『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️
关闭频道
💠لیست رمان ها : @HashursNovels 💠به قلم ✍🏻 ܣߊܝܝ݅ܝߺ❟ر 💠روزانه دو پارت بجز روزای تعطیل🌱 تایم پارت گذاری ← 10 am ⏳ تبلیغات: @tablighat_hash
显示更多📈 Telegram 频道 『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️ 的分析概览
频道 『𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕞𝕒𝕘𝕚𝕔✨️ 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 11 299 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 3 392,并在 伊朗 地区排名第 27 978 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 11 299 名订阅者。
根据 05 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -325,过去 24 小时变化为 -21,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 8.51%。内容发布后 24 小时内通常能获得 10.96% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 961 次浏览,首日通常累积 1 238 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 190。
- 主题关注点: 内容集中在 کیاشا, ملی, اختلال, اینترنتتون, اتفاق 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“💠لیست رمان ها : @HashursNovels
💠به قلم ✍🏻 ܣߊܝܝ݅ܝߺ❟ر
💠روزانه دو پارت بجز روزای تعطیل🌱
تایم پارت گذاری ← 10 am ⏳
تبلیغات: @tablighat_hash”
凭借高频更新(最新数据采集于 06 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
11 299
订阅者
-2124 小时
-1617 天
-32530 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '260
在0个频道中
八月 '26
+1 258
在114个频道中
Get PRO
七月 '26
+454
在81个频道中
Get PRO
六月 '26
+1 848
在75个频道中
Get PRO
五月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+21
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+221
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+289
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+1 129
在149个频道中
Get PRO
九月 '25
+2 546
在189个频道中
Get PRO
八月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+17
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+1 458
在58个频道中
Get PRO
二月 '25
+1 052
在65个频道中
Get PRO
一月 '25
+303
在3个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 003
在56个频道中
Get PRO
十一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+3 973
在260个频道中
Get PRO
九月 '24
+1 872
在76个频道中
Get PRO
八月 '24
+1 665
在136个频道中
Get PRO
七月 '24
+4
在0个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+1 319
在227个频道中
Get PRO
四月 '24
+27
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+653
在180个频道中
Get PRO
二月 '24
+1 492
在181个频道中
Get PRO
一月 '24
+1 704
在210个频道中
Get PRO
十二月 '23
+1 917
在209个频道中
Get PRO
十一月 '23
+3 480
在270个频道中
Get PRO
十月 '23
+1 783
在236个频道中
Get PRO
九月 '23
+2 228
在25个频道中
Get PRO
八月 '23
+3 021
在54个频道中
Get PRO
七月 '23
+1 712
在27个频道中
Get PRO
六月 '23
+1 606
在8个频道中
Get PRO
五月 '23
+3 719
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+3 197
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+1 919
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+926
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+511
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+1 802
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+1 218
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+198
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+679
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+719
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+842
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+367
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+234
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+556
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+491
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+540
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+741
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+369
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+685
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+495
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+1 976
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+1 071
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+816
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+601
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+659
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
مافیای خطرناک ایتالیایی پسره رو از خانوادش میخره تا اون رو برای همیشه کنار خودش نگه داره اما با فرار نیهاد دیوانه میشه و وقتی پیداش میکنه...😱💦
_نه نیا.. جلو تر نیا.. داریو توروخدا ولم کن بزار برم...بی توجه به تقلاهام از کمرم گرفت و روی تخت انداخت و با چشمای سرخ شده از خشمش بهم خیره شد +نباید صبرم رو امتحان میکردی نیهاد... یادت که نرفته خانوادت مثل یه تیکه اشغال انداختنت جلوم این من بودم که زیر بال و پرتو گرفتم من بودم که ازت مراقبت کردم اون وقت تو مثل یه هر.زه احمق از دست من فرار میکنی و میری پیش کسایی که فروختنت؟ ادمت میکنم نیهاد میدونم چیکارت کنم😈♨️ به سمتم خیز برداشت که جیغی کشیدم اما... https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
آشپز کوچولویی که زیر خواب و زندانی یه مافیای روانی و قدرتمند میشه 🚩🙈
| 2 | پسر ساده ای که یه شب اتفاقی از سر مستی با یه مرد خشن و مغروری میخوابه که خبر نداره اون یه مافیای قدرتمنده که بعد از اون شب میخواد هر شب اون رو زیرش بکشه😈🔞
وحشیانه کی*ر کلفتش رو داخلم کوبید و خیره به صورت پر دردم پوزخندی زد.
_ حس میکنی کی*رم رو توی شکمت نیهاد؟🍆🫦🔥
با درد به ملحفه زیرم چنگ زدم که سرش رو خم کرد و نیپل سیخ شدم رو توی دهنش کشید و گاز محکمی گرفت که صدای جیغم توی سکوت عمارت پیچید.
عمیق و با ضربات محکمی کی*رش رو توی سو*راخم میکوبید که با بغض نالیدم.
_ بس...بسه تروخدا ول...ولم کن🥹♨️
داریو نیشخندی زد و زبونش رو با شهوت روی لبش کشید.
_ هوم وقتی با این چشمای اشکی نگاهم میکنی منظره فوق سکسی رو برام رقم میزنی توله!🤤
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk | 64 |
| 3 | من نيهـادم؛ يه آشپز ساده كه سرم توي زندگي خودم بود تا وقتـي كه اون پيداش شد!❌
اون مافيـاي سـ.كسـي ايتاليايـي كه انگار قرار بود خرخره من و بجوئه حالا بيش از حد بهم نزديك شده بود.
به قدري كه يه روز از ترس خواستم ازش فرار كنم، ولي گيرش افتادم و بالاخره بهم اعتراف كرد.
داريـو از من خوشش اومده بود.🔥
ناخواسته پام به خلوت اون مافياي هـات باز شد و از اين رابطه نهايت لذت و مي برديم.
ولي اون من و براي يه لذت طولاني مي خواست و براي اين كار دست به هر كاري مي زد.🔞
پس سراغ كسي رفت كه…
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
عشق بين مافياي دورگه با آشپز كوچولوش🔥🔞❌ | 60 |
| 4 | ونداد، پولدارترین پسر شهر وقتی برای خوشگذرونی به روستا میره با عماد، پسر خوشگل و ظریفی آشنا میشه که در اولین نگاه کی.رش روی کو.نش سیخ میشه. ولی خبر نداره عماد یه پسر عادی نیست، اون بیناجنسه...🔞🔥🏳🌈
#گی #بیناجنس #حاملگیمردان
ونداد با دیدن شکم بالا اومدهی عماد عربده بلندی کشید.
-چرا بهم نگفته بودی عجیب الخلقهای؟
الان که شکمت بالا اومده یاد من افتادی؟😡
عماد هقی زد و توی خودش جمع شد. ونداد با نیشخند گفت:
-ولی نگران نباش پسر خوشگلم، الان کاری میکنم بچت سقط بشه. من نمیتونم این لکه ننگو تحمل کنم.⛓💥❗️😈
عماد رو به عقب هل داد و پسرک محکم به زمین خورد. ونداد پاشو بالا آورد و با شدت به شکم برآمده پسر لگد زد.
عماد جیغی از درد کشید و به خونی که از بین پاهاش راه گرفت خیره شد.
+بچمون... بچمونو کشتی بیوجود!😭🩸
https://t.me/+gynEUUfPEco2MmU8
https://t.me/+gynEUUfPEco2MmU8 | 220 |
| 5 | سلام خوشگلا
چنل سیلور دریم که رمان بوسه ی آبی توش آپ میشد به فروش رفته
لطفا در این مورد به ادمین پیام ندین♥️
لیست رمانهارو میتونین اینجا ببینین👇🏻
رمانهای تموم شده هم عیارسنجشون به زودی همینجا قرار داده میشه
@HashursNovels | 687 |
| 6 | سلام خوشگلا
چنل سیلور دریم که رمان بوسه ی آبی توش آپ میشد به فروش رفته
لطفا در این مورد به ادمین پیام ندین♥️ | 1 |
| 7 | خلافکار روسی که چشمش پسر خواننده ای رو میگیره که صدای ناز و بهشتیی داره، اون رو بزور پیش خودش زندانی میکنه و شب و روز شکنجش میکنه!👿🚫
بزور جفت پاهام رو از هم باز کرد و انگشتش رو بی ملاحظه توی سو*راخم فرو کرد که دادی زدم.
وحشیانه شروع کرد به عقب جلو کردن انگشتش!
_ صدای جیغ و دادت رو دوست دارم جن*ده!🤤🍆
یهو ویبراتور رو روی تخ*مام گذاشت که با لرزیدنش از لذت ناله ی بلندی کردم یهو ویبراتور رو برداشت و سیلی محکمی روی تخ*مام کوبید که نعره ی بلندی زدم.
_ همینه صدات ارضام میکنه بیشتر برام جیغ بزن!😈💦
انگشتش رو بیرون کشید و اینبار با شدت بیشتری داخلم فرو کرد که ناله ی پر دردی کردم.🔞🔥
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8
#گی_خشن_هات | 759 |
| 8 | توی یکی از شب های اجرا ، ولادیمیر توجهش به زیبایی پسر جلب میشه و اون رو از اون دلال روسی میخره و زندانیش میکنه...🔞🔥
ارباب منو توی اتاق هل میده و با تشر میگه:
-برگشتم لخت وسط اتاق میشینی، وای به حالت بیام ببینم لخت نیستی.😠
از ترس فقط سر تکون میدم و که ارباب جلو میاد و موهامو میکشه و تو صورتم داد میزنه:
-چشمتو نشنیدم؟
-چ... چشم ارباب.
سریع لخت میشم و وسط اتاق میشینم، ارباب که وارد میشه با دیدن من لبخندی از روی رضایت میزنه، جلو میاد و بهم نگاهی میندازه، صورتمو توی دستش میگیره و به شلوارش میمالونه، با دهنم زیپ شلوارش رو باز میکنم و آل*ت 🍆 نیمه بیدارش رو توی دستم میگیرم و...💦🔞
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8 | 624 |
| 9 | _یا بادیگاردم میشی یا میکشمت.
_تو توقع داری بهت ک.ون بدم این دیگه بادیگاردی نیست.
یه قدم به سمتم اومد.
چونه ام رو توی دستش گرفت.
_جایگاه خودت رو فراموش نکن، اگه ک.ون ندی واقعا میکشمت.🔞
اسلحه اش رو که بیرون اورد ترسیده گفتم
_قبوله. قبوله تورو خدا بذارش کنار.
پوزخندی زد.
منو به دیوار چسبوند و شلوار و شرتم و پایین کشید.
با حس دیکش روی سوراخم، تمام بدنم منقبض شد.
_شل کن اگه نمیخوای جر بخوری.
_با ...
نذاشت ادامه بدم و یهو کل دیکش رو واردم کرد.
با حس جاری شدن خون، چشمام سیاهی رفت ولی با کاری که کرد جیغ بلندی کشیدم.🔞💦
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
بادیگاردش رو میکنه🔞💦 | 712 |
| 10 | پسر مافیا با رئیس بیمارستان تصادف میکنه و وقتی بهوش میاد خودش رو توی خونه اون پسر میبینه میخواد فرار کنه ولی دستو پاش به تخت بسته شده و...😈💦🤤
با پوزخند به دیوار تکیه زد و دست به سینه شد.
_ کوچولو میخواد کجا فرار کنه؟
هقی زدم و با ترس نگاهش کردم.
_ تروخدا بازم کن بزار برم...
پوزخندش عمیق تر شد و قدمی جلو برداشت و دکمه های پیرهنش رو یکی یکی باز کرد.🍑🚫
_ چون نجاتت دادم باید اون کو*ن سفید و گردت خوب از کی*رم پذیرایی کنه!
وحشت زده تکونی خوردم که پیرهن و شلوارش رو از تن کند و روی تنم خیمه زد.🫦🔥
پاهام رو با زور از هم باز کرد و بی ملایمت انگشتش رو توی سو*راخ کو*نم فرو کرد که نعره ای از درد زدم.
_ جون خیلی تنگی درست همونی که میخواستم!
و تند شروع کرد به عقب جلو کردن انگشتش!🔞
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8 | 171 |
| 11 | صکص وحشیانه پسر خواننده با قاچاقچی اسلحه روسی!🔞🔥
_ اهههه فاک فکرش رو نمیکردم سو*راخ خواننده ای مثل تو انقدر تنگ و داغ باشه پسر!🤤🫦
هقی زدم و نالیدم.
_ خواهش میک...میکنم ولم ک...کن
پوزخندی زد و عمیق تر خودش رو داخلم کوبید که از درد گوشه لبم رو گاز گرفتم.
لبم رو از حصار دندونم بیرون کشید و غرید.
_ حق نداری صدای ناله های صکصیتو خفه کنی!👿💦
ضربه ی دیگه ای داخلم کوبید که ناله ی پر دردی کردم کع نیشخندی زد و دستش رو به کی*رم رسوند.
_ دوست دارم ناله هاتو!
صدای ناله هات برام شیرینه!♨️♨️
شروع کرد برام هندجاب رفتن که ناله ی پر لذتی کردم خوبه ای گفت و خودش رو تند تر داخلم کوبید.
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8
https://t.me/+mATCeckYA3szM2Y8 | 653 |
| 12 | #هرکسی_جز_من🔥
#part125
_ دیدم بابت از دست دادن کارت توی غذاخوری خیلی به هم ریختی و من... فقط میخواستم کمکت کنم
_ من به کمکت احتیاج ندارم، اشر
مورد ترحم نیستم
آروم و بااحتیاط میگه: میدونم که نیستی
اصلاً منظورم این نبود...
فقط دلم نمیخواست ببینم داری سختی میکشی
میتونستم کمکت کنم، برای همین این کار رو کردم
_ این تصمیم تو نبود که بگیری
تو هیچ دینی به من نداری
_ ولی من فکر میکردم ما...
سرم رو تکون میدم : ما هیچی نیستیم
فقط دو بار با هم بودیم
همین
فقط یه سرگرمی بود
نه به کمکت احتیاج دارم، نه به دلسوزیت
گلوم میسوزه
با هر کلمهای که از دهنم بیرون میاد، فشار توی سینهم بیشتر میشه
ولی حقیقت اینه که پدرش راست میگفت
من مثل اونا نیستم
و هیچوقت هم نمیشم
هر چیزی که بین من و اشر هست...
هر اسمی که روش بذاری...
قبل از اینکه واقعاً شروع بشه، تموم شده
بیفایدست
پس دارم یه لطف در حقش میکنم
دارم قبل از اینکه همهچی زیادی پیچیده بشه، این رابطه رو قطع میکنم...
حتی اگه حس کنم دارم بزرگترین اشتباه زندگیم رو مرتکب میشم
با لحنی خشک میپرسه: پس همین؟
همینجوری همهچی رو تموم میکنی و من حتی حق ندارم چیزی بگم؟
وی آی پی رمان #هرکسی_جز_من افتتاح شد🔥
اونجا کلی از چنل اصلی جلوتره و پارت گذاریشم دوبرابر چنل اصلیه✨️
@admiin_vip
قیمت : 85t | 1 222 |
| 13 | #جادوی_روشن✨️
#part747
آلفونس نگاهش را از گوشی اش بلند کرد : چیزی شده عزیزم؟
نفسشو صدادار بیرون داد : خستم شد یهو
گوشی اش را کامل کنار گذاشت و با چنگالش تکه ای سوسیس به سمتش گرفت
وایس سرش را چرخاجد و غر زد : نمیخوام
گوشت خام میخوام
آئورو جا خورده نگاهش را از بشقابش بالا کشید
آلفونس بدون توجه ، سوسیس را به لب هایش فشار داد : با بدنت نمیسازه
آخرین بار یادت نیست؟
آنجلیکا وحشت زده چشم هایش را درشت کرد : بهش گوشت خام دادی؟
_ یواشکی خورد!
شبش که همشو بالا آورد فهمیدم!
وایس خجالت زده سرش را در گردن آلفونس قایم کرد : خوشمزه بود
✍️🏻ܣߊܝܝ݅ܝߺ❟ر
وی آی پی رمان #جادوی_روشن افتتاح شد🩷
پارت گذاریش دوبرابر چنل اصلیه و کلی ازش جلوتره🌱
@admiin_vip
قیمت : 95t | 1 165 |
| 14 | #جادوی_روشن✨️
#part746
دستپاچه خندید : نه نه...دیگه دارم به دست چپم عادت میکنم!
وایس لب هایش را جمع کرد : چند وقتیه بوی تخم مرغ حالمو بد میکنه برای همون درستش نکردن
میخوای بگم واسه تو درستش کنن؟
معذب نیم نگاهی به آلفونس انداخت: نه ممنون نیازی نیست!
با اینکه ساکت بود ولی باز هم حس میکرد حضورش جو را برایش سنگین میکند
با اینکه از اندروس خوشش نمیآمد ولی باید اعتراف میکرد با او راحت تر از پدرش است!
آنجلیکا به دستش اشاره ای زد : چند وقته که شکسته؟!
_ آه...نمیدونم فکر کنم چند هفته ای بشه...
وایس سرش را روی شانه آلفونس تکیه داد
صندلی هایشان آنقدری بهم نزدیک بود که راحت بتواند این کار را انجام بدهد
✍️🏻ܣߊܝܝ݅ܝߺ❟ر | 1 116 |
| 15 | _باسن خیلی خوبی داری، چرا اینطوری راضیم نمیکنی بذارم بری پیش خانوادت؟
منو سمت خودش کشید.
_ب ...ذار برم🥺
_آخ ...
سیلی محکمی توی گوشم زد.
پرتم کرد روی تخت.
خون گوشه لبم رو پاک کرد.
د*یکش رو روی سورا*خم گذاشت و بی رحمانه واردم کرد.
_فقط جنازت میتونه از این خونه بره بیرون.
کمرم رو گرفت بالا و ضرباتش رو از سرگرفت.🔞🔞
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk | 191 |
| 16 | نیهان طعمهی ممنوعهی داریوئه؛ لیدر خطرناک مافیا که تن ترسون و حریص آشپزش رو روی میز عمارت به بند کشیده و ذرهذره میبلعه.
ـ بوی عطر تنت کل عمارت رو پر کرده، آشپز سکسی من...
نیهان نفسزنان به عقب خزید و لب گزید: داریو... لـ... لطفاً... نـ... نه...
ـ نه؟ ولی اون پایینی خیسه و خودت داری لرز میکنی بیبی.
دست خشن داریو گردن سفید پسرک رو قفل کرد و سرش رو عقب داد.
نیهان هقی از سوزش و لذت زد و چشماش بسته شد:
ـ آهـ... سـ... سنگینه...
ـ سنگینه چون هنوز تا ته پر نشدی، قراره پارَت کنم نیهان.
بعد کل التـــ.شو داخل ســ.وراخــ.ش کرد. نیهان از لذت و درد جیغ کشید و پیچ و تاب خورد.
#گیییییییییییی #مافیـــــــا
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk | 140 |
| 17 | #گییییییی🌶♨️
پسری ترسو و لرزون تو پنجههای رییس مافیا؛ تن داغی که زیر تسلط بیرحم مرد از پا درمیاد.
ـ انقدر وول نخور، داغترم میکنی.
پسرک با گونههای سرخ نالید: نـ... نکن...
ـ نکنم؟ اونم وقتی اینجوری واسم میلرزی؟
دست مرد فکش رو بالا کشید و نفسش به لبهاش خورد در همون حال آلـــ.تشو تندتر تو ســـ.وراخــ.ش کوبید.
پسر کمرش قوس برداشت: آهـ... خـ... خواهش...
ـ صدای نالههات مستم میکنه بیبی.
مرد دندوناش رو تو گردنش فشرد و تنش رو قفل کرد.
نیهان بازوی سفتش رو چنگ زد و چشماش خمار شد. داریو تو گوش داغش غرید:
ـ امشب فراری در کار نیست توله... فقط تسلیم شو و ناله کن!
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk
https://t.me/+Fzazju6H3bsxYjZk | 227 |
| 18 | توی وان چوبی نشسته بودم اون خوناشام لخت با بدن سردش رو بدنم تکون میخورد🩸
زبون و نفس های سردش به گردنم میخورد و قطره های اب رو روی گردنم لیس میزد
دندون های نیش تیزش روی رگ گردنم میخورد💦💦
خوناشامی که پاور باتمه و هر جور دلش میخواد با پسر خدای مرگی که تاپش هست رفتار میکنه🫦💧
با مشتی که از اون خوناشام چموش خوردم دیکم بیشتر سیخ شد رو لبم که خونی بود زبون کشیدم نگاهش روی خون رو لبم بود
-بیا بگیرش عزیزم
🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸🩸
https://t.me/+6u8wB4i6JO0wZWI0
https://t.me/+6u8wB4i6JO0wZWI0 | 246 |
| 19 | تیزی دندون های خوناشام مثل تیکه های یخ تو رون پاهام فرو رفتن وقتی که د*یکش تا اخر تو گلوم نبض زد و خالی شد💦
💦🔥🫦
تاپی که پسر خدای مرگ هست ولی میزاره یه خوناشام که برده بوده و باتم هست گازش بگیره و باهاش خشن باشه🫦👀
پسر خدای مرگ باتم های وحشی وقوی رو دوست داره⚡️✨ حتی میزاره اون خوناشام اغواش کنه🍑
یه خوناشام ۱۸۹ساله میزاره یه پسر خدای ۳۲ساله تاپش باشه تا بتونه از قدرتش سو استفاده کنه ولی نمیدونه که...
https://t.me/+6u8wB4i6JO0wZWI0
https://t.me/+6u8wB4i6JO0wZWI0 | 328 |
| 20 | برای اولین بار باتم شده و حالا نمیتونه سلطهگریشو کنترل کنه❤️🔥🔞
-ا..اخ...بهت گفتم صبر...⛓❌
حس میکردم از کل #بدنم داره #برق عبور میکنه
_شت... #اروم باش...داری از جا #میکنیش🔞🍆
خودمو #تنگتر کردم قبل اینکه جلوشو بگیرم #بلندم کرد از رو میز همونطوری که #داخلم بود 💦
-اهه‼️‼️
#حجم بیشتری #واردم شد #گلوم رو گرفته بود محکم #کمرشو تکون میداد، لبم رو #گاز گرفتم #نیشم بلند تر از حالت عادیش شده بود #لبم رو #زخم کرد #چشمام داشت برمیگشت #عقب❤️🔥
-تارین...ز....زیادی...عمیق...🔪🔞
#هلش دادم افتاد رو زمین #پاهامو کنارش گذاشتم و نشستم روش⛓
-تو...وقتی #ضعیف میشی واقعا #جالبتر میشی... #تارین😏🔞
https://t.me/+6u8wB4i6JO0wZWI0
https://t.me/+6u8wB4i6JO0wZWI0
تارین قرار بود تاپ باشه اما نظر استارین تغییرکرد و حالا اونه که باید زیرش ناله کنه❤️🔥🔞 | 231 |
