ch
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

前往频道在 Telegram
1 152
订阅者
-124 小时
-77
+230
帖子存档
‏فایل صوتی از طرف ضیاء احمد فاضلی

💓پیامی در باره آتش بس در غزه تقدیم: استاد نصیر احمد نویدی.

♦️چرا می‌گوییم مقاومت پیروز شد؟ ✍️ ترجمه: عبدالرحمن عزام، استاد مدرسه احیاءالعلوم. 🔸 چرا می‌گوییم مقاومت پیروز شد؟ چون تمام اهداف زیر شکست خورد: 🔻 اشغال غزه؛ 🔻 برگردانیدن اسرای دشمن با اِعمال زور؛ 🔻 پایان دادن به حکومت حمـ.ـاس؛ 🔻 باقی ماندن در شمال غزه ؛ 🔻 باقی ماندن در محور نتساریم؟ 🔻 باقی ماندن در محور فلادلفیا؛ 🔻 بستن دایمی مرز رفح؛ 🔻 تبعید رهبران حم‍.‍اس؛ 🔻 کوچاندن مردم غزه به صحرای سینا؛ 🔻 ساخت شهرک‌های صهیونی‍.‍ستی در غزه؛ 🔻 حکومت کشورهای عربی بر غ‍.‍زه؛ 🔻 تضعیف قدرت حم‍.‍اس؛ 🔻 اجرای معاملهٔ قرن؛ 🔻 عبور از خط تجارت به اروپا؛ 🔻 اجرای طرح ژنرال‌ها؛ 🔻 روند عادی‌سازی روابط؛ 🔻 حکومت صهی‍.‌‍ونیست‌های عرب بر غ‍.‍زه؛ 🔻 طرح "روز بعد از جنگ" برای غ‍.‍زه؛ 🔻 محاصره و گرسنگی دادن به غ‍.‍زه؛ 🔻 تظاهرات علیه مقاومت. 🔸 اما در مقابل، دستاوردهای مقاومت: ✌️ حم‍.‍اس شروط خود را تحمیل کرد؛ ✌️ هزاران نفر از اسرا را به زور آزاد کرد؛ ✌️ هزاران صهیونی‍.‍ست را از بین برد؛ ✌️ بیش از ۱۵۰۰ تانک را نابود کرد؛ ✌️ باعث زخمی شدن بیش از ۳۰ هزار صهیونی‍.‍ست شد؛ ✌️ باعث آوارگی بیش از ۱۵۰ هزار صهیونیست شد؛ ✌️ خساراتی بیش از ۳۴ میلیارد دلار به دشمن وارد کرد؛ ✌️ جایگاه ارتش صهیونیستی را درهم شکست و شکستش داد؛ ✌️ اقتصاد رژیم صهیونیستی را فلج کرد و آن را دچار کسری نمود؛ ✌️ برای هر خانواده غرامت گرفت؛ ✌️ بازسازی کل غزه را تضمین کرد؛ ✌️ روزانه ورود ۶۰۰ ماشین به غزه را محقق کرد؛ ✌️ اما بزرگ‌ترین دستاورد مقاومت، زندگی با عزت، شرافت و کرامت بدون تحقیر و سلطهٔ آمریکا و رژیم صهیونی‍.‍ستی است؛ چرا که غزه کرامت خود را با قدرت و شرافت به دست آورد. ♥️ و اما کسانی که از خسارات انسانی سخن می‌گویند، تعداد ۴۵ هزار شهید، آنان نزد پروردگار خود زنده‌اند و روزی می‌خورند، همان‌طور که خداوند توصیف کرده است. آنان به چیزی دست یافتند که هر مسلمانی در این دنیا آرزوی آن را دارد: شهادت. شهادتی که آنان را بدون حساب وارد بهشت می‌کند. پس گوارای‌شان باد و ما به حال‌شان رشک می‌بریم و غبطه می‌خوریم. #غزة‌العزة #فلسطین_آزاد

Repost from امروز...
در پیوند به شهادت برادر احمد ابوالروس! ــــــــــــــــــــــــــــــــ تنها طعمی که هرگز تکراری نمی‌شود، طعم تلخ مرگ است؛ رفتن و برنگشتن. اما مرگ‌هایی در این میان گوارایند. مرگ‌هایی که در حقیقت مرگ نه، که زندگی‌اند و نمی‌توان مرگش خواند، چون خداوند زندگی‌اش خوانده است؛ شهادت. او تعالی از تعبیر رفتگان چنین مرگ‌هایی به مرده باز داشته و فرموده است:
{وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ...} یعنی: «و به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مگوئید؛ بلکه آنان زنده‌اند؛ ولیکن شما (چگونگی زندگی ایشان را) نمی‌فهمید.» [بقره: 154]
و یا
{وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ} یعنی: «و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مشمار، بلکه آنان زنده‌اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می‌شود.» [آل عمران: 169]
در این میان امروز خبر شهادت برادر غزه‌ای‌مان فعال فرهنگی و رسانه‌ای احمد ابوالروس را شنیدم و برای رفتنِ بی‌برگشتش اندوه‌گین گردیدم. کسی‌که کمتر رفتنی مانند رفتن او متأثرم ساخته است. احمد ابوالروس جوان مؤمنی بود که از مدت مدیدی است با وی آشنایم و فعالیت‌های روزانۀ وی را دنبال می‌کنم. او لحظه‌لحظۀ درد و رنج عزیزانِ غزه‌ای‌مان را مستند ساخت و همیشه در کنار خانواده‌های شهدا ایستاد و مصیبت‌دیدگان را دل‌داری داد و به آسیب‌دگان هم‌کاری کرد و کودکان و نونهالان غزه را با برنامه‌های مفید و متنوع خود سرگرم ساخت تا غمی از دل‌شان بزداید و لحظه‌ای و روح و روان‌شان را خرسند بدارد. او برای دلداری برادران و خواهران‌مان از هیچ تلاشی دریغ نورزید. او که کارکرد وی خود مایۀ غبطۀ همگان بود و ما به تلاش و تقلای او غبطه می‌خوریم، خود به مردم شمال غزه و ثبات و استقامت‌شان غبطه می‌خورد و آرزو داشت بشود پای اهل شمال غزه که صفوة الصفوة هستند، ببوسد. او در آخرین نوشته‌اش به تقدیر از ثبات و صمود و استقامت این مردم نوشت:
«هر کس از شما می‌تواند پای اهل ما در شمال غزه را ببوسد، این را کار را بکند.»
و سه روز پیش نیز در پیوند به بگو مگوهای آتش‌بس احتمالی نوشت:
«نشانه‌های امیدوارکننده‌ای در باره یک آتش بس احتمالی در حال افزایش است. از خداوند می‌خواهیم که این امر را به بهترین شکل برای ما محقق کند. جنگ پایان یابد و خداوند آتش آن را خاموش کند. آوارگان به خانه‌های شان باز گردند. خستگان به آرامش برسند و دل‌ها پس از مدت‌ها رنج، آرام گیرند.»
شهید احمد ابو الروس در کنار دیگر فعالیت‌های خویش، به پاس دوستی و اخوتی که با شهید خالد النبهان معروف به روح‌الروح داشت، روز جمعۀ گذشته مسجدی به نام وی در غزه تأسیس کرد و در مراسم افتتاحیۀ آن گفت:
«در روزی گرامی و در جمعه‌ای مبارک، امروز مسجد کاکا خالد نبهان ابوضیاء را افتتاح می‌کنیم. از خداوند می‌خواهیم که این عمل را خالصانه در ترازوی حسنات او قرار دهد و آن را از ما و شما قبول کند.»
اما امروز و لحظاتی قبل و شاید یک‌روز پیش از آتش‌بس، خداوند به پاسِ همۀ تلاش‌هایش کارنامۀ زندگی وی را با مهرِ سپاسِ شهادت آراست و او امروز خود با نوشیدنِ شهد شهادت، به استقبال آرامشی ابدی رفت و رفت تا در کنار دوستان و رفیقانِ خستگی‌هایش در صف شهدای امت بایستد و نام نیک و یادگار جاودانه‌ای از خود برای امت به جا گذارد. خداوند شهادت‌شان را بپذیرد و ما را از شفاعت‌شان بی‌بهره نگرداند! عبدالرحمن عزام هرات افغانستان #سوگ‌نوشت #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

♦️موقف اسلام در برابر بردگی تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم هرات بردگی در ادوار قبل از اسلام یکی از شیوع یافته‌ترین پدیده‌های اجتماعی در سطح ملت‌ها و اقوامِ روی زمین بوده است؛ طوری‌که همواره شمار زیادی از ابنای هر جامعه را برده تشکیل می‌داده است؛ و غم‌انگیزتر این که ظلم و ستم‌های گوناگون و مخیف بر برده‌ها و سلب هر گونه حق از ایشان به دلخواه اربابان، جزء فرهنگ آن جوامع قرار داشته است. در چنین حالتی بود که خورشید اسلام تابیدن گرفت؛ این آیین بر حق، در نخست، ابواب ازدیاد برده‌سازی از نو را بست؛ چنان‌چه فی‌المثل، این شیوه‌های رایج آن دوران را که بر اساس آن، فرد اختطاف شده، یا قرض‌دارِ عاجز از ادای قرض، یا مجرم به برخی جرایم و یا بازنده‌ی قمار را برده می ساختند، ممنوع نمود و به تمامی بست و تنها پذیرفت که اسیر جنگی را می‌توان برده ساخت؛ آن‌هم اسیری که به حضورش در صف دشمنان علیه مسلمان‌ها دوام داده و تا لحظه‌ی قبل از اسارتش از گفتن شهادتین اباورزیده و در چنین حالتی به چنگ ارتش اسلامی افتاده باشد که در چنین صورتی رهبری دولت اسلامی می‌تواند حسب مقررات اسلام؛ یا وی را رایگان یا در تبادله و یا با اخذ امتیاز آزاد سازد(نگاه: سوره‌ی محمد، آیت4) اموری که مورد محبت پیامبر(ص) قرار داشت و به کرّات و مرّات مورد تطبیقِ ایشان قرار گرفت و از آن، هزاران اسیر به آزادی رسید؛ اما همزمان، اسلام این را نیز پذیرفته است که اگر راه های پیشگفته به خیر مسلمان ها نه؛ بلکه این به خیر شان بود که باید اسیر مجازات سنگین شود، اجازه داده است تا به قتل رسانده شده و یا برده ساخته شود؛ [البته بدان تشویق نکرده و آن را واجب هم نساخته است]؛ و این که چرا اجازه ای چنین داده است، زیرا عاقلانه نیست که دشمن، یک جانبه حق آن را داشته و علیه اسیر مسلمان به کارش گیرد و طرف مسلمان‌ها از آن، که یک نیروی قوی فشار بر دشمن است محروم باشد؛ از همین‌رو، اگر دشمن تعهد سپارد که اسیر مسلمان‌ها را نکشد و یا برده اش نسازد جانب مسلمان‌ها نیز می‌توانند این عهد را به دشمن بدهند؛ چنان‌که امروزه کشورهای عضو سازمان ملل که در آن، بسا کشورهای اسلامی نیز شامل‌اند به ترک قتل و برده‌ساختن اسیر با یکدیگر تعهد کرده‌اند. البته، گزینه‌ی برده‌ساختن که اسیر از آن پس، به حیث شهروندی درجه دو با حفظ حقوقی –هر چند در مواردی، پایین‌تر از حقوق بقیه- در جامعه‌ی اسلامی زندگی داشته باشد به مراتب از گزینه‌ی اسیرِ مادام العمر که تا آخر زندگی در پشت میله‌های زندان بسر برد -چیزی که اغلب، انتخاب غیر مسلمان‌ها با وی به جای برده ساختنش بوده است- به مراتب سهل‌تر و مفیدتر به حال اسیر است. اما این‌که چرا اسلام، بعد از روی کار آمدنش لغو کامل بردگی را اختیار ننمود زیرا لغو ناگهانی آن، بحران‌های اجتماعی و امنیتی و حتی اقتصادی را دامنگیر جامعه می‌ساخت و سبب می‌شد تا بردگان، از آن جا که در نتیجه‌ی آثار شوم بردگی، از اخلاق و تهذیب و دانایی لازم برخوردار نبودند از دریافت آزادی ناگهانی، نظم جامعه را بر هم زده و راه انتقام‌جویی از اربابان شان که کینه‌ی سنگین از ایشان به دل داشتند در پیش گیرند و از آن، جامعه دچار هرج و مرج گردد و حتی چرخ اقتصاد که در آن زمان به وسیله‌ی بردگان می‌چرخید از حرکت باز ایستد؛ چنان که –به گواهی تاریخ- دولت هایی که چند قرن پیش بدون مقدمه اسیر را آزادی بخشیدند به چنان مشکلاتی مواجه شدند؛ لذا اسلام به جای لغو کامل و آنی بردگی که این همه پیامدها را به دنبال داشت، نخست به اصلاح و تربیت بردگان پرداخت؛ بدیشان هویت و شخصیت بخشید و دید و تعامل جامعه نسبت بدیشان را تغییر داد؛ حقوق بسیاری را بدیشان به رسمیت شناخت؛ از جمله: حق حیات، حق تامین نیازهای اساسی، حق مصونیت از کارهای شاقه، حق عفاف، حق تدیّن، حق سهم‌گیری و رقابت در ارزش‌ها و حقوق بسیار دیگری از این دست را که نصوص قرآن و سنت و سنت عملی پیامبر(ص) و سیرت مسلمانان صدر اسلام بر آن گواه است. متعاقباً اسلام، راه‌هایی برای آزادی تدریجی ایشان گشود؛ مانند: آزادی برده به کفاره‌ی قتل خطا، کفاره‌ی ظهار، کفاره‌ی نقض روزه‌ی رمضان، کفاره‌ی شکستن سوگند و آزادی در بدل پاداش آخرت و نیز آزادی از طریق قرارداد کتابت و تدبیر و آزادی کنیز از طریق "ام‌ولد" که همه و همه آزادی شمار زیادی از برده ها را به صورت روزانه سبب می شد و تحقق می‌بخشید. بدین گونه، اسلام، شیوه‌ی اصلاح و آزادی تدریجی برده‌ها را روی دست گرفت و اگر مسیر پیامبر(ص) و خلفای راشدین در ادوار بعدی، به ویژه از جانب حکام اسلامی به درستی دنبال می‌شد چه زود تاریخ در همان ادوار نخستینِ اسلام، شاهد حل کامل این معضل قرار می‌گرفت و کار آزادی کامل برده ها قرن‌ها به تعویق نمی‌افتاد. ✍ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین(27) ♦️عنوان: جایگاه پدر در شرع اسلام تا چه حد..؟ 🔸ابوهریره (رض) روایت می کند که نبی (ص) فرمودند: «لا يَجْزِي ولَدٌ والِداً إِلاَّ أَنْ يَجِدَهُ مملُوكا، فَيَشْتَرِيَه، فَيَعْتِقَهُ» [رواه مسلم]. 🔸ترجمه: هیچ فرزندی حق پدر را ادا کرده نمي تواند؛ مگر اينکه پدرش را غلام يابد؛ سپس او را خريده و آزاد کند. 🔸معنی کلمات کلیدی: ولَد: فرزند؛ به هر یک از پسر و دختر به کار می‌رود. والِد: پدر. لا يَجْزِي: پاداش نمی‌دهد؛ جبران نمی‌کند. مملُوك: برده. 🔸فواید علمی و تربیتی حدیث: 1. در اسلام، حق یک پدر بر ذمه فرزندش به حدی زیاد است که به هیچ احسانی –جز مورد مذکور درحدیث- جبران نمی‌شود. 2. هر فرزندی باید همواره ممنون احسان پدر بوده و با بعضی نیکی‌ها در حق وی، بدین گمان نرسد که الآن حق او را ادا کرده و به کمالش رسانده است. 3. در اسلام احسان و نیکی به والدین، یک واجب شرعی و از بزرگترین قُرُبات و اعمال صالح به شمار می‌رود. 4. بزرگترین احسان به پدر، تلاش در جهت دست‌یافتن وی به آزادی و نجات از اسارت و بردگی است. 5. یک فرزند صالح همواره در تلاش دست‌یافتن بیشتر پدر به عزت و رهایی از ذلت و خواری است. 6. اسلام، آزادی و رهابودن از ذلت بردگی را از بزرگترین نعمت الهی دانسته و به ما می‌آموزد تا آن را قدر کنیم و بزرگش شماریم. 7. شرع اسلام با تشریعات نیکویش در پی آزادی برده‌ها و شیفته دست یافتن آن‌ها به نعمت آزادگی بوده است. 8. اسلام، موسس برده‌داری نیست؛ بلکه این پدیده، میراثی است که از دوران جاهلیت و امم سابق به وی به ارث مانده است. این آیین برحق با وجود آن که بسا راه های برده‌سازی از نو را مسدود نموده و راه های فراوانی به سوی آزادی آن‌ها را گشوده است، باز هم -روی برخی حکمت‌هایی- در شرایط خاصی، آن را پذیرفته است. ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

اهمیت اخلاق نیکو! ــــــــــــــــــــــــــــــــ دین همه‌اش اخلاق است؛ هر کس در اخلاق برتری یافت، در واقع در دین برتری یافت
اهمیت اخلاق نیکو! ــــــــــــــــــــــــــــــــ دین همه‌اش اخلاق است؛ هر کس در اخلاق برتری یافت، در واقع در دین برتری یافته است. (امام ابن‌قيم رحمه‌الله) 🚨 با ارسال پیام زندگی به دیگران، شما نیز یاور خیر باشید! #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

🪧بزرگان چه گفتند ؟ عبید بن عمیر رحمه الله هنگامی که زمستان فرا می‌رسید می‌گفت: «ای اهل قرآن، شب‌تان برای نماز طولانی شد و رو
🪧بزرگان چه گفتند ؟ عبید بن عمیر رحمه الله هنگامی که زمستان فرا می‌رسید می‌گفت: «ای اهل قرآن، شب‌تان برای نماز طولانی شد و روزتان برای روزه کوتاه شد، پس غنیمت بشمارید» https://t.me/jahanaislam

ــــــــــــــــــــــــــــــــ إنا لله و إنا إلیه راجعون سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز! به راستی انسان‌های نکونام را مرگی نیست؛ مرگ آنانی راست که بعد از وفات جسمانی، دیگر نامی به نیکویی برده نشود؛ مرحوم حضرت خواجه شیخ‌الاسلام مولانا جلیل‌الله مولوی‌زاده که اینک با دلی مملو از غصه به عزای‌شان نشسته‌ایم و هنوز که هنوز است، وفات‌شان ما را باورپذیر نیست، مرد نکونامی بودند که یاد و خاطرشان برای همیش فراموش نخواهد شد و تا هستی هست، نام نیکوی‌شان در اذهان خواهد ماند. اما از آن‌جایی که انسان بر روی این کرۀ خاکی، در حقیقت مسافری است که می‌بایست برای رسیدن به سرای سرمدی و مقام ماندگار آخرت از آن بگذرد، مرگ را پذیرفته است و ما اینک در حالی که کلمات آسمانی إنا لله و إنا إلیه راجعون تکرار می‌کنیم، درگذشت حضرت شیخ‌الاسلام را به مسلمانان عالم اسلام، ملت و مردم متدین میهن‌مان افغانستان، خانوادۀ محترم مولوی‌زاده، مردم خطۀ هریوازمین و همۀ اهل علم و دانش و اندیشه از صمیم قلب و سویدای دل تسلیت گفته، از باری تعالی بهشت برین برای حضرت ایشان و صبر جمیل و اجر جزیل برای خانواده و راهیان راه‌شان می‌طلبیم. به راستی دانشمندان و اندیشمندان ربانی، با مرگ‌شان متولد می‌شوند و با بار سفر بستن به دنیای بازپسین، تازه به دنیای ما رحل اقامت می‌افکنند و درگذشت‌شان نقطۀ عطفی می‌شود میان آنان و آثار و اندیشه‌های‌شان که همگان را به خود می‌کشند و پلی می‌شوند میان آنان و نسل‌های آیندۀ امت. حضرت خواجه مولانا مولوی‌زاده، عالم عامل، مربی پرهیزگار، دانشمند اندیشمند و مجاهد نستوه، به راستی عالمی مبارز بود که هماره تا پای جان، بر مسند علم نشسته و در سنگر اندیشه ایستادند و به درستی پیام علم و دانش و تربیت و تقوا و ثبات و استقامت را به فرزندان امت اسلامی آموزش دادند. مهربانِ مهرورز روح این عالم ربانی و مرشد صمدانی را شاد و راه‌شان را برای همیشه پر رهرو بدارد! با احترام اساتید و پرسونل اداری مدرسه احیاءالعلوم هرات #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

پرسیده اند: ♦️آیا فرزندان می توانند نماز ها و روزه های قضایی والدین متوفای شان را ادا کنند؟ 🔸الجواب: ادای نمازها و رزوه های قضایی والدین از جانب فرزندان شان، تنها نزد امام احمد (رح) جائز است؛ اما سه امام دیگر (حضرات: ابوحنیفه، شافعی و مالک رحمهم الله تعالی) بدان قایل نیستند. چه این که این ها عبادات شخصی است و نزد ایشان نیابت درست نمی شود؛ بله می توانند فدیه فرایض قضا شده ایشان را بعد ا ز سر شان بپردازند. ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

پرسیده اند: ♦️آیا پرداخت زکات قبل از رمضان روا هست؟ 🔸الجواب: هر گاه از تاریخ تکمیل شدن نصاب، یک سال قمری تمام شود زکات فرض می شود، چه آن تاریخ رمضان باشد یا غیر آن و بلکه مستحب است که در پرداخت آن تعجلیل شود. و اگر برخی دوست دارند زکات مال شان را به رمضان بدهند شاید به خاطر احتیاج بیشتر فقرا در آن ماه باشد و یا هم آرزو دارند ثوابی بیشتر دریافت کنند. اما اگر قبلاً با فقیری که شدیدا نیازمند است مواجه شدیم به ویژه اگر از اقارب یا همسایگان ما بود که حقوق شان نسبت به بقیه دو چند است نباید در پرداخت آن تاخیر صورت گیرد و حتی روا است اگر نیاز شدیدی در کار بود زکات چند سال آینده هم پرداخته شود. ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

پرسیده اند:

ــــــــــــــــــــــــــــــــ ♥️ دوستان عزیز سلام علیکم! 🏷️ کانال پیام زندگی به هدف تولید محتوای کوتاه، راه‌‌اندازی شده ا
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ♥️ دوستان عزیز سلام علیکم! 🏷️ کانال پیام زندگی به هدف تولید محتوای کوتاه، راه‌‌اندازی شده است تا شما عزیزان محتوای پیام‌های آن را از طریق پیام مبایل یا شبکه‌های اجتماعی به دوستان خویش بفرستید. 🔻 این‌جا در هفته دو پیام برای نشر و بهره‌بری بارگذاری خواهد شد. 🚨 در پیام زندگی منتظر حضور شما خوبان هستیم! #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

به انتظار چیستی؟! ــــــــــــــــــــــــــــــــ این سخن حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب رضی‌الله عنه بسی آرام‌بخش است که می‌فرماید؛ «
به انتظار چیستی؟! ــــــــــــــــــــــــــــــــ این سخن حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب رضی‌الله عنه بسی آرام‌بخش است که می‌فرماید؛ «هر آن‌چه انتظارش را می‌کشی، خواهد آمد...» یعنی کسی که به انتظار شادی است، آن را خواهد یافت و صاحبِ باورِ راستین، ایده‌اش تحقق خواهد یافت و کسی که گمان بد دارد، به همان گمان بد خواهد رسید. «...پس همان چیزی را انتظار بکش که آرزویش داری!» #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

Repost from امروز...
📚 چه بخوانیم! ✍️ عبدالرحمن عزام 🏷️ در پیوند به یادداشت‌های پیشین و مبنی بر خواست هم‌راهان، در یادداشت امروز، ضمن معرفی چند زمینه در راستای کتاب‌خوانی، برنامه‌ای به عنوان نمونه برای مطالعۀ یک سالِ علاقمندان نیز تقدیم می‌داریم. در زمینۀ مطالعه، بهتر همان است که علاوه بر تمرکز روی یک حوزۀ خاص به عنوان تخصص، هم‌زمان در چند عرصۀ دیگر نیز مطالعه داشته باشیم. این عرصه‌ها بنا به خواست و برنامۀ هر کسی تنظیم می‌شود که ما به عنوان پیش‌نیاز هر کتاب‌خوان، چهار عرصۀ «دعوت، تربیت و اندیشۀ اسلامی»، «تاریخ، سیرت و زندگی‌نامه»، «مهارت و آیین زندگی» و «ادبیات» را پیشنهاد کرده و به فراخور آن، به ترتیب هر عرصه کتاب‌هایی نیز به معرفی می‌گیریم؛ طوری‌که کتاب‌خوان گرامی با مطالعۀ یک کتاب در هر یک از این عرصه‌ها در خلال یک ماه، به آسانی می‌تواند در هفته یک کتاب و در ماه چهار و در سال قریب به پنجاه کتاب بخواند. ⛔ البته کتاب‌هایی که این‌جا به عنوان نمونه ذکر رفته‌اند، گزینشِ ما از بهترین کتاب‌هایی است که در این عرصه خوانده‌ایم و این امر به معنای رد بقیه کتاب‌ها و نادیده گرفتنِ ارزش و اهمیت‌شان نیست؛ و هر کس می‌تواند بنا به خواست و شناخت خویش، در هر یک از این زمینه‌ها کتابی دیگر جای‌گزین کرده و برنامۀ خویش را به موفقیت و علاقه به پیش ببرد. 🌙 ماه اول: 📖 کتاب اول: آن‌چه هر جوان باید بداند؛ عبدالله ناصح علوان؛ 📖 کتاب دوم: نبی رحمت؛ امام ابوالحسن ندوی؛ 📖 کتاب سوم: از زندگی لذت ببر؛ دکتور محمد العریفی؛ 📖 کتاب چهارم: داستان مجاهد؛ نسیم حجازی. 🌙ماه دوم: 📖 کتاب اول: بیداری اسلامی و فرهنگ اختلاف؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: خورشید نبوت؛ صفی‌الرحمن مبارک‌پوری؛ 📖 کتاب سوم: مدیریت زمان؛ عبداللطیف ناروئی؛ 📖 کتاب چهارم: سپهسالار (محمد بن قاسم)؛ نسیم حجازی. 🌙ماه سوم: 📖 کتاب اول: سران غرب می‌گویند؛ عبدالودود یوسف؛ 📖 کتاب دوم: خط مشی سیاسی در سیرۀ نبوی؛ منیر محمد غضبان؛ 📖 کتاب سوم: از شنبه؛ محمدپیام بهرام‌پور؛ 📖 کتاب چهارم: یوسف بن تاشفین؛ نسیم حجازی. 🌙ماه چهارم: 📖 کتاب اول: جنگ فکری؛ یحیی محمد الیاس؛ 📖 کتاب دوم: پیام‌آور رحمت؛ دکتور راغب سرجانی حنفی؛ 📖 کتاب سوم: رازهای موفقیت مردان بزرگ؛ عبداللطیف ناروئی؛ 📖 کتاب چهارم: وا اسلاماه؛ علی‌احمد باکثیر. 🌙ماه پنجم: 📖 کتاب اول: دستاوردهای تمدن اسلامی و نقش آن در رنسانس؛ عبدالله ناصح علوان؛ 📖 کتاب دوم: در سایۀ سیرت پیامبر؛ دکتور عمرو خالد؛ 📖 کتاب سوم: سازندگان زندگی؛ دکتور عمرو خالد؛ 📖 کتاب چهارم: قدس در فراق فاروق؛ نجیب گیلانی. 🌙ماه ششم: 📖 کتاب اول: پژوهشی در باب مقاصد شریعت؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: جلوه‌هایی از اخلاق پیامبر؛ محمد الحوفی؛ 📖 کتاب سوم: صد راز شادزیستن؛ ایوب گنجی؛ 📖 کتاب چهارم: ندای ایمان؛ بنت‌الهدی صدر. 🌙ماه هفتم: 📖 کتاب اول: آسیب‌شناسی دین‌داری و دعوت‌گری؛ دکتور محمد نوح؛ 📖 کتاب دوم: تاریخ گسترش اسلام در جهان؛ فریدون اسلام‌نیا؛ 📖 کتاب سوم: راهی به سوی دل‌ها؛ عباس سیسی؛ 📖 کتاب چهارم: در جستجوی آزادی؛ نجیب گیلانی. 🌙ماه هشتم: 📖 کتاب اول: فهم صحیح از اسلام؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: سلسلۀ تاریخ دعوت و اصلاح؛ امام ابوالحسن ندوی؛ 📖 کتاب سوم: صنعت زندگی؛ محمد احمد راشد؛ 📖 کتاب چهارم: ملت عشق؛ الیف شافاک. 🌙ماه نهم: 📖 کتاب اول: ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین؛ استاد ابوالحسن ندوی؛ 📖 کتاب دوم: ستارگان قرن دوم؛ عبدالرحمن رأفت پاشا؛ 📖 کتاب سوم: تختخوابت را مرتب کن؛ ویلیام اچ مک ریون؛ 📖 کتاب چهارم: گرگ‌های دوندر؛ سیامک هروی. 🌙ماه دهم: 📖 کتاب اول: بایدها و نبایدهای دین و سیاست؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: به سوی هم‌زیستی؛ عمرو خالد؛ 📖 کتاب سوم: سی درس از سی سال زندگی؛ استاد حیدر حمید؛ 📖 کتاب چهارم: تنگسیر؛ صادق چوبک. 🌙ماه یازدهم: 📖 کتاب اول: نقش اعمال در زندگی دنیا و آخرت؛ مولانا اشرف‌علی تهانوی؛ 📖 کتاب دوم: رادمردان زبدۀ تاریخ؛ شیخ علی طنطاوی؛ 📖 کتاب سوم: آیین دوست‌یابی؛ دیل کارنگی؛ 📖 کتاب چهارم: تبسمِ نور؛ صدیق قطبی. 🌙ماه دوازدهم: 📖 کتاب اول: اصلاح قلب‌ها؛ دکتور عمرو خالد؛ 📖 کتاب دوم: جمعی از بزرگان اسلام؛ محمد سعید مرسی؛ 📖 کتاب سوم: غم مخور؛ عائض القرنی؛ 📖 کتاب چهارم: قصه‌های مجید؛ هوشنگ مرادی کرمانی. 🚨 آن‌چه در سطور بالا بیان شد، برنامه‌ای رهنمودی است و برای همه راه‌گشا خواهد بود تا در آینده در عرصه‌های گزینشی خویش، خود با کتاب‌های بهتر و بیشتری آشنا شده و مسیر مطالعه را برای همیشه ادامه دهند. بمنه و کرمه 👤 آیدی ارتباط 👇 @Azzam_timori #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

Repost from امروز...
زمستان غزه، مانند هیچ زمستانی نیست! ما وقت کافی برای گریه کردن نداریم... ما دریاهایی از گریه‌های به تأخیر افتاده داریم. ما وق
زمستان غزه، مانند هیچ زمستانی نیست!
ما وقت کافی برای گریه کردن نداریم...
ما دریاهایی از گریه‌های به تأخیر افتاده داریم.
ما وقت کافی برای بازگو کردن تمام آنچه بر ما گذشته است نداریم...
ما داستان‌هایی داریم که اگر از امروز تا روز قیامت روایت شوند، تمام نمی‌شوند.
#الرعب #ایمن_العتوم #برشی_از_کتاب @Dasetane_man

۲۸ جمادی الآخر وفات امام شاطبی رحمه‌الله شیخ و امام، عالم و عامل، سید قاریان، شیخ کور و نابینایِ بی‌نظیر، ابو محمد قاسم بن فِیُّره بن خلف بن احمد رُعینی اندلسی شاطبی، سراینده‌ی شاطبیه و رائیه که در سال ۵۳۸ هجری در شاطبه‌ی اندلس به دنیا آمد و از همان کودکی به علم قراءات روی آورد و شهرهای اندلس را چرخید و از قاریان و علما و مشایخ کسب علم نمود و از آنان شنید. فردی ذکی و باهوش بود و مهارت زیادی در فن قراءات و رسم و نحو و فقه و حدیث داشت و از علمای شافعیه محسوب می‌شد. و این علاوه بر ورع و تقوا و وقار و دیانتش بود. تا جایی که در سبب واقعی خارج شدن وی از اندلس گفته شده که او را به خطابه ملزم کردند؛ اما او این کار را نمی‌پسندید و دلیل این بی‌رغبتی به خطابه و سخنرانی، عادت خطیبان معاصر او مبنی بر تملق و چاپلوسی از مسئولان و حاکمان و توصیف آنان به صفاتی بود که نداشتند، چنانکه امروزه چنین است. بنابراین علت نپذیرفتن این کار را اراده‌ی حج عنوان نمود و از اندلس خارج شد و در ایام صلاح الدین در مصر مستقر شد که صلاح الدین از او استقبال نمود و طلاب علم از هر سو خود را به او رساندند و در مدرسه‌ی قاضی فاضل برای اقراء نشست و بعد از اینکه صلاح الدین بیت‌المقدس را از صلیبیان پاک نمود، آن را زیارت نمود. امام شاطبی خلاصه‌ی علم و خدمتش به کتاب‌الله را در قالب منظومه‌ی مشهور به شاطبیه برای ما به جا گذاشت که در آن وجوه اختلاف در قراءات متواتر را جمع کرده است، چنانکه طالب علم در باب قراءات چاره‌ای جز حفظ شاطبیه ندارد. خود در مورد آن می‌گوید: "کسی نیست که این قصیده‌ی مرا بخواند مگر اینکه خداوند او را بهره‌مند می‌گرداند چون آن را برای الله عزوجل سرودم". و قصیده‌ای در فقه امام مالک با پانصد بیت دارد و نسخه‌های موطا و صحیحین را از حفظ تصحیح می‌کرد. حتی در مورد او گفته شده بسیاری از علوم را از بَر داشت. امام شاطبی در ۲۸ جمادی الآخر سال ۵۹۰ هجری از دنیا رفت، بعد از اینکه علمی از خود به جا گذاشت که بقای آن به بقای کتاب خدای عزوجل است. ترجمه: امین پورصادقی #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh