ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

前往频道在 Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

显示更多
1 359
订阅者
-324 小时
-57 天
-2030 天
帖子存档
- چرا گفتی حق با منه؟ + تو خودتم شک داری! - فرق ما با شما همینه مرغمون یک پا نداره + واسه ما یه پا بیشتر نمونده اینم برداریم که بد میخوریم زمین...

مثل آدم های عادی از خونه اومد بیرون مثل آدم های عادی اومد که به من برسه مثل آدم های عادی مُرد...

🎥هرکسی یا روز می‌میر یا شب من شبانه روز
🎥هرکسی یا روز می‌میر یا شب من شبانه روز

زندگی اونقدر کوتاهه که همیشه دیره اینو که باور کنی همه‌ی تلخیا و دلهره‌ها می‌پره و چاییت بیشتر بهت می‌چسبه.

آدمای واقعا تنها اینجورین ، هیچ‌کس نمی‌ فهمه که چقدر تنهان.

یه روز یه شاعری گفت: اگر میخوای بفهمی، اگر میخوای ببخشی، و اگر میخوای کسی رو دوست داشته باشی، برای مدت طولانی از پشت سر بهش نگاه کن. که اگر این کار رو انجام بدی، مجبور نیستی بی جهت سعی کنی اونها رو درک کنی، ببخشی یا دوستشون داشته باشی، چون سایه تنهایی اونا بدون اینکه بدونی به گریه انداختت." 🎥Call It Love

آدمای قوی که میبینی همیشه در برابر عده‌ای دیگه ضعیفن این چرخه دنیاس.

پیرمرد با دوچرخه رد میشه ، درختای چنار که سر به فلک کشیدن حالا سبزِ سبز شدن ، باد خنک درحال وزیدنه ، یه دختر بچه دبستانی با یونیفورم آبی که یه فرفره چوبی دستشه میدوه و از چرخیدن فرفره بلند با صدای بچه گونش می‌خنده دوتا دختر که موهاشون رو تو باد رها کردن از خیابون با لبخند رد میشن ، آهنگ A&W از لانا پخش میشه ، نسیم بهاری صورتم رو نوازش می‌کنه درختا تکون میخورن و خیابون غرق در صداشون میشه ، زندگی به آرومی به جریان خودش ادامه میده.

یعنی دارم فکر میکنم اگه آهنگ نبود چجوری این زندگی رو تاب میاوردم!

من هروقت یه کی‌درام پیس آف لایف رو شروع میکنم : "دوباره نفس کشیدن ، دوباره زندگی کردن ، انرژی گرفتن ، سبز شدن ،می‌خواهم زنده بمانم."

میدونی زندگی یه بندِ و ماها همه بندباز هاش هستیم ، باید سعی کنیم که تعادل رو حفظ کنیم در هرچیزی ، حالا اگه این تعادله به هم بخوره آخرش سقوطه.

But I do miss having someone out there, someone worth watching. -YOU(Joe)

چهار و نیم صبحه و دنیا وقتی آدما خوابن قشنگ تره.

حرف برای زدن بسیار است و اشتیاق برای بیان هیچ.

دیر زمانیست که از حرکت ایستاده ام حال به من نگاه کن ، زیر یک سایه ، بی‌حرکت ، درحالی که من حوس نور را دارم ، دیر زمانیست که به ته مانده ای از امید چسبیده‌ام ، گمان میکردم قوانین را می‌دانم ، گمان می‌کردم میدانم که باید چه کاری را انجام دهم ، آه کسی آنجا هست؟ ، اشک هارا در باران می‌شویم غصه‌ها باقی می‌مانند درست مثل قبل ،دیگر اصراری بر رفتنشان ندارم ، اینبار رختخوابشان را پهن کرده ام ، میگذارم که بمانند ، رخت خواب خودم راهم همانجا پهن میکنم درست کنار غصه‌ها، از نزدیک گویی به خواب رفته اند ، ساکت اند ، درست همانند میت ، حال نوبت به من می‌رسد چشمانم را می‌بندم نفسی عمیق می‌کشم و حال پیش به سوی دنیای خیالی.

دیر زمانیست که از حرکت ایستاده ام حال به من نگاه کن ، زیر یک سایه ، بی‌حرکت ، درحالی که من حوس نور را دارم ، دیر زمانیست که به ته مانده ای از امید چسبیده‌ام ، گمان میکردم قوانین را می‌دانم ، گمان می‌کردم میدانم که باید چه کاری را انجام دهم ، آه کسی آنجا هست؟ ، اشک هارا در باران می‌شویم غصه‌ها باقی می‌مانند درست مثل قبل ، دیگر اصراری بر رفتنشان ندارم ، اینبار رختخوابشان را پهن کرده ام ، میگذارم که بمانند ، رخت خواب خودم راهم همانجا پهن میکنم درست کنار غصه‌ها، از نزدیک گویی به خواب رفته اند ، ساکت اند ، درست همانند میت ، حال نوبت به من می‌رسد چشمانم را می‌بندم نفسی عمیق می‌کشم و حال پیش به سوی دنیای خیالی.