آواز قو در وقت مرگ؛
前往频道在 Telegram
همان جا که غم تو شد به نام من.. - Mostasal(بینامِ شب) https://t.me/its276bot لطفا بجای کپی کردن فوروارد کنین.
显示更多293
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+1030 天
帖子存档
دیروز که تلفنم زنگ خورد
ناگاه فکری در سرم صدا کرد
که نکند نام تو را ببینم
اگر نام تو بود، چه کنم؟
چه کلماتی بر زبان جاری کنم؟
چه مقدار اشک بریزم
که دیگر به دردهایم نیندیشم؟
میشود کسی را دوست نداشت
و غصه خورد از دوست نداشتنش؟
"آیا دوستت دارم؟"
و این سوال،
ذهنم را به جوش میآورد،
موجها در چشمانم میخروشند
و دیدگانم تارتر از همیشه،
در سو سوی نور اتاق افکارم
به دنبال خاطرهای از تو میگردم؛
عطرت را میطلبم و نیست
دستانت را چنگ میزنم و نیست
آغوشت را میجویم و نیست؛
درد را به دندان میکشم
و هست.
دیروز که تلفنم زنگ خورد
ناگاه فکری در سرم صدا کرد
که نکند نام تو را ببینم
اگر نام تو بود، چه کنم؟
چه کلماتی بر زبان جاری کنم؟
چه مقدار اشک بریزم
که دیگر به دردهایم نیندیشم؟
میشود کسی را دوست نداشت
و غصه خورد از دوست نداشتنش؟
"آیا دوستت دارم؟"
و این سوال،
ذهنم را به جوش میآورد،
موجها در چشمانم میخروشند
و دیدگانم تارتر از همیشه،
در سو سوی نور اتاق افکارم
به دنبال خاطرهای از تو میگردم؛
عطرت را میطلبم و نیست
دستانت را چنگ میزنم و نیست
آغوشت را میجویم و نیست؛
درد را به دندان میکشم
و هست.
چقدر عجیبه که یکهو دیگه مثل گذشته با هم صحبت نمیکنین، دیگه نوتیفهاش تند تند نمیآد و دیگه وقتی گوشی زنگ میخوره اسم اون روی صفحه نیست
