بافتار
前往频道在 Telegram
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف میزنیم بافتار در شبکههای اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://t.me/baftarmusic ارتباط با ادمین: @baftar_admin
显示更多2 064
订阅者
-224 小时
+27 天
无数据30 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+4
在0个频道中
九月 '26
+22
在1个频道中
Get PRO
八月 '26
+53
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+89
在9个频道中
Get PRO
六月 '26
+36
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+17
在3个频道中
Get PRO
四月 '26
+51
在4个频道中
Get PRO
三月 '26
+54
在5个频道中
Get PRO
二月 '26
+54
在5个频道中
Get PRO
一月 '26
+95
在8个频道中
Get PRO
十二月 '25
+54
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+164
在8个频道中
Get PRO
十月 '25
+122
在4个频道中
Get PRO
九月 '25
+73
在6个频道中
Get PRO
八月 '25
+97
在6个频道中
Get PRO
七月 '25
+72
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+96
在7个频道中
Get PRO
五月 '25
+48
在5个频道中
Get PRO
四月 '25
+104
在2个频道中
Get PRO
三月 '25
+78
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+103
在7个频道中
Get PRO
一月 '25
+84
在3个频道中
Get PRO
十二月 '24
+126
在6个频道中
Get PRO
十一月 '24
+44
在4个频道中
Get PRO
十月 '24
+104
在3个频道中
Get PRO
九月 '24
+46
在5个频道中
Get PRO
八月 '24
+106
在7个频道中
Get PRO
七月 '24
+68
在6个频道中
Get PRO
六月 '24
+32
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+47
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+35
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+46
在4个频道中
Get PRO
二月 '24
+84
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+29
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+241
在2个频道中
Get PRO
十一月 '230
在1个频道中
Get PRO
十月 '230
在4个频道中
Get PRO
九月 '230
在0个频道中
Get PRO
八月 '230
在0个频道中
Get PRO
七月 '230
在0个频道中
Get PRO
六月 '230
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+356
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | +1 | |||
| 03 十月 | +1 | |||
| 02 十月 | +1 | |||
| 01 十月 | +1 |
频道帖子
🔻قهرمانهای اینجایی
درباره سریالهای تلویزیون و تصویر افتخارآمیزش از قهرمانهای معاصر
✍ محمدحسین بابایی
🔸بخش دوم
(بخش اول این یادداشت را از اینجا بخوانید.)
🔹قهرمانهای تلویزیون، برخلاف قهرمان بعضی فیلمهای سینمایی دفاعمقدسی سالهای اخیر، از دلِ تاریخ احضار نشدهاند تا فیلمساز، به وسیلهٔ آنها و بیتوجه به زندگی و زمانهٔ قهرمان، برای صدور بیانیه مصرفشان کند. البته که هر نویسندهای در تاریخی زندگی میکند و برای پاسخ به نیازها و پرسشهای عصرش به سراغ قصّهها و کاراکترهای تاریخ میرود اما فرم مواجهه، تعیینکننده است.
🔹مواجههٔ اول، مصرفزده است و شتابزده. مواجههٔ مصرفزده، کاراکتر تاریخی را بیتوجه به سرگذشت او فرامیخواند تا از زبان او، ما را موعظه کند. مواجههٔ دوم اما محترمانه است جستجوگر. و ما را با کاراکتر تاریخی همراه میکند تا در روایت و سرگذشت او شریک شویم. جا پایِ او بگذاریم و آرامآرام، مسائل خودمان را در سرگذشت او بازبیابیم.
🔹چهبسا در مواجههٔ اول، فیلمساز برای نزدیک کردن قهرمان به ذهنیت خودش، آنچنان در زندگی او دخلوتصرّف کند که کاراکتر خلقشده دیگر شباهتی به قهرمان واقعی هم نداشته باشد. مثل کاراکترهای «تنگهٔ ابوغریب» که بیشتر مخلوقات فیلمساز هستند تا رزمندههای دفاعمقدس اول؛ رزمندههایی که آنان را در مستندها و خاطراتشان، همواره در پیوند با خدا و امام شناختهایم و نیروی مبارزهشان را هم از همین ایمان میگرفتند. در مقابل، مواجههٔ دوم به سراغ زندگی قهرمان میرود و ترسی هم ندارد از اینکه او را در قامت انسانی مسلمان، مومن به خدا و ولیّ خدا، نشان دهد و به واقعیت زندگی او وفادار باشد.
🔹مابهازای فرمی این مواجههٔ دوم -جستوجویی صادقانه بهدنبال کاراکتر تاریخی- توجه به جزئیات زندگی قهرمان است. فرمِ جستجوگر برای روایت زندگی قهرمان، فقط بهدنبال حوادث بزرگ و صحنههای اکشن زندگی قهرمان نیست، که روی صحنههای خلوت و سلوک روزانهٔ او هم مکث میکند؛ چرا که قهرمانِ ما، قهرمان یک زندگی است و این وجه قهرمانی، باید در همهٔ لحظات زندگیاش پدیدار شود.
🔹این فرم جزئینگر به شیوههای مختلف، در سریالهای تلویزیون پدیدار شده است. مثلاً روایت اپیزودیک سریال «عاشورا» بهجای تعریف کردن یک قصّهٔ پیوسته، قطعههایی از یک زندگی را کنار هم گذاشت تا تصویر قهرمانان قصّه را کامل کند؛ مهدی باکری در شهرداری پای صحبتهای پیرمرد شاکی، حمید باکری در سپاه ارومیه هنگام نوشتن توبهنامه، دلتنگی حمید روی آبهای هور، اشتیاق صفیه موقع بازگشت مهدی و غربت همسر حمید با کودکی بیمار، قطعههای روایی «عاشورا» بودند که در کنار هم، زندگی برادران باکری را در ابعاد ریز و درشتش شکل میدادند.
🔹یا در سریال «پسران هور»، ماجرا فقط تشکیل قرارگاه سری «نصرت» نیست، بلکه سیروسلوک دستهجمعی علی هاشمی و بسیجیهایش مسئلهٔ اصلی است؛ علی هاشمی در نسبت و در تعامل با نیروهای زیردستش تعریف میشود و قهرمان در همین مواجهههایِ بهظاهر کوچک -و بهواقع حامل معنایِ باطنی جنگ– است که ساخته میشود.
🔹سریالهای تلویزیون با رجوع به سرگذشت ملّی ما، و مهمتر از آن با حرمت گذاشتن به این سرگذشت، تصویری افتخارآمیز برای امروز میسازند. در این رجعت به گذشته، آثارِ تلویزیون بهدنبال مصرف کاراکترهای تاریخی نیستند که زندگی و اعتقاد و ایمانشان را آنگونه که واقعاً بوده، روایت میکنند. اینچنین است که قهرمانهای واقعی تاریخ ما، روی صفحهٔ تلویزیون هم «واقعی» بهنظر میآیند؛ چرا که خالقان این آثار، خودسانسوری را کنار گذاشتهاند و قهرمانانشان را همانطور که هستند، دوست دارند.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
| 2 | 🔻قهرمانهای اینجایی
درباره سریالهای تلویزیون و تصویر افتخارآمیزش از قهرمانهای معاصر
✍ محمدحسین بابایی
🔸بخش اول
🔹انگار تلویزیون تصمیم گرفته تا یکتنه، جای خالی «قهرمان» در فیلمهایِ ما را پُر کند و جورِ سینما را هم بکشد. کافی است نگاهی کنید به تولیدات تلویزیون در سالیان اخیر و قهرمانهایی که خلق کرده است؛ برادران باکری در «عاشورا»، علی هاشمی در «پسران هور»، دکتر بهاروند در «ذهن زیبا»، مادران شهدا در سریال اپیزودیکِ «مادران» و قهرمانهایی که در آینده به تماشایشان خواهیم نشست؛ از «رئیسعلی» رضا میرکریمی تا «خانم یامامورا»، تنها مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس اول.
🔹البته مسئلهٔ این یادداشت، نوشتن از اهمیت قهرمانپردازی و تکرار گزارهٔ «سینما نیاز به قهرمان دارد» نیست. تولیدات تلویزیون از این گزارهٔ آشنا یک پلّه فراتر میروند: «سینما نیاز به قهرمانهایِ اینجایی دارد» و مسئلهٔ اصلی هم همین افقگشایی تلویزیون است. قهرمانهای سریالهای تلویزیونی، ریشه در همین آبوخاک دارند و «واقعی»اند؛ واقعی هم بهمعنای برگرفته از شخصیتی در تاریخ ما و هم بهمعنای باورپذیر و قابل رویت. دربارهٔ معنای اول «واقعی» مفصّلتر خواهیم نوشت اما فعلاً روی همان معنای اول بمانیم.
🔹انگار تصوّری نانوشته و ناگفته از قهرمانپردازی در سینمای ما وجود دارد که برای قهرمانپردازی، یا باید کاراکتری ساختگی خلق کرد یا بهسراغ فرماندهان شهید رفت. گویی تنها قهرمانهای واقعی تاریخ ما، فرماندهان شهید هستند. نوعی بیتوجهی به دیگر قهرمانهای واقعی تاریخ معاصر بر تصوّر فیلمسازان ما غلبه دارد که البته چندان هم بیراه نیست. زندگی یک فرمانده نظامی فینفسه دراماتیکتر از زندگی یک قهرمان غیرنظامی است و مادهخام مستعدتری در اختیار فیلمساز میگذارد.
🔹سریالهای تلویزیون اما راهِ دشوار را میروند و دست روی همین قهرمانهای ناشناخته میگذارند. سریالِ قدرنادیدهٔ «ذهن زیبا» بهترین مثالِ این جنس قهرمانهاست. سریالی با اقتباس از کتاب خاطرات دکتر حسین بهاروند، عضو هیئت علمی پژوهشکدهٔ «رویان» و پدر سلولهای بنیادی ایران.
🔹دکتر بهاروندِ «ذهن زیبا» گرچه سروکارش با اسلحه و جبهه و عملیات نیست اما به همان فرماندهان نظامی فیلمهای دفاع مقدسی میماند. مثل همان فرماندهان، ایمان و اعتقادی استوار دارد و شبیه همانها هم دلش برای انقلاب اسلامی میتپد. یا مثلاً سریال «مادران»، بخشی از جایِ خالی مادران شهدا در سینمای دفاع مقدس را پُر کرد و با اقتباس از زندگی هشت مادر شهید، آنان را در جایگاه قهرمانان قصّه نشاند.
🔹معنای دوم قهرمانهای «واقعی» اما از معنای اولش هم مهمتر است؛ قهرمانهای سریالهای تلویزیون هم برگرفته از واقعیت هستند و هم باورپذیر و قابلرویت. باورپذیر هستند چون خالقانشان، در نمایش زندگی قهرمان، صداقت دارند.
🔸بخش دوم این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 45 |
| 3 | 🔻قهرمانهای اینجایی
درباره سریالهای تلویزیون و تصویر افتخارآمیزش از قهرمانهای معاصر
✍ محمدحسین بابایی
🔹مسئلهٔ این یادداشت، نوشتن از اهمیت قهرمانپردازی و تکرار گزارهٔ «سینما نیاز به قهرمان دارد» نیست. تولیدات تلویزیون از این گزارهٔ آشنا یک پلّه فراتر میروند: «سینما نیاز به قهرمانهایِ اینجایی دارد» و مسئلهٔ اصلی هم همین افقگشایی تلویزیون است. قهرمانهای سریالهای تلویزیونی، ریشه در همین آبوخاک دارند و «واقعی»اند؛ واقعی هم بهمعنای برگرفته از شخصیتی در تاریخ ما و هم بهمعنای باورپذیر و قابل رویت.
🔸متن کامل را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 49 |
| 4 | برهنهسازی «زیبایی»
چگونه شکوه و زیبایی مقاومت زنان مجاهد در گفتگوی ضیا با دبیری در برنامهٔ «زن در نقاشیهای دبیری» سانسور میشود؟
🖊محمدحسین لشگری
قسمت دوم
🔷 برگردیم به خود برنامه. دبیری در آن، جایی در توضیح «زیبایی» میگوید: «سال گذشته برای یک سخنرانی به شیراز دعوتم کردند؛ کافههایی دیدم، دخترها و پسرهایی دیدم، کتابفروشیهایی دیدم... شب در بازار وکیل کافهها را تماشا کردم؛ همهچیز قشنگ بود، همهچیز زیبا بود».
🔷 کاش آقای دبیری، چند خیابان آنسوتر هم سر میزد و زنانی را میدید که مسئولیت «زیبایی» در کل جهان را عهدهدار شدهاند تا نهفقط زن که «انسان» و «انسانیت» را زنده نگه دارند. اما چون این زنان، نیمهبرهنه و در حال عیشونوش در کافه نیستند، به چشم او نمیآیند! البته فهمیدن این آدمها گران و غیرنرمال است. در جهانی سرمست و عیاش که شهروندانش اسیر یک کافهاند و چیزی جز لذت بردن آنیِ خود نمیفهمند، فهمیدن نوع دیگری از زندگی که زن حاضر است از جان خود و خانوادهاش بگذرد تا ایران و انسان و «زیباییِ» حقیقی زنده بماند، سخت است.
🔷 آری! «زنان قدرتمندند» و «زیبایی چیره شد»؛ ارادهٔ زنان و مادرانِ مقاوم که خیابان را _یعنی ایران را_ امن نگه داشتند و برای صیانت از کرامت انسان مقاومت کردند، بر توحش و جنگطلبیهای آمریکا و اسرائیل چیره شد، آنهم در جهانی که جسارت و قدرت ایستادن در برابر ظالمان را از کف داده است. چگونه میشود زیبایی این ارادۀ انسانی و متعالی را ندید و در بند عریانی کافهنشینها ماند؟ «گاهی وطن زنیست که انسان باشرف باید مدافع حرم حرمتش شود بیهمّتی که مهر وطن را فروخته است حیف از وطن که آینهٔ لعنتش شود...» محمدرضا تُرکی
🔷 دبیری با نادیده گرفتن این زیبایی ارادهٔ انسانی تاریخساز که همۀ جهان را به حیرت واداشته، همان سانسوری را بازتولید میکند که ظاهراً خود از آن مینالد. چگونه است که یک شعر شاملو («دشنه در دیس») او را تکان میدهد و پای بوم میکشاند، اما مقاومت تاریخی مردم ایران در برابر تجاوزِ آمریکا، ارزش گوشهچشمی ندارد؟
🔷 او در بخشی از مصاحبه میگوید:«اینجا [ایران] خونهٔ منه... اگه موش اومد خونهتو گرفت، ول نمیکنی بری، یه کاری میکنی موشا از بین برن». شاید فکر کنید که منظور او از موش، آمریکا و اسرائیل است! اما نه! وقاحت در این است که او دربارهٔ آن بزرگمردان و زنانی اینگونه صحبت میکند که در سختترین روزهای ایران، پای ایران ماندند تا آقایِ دبیری با فراغ بال بتواند در کارگاه امنش تکیه دهد، سیگارش را با فندک زیپو روشن کند و نقاشیاش را بکشد و دربارهٔ چیرگی زیبایی با برهنگی در کافهها صحبت کند.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 179 |
| 5 | برهنهسازی «زیبایی»
چگونه شکوه و زیبایی مقاومت زنان مجاهد در گفتگوی ضیا با دبیری در برنامهٔ «زن در نقاشیهای دبیری» سانسور میشود؟
🖊محمدحسین لشگری
قسمت اول
🔷 همنشینی بهرام دبیری و علی ضیا، چنان نامتجانس و غریب است که بیشتر به یک شوخی با هوش مصنوعی میماند؛ تصویری سورئال که میتوان تکههایی از آن را بهعنوان «محتوای خوابهای من» دستبهدست کرد. در تصور کسی نمیگنجید که دبیری، نقاش نوگرای پیشکسوت ۷۶ساله، روبهروی ضیا بنشیند. در یکسو نقاشی با چنددهه پیشینه در تلفیق نقشمایههای بومی، اساطیری با مدرنیستی ایستاده و در سوی دیگر، مجری برآمده از سرگرمیسازی تلویزیون که حالا در فضای «یوتیوب» برای بقا در مدار توجه، دستوپا میزند.
🔷 ضیا آشکارا دبیری را مصرف میکند تا به تاکشوی سطحی خود، ژست هنری و نخبگانی بدهد؛ بیآنکه الفبای هنر را بداند یا نسبتی با بوم و فرم نقاشی برقرار کرده باشد. مثلاً جایی، دبیری را «شاعر نقاشها» مینامد، غافل از آنکه بداند این عنوان به اندرو وایِت (Andrew Wyeth)، نقاش واقعگرای نامآشنای آمریکایی تعلق دارد.
🔷 مفتضحبودن گفتوگو از همان دقایق نخست پیداست. هرگاه پای تکنیک، بافت، پالت رنگی یا سیر تطور فرمی آثار دبیری به میان میآید، مجری سکوت میکند؛ اما تا بحث روابط خصوصی، دلبریهای جوانی و چگونگی آشنایی با همسر (مخ زدن به تعبیر ضیا) میشود، گل از گلش میشکفد و کنجکاوی خالهزنکی رنگ میگیرد. گویی این برنامه، بهرام دبیری را از کارگاه نقاشی و بستر تاریخ هنر معاصر ایران بیرون میکشد و تبدیلش میکند به پیرمردی عامی که در پارک با پیرمردان دیگر، گعده کرده است. آنچه دربارهٔ هنر نیز گفته میشود، اغلب رونوشت دست دومِ همان گزارههایی است که پیشتر در گفتوگو با رسانههایی مانند «کارگاه» یا «تهران رویداد» بیان شده است.
🔷 عنوان گفتگو نیز تلهای بیش نیست: «زن در نقاشیهای بهرام دبیری». تیترِ کلیکبیتی زده شده تا مخاطب به طمعِ عنوان تماشایش کند؛ اما در عمل، نه جایگاه زن در سنتِ نقاشی واکاوی میشود، نه در آثار بهرام دبیری و نسبت فرمالِ آن با ایزدبانوان و کهنالگوها و نه بحثهایی از این دست که از موضوع برنامه انتظار میرود.
🔷 زن در این دامگه، صرفاً ابزار و کالایی است برای کشاندنِ مخاطب به پای برنامه. (البته در فاصلهٔ نوشتن این یادداشت و انتشار آن، عنوان برنامه به «سینما هنر نیست!» تغییر پیدا کرد که همین، توزرد بودن آن را برملا میکند). مخاطبی که منتظر تبارشناسی فرم، تحلیل فیگوراتیو زن ایرانی و زیباشناسی بوم نقاش است، با انبوهی گپوگفت سطحی و ادعاهای شبهسیاسی مواجه میشود.
🔷 همهٔ این میزانسن، بهانهای است برای گفتن یک جملهٔ سیاسیِ «زیبایی پیروز شد». این همان چیزی است که دبیری آن را «اتفاق افسانهای» مینامد و مدعی میشود حتی پیش از انقلاب هم رخ نداده بود و منظور او، تکثیر کافههاست! او تعدد کافههای ایران در مقایسه با پاریس را جلوهٔ پیروزیِ «زیبایی» قلمداد میکند! جالب اینجاست که در پاسخ به پرسشهای چالشبرانگیز دراینباره، مدام یادآور میشود که «یک جامعهشناس باید نظر بدهد»؛ اما خود بیمحابا احکامی سادهانگارانه در اینباره صادر میکند.
🔷 البته بحث اصلی او، کافهها نیستند و منظورش از زیبایی، نحوهٔ پوشش زنان و نیمهعریانی آنهاست که پیشتر نیز در آثارش مورد توجه بوده است. البته بهرام دبیری در دورههای مختلف هنریاش، زن را یکشکل تصویر نکرده و رویکرد بصری او همواره دستخوش دگرگونی بوده است. در نقاشیهای اوایل انقلاب اسلامیاش، زن همتراز مرد، کنشگر و عمدتاً در پوشش چادر و حجاب است؛ اما در آثارِ دههٔ اخیر، فیگورها یکسره به فضایی اسطورهای پرتاب شدهاند و «برهنگی» غالبترین ویژگی آنهاست.
🔷 شاید معیار امر زیبا برای او دگرگون شده؛ اما پرسش اساسی این است: آیا تقلیل زن به کالبدی بدوی و فاقد اراده، نامش خلق زیبایی است؟ آیا نمایش زن در هیئتی جنگلی و همنشین با حیوانات، بهگونهای که گویی با هر تمدن و رختِ انسانی بیگانه شده، به معنای تکریم اوست؟ دبیری در آثار متأخرش گویی وجه انسانی زن را نادیده میگیرد و زیبایی او را در عریانیاش جستجو میکند. آیا زایایی، حیاتبخشی و تقدس کهنالگویی تنها در صورتی بر پهنهٔ بوم متجلی میشود که زن عریان باشد؟ آنهم در ترکیبی که کالبد زن بیمحابا برهنهتر از مردانِ حاضر در همان قابها تصویر میشود؟
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 155 |
| 6 | برهنهسازی «زیبایی»
چگونه شکوه و زیبایی مقاومت زنان مجاهد در گفتگوی ضیا با دبیری در برنامهٔ «زن در نقاشیهای دبیری» سانسور میشود؟
🔷 همهٔ این میزانسن، بهانهای است برای گفتن یک جملهٔ سیاسیِ «زیبایی پیروز شد». این همان چیزی است که دبیری آن را «اتفاق افسانهای» مینامد و مدعی میشود حتی پیش از انقلاب هم رخ نداده بود و منظور او، تکثیر کافههاست! او تعدد کافههای ایران در مقایسه با پاریس را جلوهٔ پیروزیِ «زیبایی» قلمداد میکند! جالب اینجاست که در پاسخ به پرسشهای چالشبرانگیز دراینباره، مدام یادآور میشود که «یک جامعهشناس باید نظر بدهد»؛ اما خود بیمحابا احکامی سادهانگارانه در اینباره صادر میکند.
قسمت اول یادداشت
قسمت دوم یادداشت
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 141 |
| 7 | بخشی از شعر سپید علیمحمد مودب:
«زنده است نصرالله»
که فریاد میزند تا مدیترانه تکانی به خود بدهد
حلقههای رقص عربی را رها کند
با خاک پای شهیدان تیمم کند
و نمازش را بخواند
آن گاه قربة الی الله، ناوهای اسرائیلی را فرو برد.
«زنده است نصرالله»
در فریاد «الله اکبر»
تا کودکان ما طوفان را یاد بگیرند
و تلویزیونهای ما پخش مستقیم آتشفشان را
«زنده است نصر الله»
و همچنان در «المنار» اذان میگوید
برای ملتی که نمازش را نشسته میخواند
در رکوع اما راه میرود
و در سجده میخوابد. | 330 |
| 8 | سازها به کوکِ جنگ
درباره موسیقی متنهای خاطرهانگیز دفاع مقدس
🔹سینمای دفاع مقدس از همان سالهای جنگ، مسیری تازه پیش پای موسیقی گشود؛ جریانی که فراتر از قالبهای مرسوم نوحه، سرود و تصنیف، هویتی مستقل و ساختارمند یافت؛ چندانکه این ژانر را نه فقط روی پردهٔ نقرهای، بلکه در بستر موسیقی متن نیز میتوان دنبال کرد. مجید انتظامی و محمدرضا علیقلی، پیشگامان بلامنازع این جریاناند؛ آهنگسازانی که با آفرینشهای ماندگارشان این زبان موسیقایی را بنیان نهادند، قوام بخشیدند و بیش از هر نام دیگری، سهم حافظهٔ شنیداری ما را رقم زدند.
🔹ما فیلمها را تماشا میکنیم و اغلب، جدای از درخشش بازیگران یا وجوه نمایشی تصویر، نغمهها هستند که در ذهنمان جا خوش میکنند؛ قطعاتی که پس از پایان فیلم قدم به زندگی روزمره میگذارند، به زنگ تلفن همراه بدل میشوند و از ضبط خودروها طنینانداز میشوند. برخی از این نغمهها چنان شمایلی نمادین یافتهاند که در حافظهٔ جمعی ما با تصاویر شهدا پیوند خورده و بارها تدوین شدهاند؛ آنقدر که این موسیقیها را فراتر از قاب سینما میشنویم. این ملودیها راوی بیواسطهٔ حقیقت جنگ و حماسهٔ شهیدان ما شدهاند و خارج از جهان فیلم نیز، هویتی زنده و معنادار دارند.
🔹اکنون در چهلوششمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، در این فرسته منتخبی از ماندگارترین قطعات موسیقی سینمای دفاع مقدس را گرد آوردهایم.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 228 |
| 9 | سازها به کوکِ جنگ
منتخب موسیقی متنهای خاطرهانگیز دفاع مقدس
قسمت دوم منتخب قطعات
بهمناسب هفته دفاع مقدس
🔹ما فیلمها را تماشا میکنیم و اغلب، جدای از درخشش بازیگران یا وجوه نمایشی تصویر، نغمهها هستند که در ذهنمان جا خوش میکنند؛ قطعاتی که پس از پایان فیلم قدم به زندگی روزمره میگذارند، به زنگ تلفن همراه بدل میشوند و از ضبط خودروها طنینانداز میشوند. برخی از این نغمهها چنان شمایلی نمادین یافتهاند که در حافظهٔ جمعی ما با تصاویر شهدا پیوند خورده و بارها تدوین شدهاند؛ آنقدر که این موسیقیها را فراتر از قاب سینما میشنویم. این ملودیها راوی بیواسطهٔ حقیقت جنگ و حماسهٔ شهیدان ما شدهاند و خارج از جهان فیلم نیز، هویتی زنده و معنادار دارند.
🔹اکنون در چهلوششمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، در این فرسته منتخبی از ماندگارترین قطعات موسیقی سینمای دفاع مقدس را گرد آوردهایم.
متن کامل...
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 190 |
| 10 | سازها به کوکِ جنگ
منتخب موسیقی متنهای خاطرهانگیز دفاع مقدس
قسمت اول منتخب قطعات
بهمناسب هفته دفاع مقدس
🔹ما فیلمها را تماشا میکنیم و اغلب، جدای از درخشش بازیگران یا وجوه نمایشی تصویر، نغمهها هستند که در ذهنمان جا خوش میکنند؛ قطعاتی که پس از پایان فیلم قدم به زندگی روزمره میگذارند، به زنگ تلفن همراه بدل میشوند و از ضبط خودروها طنینانداز میشوند. برخی از این نغمهها چنان شمایلی نمادین یافتهاند که در حافظهٔ جمعی ما با تصاویر شهدا پیوند خورده و بارها تدوین شدهاند؛ آنقدر که این موسیقیها را فراتر از قاب سینما میشنویم. این ملودیها راوی بیواسطهٔ حقیقت جنگ و حماسهٔ شهیدان ما شدهاند و خارج از جهان فیلم نیز، هویتی زنده و معنادار دارند.
🔹اکنون در چهلوششمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، در این فرسته منتخبی از ماندگارترین قطعات موسیقی سینمای دفاع مقدس را گرد آوردهایم.
متن کامل...
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 183 |
| 11 | 🔻انیمیشنهای واقعا دینی
درباره جهان سینمایی هادی محمدیان
✍️ محمدحسین بابایی
🔸بخش دوم
(بخش اول یادداشت را از اینجا بخوانید)
🔹اصلیترین نقطه قوّت «سفینه نجات» اما درهمتنیدگیِ عمیق مایه دینی و داستانش است. اینجا از همان پلان اول، فیلمساز با صراحت و بیلکنت، جهانِ مومنانه فیلم را بنا میکند. فیلم با نمایش «تعزیه» آغاز میشود و در ادامه، به سرزمینی خیالی میرسد؛ در سیارهای دوردوست، «آبدزدک»ها بهدنبال همه منابع آبی میگردند. «کاپیتان» و دخترش «دریا»، در نبرد با «آبدزدک»ها، منابع آبی باقیمانده را ذخیره میکنند و برای ظهور «منجی سیاره» آماده میشوند.
🔹این درهمتنیدگی، فقط حاصل شباهت سیر کلی داستان به واقعه عاشورا نیست که اگر چنین بود، تنها با یک نمادبازیِ ساده روبرو بودیم. «سیاره نجات» اما فراتر از نمادپردازی، جهانی مستقل و قائمبهذات خلق میکند؛ سیاره خیالیِ فیلم، پرجزئیات است و باورپذیر. صاحب سرگذشت و ماجرایی است. و ما نه از رهگذر نمادها و کشف معنایشان، که با درگیر شدن در جهان خیالی «سفینه نجات» و گوش سپردن به قصّهاش، آرامآرام، به معنای پنهان قصّه پی میبریم.
🔹 این جهانِ خیالی، با دشمنانی که بهدنبال سلطه بر همه جهان هستند و با منجی که آمدنش وعده داده شده، خودبهخود آدم را بهیاد سرگذشتِ خودِ ما میاندازد. «دریا» و «کاپیتان» برای مبارزه علیه «آبدزدک»ها قیام میکنند، همچنان که ما علیه «آبدزدک»های جهانِ واقعی قیام کردیم؛ و اینچنین، روح واقعه عاشورا و حکمت جهاد و مبارزه، جهانِ خیالی اثر را میسازد.
🔹این جهانِ دریایی با شخصیتهای دوستداشتنیاش - که ظاهرشان آشناست اما تکراری نه - همچنان که ما را درگیر خود میکند، سادگیِ مفرط داستان را هم میپوشاند. این سادگی مفرط، همچنان نقطهضعف «سفینه نجات» است، همچنان که در «بچه زرنگ» بود یا در «فیلشاه» و «شاهزاده روم»؛ داستانهایی کودکانه که ظرافتهای یک اثر دراماتیک کامل را نداشتند و منطق داستان، در فصلهایی، ایراد داشت.
🔹 مثلا «تحوّل قهرمان» ناگهانی رقم میخورد و قهرمان در طی مسیر داستان با جهشی یکباره، صاحب فضایل و خصایل جدیدی میشد. یا «ضدّقهرمان»های این آثار، همواره کاراکترهایی با شخصیتپردازیِ حداقلی و فراموششدنی بودهاند.
🔹در «سفینه نجات» هم میتوان ایرادات اینچنینی از داستان گرفت؛ مثلا مسئله تحول «دریا» را پیش کشید یا از انگیزههای «وزغ» برای شرارت پرسید و اینکه چرا هیچ نشانی از او در فیلم نیست، جز در پایانبندی؟ شاید علّت این سادگی مفرط داستان، توجه به کودکان باشد؛ این درست که اقتضای مخاطب کودک، داستانهایی سرراست است اما میتوان در عین وفاداری به سادگیِ ذاتِ قصه، شخصیتها را کاملتر معرفی کرد، بدون آنکه به دامِ گرهافکنیهای زائد یا خلق انگیزههای روانشناختیِ پیچیده افتاد.
🔹«سفینه نجات» با همین داستان سادهاش، تماشایی است و امیدوارکننده؛ مسیری که هادی محمدیان، از «شاهزاده روم» آغاز کرده بود حالا به «سفینه نجات» رسیده و «اقتباس معنوی»، در طی این آزمون و خطاها، به بلوغی نسبی رسیده است. آزمون و خطاهای محمدیان البته نه فقط برای انیمیشنسازان، بلکه برای همه فیلمسازها و نویسندههایی که به نسبت میان «داستان» - به معنای مدرنش - و دین - یا دقیقتر، حکمت دینی - میاندیشند، آموزنده است.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 290 |
| 12 | 🔻انیمیشنهای واقعا دینی
درباره جهان سینمایی هادی محمدیان
✍️ محمدحسین بابایی
🔸بخش اول
🔹«هر فیلمساز در همه عمرش فقط یک فیلم میسازد؛ سپس تاروپود آن را از هم جدا میکند تا دوباره بسازدش». این نقلقولی است منسوب به ژان رنوآر، فیلمساز بزرگ فرانسوی، و چه خوب هادی محمدیان را توصیف میکند؛ فیلمسازی که در تکتک انیمیشنهایش، یک طرح از انیمیشنسازی را پیش برده است؛ طرح «اقتباس معنوی» از قصّههای دینی.
🔹البته وقتی از اینگونه قصّهپردازیِ تاریخی صحبت میکنیم، شاید بهیاد نمونههای ناموفق اقتباس از قصّههای دینی بیفتیم؛ فیلمهایی که در نمایش جزئیاتِ ظاهری و نقل عینبهعین وقایع متوقف میماندند و نتیجه کار هم، بهجای آنکه روحِ تاریخ را حاضر کند، خودِ «تاریخ» را مثل یک قصّه خشکوبیروح برایمان تعریف میکرد.
🔹 انیمیشنهای محمدیان اما نقطه مقابل این اقتباسهای ناموفق هستند؛ او بهدنبال وفاداریِ موبهمو و بازسازی وقایع تاریخی نیست. اصل برای او، باطن و جوهره آن قصّههای دینی است و ظاهر کارهایش، به انیمیشنهای جهانی نزدیک است. ما نام این شیوه از اقتباس را «اقتباس معنوی» میگذاریم.
🔹در «اقتباس معنوی»، حکمتی که برگرفته از قصّههای دینی است، جهان اثر را میسازد. این، همان تفاوتِ اصلی انیمیشنهای محمدیان با «فیلم دینی» است؛ «فیلم دینی» با درکی ظاهری، دین را در چارچوب نشانگان تصویری محصور میکند. در انیمیشنهای محمدیان اما فهمی باطنی از دین - و قصّههای دینی - وجود دارد. او بهدنبال حکمت این قصّههای دینی است و روح آنها را میجوید؛ این روح را احضار میکند تا در آثارش بدمد و اینگونه، تاریخْ را زنده کند و از گذشتهای دوردست برهاند. اینچنین است که این انیمیشنها، درعین اقتباس از قصّههای تاریخی، با امروزِ ما نسبت میگیرند و حکمت ازلیوابدی آن قصّهها را حمل میکنند.
🔹فیلمبهفیلم، هادی محمدیان طرح «اقتباس معنوی» را کامل کرده است. مثلا «بچه زرنگ» را بهیاد بیاورید؛ محمدیان بهسراغ «ضامن آهو» میرود اما همان ابتدای قصّه به سراغ امام رضا (ع) نمیرود. فیلم را با پسرِ ماجراجویی شروع میکند که دست تقدیر، او را به جنگلی مرموز کشانده و حالا، او باید حیوانات جنگل را نجات دهد. اینچنین، محمدیان مایه اصلی قصه «ضامن آهو» و حکمت «ملجأ و پناه» را میگیرد تا جهانِ انیمیشنش را بسازد. البته طرح «اقتباس معنوی» هنوز ناکامل بود و پیوند میان قصّه دینی و جهان انیمیشن عمیق نشده بود.
🔹به بیان سادهتر، قصه «ضامن آهو» هنوز تزیین قصّه اصلی و در حاشیه آن بود؛ در پایانبندی فیلم، امام رضا (ع) ناگهانی و بیمقدمه وارد انیمیشن میشد و در مدّت زمان کوتاهی هم گرهگشایی میکرد و فیلم، با سفر به مشهد به پایان میرسید.
🔸بخش دوم یادداشت را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 237 |
| 13 | 🔻انیمیشنهای واقعا دینی
درباره جهان سینمایی هادی محمدیان
✍ محمدحسین بابایی
🔹«هر فیلمساز در همه عمرش فقط یک فیلم میسازد؛ سپس تاروپود آن را از هم جدا میکند تا دوباره بسازدش». این نقلقولی است منسوب به ژان رنوآر، فیلمساز بزرگ فرانسوی، و چه خوب هادی محمدیان را توصیف میکند؛ فیلمسازی که در تکتک انیمیشنهایش، یک طرح از انیمیشنسازی را پیش برده است؛ طرح «اقتباس معنوی» از قصّههای دینی.
🔺متن کامل را از اینجا بخوانید.🔻
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 179 |
| 14 | 🔹 همانگونه که «شهریار» در بند دهم شعر «ای وای، مادرم» میسراید، شاید اولین نقطۀ برخورد او با موسیقی و البته خود شعر، «قصّههای دلکش زیبا» و «ترانههای محلی» مادرش بوده باشد. بعدها در امتداد مسیر بالندگیاش در شعرسرایی، مراودههای عمیقی با موسیقیدانان و نوازندگان نامآور ایران (ابوالحسن اقبالآذر، حسین تهرانی، ابوالحسن صبا، قمرالملوک وزیری و...) داشت. از همین رهگذر نیز با علاقۀ فراوان به موسیقی سنتی ایرانی، تسلط به آن را در پیش گرفته بود. وی در آواز ایرانی و نواختن سهتار تسلط داشت و محفلهای شعرخوانیاش با سازنوازی، همراه میشدند. در مقدمۀ دیوان اشعارش موسیقی برای شعر را به جایگاه لباس برای انسان، تشبیه میکرد. حتی در متن عمدۀ سرودههایش حالتهای پیوند خود با این سهتار، اصطلاحات و مفهومهای موسیقایی و بهرهگیری از آرایۀ لفظی «واجآرایی» (نغمۀ حروف) و اوزان عروضی گوناگون، پدیدار میشوند تا بار آهنگین این شعرها را دوچندان کنند.
🔹 ازاینرو ذوق و آگاهی موسیقیشناسانۀ «شهریار»، ترانهپردازان و تصنیفسازان را به آن برانگیخته که از همان روزگار زندگی این شاعر تبریزی، شعرهای او به زبان فارسی و آذری را در آثار خود به نغمهها بیارایند. البته برقراری ارتباط درونی مردم با اشعار «شهریار» طبعاً در بهرهگیری آهنگسازان از آنها تأثیرگذار بوده است؛ بهویژه آنکه این سرودهها باوجود تنوع در موضوع (آیینی،تغزلی، عرفانی، اجتماعی و سیاسی) از واژگان همهفهم (نزدیک به زبان گفتار) و مضمونهای نوآورانه، عاطفی و آمیخته با روحیههای و باورهای مردمان زمانه برخوردار بوده است:
«گوش کن ترجمهی رازونیاز من و توست
لحن موسیقی اگر ساز و اگر آواز است»
🔹 روز درگذشت سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) با بزرگداشت شعر و ادب فارسی، همراه شده است. ازقضا خود او نیز در همنشینی این میراث کهن با نغمههای موسیقایی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، جایگاهی برجسته دارد. یادش را با بازخوانی برگزیدهای از تصنیفها و ترانههای ساختهشده براساس شعرهای او پاس میداریم. همچنین نسخۀ کامل یا راه دسترسی به قطعههای معرفیشده در کانال «بافتار موسیقی» قرار گرفتهاند.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 249 |
| 15 | 🔹 همانگونه که «شهریار» در بند دهم شعر «ای وای، مادرم» میسراید، شاید اولین نقطۀ برخورد او با موسیقی و البته خود شعر، «قصّههای دلکش زیبا» و «ترانههای محلی» مادرش بوده باشد. بعدها در امتداد مسیر بالندگیاش در شعرسرایی، مراودههای عمیقی با موسیقیدانان و نوازندگان نامآور ایران (ابوالحسن اقبالآذر، حسین تهرانی، ابوالحسن صبا، قمرالملوک وزیری و...) داشت. از همین رهگذر نیز با علاقۀ فراوان به موسیقی سنتی ایرانی، تسلط به آن را در پیش گرفته بود. وی در آواز ایرانی و نواختن سهتار تسلط داشت و محفلهای شعرخوانیاش با سازنوازی، همراه میشدند. در مقدمۀ دیوان اشعارش موسیقی برای شعر را به جایگاه لباس برای انسان، تشبیه میکرد. حتی در متن عمدۀ سرودههایش حالتهای پیوند خود با این سهتار، اصطلاحات و مفهومهای موسیقایی و بهرهگیری از آرایۀ لفظی «واجآرایی» (نغمۀ حروف) و اوزان عروضی گوناگون، پدیدار میشوند تا بار آهنگین این شعرها را دوچندان کنند.
🔹 ازاینرو ذوق و آگاهی موسیقیشناسانۀ «شهریار»، ترانهپردازان و تصنیفسازان را به آن برانگیخته که از همان روزگار زندگی این شاعر تبریزی، شعرهای او به زبان فارسی و آذری را در آثار خود به نغمهها بیارایند. البته برقراری ارتباط درونی مردم با اشعار «شهریار» طبعاً در بهرهگیری آهنگسازان از آنها تأثیرگذار بوده است؛ بهویژه آنکه این سرودهها باوجود تنوع در موضوع (آیینی،تغزلی، عرفانی، اجتماعی و سیاسی) از واژگان همهفهم (نزدیک به زبان گفتار) و مضمونهای نوآورانه، عاطفی و آمیخته با روحیههای و باورهای مردمان زمانه برخوردار بوده است:
«گوش کن ترجمهی رازونیاز من و توست
لحن موسیقی اگر ساز و اگر آواز است»
🔹 روز درگذشت سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) با بزرگداشت شعر و ادب فارسی، همراه شده است. ازقضا خود او نیز در همنشینی این میراث کهن با نغمههای موسیقایی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، جایگاهی برجسته دارد. یادش را با بازخوانی برگزیدهای از تصنیفها و ترانههای ساختهشده براساس شعرهای او پاس میداریم. همچنین نسخۀ کامل یا راه دسترسی به قطعههای معرفیشده ازطریق کانال «بافتار موسیقی» در دسترس قرار گرفتهاند.
پینوشت: نغمهپرداز ترانههای آلبوم «من خود آن سیزدهم»، آقای محسن چاووشی هستند و سازآرایان ترانههای «ستمگر» و «من خود آن سیزدهم» بهترتیب، آقایان کوشان حداد و شهاب اکبری هستند. بهخاطر اشتباه رخداده در درج مشخصات، پوزش میطلبیم.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 1 |
| 16 | 🔺خنیاگران آن سوزوگذار (۲)
منتخب قطعات موسیقی با شعر محمدحسین شهریار
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 269 |
| 17 | 🔺خنیاگران آن سوزوگذار (۱)
منتخب قطعات موسیقی با شعر محمدحسین شهریار
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 225 |
| 18 | 🔹 همانگونه که «شهریار» در بند دهم شعر «ای وای، مادرم» میسراید، شاید اولین نقطۀ برخورد او با موسیقی و البته خود شعر، «قصّههای دلکش زیبا» و «ترانههای محلی» مادرش بوده باشد. بعدها در امتداد مسیر بالندگیاش در شعرسرایی، مراودههای عمیقی با موسیقیدانان و نوازندگان نامآور ایران (ابوالحسن اقبالآذر، حسین تهرانی، ابوالحسن صبا، قمرالملوک وزیری و...) داشت. از همین رهگذر نیز با علاقۀ فراوان به موسیقی سنتی ایرانی، تسلط به آن را در پیش گرفته بود. وی در آواز ایرانی و نواختن سهتار تسلط داشت و محفلهای شعرخوانیاش با سازنوازی، همراه میشدند. در مقدمۀ دیوان اشعارش موسیقی برای شعر را به جایگاه لباس برای انسان، تشبیه میکرد. حتی در متن عمدۀ سرودههایش حالتهای پیوند خود با این سهتار، اصطلاحات و مفهومهای موسیقایی و بهرهگیری از آرایۀ لفظی «واجآرایی» (نغمۀ حروف) و اوزان عروضی گوناگون، پدیدار میشوند تا بار آهنگین این شعرها را دوچندان کنند.
🔹 ازاینرو ذوق و آگاهی موسیقیشناسانۀ «شهریار»، ترانهپردازان و تصنیفسازان را به آن برانگیخته که از همان روزگار زندگی این شاعر تبریزی، شعرهای او به زبان فارسی و آذری را در آثار خود به نغمهها بیارایند. البته برقراری ارتباط درونی مردم با اشعار «شهریار» طبعاً در بهرهگیری آهنگسازان از آنها تأثیرگذار بوده است؛ بهویژه آنکه این سرودهها باوجود تنوع در موضوع (آیینی،تغزلی، عرفانی، اجتماعی و سیاسی) از واژگان همهفهم (نزدیک به زبان گفتار) و مضمونهای نوآورانه، عاطفی و آمیخته با روحیههای و باورهای مردمان زمانه برخوردار بوده است:
«گوش کن ترجمهی رازونیاز من و توست
لحن موسیقی اگر ساز و اگر آواز است»
🔹 روز درگذشت سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) با بزرگداشت شعر و ادب فارسی، همراه شده است. ازقضا خود او نیز در همنشینی این میراث کهن با نغمههای موسیقایی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، جایگاهی برجسته دارد. یادش را با بازخوانی برگزیدهای از تصنیفها و ترانههای ساختهشده براساس شعرهای او پاس میداریم. همچنین نسخۀ کامل یا راه دسترسی به قطعههای معرفیشده ازطریق کانال «بافتار موسیقی» در دسترس قرار گرفتهاند.
پینوشت: نغمهپرداز ترانههای آلبوم «من خود آن سیزدهم»، آقای محسن چاووشی هستند و سازآرایان ترانههای «ستمگر» و «من خود آن سیزدهم» بهترتیب، آقایان کوشان حداد و شهاب اکبری هستند. بهخاطر اشتباه رخداده در درج مشخصات، پوزش میطلبیم.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 29 |
| 19 | 🔺خنیاگران آن سوزوگذار (۲)
منتخب قطعات موسیقی با شعر محمدحسین شهریار
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 29 |
| 20 | 🔺خنیاگران آن سوزوگذار (۱)
منتخب قطعات موسیقی با شعر محمدحسین شهریار
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane | 27 |
