جمله کوتاه / تکست کوتاه
前往频道在 Telegram
3 186
订阅者
-324 小时
-27 天
+1330 天
帖子存档
شبی در خواب او را با رقیبان در سخن دیدم
نبیند هیچکس در خواب یا رب آنچه من دیدم…
عاشِقَم گر نیستی، لُطفی بکن، نفرَت بِوَرز
بیتَفاوُت بودَنَت هر لحظه آبَم میکند
آری آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمیدانستم معنی "هرگز" را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
میترسم فراموشت کنم و تو منتظرم باشی
و میترسم منتظرت بمانم و تو فراموشم کرده باشی.
غمیگنم میکرد
اما نمیتوانستم رهایش کنم، گُمان میکردم او
آخرین کسی است که در من حسی ایجاد میکند
از مهر، از آبان دلم دیگر نمی ترسد
از جمعه های ابریِ آذر نمی ترسد
بی تو تمامِ فصل های سال دلگیرند
غم دیده از پایانِ شهریور نمی ترسد…
موندن درد داره.
رفتنم درد داره.
صبر کردن بی فایدست.
گذشتن غیرممکنه.
و من موندم بین چهار راهی که هیچکدوم به تو ختم نمیشه…
ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را
و تو آن را به کسی.. وای ولشکن اصلا!!
تو اگر درد شوی
رنج شوی،
پنجه به قلبم بکشی؛
من باز تورا
باز تورا
باز تورا میخواهم…
