که این عطش، برای ما رنجِ کمی نیست. می‌خواهیم بنویسیم، می‌خواهیم بنویسیم، می‌خواهیم… سونا|عمری
372
15
پایان یک رابطه، پایان انسانیت نیست. اصالتِ آدم‌ها آن‌جاست که پس از رفتن، هم شأنِ خود را حفظ کنند، هم حرمتِ دیگری را. سونا|عمری
367
16
به ظاهرت برس؛ اما باطنت را از یاد نبر. شاید با ظاهرِ آراسته بتوانی در نگاهِ کسی قفل شوی، اما اگر زبانت از خرد و نجابت تهی باشد، هیچ زیبایی‌ای دوام نخواهد آورد. زیبایی، آن‌گاه کامل می‌شود که آراستگیِ ظاهر، آینهٔ آراستگیِ باطن باشد. سونا|عمری
458
17
آدمی، هر اندازه که آگاه باشد، هنوز تشنهٔ آگاهی است؛ و این تشنگی، تنها از چشمهٔ اندیشهٔ دیگران سیراب می‌شود. دیروز، در جمعِ ار+6
آدمی، هر اندازه که آگاه باشد، هنوز تشنهٔ آگاهی است؛ و این تشنگی، تنها از چشمهٔ اندیشهٔ دیگران سیراب می‌شود. دیروز، در جمعِ ارزشمندِ اعضای باشگاه کتاب‌خوانی داون کافه، بار دیگر فهمیدم که گاهی یک گفت‌وگوی خوب، به اندازهٔ یک کتاب، انسان را رشد می‌دهد. تجربه‌ای که دوست دارم بارها تکرار شود… 🌱💚
372
18
قدم که می‌گذاری سایه‌ات رنگین کمان می‌کارد و قدم به قدم نفس‌هایم قرین ابرانِ بهشت می‌گردند؛ واژه که می‌پرانی صاعقه‌‌های سرم م
قدم که می‌گذاری سایه‌ات رنگین کمان می‌کارد و قدم به قدم نفس‌هایم قرین ابرانِ بهشت می‌گردند؛ واژه که می‌پرانی صاعقه‌‌های سرم می‌میرند و آفتاب ابهتِ رفته می‌گیرد اکنون ریشه‌ی انکار برکن و کیستی‌ات را یقین بیاور هان! تو چلچراغِ عرش تو واپسینِ فرش… سپید ۱۰ سونا|عمری
287
19
من می‌توانم با احترام، «نه» بگویم و اختلافِ نظرم را بیان کنم؛ و این، هیچ ربطی به بی‌حرمتی ندارد. یکی از بزرگ‌ترین بی‌حرمتی‌ها به خویش، آن است که ادبِ افراطی را با نداشتنِ حد و مرز یکی بگیری و اجازه بدهی آدم‌ها از همیشه موافق بودنت سوءاستفاده کنند؛ تا جایی که با تو، برخلافِ ارزش‌های اخلاقی و انسانی‌ات رفتار شود. سونا|عمری
251
20
بعضی آدم‌ها از کارِ شما ایراد نمی‌گیرند تا شما را بهتر کنند؛ می‌خواهند حقارت و ناتوانیِ خود را به دوشِ شما بگذارند، تا شاید برای لحظه‌ای از شکنجهٔ ذهنِ خویش رها شوند. سونا|عمری
330