ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

前往频道在 Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

显示更多
1 364
订阅者
-124 小时
-47 天
-2330 天
帖子存档
دلم میخواهد همانطور که زندگی توی گلویم گیر کرده و نه بالا میرود نه پایین می‌آید، من هم توی گلوی زندگی گیر کنم.

افسوس من از فرداست که نبود و نیست

باید خود را بکشم یا که یک فنجان چای بنوشم؟

چون آدم‌های دور و برت هیچ‌کاری هم که نکنند حتما تلاش می‌کنند که به هر طریقی ریشه‌ات را بخشکانند و البته که لبخند می‌زنند.

آدم رنج زیادی می‌کشه تا بزرگ بشه وقتی بزرگ شد دیگه تمایلی برای ادامه دادن نداره.

نمی‌دونم از اول قرار بوده چیزای خوب دور باشن یا چون دورن خوبن.

تراژدی یعنی یه لیوان چایی دستت میگیری و میری به بیرون پنجره خیره میشی وقتی به جای فضای بیرون به دیوار رو به روییت زُل میزنی یعنی اصلاً اونجا نیستی،یعنی از اون مکانی که توش هستی کیلومترها فاصله داری.

یه فکرایی وقتی سراغت میان که دیگه اصلا قلبی نداری،بعد یه جایی سمت چپ سینه‌ت درد میگیره بعد یادت میاد عه! تو که قلبی نداری،احتمالا همون جای خالی همیشگی درد می‌کنه.

در روزهایی که مدام با پایان ها مواجهیم، یادم آمد که همه چیز باد می‌کند ،آرزوها روی مردمک چشم قریب به اتفاق آدم‌ها،تاول خرافات روی پوست اندیشه‌های فقیر، دل غمزده از بی کسی باد می‌کند وقتی که هم صحبتش نفهم ترین انسان کره زمین است،در کنسرو مصرف گذشته محصولات آزادی ترش می‌شوند و باد می‌کنند ، کشته های مرز روی تن خط های مرزی باد می‌کنند ،آرزوهای جوانان روی تن گلوله باد می‌کند، سایه عقب ماندگی باد می‌ کند بر دیوار های سرزمینی که نور آگاهی روی سر مردمانش نمی‌تابد،گلویی که بغض بارها آن را بوسیده بریده نمی‌شود باد میکند،دلم آتش میگیرد وقتی میبینم هنر روی دست هنرمندی باد میکند،یک نفر بیاید همه چیز را تقسیم کند بین انسانها و‌ برود مثلا شادی را به مساوات،جان را به اعتدال آب،غذا، سرپناه ، عشق و آگاهی را،ذهن متفکر را موقع رفتن هم سهم ما را بگذارد روی طاقچه.که اگر چنین شد بکاریم برای چیدن،بچینیم برای بخشیدن و در آخر‌ یادمان نرود همه چیز باد می‌کند حتی خود آدم.

Repost from titi🧣
Maybe it's me and the flowers.
Maybe it's me and the flowers.

ما خسته‌ایم، خسته از کارهای نکرده،راه های نرفته خوشی های ندیده،شادی های نچشیده، به قول کامو شیرجه های نزده کوفتگی های زیادی از خودشون به جا میزارن ما خیلی خیلی خسته‌ایم.

کتاب‌ها بیشتر از آدم‌ها بهم حس آرامش می‌دن و آرومم می‌کنن. تکه‌های گم‌شده‌ی روح و قلبم رو با کلماتشون پُر می‌کنن و برخلاف اکثر آدم‌ها، باعث خستگیِ روحم نمی‌شن.

زنانی خیره به خیابان در رویای پنجره‌ای.

تو زندگی یه زخم‌هایی هست که روح آدمو می‌خوره.

به قول قدیمیا: اگر باد بکاری طوفان درو می‌کنی.

اولین برخوردها نافذترین شناخت‌ را از ما در ذهن دیگران رقم می‌زند.درواقع، ما یک عمر دست‌وپا می‌ زنیم تا خودمان را بشناسیم، اما گویا هویتمان در یک چشم‌برهم‌زدن به‌نحوی برق‌آسا برای دیگران برملا می‌شود. آینه، عکس‌، فیلم و صدا های ضبط‌شده، همگی، فناوری‌هایی هستند که خویشتن ما را افشا می‏کنند و آن خودی را نشانمان می‌دهند که دیگران می‌بینند و ما نمی‌بینیم. اما کاش صبر میکردیم صبر میکردیم و همدیگر را می‌دیدیم ، دستان هم را می‌ گرفتیم ، باهم به تماشاخانه میرفتیم و بازتاب روح یکدیگر را در کوچک ترین اتفاقات نظاره می‌کردیم و عمیق تر همدیگر را می‌دیدیم.به عمق روح هم پی‌ میبردیم،کاش لبریز از شوق شناخت بودیم.

آدمیزاد تنها موجودیه که دچار قُرب و بُعد میشه گاهی دچار دوری گاهی گرفتار نزدیکی،خیلی از چیزهای دور و زیبا وهم و سرابن، خیلی از چیزها هم انقدر نزدیکن که به چشم نمیان.

ادامه دادن زندگی با آدم‌ها اونجایی دشوار میشه که از لحاظ سطح فکری فرهنگی خیلی از هم فاصله میگیرین و این که اون ها قادر به درک مسائلی که شما هستین نیستند به شدت آزاردهنده و غیر قابل تاب آوری هست.