741
订阅者
-424 小时
-17 天
+530 天
帖子存档
741
موضوع اینه که هرچیزی یک فصلی داره و خوندن یسری کتابا وسط تابستون دقیقا شبیه سیگار کشیدن سر ظهر زیر آفتاب ۴۵درجهست
741
موضوع اینه که همچی یک فصلی داره و خوندن یسری کتابا وسط تابستون دقیقا شبیه سیگار کشیدن سر ظهر زیر آفتاب ۴۵درجهست
741
Repost from Rendezvous•
“چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمیدانم قدم زدن کنار خیابان یا روشن کردن یکی دو نخ سیگار کاریش کرد.
اینجا، باور کنید، من گاهی دیگر انگار نمیتوانم نفس بکشم.”
741
“I want to take you everywhere. And do everything with you. And ask you every single question that’s been on my mind for months. And I want to know when you knew what was happening between us and I want to tell you when I knew. And I want to hold your hand in a quiet corner and I want to lie in bed and hear your heartbeat through your chest. I want to bring you coffee in bed. And I want to hear you tell me anything you’ve always wanted to tell someone. Because you know that you’ve met someone who desperately wants to listen.”
-Atmosphere
741
Repost from پیشدرآمد
تقریبن هر روزم رو با خوندن خبر یک یا دوتا زنکشی شروع میکنم. ای لعنت بهتون که چشمتون اینارو نمیبینه و هنوزم میگید «اختلافات خانوادگی». قحبه اختلاف خانوادگی یعنی امشب بریم اینجا یا اونجا یعنی اون رفیقتو دوست ندارم یعنی جوراباتو نذار اینور بذار اونور. بگو زنکشی تا بیشتر ازین رو این قتلای ناموسی و کثیف پوشش نذاشته باشی.
