📚 من و کتاب 📚
前往频道在 Telegram
کتاب خواندن یک تفریح نیست، یک نیازه... 📚📚📚 کتاب میخوانم چراکه زندگی مرابس نیست #فرناندو_پسوآ وطن پرندهِ پَر در خون ...
显示更多📈 Telegram 频道 📚 من و کتاب 📚 的分析概览
频道 📚 من و کتاب 📚 (@aramesh13577) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 996 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 136,并在 伊朗 地区排名第 12 315 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 996 名订阅者。
根据 05 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 1 036,过去 24 小时变化为 -58,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 2.83%。内容发布后 24 小时内通常能获得 1.42% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 791 次浏览,首日通常累积 397 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 11。
- 主题关注点: 内容集中在 راجر, راسو, جادوگر, وطن, وقت 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“کتاب خواندن یک تفریح نیست،
یک نیازه... 📚📚📚
کتاب میخوانم چراکه زندگی مرابس نیست
#فرناندو_پسوآ
وطن پرندهِ پَر در خون ...”
凭借高频更新(最新数据采集于 06 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
27 996
订阅者
-5824 小时
+2837 天
+1 03630 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+306
在1个频道中
八月 '26
+1 646
在24个频道中
Get PRO
七月 '26
+2 151
在56个频道中
Get PRO
六月 '26
+2 128
在36个频道中
Get PRO
五月 '26
+17
在43个频道中
Get PRO
四月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1 649
在79个频道中
Get PRO
一月 '26
+505
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1 967
在85个频道中
Get PRO
十一月 '25
+1 971
在192个频道中
Get PRO
十月 '25
+1 801
在158个频道中
Get PRO
九月 '25
+1 542
在266个频道中
Get PRO
八月 '25
+1 240
在326个频道中
Get PRO
七月 '25
+932
在205个频道中
Get PRO
六月 '25
+653
在233个频道中
Get PRO
五月 '25
+705
在293个频道中
Get PRO
四月 '25
+655
在367个频道中
Get PRO
三月 '25
+472
在459个频道中
Get PRO
二月 '25
+284
在432个频道中
Get PRO
一月 '25
+286
在392个频道中
Get PRO
十二月 '24
+319
在319个频道中
Get PRO
十一月 '24
+273
在257个频道中
Get PRO
十月 '24
+426
在263个频道中
Get PRO
九月 '24
+6
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+34
在3个频道中
Get PRO
七月 '24
+252
在189个频道中
Get PRO
六月 '24
+331
在379个频道中
Get PRO
五月 '24
+634
在384个频道中
Get PRO
四月 '24
+595
在329个频道中
Get PRO
三月 '24
+528
在330个频道中
Get PRO
二月 '24
+709
在387个频道中
Get PRO
一月 '24
+813
在359个频道中
Get PRO
十二月 '23
+706
在497个频道中
Get PRO
十一月 '23
+519
在575个频道中
Get PRO
十月 '23
+574
在506个频道中
Get PRO
九月 '23
+602
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+374
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+407
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+400
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+491
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+475
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+394
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+521
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+658
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+561
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+643
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+494
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+410
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+383
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+386
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+312
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+350
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+322
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+145
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+237
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+139
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+3 852
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+395
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+337
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+2 115
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+3 757
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | +99 | |||
| 02 九月 | +201 | |||
| 01 九月 | +6 |
频道帖子
به نام ایران، به نام روزهای روشن..
همراهان جان، عزیزان ِ من و کتابی
سالهاست اینجا، در گوشهای از این جهان مجازی، کنار هم نفس کشیدیم،
از روزگار گفتیم، از شادیها و غمها، از ایران گفتیم، از مردمش، از امیدهایی که گاهی جوانه زدند و گاهی زیر بار این همه خستگی، سر خم کردند.
اما این روزها، بیش از همیشه خستهام...
نه از نوشتن، که از دیدنِ این همه خستگی در چشمهای مردم سرزمینم.
از شنیدن آههایی که عادت کردهایم بیصدا بکشیم،
از دلهایی که روزبهروز بیشتر تاب میآورند و کمتر فرصت زندگی کردن پیدا میکنند.
گاهی آدم باید کمی دور شود..
نه از مهر،
نه از آدمها،
نه از ایران...
بلکه از هیاهوی روزگار، تا دوباره خودش را پیدا کند.
برای همین، مدتی اینجا سکوت خواهم کرد.
نمیدانم این «مدت» چقدر به درازا خواهد کشید،
شاید روزی دوباره با دستی پر و دلی آرامتر برگردم،
شاید هم دیرتر از آنچه فکر میکنم.
اما اگر بازگشتم،
دوست دارم نخستین واژهای که اینجا مینویسم، "امید" باشد و "آزادی"
امید به روزهایی که خنده بر لب مردم این سرزمین، از سر آسودگی باشد، نه از سر فراموشیِ درد.
شاید این پایان نباشد؛
شاید تنها مکثی باشد
میان دو فصل از یک قصه
تا آن روز،
مراقب خودتان باشید و هوای دلهایتان را داشته باشید.
اگر در این سالها یکی از مطالب ارائه شده و یا نوشتههایم به دلتان نشست،
اگر کلمهای همراهتان شد،
اگر لحظهای لبخند زدید یا اندکی از سنگینی دلتان کم شد،
همین برای من کافیست.
میروم تا کمی نفس بکشم؛
اما مهر شما و این سرزمین،
همچنان در دل من خواهد ماند.
به امید دیداری دوباره،
در روزهایی روشنتر...
در ایرانی آرامتر...
در دلهایی امیدوارتر. 🤍🌱
برقرار باشید و #پاینده_ایران
✍ا.م
ارادتمند شما ادمینِ #من_و_کتاب
| 2 | #کلام_آخر
«آیا آنقدر مرا دوست داری
که بتوانم در مقابلت ضعیف باشم؟»
🎧━━━━━━●───────
⇆ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ↻
#تقدیمی
من و کتاب | 506 |
| 3 | غم انگیز است که سرنوشت یک ملت،
به تعصب اندک شماری گره خورده
که صدای بلندتری از عقل دارند.
چشمانشان را بر واقعیت بستهاند و
زبانشان را به تکرار شعار عادت دادهاند ...
باشد که طعمِ رهایی از تعصب و
اندیشه ی جَزم را بِچِشیم !
من و کتاب | 564 |
| 4 | گاهی برای پیدا کردن خودمان،
لازم است چیزهایی که
بهشان چسبیده ایم را رها کنیم
رها کردن آدمها، باورها، ترسها...
و حتی آن تصوری که از خودمان ساخته ایم...
📚تکه هایی از یک کل منسجم
من و کتاب | 536 |
| 5 | هنگامیکه آزمایش سخت و دشوار زندگانی، چراغهای فریبنده جوانی را خاموش کرده، سرچشمه مهربانی خشک شده، سردی، تاریکی و زشتی گریبانگیر میگردد، اوست که چاره میبخشد، اوست که اندام خمیده، سیمای پُرچین، تن رنجور را در خوابگاه آسایش مینهد.
ای مرگ!
تو از غم و اندوه زندگانی کاسته بار سنگین آنرا از دوش برمیداری!
📚#مرگ
✍#صادق_هدایت
من و کتاب | 530 |
| 6 | بهترین نصیحت پدرانه رو صادق کامیاب میکنه که میگه:
«هر کس به اندازهای که برای ما ارزش قائل است، باید ذهن و دلمان را اشغال کند، نه به اندازهای که ما دوستش داریم.»
هر روز بخونیدش،هر روز.
من و کتاب | 553 |
| 7 | #معرفی_کتاب📚
📚 #آرزوهای_بر_باد_رفته
✍️ #اونوره_دو_بالزاک
«لوسین شاردون» مردی فقیر، ساده اما بسیار بلندپرواز است که آرزوی شاعر شدن را در سر می پروراند.
او پس از این که موفق نمیشود در شهر حومه ای و دلگیر خود به موفقیت برسد، تحت حمایت زنی متأهل و کاریزماتیک به نام «مادام بارژتون» قرار میگیرد و به پاریس میرود
اما حال وجهه و اعتبار «مادام بارژتون» زیر سوال میرود و اشراف و ثروتمندان حاضر در سالن ها و محافل اعیانی، به هیچ وجه لوسین را یکی از خودشان نمیدانند.
لوسین با این حقیقت روبرو میشود که در دنیای پیرامونش، استعداد در نبرد با پول، توطئه چینی و بی اخلاقی، شانسی برای پیروزی ندارد.
من و کتاب | 582 |
| 8 | #معرفی_کتاب 📚
📚یادداشتهای غمانگیز روزانه - محمود درویش
محمود درویش از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان معاصر جهان عرب در این کتاب از شخصی ترین احوال خود می گوید.
من و کتاب | 498 |
| 9 | #داستان_کوتاه📚
در دوران تعطیلات هستیم. دو روز تعطیلی عید شکرگزاری که خورده تنگِ آخر هفته و شده چهار روز تعطیلات پشت سر هم. مغز و بدن من خیلی به این همه تعطیل بودنِ پشت سر هم عادت ندارد. از صبح دارم مثل ابری که گرفتار باد اردیبهشت شده، بیهدف از این ور به آن ور میروم که حالا چه کار کنم؟ مغزم بلد نیست چطور تعطیلات را سپری کند. مثل زندانیای که بعد از پنجاه سال آزاد شده باشد و دیگر زندگی در آزادی را بلد نباشد. زندگی کردن انگار یک مهارت است که لزوما بلدش نیستم. رفتم سراغ آرشیو آهنگهایم تا مرتبشان کنم. عجب آرشیو مزخرفی دارم. در واقع یک تعداد آهنگ بیخود که آدم را مصمم میکنند تا هر چه زودتر نشستن لب حوض کوثر را تجربه کند. چرا من اصلا موسیقی خوب گوش دادن را بلد نیستم؟ شاید تقصیر کریسدیبرگ باشد که تمام بیست سال اول زندگیام را تسخیر کرده بود. تعصب کورکورانهی عجیبی رویش داشتم. اگر یک روز پیام میداد که همین دیشب به او وحی شده و او حالا امام کریس است و آمده که جهان را نجات دهد، بدون شک نفر اول بودم که میرفتم دوبلین تا در رکاب آن حضرت شمشیر بزنم و خونها بریزم. فقط آهنگهای او را گوش میدادم. همین شد که مهارت گوش دادن و شناختن موسیقی خوب را از دست دادم. از یک جایی به بعد هم کریس را گذاشتم کنار و دیگر چیزی گوش ندادم. چیزی نداشتم که گوش بدهم. رسیدم به دوران بیآهنگی. دوران رانندگی در سکوت. باغبانی در سکوت. جارو زدن در سکوت. حمام کردن در سکوت.
همهی تخممرغهایم را ریخته بودم در یک سبد و سبد افتاد و همه شکستند. مثل خانم و آقای سهرابی که محور زندگیشان شده بود بچه. شادی و تفریح و غم و ساعت مستراح رفتن و مهمانی و معاشرت و الخ. خیلیها اینطورند لابد. ته ماجرا هم معمولا این میشود که هویتشان با بچه تعریف میشود. میشوند بابای محمد کامبیز. مامان ساجدهمهلا. مثل من که فقط کریسدیبرگ گوش میدادم. بعد هم بچهها میروند پی زندگی خودشان. که باید هم بروند. حالا والدین ماندهاند و دوران بیبچگی. دوران سکوت. مهارت زندگی کردن را هم یاد نگرفتهاند. مثل من که بلد نیستم چطور تعطیلات را سپری کنم. همه چیز تبدیل میشود به یک انتظار مبهم. انتظار برای اینکه زنگ بزنند. انتظار برای رسیدن به آخر هفتهها و تعطیلات سال نو و دیدنشان. دوران بیهویتی و فراموشی. همان بلایی که کار مداوم سر آدم میآورد. یا تعصب من روی کریسدیبرگ. یا همان بدبختی که همهی تخممرغهایش را گذاشت توی یک سبد و پایش رفت روی پوست موز و با مغز خورد زمین و تخممرغها رفتند لب حوض کوثر.
هر سال وقتی تعطیلات میرسد و من مستاصل میشوم، با خودم عهد میکنم که از حالا به بعد به زندگیام بعدهای جدید میدهم. میشوم مرد هزاربُعد. که طبیعتا زر میزنم و از دوشنبه زندگی تکبعدی و آمیبطور خودم را از سر میگیرم. مثل آدمی که همهی سرمایهی زندگیاش را سیبزمینی بخرد و انبار کند به امید روزی که قیمتش چهار برابر شود. که احتمالا موش و کپک ترتیب امید و آرزوهایش را میدهند و خلاص. مثل آدمی که تمام عواطفش را روی فقط یک نفر سرمایهگذاری میکند و بالاخره روزی میآید و آن یک نفر ناامیدش میکند. همهی اینها انسانهایی هستند که مهارتشان در بیمهارتی است.
خلاصه، آهنگ ندارم که گوش بدهم. شاید آن زندانی سابقهدار بعد از آزادی و درک بیمهارتیاش، از سر عمد برود و پفک بدزد. بعد خودش را معرفی کند به پلیس تا برگردد به همان حباب سابق. همان سلول همیشگی که هویتش را به شکل چوب خط روی دیوارهای نمورش حک کرده است. یا خانم و آقای سهرابی، پشت سر هم معجون عسل و گردو و موز و ویاگرا بخورند تا شاید دوباره یک هویت جدید به دنیا بیاورند. من هم دوشنبه برگردم سر کار. سر چیزی که هویتم را تعیین کرده است. توی راه هم آلبومهای قدیمی کریسدیبرگ را گوش میدهم. هویت ما در القاب ماست. جدن.
✍#فهیم
من و کتاب | 558 |
| 10 | اگر به دنبال دسترسی به معتبر ترین کانال های تلگرامی هستید، متن را لمس کرده و وارد شوید. ⭐️ | 266 |
| 11 | 💯 بانک جامع برترین کانال های تلگرام؛
⭐ دیگر لازم نیست، برای خرید کتاب پولی پرداخت کنید، اینجا تمام منابع رایگان در اختیار شماست.✉️ | 282 |
| 12 | مردان چاق و فربه بهتر از مردان لاغر و باريکاندام میتوانند در این دنیا نظر خود را عملی کنند. مردان لاغر حداکثر تا رتبه شش و هفت ترقی میتوانند کرد اما بیشتر اوقات مرئوس دیگرانند و رؤسا ایشان را مانند ارقام حساب بدلخواه خود جابجا میکنند و به کارهای کوچک و کماهمیت میگمارند. وجود ایشان و مقامشان كوچک و متزلزل و کاملاً یأسآور و بیارزش است، اما مردم فربه هرگز زیردست دیگران نخواهند بود بلکه همیشه درجات مهم و عالی را اشغال میکنند و اگر در محلی جا گرفته و مستقر شدند محکم و ثابت و مطمئن و امیدوار بر مقر خود تکیه میکنند و اگر هم آن مسند در زیر پایشان در هم بشکند و واژگون گردد به هیچوجه از آن سرنگون نمیشوند. ایندسته از مردم در پی ظواهر درخشنده نیستند و زینت و پیرایهٔ خارجی را دوست ندارند. جامههای ایشان مانند لباس مردان لاغر برازنده اندامشان نیست.
📚 #نفوس_مرده
✍ #نیکلای_گوگول
من و کتاب | 658 |
| 13 | 📚 نویسندگان روس
✍ به سرپرستی: خشایار دیهیمی
من و کتاب | 683 |
| 14 | 没有文字... | 665 |
| 15 | 🔴آثار عقیده به بیمعنایی زندگی
✍️مصطفی ملکیان
1️⃣ ملال، بیتفاوتی و زندگی نباتی
نخستین اثر بیمعنا دانستن زندگی، این است که زندگی بهتدریج حالتی نباتی پیدا میکند.
انسان دیگر چیزی را تحسین نمیکند، به چیزی علاقهی عمیقی ندارد و همهچیز برایش یکنواخت و ملالآور میشود. تنها وقتی زندگی معنادار باشد، انسان میتواند چیزی را بستاید، به چیزی دل ببندد و میان امور مختلف تفاوت قائل شود.
در چنین وضعیتی، زندگی به تکرار مکررات تبدیل میشود.
فرض کنید فردی از تهران به سمت مشهد حرکت میکند. هر بار که در پمپبنزین توقف میکند، میگوید: «بنزین میزنم تا به مشهد برسم.» این کار معنا دارد، چون مقصدی وجود دارد.
اما اگر کسی بگوید: «بنزین میزنم تا به پمپبنزین بعدی برسم، و به پمپبنزین بعدی میروم تا دوباره بنزین بزنم و به پمپبنزین بعدی برسم»، این چرخه دیگر هدفی ندارد و تنها تکرار است.
به همین ترتیب، وقتی زندگی فاقد معنا باشد، فعالیتهای انسان نیز به تکرارهایی بیهدف تبدیل میشوند؛ درست مانند گیاهی که هر سال میوه میدهد، بیآنکه خود بداند چرا.
2️⃣ نهیلیسم، خشم و سرخوردگی
دومین پیامد بیمعنا دانستن زندگی، نهیلیسم (پوچانگاری) است.
نهیلیسم یعنی انسان هرگونه معنایی را برای زندگی انکار کند و حتی کسانی را که برای زندگی معنا قائلاند، به استهزا بگیرد.
روانشناسان اخلاق معتقدند چنین افرادی معمولاً دچار:
خشم درونی،
احساس دائمی سرخوردگی،
و نوعی بیاعتنایی نسبت به امور زندگی
میشوند.
در نگاه آنان، هیچ چیز اهمیت واقعی ندارد؛ بنابراین تفاوت چندانی میان رخدادهای مختلف احساس نمیکنند و حساسیت و دلبستگی خود را نسبت به زندگی از دست میدهند.
3️⃣ کاهش توان روانی برای مقابله با مشکلات
سومین اثر بیمعنا دانستن زندگی، کاهش توان روانی انسان است.
معنا برای ذهن و روان، همان نقشی را دارد که غذا برای جسم.
همانگونه که اگر چند روز به بدن غذا نرسد، جسم ناتوان میشود، اگر زندگی برای انسان بیمعنا باشد، ذهن و روان او نیز دچار ضعف و بیرمقی خواهد شد.
در نتیجه، انسان توان کمتری برای رویارویی با مشکلات و سختیهای زندگی پیدا میکند.
تحمل رنج یعنی پس از آنکه رنجی بر انسان وارد شد، بتواند آن را در درون خود تحمل و هضم کند.
مقابله با مشکلات یعنی پیش از آنکه آسیب یا ظلمی بر انسان وارد شود، توان ایستادگی و مقاومت در برابر آن را داشته باشد.
به اعتقاد روانشناسان اخلاق، معناداری زندگی هر دو توان را در انسان تقویت میکند، اما بیمعنایی، هر دو را تضعیف خواهد کرد.
من و کتاب | 740 |
| 16 | 🙌 لیست منتخب برترین های تلگرام 〰
⏱ برای مدت محدود در دسترس شماست
👍 این پست بهزودی حذف خواهد شد، فرصت رو از دست ندید!📥 | 267 |
| 17 | 💎 منتخبی از کانالهای نایاب در موضوعات:
🎬 سینما 🥢 🧔♂️ فلسفه
🎵 موسیقی🥢 📖 ادبیات
👩🎨 نقاشی 🥢 👩🎓 علمی
🌎 سیاست 🥢 ⌨️ تکنولوژی
یکبارهم که شده نگاهی بیاندازید و بپیوندید؛ این پست تبلیغاتی نیست...🚨پیوستن به مجموعه | 267 |
| 18 | یک روز از سرِ بیکاری به بچههای کلاس گفتم انشائی بنویسند با این عنوان که «فقر بهتر است یا عطر؟» قافیه ساختن از سرگرمیهایم بود. چند نفری از بچهها نوشتند «فقر». از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب میکردند. نوشته بودند که فقر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز میکند و او را بیدار نگه میدارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش میکند. عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود. فقط یکی از بچهها نوشته بود «عطر». انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود «عطر حسهایی را در آدم بیدار میکند که فقر آنها را خاموش کرده است».
📚 #رویای_تبت
✍ #فریبا_وفی
من و کتاب | 809 |
| 19 | فریدونِ فرّخ، فرشته نبود
ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی...
✍حکیمفردوسی
من و کتاب | 936 |
| 20 | 🏺🏺🏺
💎معرفی برترین کانالهای تلگرام:
🌱بیو ادبی تک خطیتو از اینجا بردار
@toranjam_7
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd | 277 |
