𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
前往频道在 Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
显示更多1 367
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-2830 天
帖子存档
1 366
وقت بگذشت و در این شهر بلند؛ همچنان مانده به امید تو، دلباخته، افسرده، پریشان، دربند
1 366
گویی آدمی میتواند تکهای با ارزش و حیاتی از وجودش را از دست بدهد و بازهم به زندگی ادامه دهد.
1 366
چطور ممکن است آدمی تمام چیزهایی که تا به آن
روز لمس کرده بود از یاد ببرد اما دست او را نه!
شاید دستها هم برای خودشان حافظه دارند.
1 366
بهترین قسمت این روزهام اون وقتیه که کار هام رو
انجام دادم، ورزشمو کردم، تایم کاری رو تموم کردم، درحالی که آهنگهای تازه کشف کردهم رو گوش میدم خیابون ها رو تا قدم میزنم. لباسای مورد علاقهم رو استایل میکنم و با ذوق میرم به دیدن آدم های موردعلاقهم. حرفها، غمها، لبخندها، گوش دادن ها و شنیده شدنها. آخرش شب که میرسم یه لیوان چای بریزم در اتاق رو ببندم و کتاب جدیده رو درحالی که پلی لیست آرومه رو گوش میدم بخونم.
تهش باورم نشه چجوری از پس اونهمه تاریکی بر اومدم و با یه آخيش روز رو تموم کنم.
1 366
امروز استادم یه حرفی زد که از ظهر دارم بهش فکر میکنم؛ "ما اشیائی هستیم که نمیتونیم فهمی نسبت به خودمون داشته باشیم و تمام فهم ما از خودمون به واسطه ی اشیاء پیرامونمونه" اشیاء! دارم به اشیاء دور و برم فکر میکنم و اینکه چطور من رو توصیف میکنن.
1 366
من زندگیمو یه جور دیگهای تجربه کردم تلاش برای پر کردن خلأهایی که با دروغ عمیقتر شد هیچی تو زندگی همیشگی نیست شاید این یه قانونه که گاهی بازنده به دنیا بیای بازندهام بمیری. شاید این بازنده بودن برای دروغی که جایی گفتی اما دروغی که نصفش راست باشه بدترین نوع دروغه.
بازنده؛ امین حسین پور
1 366
خوشبختی دروغی که به خودمون میگیم. که زندگی رو قابل تحمل کنیم. هیچکس خوشبخت نیست، فقط بعضیا بدبخت ترن.
بازنده؛ امین حسین پور
1 366
وقتی خیلی مطمئنی یه چیزی درسته، همیشه یه جایی برای درست نبودنش هم بزار.
اکنـون؛ سروش صحت
1 366
واقعا وقتی به این فکر میکنم که با پول یک کتاب میتونم دوتا تئاتر یا یک کنسرت برم افسرده میشم!!
1 366
میگه: اگر تو تلاش میکنی به کسی فکر نکنی و از یاد ببریش ولی نمیتونی به این خاطره که اون هنوز نتونسته تو رو رها کنه و از خاطر ببره.
1 366
اتفاق خبر نمیکند!
این روزها بسیار زیاد به این مفهوم فکر میکنم،
سپس به سکوتی طولانی میرسم. اتفاق خبر نمیکند
روزی میرسد که فکرش را هم نمیکردی که با آن
دختر عجیب دوستی صمیمی شکل بگیرد و راه
های نرفته را باهم بروید، یا روحت هم خبر ندارد
که با فلان کَسَک که در فلان فیلم بازی کرده بود
و از قضا آن همان فیلم مورد علاقهات بوده که
بیش از سه بار در سینما هم دیده بودی، زیر سقفی
مشترک نفس بکشی و خاطراتی عمیق بسازی!
روحت هم خبر ندارد که آن بیرون یک نفر با سلیقه
موسیقی دقیقا مشابه تو دارد با خود فکر میکند
که چه حیف که در زندگانی خود هیچ دوستی را
تجربه نکردهاست که موسیقی برایش مانند خون
در رگها باشد، یا هیچوقت نمیدانی آن لحظهای که
دلت آرزوی یک گروه گرم و صمیمی را دارد که به
دل جاده زده و رها باشید، از این شهر خاکستری
دور شوید، کنار هم برقصید، آواز سر دهید و عمیق
ترین مکالمات را داشته باشید یا که در سکوتی عمیق
غروب را از روی کوهها به تماشا بنشینید، چقدر
میتواند از رگ گردن هم به تو نزدیک تر باشد.
شاید امید بیهوده باشد! اما حالا خوشحالم که این
بیهودهگی را در دل زنده نگه داشتم، خوشحالم که
بیخبر بودم، حال تمام لحظات را به دیوار دلم قاب
کرده و هر روز گردشان را میگیرم، آری عزیزم اتفاق خبر نمیکند و این چیز خوبیست.
