181
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-330 天
帖子存档
وقتی ببینم یکی با هرکسی گرم نمیگیره و دورش شلوغ نیست تو یه لول دیگهای از علاقه مندیای من قرار میگیره.
ترومای من این بود که باید از خودم در مقابل کسایی دفاع میکردم که قرار بود از من دفاع کنن.
او به شلوغی های زندگی و دغدغه های
هم نسلاش تعلقی نداشت ؛ روح او تکه ای
از دشت های باز ، دریاهای بی مرز و آسمان
های روشن بود.
یهو به هم ریختم و همه گفتن سر یه چیز کوچیک چقدر سریع ناراحت شد اما خب هیچکس نمیدونست که من در حال تحمل چه حجمی از فشار بودم و زندگی و مشکلاتم چه بار روانیای رو دوشم گذاشته بودن، آدم گاهی طوری لبریزه که با وجود همه صبوریش هراتفاقی میتونه اون رو سرریز کنه.
برای من اینجوریه که الان بعد یه مدت طولانی که افسردگی از اینکه خوب بشم میترسم. با خودم میگم افسرده نباشم کی هستم؟ چه جور ادمیم؟ نکنه شخصیت مسخره و بیخودی داشته باشم؟بعد افسردگی رو محکم بغل میکنم و میشینم. عادته دیگه، مرگ اشنا بهتر از نجات غریب
منو از چی میترسونی؟
از تاریکی؟ من سالهاست توی تاریکی زندگی کردم.
از بیکسی؟ من توی شلوغترین جمعها هم تنها بودم.
از سقوط؟ من هزار بار سقوط کردم، هزار بار استخونام خرد شد، ولی هنوز ایستادم.
من توی دنیایی نفس کشیدم که همهچیزشو از آدم میگیره.
از بچگی یاد گرفتم امید یعنی یه شوخی تلخ، و امنیت یعنی یه خیال کوتاه.
من درد رو نوشیدم، مثل آب.
من با خالی بودن بزرگ شدم.
پس بگو… منو از چی میترسونی؟
من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم.
و کسی که هیچی نداره، خطرناکترین موجود دنیاست.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
