𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
前往频道在 Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
显示更多1 366
订阅者
-224 小时
-77 天
-3030 天
帖子存档
1 367
Repost from 𝖠𝗅𝗂𝖾𝗇𝗀𝗋𝖾𝗒
«نه یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نه میشود به دیگری فهماند، نه میشود گفت؛ آدم را مسخره میکنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است.»
زنده به گور / صادق هدایت 📓
1 367
Repost from 𝘚𝘰𝘶𝘯𝘥𝘖𝘧𝘙𝘢𝘪𝘯.
I can't stand it to think my life is going so fast and I'm not really living it.–Ernest Hemingway
1 367
واتانابه که در تمام عمر با احتیاط قدم برداشته و هیچ وقت کار خارقالعاده ای انجام نداده. هیچوقت
قدمی بیشتر از چیزی که باید پیش نزاشته و با احتیاط کامل زندگی رو سپری کرده. تمام زندگیش رو غرق در یک کشاکش ممتد بین کار و اولیه ترین
نیازهای زندگی بوده، زندگی که در امتدادش به زوال
معنای زیست ختم شده بود. هر روز درگیر یک روزمرگی بیمعنی که خلاصه شده در کار، خوردن، خوابیدن و تکرار مکررات. حالا جایی در ابتدای دوران جوانی در میان کار و زندگی میترسم! میترسم که در ادامه زندگی خالی از معنای زیستن
باشه برام، خالی از همنشینی های معنا بخش، حرف زدن ها و گفتگوها، غرق در تامین نیازهای اولیه زندگی، میترسم روزی بیدار شم و صدای بارون خوشحالم نکنه، بوی نم بیدارم نکنه، توجهی نکنم که نسیم موهام رو نوازش میکنه؛ میدونی!!!
واتانابه یه جایی از مسیر وقتی فهمید زندگیش داره به آخرش میرسه سعی کرد، سعی کرد غذای جدید بخوره، تفریحهات جدید امتحان کنه، با آدمهای جدید معاشرت کنه، حتی کلاهی که چندین سال مکررا سرش میذاشت رو عوض کنه تا جلوه جدیدی
به خودش بگیره، اما میدونی حرفم اینه که نمیشه
نمیشه سیسال زندگی نکردن رو تو چندماه جبران کرد، همیشه حسرت تجارب نازیسته روی دلت میمونه. روزی میاد که دوست داری با دستی روی سینهات بمیری. در اتاقی که با خنده پر شده. میترسم این زندگی صنعتی انقدر من رو در خودش غرق کنه که روزی یادم بره من اینجام برای زیستن و لمس لحظهها!.
1 367
Repost from نیمفنجان واژه
وقتی میرم کتابفروشی انسان خوشحال درونم زنده میشه، میخواد ساعتها بین قفسههای کتاب پرسه بزنه و ردِ نگاهش روی همهی کتابها بشینه.
