1 599
订阅者
-124 小时
+177 天
+7830 天
帖子存档
1 600
.
من اما اگر بودم
به پرنده پیراهن میبخشیدم
و شکوفه را تا برود تا که گل شود
بدرقه میکردم.......
#هرمز_علیپور
@Alkonosttt
1 600
.
شکلِ دقیقِ دلتنگی
"دلتنگی، فقدانِ یک آدم نیست؛
فقدانِ نسخهای از خودِ توست که فقط کنار او ممکن میشد.
برای همین است که بعضی آدمها بعد از رفتن، تمام نمیشوند.
تو هنوز با آنها حرف میزنی،
هنوز در ذهنات جواب میدهی،
هنوز در سکوت، به چیزی وفاداری که بیرون از تو دیگر وجود ندارد.
پروست بهخوبی میفهمید که حافظه، موجود نجیبی نیست؛
او نشان داد که گذشته هرگز همانطور که بوده برنمیگردد،
بلکه با میل و فقدانِ ما دوباره ساخته میشود.
دلتنگی هم همین است:
تو برای کسی گریه نمیکنی که رفته،
برای جهانی گریه میکنی که با رفتنش فرو ریخته..."
ناشناس.
1 600
.
چشم های تو
به دیوار بلند باغ عشق
روزن سبزی ست
که من از آنجا
در لحظه ی مشتاقی
به درون می خزم آهسته
و با دامنی از سیب سرخ راز
باز می گردم،
چشم های تو
پنجره های بلند ابدیت هستند ...
#منوچهر_آتشی
@Alkonosttt
1 600
.
قلیخان، دزد بود؛ نه خان.
جوان که بود، با خودش گفت:ببینم میتوانم به تنهایی هزارقافله راغارت کنم؟
وپای همین حرف ایستاد.سالها گذشت وهزار قافله را لخت کرد.
آخرعمر، پشت دستش را داغ زد وبا خودش گفت:حالا ببینم میتوانی فقط یک قافله راسالم به مقصدبرسانی.
نتوانست.
نه ازآن رو که پیر شده بود،از آنروکه همه عمر،لخت کردن آموخته بود،کمین را بلدبود، غارت را بلدبود،نه حفاظت و مراقبت را.
آدمی،همان چیزی رامیتواند انجام دهد که عمرش راصرف آموختنش کردهاست.
حکایت بعضی حکومتها نیز همین است.
اگرسالها ذهن یک حکومت، صرف عبور ازبحران، شکست دادن دشمن،غلبه بر رقیب وزیستن درمیدان نبردشود،آرامآرام #کشورداری را فراموش میکند.
آنوقت دیگرحتی اگر جنگی هم در کارنباشد، بازهم کشور بوی جنگ میدهد؛
زیرا ذهنی که به بحران خو گرفته،امنیت را نیز از مسیربحران جستوجو میکند.
هیچ سرزمینی با ایستادن دائمی بر لبه پرتگاه،قدرتمند نمیشود.
هنرسیاست، این نیست که هر بار ایران را از یک جنگ عبور بدهد. هنرسیاست آن است که کاری کند ایران، اساساً کمتر درآستانه جنگ قرار بگیرد.
کشورداری،به مقصدرساندن یک قافله است؛
نه عبور دادن مداوم آن از آتش.........
#محسن_قریب.
1 600
.
حتی باران
اگر در سرزمینِ من فرود آید
اندوهناک است
از پسِ شستنِ دردِ مردمان برنمیآید......
@Alkonosttt
1 600
.
افرادى كه از اتفاقات ناخوشايند زندگى خود چيزى نمى آموزند، وجدان هستى را مجبور مى كنند تا آن اتفاقات را تا آنجا كه نياز باشد تكرار كند تا فرد ان چيزى را كه از اتفاقات ناخوشايند مي خواهند اموزش دهند، ياد گيرد.
آنجه كه انكار ميكنى تو را شكست مى دهد، انچه كه قبول مى كنى تو را تغيير مى دهد......
#کارل_گوستاو_یونگ.
1 600
.
و عشق بود
آن حسِ مغشوشی که در تاریکی
ناگاه محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد......
#فروغ_فرخزاد
@Alkonosttt
