410
订阅者
+124 小时
+77 天
+2030 天
数据加载中...
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+36
在2个频道中
六月 '26
+32
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+5
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+23
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+10
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+30
在4个频道中
Get PRO
十一月 '25
+20
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+38
在4个频道中
Get PRO
九月 '25
+14
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+20
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+13
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+11
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+30
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+24
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+21
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+30
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+49
在4个频道中
Get PRO
十二月 '24
+47
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+39
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+33
在3个频道中
Get PRO
九月 '24
+32
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+41
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+31
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+25
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+23
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+2 045
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+34
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+491
在2个频道中
Get PRO
一月 '24
+190
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+205
在1个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 29 七月 | 0 | |||
| 28 七月 | +2 | |||
| 27 七月 | +1 | |||
| 26 七月 | +1 | |||
| 25 七月 | +2 | |||
| 24 七月 | +1 | |||
| 23 七月 | +1 | |||
| 22 七月 | +3 | |||
| 21 七月 | +2 | |||
| 20 七月 | +1 | |||
| 19 七月 | +3 | |||
| 18 七月 | 0 | |||
| 17 七月 | +1 | |||
| 16 七月 | 0 | |||
| 15 七月 | +3 | |||
| 14 七月 | +1 | |||
| 13 七月 | +1 | |||
| 12 七月 | +3 | |||
| 11 七月 | 0 | |||
| 10 七月 | +2 | |||
| 09 七月 | 0 | |||
| 08 七月 | +3 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | 0 | |||
| 05 七月 | +1 | |||
| 04 七月 | 0 | |||
| 03 七月 | +1 | |||
| 02 七月 | +1 | |||
| 01 七月 | 0 |
频道帖子
| 2 | عاشقان را شوق مستی، از شرابی دیگرست
وین هوا گرم از فروغ آفتابی دیگرست
ساقی آب رز برای دیگران در گردش آر
کاسیای ما کنون، گردان به آبی دیگرست
عکس خورشید جمالت، مانع دیدار گشت
شاهد حسن تو را هر دم، نقابی دیگرست
دیگران را در کمند آور، که همچون زلف تو
هر رگی در گردن جانم، طنابی، دیگرست
آتشی کردی و گفتی میکنم ترک عناب
زینهار ای جان مگو، کین خود، عتابی دیگرست
بخت راهی میزند بر خون من، من چون کنم
باز بخت خفته ما، دیده خوابی دیگرست
از رقیبم دوش میپرسید کاین بیچاره کیست؟
گفت: سر برگشتهای، مستی، خرابی، دیگرست
@Kaaffeh🕯
#سلمان_ساوجی | 48 |
| 3 | زلفِ چون دوش، رها تا به سرِ دوش مکن
ای مه امروز پریشان ترم از دوش مکن
ای سر زلف سیه، دیگرم آشفته مساز
این همه با مه من دست در آغوش مکن
مست و مدهوشم از آن لب سخنِ تلخ مگوی
بیش از این زهر به جام من مدهوش مکن
گوهر اشک مرا بین و ز چشمم مفِکن
سخن مدّعیان را گهر گوش مکن
عهد کردی که کُشی «فرصت» خود را روزی
فرصت ار یافتی این عهد فراموش مکن
@Kaaffeh🕯
#فرصت_شیرازی | 89 |
| 4 | @Kaaffeh🕯
این تو بودی...👌👌👌 | 96 |
| 5 | عاشق سرمست را، با دین و دنیا کار نیست
کعبه صاحبدلان، جز خانه خمار نیست
روی زرد عاشقان، چون میشود گلگون به می
گر خم خمار را رنگی ز لعل یار نیست
زاهدی گر میخرد عقبی، به تقوی، گو، بخر
لاابالی را، سر و سودای این بازار نیست
از سر من باز کن ساقی خرد را، کاین زمان
با خیالش خلوتی دارم که جان را بار نیست
طلعتش، آیینه صنع است و در آیینهاش
جمله حیرانند و کس را زهره گفتار نیست
شمع ما گر پرده بر میدارد، از روی یقین
در حق آتشپرستان، بعد از آن انکار نیست
حال بیخوابی چشم من، چه میداند کسی
کاو چو اختر هر شبی تا صبحدم بیدار نیست
دامن وصلش به جان از دست دادن مشکل است
ورنه جان دادن، به دست عاشقان دشوار نیست
دوش با دل، راز عشق دوست گفتم، غیرتش
گفت سلمان بس، که هر کس محرم اسرار نیست
@Kaaffeh🕯
#سلمان_ساوجی | 95 |
| 6 | آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت
خاطرم را همچو زلف خود پریشان کرد و رفت
بس که سیلاب سرشکم آمد از جوش غمش
قصر بنیاد دلم را سخت ویران کرد و رفت
دوش دیدم در چمن از ناز او را جلوهگر
دست ما اندر گریبان گل به دامان کرد و رفت
بودم ایمان اگرچه در پیغمبر حسنش ولی
کفر زلفش آمد و تاراج ایمان کرد و رفت
دیشب از لعل بدخشان شد حکایت لعل او
خندهای از ناپسندی در بدخشان کرد و رفت
برقع از رخ برفکند و چهره خود را نمود
طاقت و صبر و قرارم بر دو سامان کرد و رفت
کرد با نیمنگه جان مرا از تن برون
مشکل سخت مرا بسیار آسان کرد و رفت
تا به عرض جلوه آمد در چمن روی گلش
بلبل شوریده را در باغ نالان کرد و رفت
ای خوشا طغرل که بیدل میسراید مصرعی
خانه دل در سر ره بود ویران کرد و رفت
@Kaaffeh🕯
#طغرل_احراری | 136 |
| 7 | چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را
چو منم زنده به عشقت چه کشم منت جان را
چو رسد از تو جراحت بود آن منت و راحت
بدو صد لابه از آن رو طلبم زخم سنان را
چو حدیث تو نگویم صفت عشق نجویم
چو ره عشق بپویم چه کنم پای دوان را
چو ز عشق تو خرابم به جناب تو شتابم
چو نشان تو نیابم بهلم نام و نشان را
چو شدم سوی تو بینا کنم از خویش تبرا
چو شدم غرقه دریا چه کنم قعر و کران را
هله ای عاشق صادق بگسل بند علایق
چو نهی روی به خالق منگر خلق جهان را
دل ز اندیشه جدا جو گذر از خویش و خدا جو
تو در اقلیم فنا جو همگی امن و امان را
دلت از فیض نهانی نشود لوح معانی
چو حسین ار نگذاری روش نطق زبان را
@Kaaffeh🕯
#حسین_خوارزمی | 121 |
| 8 | ز من چندان که میخواهی وفا هست
از این معنی بگو یک جو تو را هست؟
چه گویم وای دل گویی که جان کن
کنون هم از تو پرسم این وفا هست؟
سلامم را جوابی نیست از تو
بگو در هیچ مذهب این روا هست؟
به غم گفتی برو خون کن دلش را
ز غم واپرس تا خود دل به جا هست؟
چو گویم وصل، گویی وقت آن نیست
به غم قانع شدم اینت رضا هست؟
گر از غم بر درت جان داد سهلست
چو من در شهر عشقت صد گدا هست؟
@Kaaffeh🕯
#ظهیر_فاریابی | 125 |
| 9 | تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
یک جهان آیینه از جوهر به بر داریم ما!
غنچه لعل لبش را حاجت تفصیل نیست
نسخهای از دفتر او مختصر داریم ما!
ای نصیحتگو مگو هرگز مرا درس ادب!
جز سلوک عشق دیگر کی هنر داریم ما؟!
اشک خونین از فراقش گرچه طوفان میکند
چشم میپوشم زین دریا گذر داریم ما
هیچ کس بیعرض اظهار کمال خویش نیست
لالهسان از داغ عشق او اثر داریم ما!
بس بود پیراهن ما کسوت خاک درش
جامهای هردم ز عریانی به بر داریم ما
هرچه جز رویش بود منظور عاشق گو مباش
عالمی را غیر او کی در نظر داریم ما؟!
نیست غیر از شام نومیدی به عرض مدعا
در نفس کافور گویا چون سحر داریم ما!
بعد ازین چون ما نروید هیچ در باغ سخن
نخل اشعاریم و از معنی ثمر داریم ما!
آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است
حسرت دیدار و سامان سفر داریم ما
@Kaaffeh🕯
#طغرل_احراری | 126 |
| 10 | با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟
راز سر گردان عاشق پیشهٔ غم کشته را؟
آب چشم من ز سر بگذشت و میگویی: بپوش
چون توان پوشیدن این آب ز سر بگذشته را؟
جان شیرین منست آن لب، بهل تا میکشد
در غم روی خود این فرهاد مجنون گشته را
آنکه روزی گر چمان اندر چمن رفتی برش
باغبان از سرزنش میکشت سرو کشته را
خال او حال مرا برهم زد و خونم بریخت
با که گویم حال این خال به خون آغشته را؟
آسمان برنامهٔ عمرم نبشتست این قضا
در نمیشاید نوشتن نامهٔ بنوشته را
خاک کوی او بهشتم بود هشتم، لاجرم
این زمان در خاک میجویم بهشت هشته را
کمتر از شمعی نشاید بود و گر سر میرود
هم به پایان برد میباید سر این رشته را
اوحدی خواهی که چون عیسی به خورشیدی رسی
آتشی درزن، بسوز این دلق مریم رشته را
@Kaaffeh🕯
#اوحدی | 123 |
| 11 | گرچه در میخانه بر لب خندهها دارد قدح
چشم عبرت سوی این بزم فنا دارد قدح
در جهان صد شور از یک جام تقسیم ازل
هیچ میدانی که اندر دل چهها دارد قدح؟!
در سلوک عشق اندر عشرتآباد جهان
کی به جز پیر صراحی مقتدا دارد قدح؟!
بس که سر تا پای دنیا دامگاه آفت است
بر شکست رنگ عشرت مومیا دارد قدح
چون خمار باده هردم درگه افتادگی
از خیال قامت مینا عصا دارد قدح
دم به دم دست دعا بگشاده در بزم ادب
یک تواضع از صراحی التجا دارد قدح
پیش مینای طرب با ساز قلقل هر نفس
از زبان باده عرض مدعا دارد قدح
روز و شب طغرل مثال چنگ با قد نگون
از برای دختر رز نالهها دارد قدح
@Kaaffeh🕯
#طغرل_احراری | 137 |
| 12 | حتی مرا به نام، صدا هم نمی کند
دردا که فکر حال مرا هم نمی کند
بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا
درمان که بگذریم، دعا هم نمی کند!
منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بست
منت گذاشت، گرچه وفا هم نمی کند...
غم مثل کودکی ست که آغوش عشق را
محکم گرفته است و رها هم نمی کند
زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق
گر طاعتی نکرده ریا هم نمی کند!
@Kaaffeh🕯
#سجاد_سامانی | 109 |
| 13 | @Kaaffeh🕯
الهی خواستههاتون بشه داشتهاتون...👌👌👌 | 143 |
| 14 | بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست
بهبود زان دو نرگس بیدارم آرزوست
یاران شدند بدتر از اغیار گو به دل
کای یار غار صحبت اغیارم آرزوست
ای دیده خون ببار که یک ملتی به خواب
رفته است و من دو دیدهٔ بیدارم آرزوست
ایران خرابتر ز دو چشم تو ای صنم
اصلاح کار از تو در این کارم آرزوست
بیدار هر که گشت در ایران رود به دار
بیدار و زندگانی بیدارم آرزوست
ایران فدای بوالهوسیهای خائنین
گردیده یک قشون فداکارم آرزوست
خونریزی آنچنان که ز هر سوی جوی خون
ریزد میان کوچه و بازارم آرزوست
در زیر بار حس شدهام خسته راه دور
با مرگ گو خلاصی از این بارم آرزوست
بیزار از آن بُدَم که در آن ننگ و عار نیست
امروز از آنچه عمری بیزارم آرزوست
مشت معارف ار دهن شیخ بشکند
زین مشت کم نمونهٔ خروارم آرزوست
حق واقف است وقف به چنگال ناکسان
افتاده دست واقف اسرارم آرزوست
تجدید عهد دورهٔ سلطان حسین گشت
یک مرد نو چو نادر سردارم آرزوست
ما را به بارگاهِ شَه عارف اگرچه راه
نَبوَد و لیک پاکیِ دربارم آرزوست
@Kaaffeh🕯
#عارف_قزوینی | 129 |
| 15 | بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
صورت کین، همه مهر است در آیینه ما
دو حریصیم که تا محشرمان سیری نیست
ما ز مهر تو، دل سخت تو ازکینهٔ ما
می نهد شیر محبت به فراغت پهلو
نیستانی شده از تیر جفا، سینه ما
پرده از کار ریا، عشق نگیرد ز کرم
مصلحت هاست درین خرقهٔ پشمینهٔ ما
داد بر باد، تف عشق تو خاکستر دل
همچنان شعله زند خاطرت ازکینه ما
به هوای گل رخسار تو در رقص بود
شعلهٔ عشق در آتشکدهٔ سینهٔ ما
ذره آسا به هوای تو، سراپا مهریم
در دل رشک، گره چون نشودکینه ما؟
بندهٔ جام شرابیم حزین ، زانکه برد
لوث آلودگی، از خرقه پشمینه ما
@Kaaffeh🕯
#حزین_لاهیجی | 133 |
| 16 | تا بِکِی ناله و فریاد که آن یار کجاست
همه آفاق پر از یار شد اغیار کجاست
آتشِ غیرتِ عشق آمد و اغیار بسوخت
چشمبازی که نبیند بجز از یار کجاست
سرِّ توحید ز هر ذره عیان میگردد
پُرنیازی که بود واقف اسرار کجاست
همه ذراتِ جهان آینهٔ مطلوبند
خوردهبینی که بود طالبِ دیدار کجاست
یوسفِ مصریِ ما بر سر بازار آمد
ای عزیزانِ وفاپیشه خریدار کجاست
عیسیِ خستهدلان میرسد از عالمِ غیب
سرِ بیمار که دارد، دلِ بیمار کجاست
هر که بیدار بود دولت بیدار بود
دوست در جلوه ولی عاشقِ بیدار کجاست
از شرابِ شبِ دوشینه خُماری دارم
ساقیا بهر خدا خانهٔ خَمّار کجاست
چند گوئی که مگو سرِّ غمِ عشقِ حسین
خودِ منسوخته را طاقتِ گفتار کجاست
@Kaaffeh🕯
#حسین_خوارزمی | 156 |
| 17 | هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
جانم آن لحظه که غمگین تو باشد شاد است
الم و درد تو سرمایه روح و راحت
ستم عشق تو پیرایه عدل و داد است
عشق تو شاه سراپرده ملک ازل است
کانچه فرمود بجان کیش و بجان منقاد است
ز آتش عشق بسوز ای دل و خاک ره شو
زانکه جز شیوه عشق آنچه شنیدی باد است
عمر باقی طلب از عشق که این چند نفس
که بر آنست حیات همه بی بنیاد است
قدر خود را بشناس ای دل و ارزان مفروش
که وجودت شرف کارگه ایجاد است
خسروان خاک رهش تاج سر خود سازند
هر که شیرین مرا شیفته چون فرهاد است
رسم جانبازی عشاق بیاموز حسین
که در این شیوه ترا حسن رخش استاد است
@Kaaffeh🕯
#حسین_خوارزمی | 146 |
| 18 | چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
بر رگ جانم افکنی، طرّهٔ دلفریب را؟
این ستم دگر بود، کز تف خوی گرم تو
گریه به کام دل نشد، عاشق بی نصیب را
ناله به زیر لب گره، چند کنم که می زند
باد بهار دامنی، آتش عندلیب را
از اثر تبسّم غنچهٔ ناشکفته اش
بلبل گلستان کند، نوگل من ادیب را
خنده په زخم من چرا، شور لبت نمی زند؟
از نمک کرشمه ات، نیست خبر، رقیب را
نیست اگر پسند تو، شیوهٔ بی گنه کشی
از گنهم حساب کن، شکوهٔ بی حسیب را
گر مددی کند حزین ، فیض دم مسیح ما
نیم شبی قضا کنم، نالهٔ عندلیب را
@Kaaffeh🕯
#حزین_لاهیجی | 110 |
| 19 | ای باد صبحدم گذری کن بکوی دوست
وز من ببر سلام و تحیت بسوی دوست
رخ بر درش نهاده بگو از زبان من
کاشفته گشت حال دلم همچو موی دوست
گر دست حادثات ز پایم در افکند
باشد هنوز در سر من آرزوی دوست
قربان اگر کنند به تیغ جفا مرا
بدکیشم ار روم ز سر جستجوی دوست
دشمن بگفتگوی من افتاده است و من
آن نیستم که ترک کنم گفتگوی دوست
صد بار مردم از غم و بازم حیات داد
همچون مسیح باد سحرگه ببوی دوست
این دولتم بس است که غایب نمیشود
یکدم ز پیش دیده من نقش روی دوست
یارب بود که بار دگر چشم تیره ام
روشن شود ز پرتو روی نکوی دوست
دانی که کحل چشم حسین شکسته چیست
گردی که باد صبح رساند ز کوی دوست
@Kaaffeh🕯
#حسین_خوارزمی | 188 |
| 20 | @Kaaffeh🕯
کسی دیگر محبت های کوچک را نمیفهمد...👌👌👌 | 119 |
