200
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
خاکـستریِ طوفان و فاصله ی یک عمر نیز نمیتواند رخ زیبای تورا از پس چشمانِ من کنار برد
تصویر تو در ژرفای مردمک هایم نقش میبندد و دنیا را تو میبینم
نامت،سپیدی نوید بخش است روی دیواره های سیاهِ قلبم،و با هر نفسی که میکشم،تمام جانم نامت را حمل میکند.
ســـبزِ آرام اما حیرت زدهٔ چشمهای خود را بالا گرفت و حالا متوجه فردی آشنا از عطر شکلاتش مقابل در بستهٔ اتاق شدم این یعنی سقوط پروانههای وجودِ مرد فرانسوی روی موجی از احساساتی که غرق بوسه با شهوتی از دلتنگی بودن:
-بیا اینجا،موسیویِ تو تنها با خیالِ همین عطرت برگشت..
پسرکِ گمشده در قصهٔ پریانِ شکوفههایِ امتداد جاده،
اگه روزی بود و منی نبود میان تمام این کاغذها بگرد،
توی هر خط یک دوستت دارم به جا گذاشتم.!
Repost from 𝘰𝘩 𝘧𝘶𝘤𝘬
یه مدل تموم شدنم هست.
که بدون خداحافظیه
بدون حرفو هشدارو چیزی..
نمیگی
فلانی ما رفتیم مراقب خودتو خوبیات باش چون به این نتیجه رسیدی فلانی جان اصلا حواسشون پی تو و دلت و حال و هوات نیست
میری و بیصدا همه چیز رو تموم میکنی
همین بی صدا تموم شدنه بعدا صداش زیاد میشه
فلانی جان میاد و یقتو میگیره متهمت میکنه عصبی میشه و تیکه میندازه
اینجا تو لبخند میزنی و میگی فلانی انقد جوش نزن من دیگه اون احمق سابق نیستم.به عبارتی..
قلبی که دادمو با صدبرابر ضرر پس میدی،امانتی اسیب دیده برات داستان میشه دارلینگ
من همینطور رهات نمیکنم،اگر بخوام برم دست به دامن کارما نمیشم.
من از خودم خاطره و دردی برات به جا میزارم،که تا ابد دنبالت بیاد.من خودم کارمای روحت میشم و عوض تمام زحماتی که کشیدم رو از گوشت و تنت درمیارم،هیچوقت،فکر نکن رها کردن قلب من به همین اسونی هاست!
قسم میخورم دیگه هرگز،گول اشک ها و ابراز ناراحتی کسی رو نخورم
وقتی احساساتشونو جدی میگیری،احساساتت رو شوخی میبینن.
هربار همین جمله ذهنمو سوراخ میکنه
«دیدی چقدر ساده ای؟!دیدی ذاتت چقدر هنوز دست نخوردهست؟!دیدی نمیتونی ضربه نخوری؟!دیدی دروغ نگفتی؟!دیدی همه چیز فرق داشت؟!دیدی؟دیدی؟دیدی؟»
