1 295
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+830 天
帖子存档
1 295
خودکار دو قدم اونورتره. کاغذ هم پیدا میشه و گاهی ترکیب این دو برای من ترسناکه. فعلا میخوام به صحنهی روبهروم نگاه کنم. کتابهای پراکنده. مقواهای پر و خالی. پاکت کتاب. کاغذهای طراحی. گل نرگس خشکشده. پیشبند نقاشی. چرمی که قرار بود باهاش دفتر درست کنم. کش ورزشی. جعبه ابزار.
چیزهایی که امروز هستند و فردا نخواهند بود.
فردا نخواهند بود؟
برای اینهمه چیز چطور میشه یک نفر بود؟
1 295
دلم برای اون موقعی که قهوه میخوردم ۳۰ هزار تومن و برای اون باریستا خوشگله هی به اون کافههه میرفتم تنگ شده.
