اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی
前往频道在 Telegram
▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر مینمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی و مترجم برای ارتباط: @Arabi_1403 کانال اللغة والأدب در ایتا: eitaa.com/bahmanbadini
显示更多1 551
订阅者
+4724 小时
+447 天
+10130 天
帖子存档
صوت صفیر البلبل، با نوای یک کلاغ چهل کلاغ!
قصیدۀ «صوت صفیر البلبل» از قصایدی است که به امام اصمعی رحمه الله نسبت داده شده و در فضای مجازی کلیپهای متعددی هم از خواندن و نقل حکایت آن منتشر میشود. در اثنای زمزمه و بازخوانی قصیده، احساس کردم چنین قصیدهای با روحِ لغوی و بلاغی اصمعی رحمه الله سازگار نیست و به تحقیق پرداختم؛ نتایج هم جالب بود و دهها ناقد به نقد این قصیده و نسبتِ آن پرداخته بودند، از جمله این که:
۱- این قصیده در آثار اصمعی و یا کتابهای معتبر دیگر ذکر نشده است.
۲- از جمله کسانی که این قصیده را ذکر کرده است، محمد دیاب الإتلیدي (۱۱۰۰ه) نویسندۀ کتاب «إعلام الناس بما وقع للبرامکة مع بني العباس» بوده که مجهول است. و بعد از وی لویس شیخو (۱۳۴۶ه) در کتاب «مجاني الأدب من حدائق العرب» آن را ذکر کرده است و او در کتابش متهم به فساد علمی و عدم روشمندی صحیح است.
۳- از آنجا که همنشینی اصمعی رحمهالله با ابو جعفر منصور مشهور و ثابت نیست و او به همنشینی با هارون الرشید مشهور است، صحت داستانِ قصیده بعید خواهد بود.
۴- این قصیده به سبب ضعف وزنی و معانی بیهوده و غیر شرعی که دارد با ویژگیهای اخلاقی و دیانت اصمعی رحمهالله و ابو جعفر منصور در تضاد است و احتمال صحت آن را بسیار پایین میآورد.
در نتیجه میتوان گفت که این قصیده، صحت ندارد و به دروغ به اصمعی رحمهالله نسبت داده شده است. والله أعلم
گردآورنده: بهمن بادینی - ۷ مرداد ۱۴۰۲
(بنده صرفاً گردآورنده بودم و نتیجۀ مطالعاتم را ذکر کردم، لذا فضلِ تحقیق ازآن دیگران است. جزاهم الله خیرا)
«ملخص الممنوع من الصرف»
یکی از راههای مناسب برای حفظ و استیعاب مسایل نحوی تقسیمبندی درختی اونهاست تا راحت به حافظۀ تصویری منتقل بشند.
«رابطۀ زبان عربی و فارسی در طی قرون به صورت رابطهای دوستانه و روی هم رفته زاینده بوده است. گذشته از این، عربی تا جایی که امکان داشته تأثیر خود را در فارسی کرده است و بعید مینماید که در آینده بیش از این تأثیر کند. خطر اصلی اکنون از جانب زبانهای غربی است، آن هم نه در زمینۀ واژههای عاریتی، بلکه در زمینهای دیگر.»
ابو الحسن نجفی، آیا زبان فارسی در خطر است؟، دربارۀ ترجمه، زیر نظر نصر الله پورجوادی، صص ۱۴۴ - ۱۴۵
سوئد، از بچهدزدی تا سوزاندن قرآن (قاتلهم الله)
علیرغم القای رسانههای سفلهپرور و خفاشَکانِ نور ستیزِ کوخِ نفاق و سگان باران دیدۀ دنیای کفر، کفر جهانی و کشورهای سکولار بزرگترین دشمنان اسلام هستند و در صورت توان از هیچ جنایت و اهانتی علیه مسلمانان و دینشان دریغ نمیکنند؛ حتی رگ و ریشۀ درختان و گیاهانِ خانۀ آبادشده از ویرانیشان هم با خون و مال میلیونها مسلمان عراق، افغانستان، الجزایر، مغرب، مصر و... رشد کرده است. تا باز هم تکه استخوانی در تهِ کاسۀ مُشتی ملیجک و سوگولی رسانهای اندازند و مُشتی نادانتر را با بوی خرِ داغ شدۀ انسانیت و آزادی بیان فریب دهند! و لایزال در سودای بوی کبابش شبِ سفاهت را به سر برند!
نفرت از اینان ایمان است و دشمنی با آنان عینِ دوستی با خداست...
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ ۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ»
(اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از غير خودتان، [دوست و] همراز مگيريد. [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمىورزند. آرزو دارند كه در رنج بيفتيد. دشمنى از لحن و سخنشان آشكار است؛ و آنچه سينههايشان نهان مىدارد، بزرگتر است. در حقيقت، ما نشانهها[ى دشمنى آنان] را براى شما بيان كرديم، اگر تعقل كنيد.)
آل عمران ۱۱۸
فَأَسْقَیناکُمُوه| ۲۲ حجر
• ترجمۀ فارسی:
و شما را با آن سیراب ساختیم.
• ترجمۀ انگلیسی:
and We give it to you to drink
نقل است که کارلو نلینو -مستشرق ایتالیایی مشهور- به شیخ محمود شاکر رحمهالله -علامۀ عربی معاصر- گفت که چرا به کشور ما نمیآیی و در دانشگاههای آن در مقام استاد ادبیات مشغول به تدریس نمیشوی؟ علامه محمود شاکر رحمهالله پاسخ داد: «أنا لا أدخل بلادکم إلا غازیاً»!
اللهم أعز الإسلام والمسلمین
وأذل الکفرة والمشرکین
ودمر أعداءك أعداء الدین
#خوک_سوئدی
Repost from رد شبهات ملحدین
📚نام کتاب: ریشههای پوسیدهی شبهات فکری معاصر
✍️نویسنده: احمد بن یوسف السید
📝مترجم: بهمن بادینی
📄تعداد صفحات: ۳۱
📤ناشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/3o5yUr8
#معرفی_کتاب
📖 این کتاب کلیدهایی در اختیار خواننده قرار میدهد که با در دست داشتن آنها بتواند هر شبههای را حلّاجی کند.
استاد احمد السید ابتدا چند گام مهم در برخورد با شبهات را ذکر نموده است که با توجه به آنها، میتوان شبهات منتقدین را سنجید و به اشتباهات آنها در استدلالنمودن پی برد. سپس بهطور عملی مثالهایی از شبهات پُرتکرار را در کتاب آورده و بر اساس موضوعات مختلف - وجود خدا، پیامبر (صلی الله علیه وسلم)، احکام اسلامی و... - دستهبندی کرده است و مهمترین اشکالات و خطاهای آنان را برشمرده است.
سپس به منظور تبیین بیشتر، شبهات را با ترتیببندی جدیدی و بر حسب دلایل (خبری، عقلی و تجربی) دستهبندی کرده و اشتباهات هر شبهه را بیان نموده است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
هیزمِ آتش مباش!
از پیامبر ﷺ روایت شده که فرمودند:
«مَنْ تعلَّمَ العلْمَ ليُباهِيَ بِهِ العلماء، أوْ يُمارِيَ بِه السفهاء، أوْ يصرِفَ بِهِ وجوهَ الناسِ إليه أدخَلَهُ اللهُ جهنَّم»
«هرکس به این منظور علم بیاموزد که به علما فخرفروشی کند، یا با جاهلان مجادله کند، یا توجه مردم را به خود جلب کند خداوند او را در دوزخ میافکند.»
و این حال و روز بسیاری از ماست!
به میدان آمدهایم تا فقط بگوییم: «ما هم هستیم! هم رجال ونحن رجال»، مجادله میکنیم تا بر نادانها چیره شویم و مردمِ عوام از فضل و دانش ما بگویند!
رحم الله من عرف قدر نفسه..
تاجرانِ زنانگی
● غادة السمان، نویسنده و ادیب فمینیست سوری، دربارۀ مُدگرایی دیدگاه جالبی دارد؛ او رهایی و آزادی از مُد را مهمتر از آزادی عقلها میداند و میان اینکه «از مُد استفاده کنیم» و «مُد از ما استفاده کند» تفاوت قایل شده است.
به یاد سخن خانم ایولین رید (Evelyn Reed) فعال فرهنگی فمینیست افتادم که میگوید:
«سه دسته سودجو وجود دارند که از توده زنان بهرهها بردهاند. آنها با زبانبازی و فریبکاریِ خود زنان را وادار کردهاند که در جستجوی زیبایی، پول خود را به جیبشان سرازیر کنند:
۱. آنها که با دستکاری در بدن زنان میخواهند آن را به اندازه استاندارد و مُدپسند درآورند؛
۲. آنهایی که پوست و این اندام دستکاری شده را با لوازم آرایش، رنگها، لوسیون ها، عطرها و غیره میآلایند یا رنگ آمیزی میکنند؛
۳. آنهایی که این اندام دستکاری شده و رنگ آمیزی شده را با لباسها و جواهرات آخرین مد و غیره میپوشانند.»
● پینوشتها
آزادی زنان، ایولین رید، ترجمۀ افشنگ مقصودی، ص ۱۵۶
فنون النثر العربي الحدیث، د. صلاح الدین عبدی، ص ۲۱۶
نویسندگانی که با خواندن آثارشان، ادبیات و سطح واژگانی و تعبیریِ عربی در شما تقویت میشود:
۱- علي الطنطاوي
۲- نجیب الکیلاني
۳- مصطفی صادق الرافعي
۴- محمود محمد شاکر
* نوشتههای مصطفی صادق الرافعي و محمود شاکر به مراتب تخصصیتر و عمیقتر هستند و برای افراد مبتدی و حتی متوسطه پیشنهاد نمیشوند.
اخوانیها و تندرویان!!!
شاهبیتِ بسیاری از منافقان این امت که در پوشش روشنفکری و نوگرایی ظاهر میشوند و در حقیقت اسلامستیزانی هستند که هنوز جرأت اظهار دشمنی با اسلام را ندارند!
یک رماننویس و فعال فرهنگی اسلامستیز که همواره علیه اسلام جنگیده است برایشان قابل تقدیر و احترام است چون خدمات شایانی داشته است!! کسانی که از وی انتقاد کردند هم اخوانی و تندرو هستند!
اما آیا همین ترحم و دلسوزی را نسبت به مخالفان خود از قبیل اخوانیها و غیر اخوانیها دارند؟ خیر! حتی چندی پیش که امام مسجدی در آمریکا توسط دوستان اسلامستیزشان ترور شد، تیتر زدند: (اخوان المسلمین در بحران!) تا مثل همیشه جنایات اربابان غربیشان را اینچنین بپوشانند.
مشکلشان با اخوانیها (البته نه اخوانیهای نوگرای جدید) نه به خاطر بدعتِ حزبگرایی بلکه صرفا به خاطر تفکرات ضد سکولاریسم و ضد درباری است!
أشداء علی المؤمنین رحماء مع الکافرین
#حتی_لا_ننخدع
• بهترین کتابهایی که خواندم
۱- النبأ العظیم - محمد عبد الله دَراز
۲- شموع النهار - عبد الله العجیري
۳- ظاهرة نقد الدین - سلطان العمیري
۴- فروغ جاویدان - سلیمان ندوی
۵- العالمانیة، طاعون العصر - سامي عامري
۶- براهین وجود الله - سامي عامري
۷- براهین النبوة - سامي عامري
۸- العلمنة من الداخل - البشیر عصام المراکشي
۹- زخرف القول - عبد الله العجیري، فهد العجلان
۱۰- الإلحاد في مواجهة نفسه - سامي عامري
محمد حسین هیکل، پدر رمانِ عربی
ادیب، روزنامهنگار و سیاستمدار مصری (۱۸۸۸ - ۱۹۵۶ م). وی با نوشتن رمان «زینب»، اولین کسی به شمار میرود که در ادبیات عربی رماننویسی نمود.
او در سال (۱۹۰۹م) به پاریس رفته و بعدها در رشتۀ حقوق مدرک دکتری را دریافت کرد. به واسطۀ بودن در فرانسه و مطالعۀ ادبیات فرانسه سخت به تمدن غرب متأثر شد و چندین مقاله و کتاب در تمجید و ستایش آن نوشت.
بعد از جنگ جهانی اول پی برد که منادیان آزادی و انسانیت، در واقع هیچ حقی برای انسانیت و حقوق بشر قایل نیستند؛ به همین دلیل اینبار به ناسیونالیسم مصری روی آورد و به تمجید تمدن فرعونی و تضعیف ارتباط اسلام با مصر گرایش پیدا کرد. در سال (۱۹۳۳م) پس از اینکه با پشتیبانی دولت انگلیس، مسیحیت در مصر تبلیغ میشد و محمد حسین هیکل به آن اعتراض نمود، مورد توبیخ و جریمه نقدی حکومت وابستۀ مصر واقع شد.
این وقایع باعث شد که دکتر هیکل به دسیسههای غرب برای شرق پی برده و یکباره به میراث فکری و تمدنی اسلامی بازگردد. او کتاب «حیاة محمد ﷺ» را تألیف کرد و زندگانی پیامبر ﷺ را به تصویر کشیده و به نقض آرای مغرضانۀ برخی از مستشرقان دربارۀ ایشان پرداخت. کما اینکه چندین کتاب دیگر در زندگانی صحابه -رضوان الله علیهم- به رشته تحریر درآورد.
(غفر الله عنا وعنه)
در تمام علوم و فنونی که بویی از اسلام و شریعت از سویشان به مشام میرسد و روح دین با آنها عجین شده است، عالمان و اندیشمندانی هستند که پایهگذار اصلی آن علوم به شمار میروند و بیشتر از هر کسی در خدمت به علم نقش داشتهاند؛ همۀ این اشخاص مورد نفرت سکولارها و نوگرایان هستند.
در علم شریف بلاغت نیز، فضل و بزرگیِ منفور بودن نزد این قوم به امام عبد القاهر الجرجاني «جعله اللهُ شوكةً في حُلوق الحَداثیین» اعطا شده است.
بسیاری از ما افرادی هستیم که ده سال پیش نتوانستیم یک ساله قرآن کریم را حفظ کنیم، یا یک ساله عربی را یاد بگیریم و...
اما اگر از همان ده سال قبل هر سال به جای تمام قرآن، ۳ جزء یا حتی ۱ جزء را حفظ میکردیم یا هر روز ده دقیقه لغت میخواندیم، الآن چه تغییری با وضعیت کنونی خود داشتیم!؟
عجول نباش و به کار خیر -حتی اگر کم و ناچیز باشد- مشغول باش؛ رسول الله ﷺ فرمودند:
«لاَ تَحْقِرَنَّ مِنْ الْمَعْرُوفِ شَيْئًا»
«هیچ چیزی را از عمل نیک و خیر كوچک مشمار».
از همین الآن شروع کن...
#یک_دقیقه_کتاب
«بله، واقعا عجیب است! مردی که خواندن و نوشتن بلد نیست و میان مردمانی درسنخوانده، بوده است. در مجالس آنان حضور مییابد و با آنان زندگی میکند. سرگرم رزق و روزی خودش و همسر و فرزندانش است. در ازای دستمزد چوپانی یا تجارت میکند و هیچ ارتباطی با علم و علماء ندارد و بیش از چهل سال به همین شکل روزگار را به سر میبرد.
سپس یک شبه تغییر کرده و برایمان از مسائلی سخن میگوید که در طول زندگیاش هیچ آشنایی با آنها نداشته و تا آن هنگام نیز با هیچ کسی درمورد آنها کوچکترین حرفی نزده است. برایمان سرگذشت پیشینیان را بازگو میکند؛ سرگذشتی که اهل علم در دفاتر و کتابها پنهان داشته بودند.
آیا جاهلان درمورد چنین حالتی میگویند که او ﷺ با بهره از عقل و فکر خود چنین سخنانی گفته است؟ کدام منطق قبول میکند که این وضعیت علمی جدید، نتیجۀ طبیعی همان زندگیِ ساده گذشته باشد؟»
📔النبأ العظیم، محمد عبد الله دَراز، ص۳۸
تُعَيِّرُنا أَنّا قَليلٌ عَديدُنا
فَقُلتُ لَها إِنَّ الكِرامَ قَليلُ
وَما قَلَّ مَن كانَت بَقاياهُ مِثلَنا
شَبابٌ تَسامى لِلعُلى وَكُهولُ
#مزامیر_الشعر
از اسماعیل تا ساموئل!
نسل بشر همواره تحت تأثیرِ نمونههایی است که در طاقچۀ الگوهای ذهنش چیده است. وقتی گروهی بر گروهی دیگر برتری مییابند و از لحاظ اقتصادی، سیاسی، نظامی و... غلبه پیدا میکنند -و لو در برههای از زمان-، آن قومِ مغلوب نیز عمدتا دلبسته و دلباختۀ آنها میگردند و نه تنها از آنان تقلید میکنند بلکه معیار و هنجارِ عمومی آنان نیز بر اساس همان قوم غالب شکل میگیرد. چنانکه جامعهشناس و دانشمند اسلامی قرن نهم هجری، ابن خلدون رحمهالله، میگوید: «المغلوبُ مولعٌ بتقلید الغالِب» یعنی: مغلوب همواره میخواهد از غالب تقلید کند.
مثلا اگر اسماعیل بن کثیر -مفسر و دانشمند اسلامی قرن هشتم- از شأنِ نزول و سیاق (بافت) آیات قرآن کریم در تفسیر آنها بگوید، از جانب برخی اسلامستیزان به عبارت نخنمای مالهکشی متهم میشود اما اگر یک غربی به نام ساموئل از بافت کلام و نظریههای سبکشناسی بگوید، چنان به مَذاقشان شیرین میآید که نُقل و نبات هم چنین خوشایند نیست!
از این روست که اگر عبد القاهر جرجانی، جار الله زمخشری و... از بافت بگویند، کامِشان تلخ شده اما اگر مایکل هِلیدی (Michael Halliday) و نورمن فِرکلاف (Norman Fairclough) یا پُل ورث (Paul Werth) از سبکشناسی نقشگرا و یا کاربردی و تحلیل گفتمان بر اساس بافت و موقعیت کلام بگویند، قند در دلشان آب میشود؛ کافیست چند نام و اصطلاح انگلیسی را پشت سر هم ببینند! به قول یکی از دوستان، بقالهای انگلیسی برای اینها از دانشمندان و فیلسوفان عرب معتبرتر هستند!
اینجاست که باید گفت این اسماعیل و ابراهیم و میکائیل، همان ساموئل و آبراهام و مایکل هستند، جفا نکنید!
بهمن بادینی - ۱ خرداد ۱۴۰۲
