ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

前往频道在 Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

显示更多
1 366
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-2530 天
帖子存档
دست‌ها خیلی زیبان؛ موقع نواختن ساز، موقع دم کردن قهوه، موقع چرخوندن فرمون. موقع نوازش کردن، موقع بغل کردن.

خیلی خوشحالم که محتوای یوتیوب فارسی داره بهتر و بهتر میشه و مخاطبا نگاه نقادانه بهش پیدا کردن.

رهاش کن بره رئیس.

حتی درموردش حرف زدن هم حالمو بهم میزنه.

ما با تنفر بیدار میشیم، با تنفر روز رو میگذرونی با تنفر میخوابیم، یه‌چیزی در ما آدما وجود نداره یه چیزی سرجاش نیست، یجای این زندگی لنگ میزنه، روزانه صدها مراجع رو میبینم، با صد ها آدم سرکار دارم ولی همه ناراضی، بلا تکلیف و نامیدن، بدون اغراق میگم هیچکدوم خوشحال نیستند، پام رو که بیرون میزارم وارد مترو که میشم، انقلاب که میرم، تجریش که میرم، همه گرفته‌ن همه نا راضین و من با خودم میگم مگه ما چه اشتباهی کرده بودیم که حقمون این بود!

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ وقتی دنبال کار میگردم حالم بهم میخوره، وقتی بیکارم هم حالم بهم میخوره. از همه چیز و همه کس حالم بهم میخوره. از تک تک ثانیه های این زندگی کوفتی حالم داره بهم میخوره. احساس می‌کنم یک تیکه گوه بزرگ هستم.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ از خواب که بیدار میشم، متنفرم. موقع صبحانه خوردن، متنفرم. وقتی توی ایستگاه منتظر اتوبوس وایستادم، متنفرم. توی راه که آهنگ گوش میدم، متنفرم. توی خیابون که راه میرم، متنفرم. خرید کردنی، متنفرم. توی سلف موقع نهار، متنفرم. وقتی میخوام تماس تلفنی بگیرم، متنفرم. وقتی میخوام برم سرکلاس، متنفرم. وقتی کلاس تموم میشه، متنفرم. وقتی باید برگردم خونه، متنفرم. هر وقت که با گوشی وقت تلف میکنم، متنفرم‌. سر شام هم همینطور. وقتی میخوام مسواک بزنم، آرایشم رو پاک کنم، لباس پوشیدنی، لباس رو درآوردنی، حتی وقتی تفریح میکنم، متنفرم. میرم که بخوابم، متنفرم. صبح که پا میشم....

چطور بگویم! همه‌جا غم هست ،صبح که از خواب بیدار می‌شوم ، چای که می‌ریزم، صبحانه که می‌خورم، دراتاق که می‌نشینم، فیلم که میبینم. راستش را بخواهی من و غم هم‌ پیاله‌های قدیمی یکدیگریم. اما میدانی این با غم بودن غم‌انگیز نیست. وقتی که غم را کنارم حس می‌کنم ، به کمک آن دقیق‌تر می‌بینم، بیشتر درک می‌کنم و حس می‌کنم. راستش را بخواهی در این حوالی افراد زیادی نیستند که زندگی را حس کنند و به نظرم این بسیار غم‌انگیز است. فکرش را بکن چه‌اندازه زندگی یکنواخت و حوصله‌سربر می‌ شود زمانی که دیگر اتفاق‌ها و اعمالت را حس نکنی. چه سودی دارد که باران ببارد و فقط خیس شوی، آهنگی را فقط زمزمه کنی یا اصلا فقط راه روی که به مقصد برسی. باید بتوانی، بتوانی غم را حس کنی. با غم نفس بکشی، با غم چایت را بنوشی و کتابت را بخوانی این میان با غم لبخند بزنی. شاید عجیب به نظر برسد اما گاه‌تنها میخواهم غم با من باشد، می‌خواهم بگذارم در من ریشه بدواند. نمی‌ دانم گویی تنها در این شرایط است که از خواب و خیال دور می‌شوم و زندگی را لمس میکنم. می‌دانی!

چنلش بسیار زیبا و خوش وایبه>

اولین باره چنین طرح‌هایی رو تو ایران میبینم>

اینجا دریچه ای به سمت دنیای هنره

- ژوژمان کارگاه نقاشی.
- ژوژمان کارگاه نقاشی.

ببین یک وقتایی مشکل از تو نیست، مشکل از جاییه که هستی، فقط باید جات رو عوض کنی، اون موقع میفهمی که راهت درسته.

آدم تاکسیک تحمل یک محیط سالم رو نداره، همونطور که یک محیط تاکسیک تحمل آدم سالم رو نداره.

احساساتی که با طرح هاش به نمایش میزاره رو با تک تک سلول‌هام حس میکنم .

دلم تئاتر میخواد، کتابای جدید، گالری های متفاوت کافه‌های لوکس، جیبم:over my dead body