شهر داستان | رمان
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 شهر داستان | رمان 的分析概览
频道 شهر داستان | رمان (@dastanromancity) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 25 187 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 265,并在 伊朗 地区排名第 13 412 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 25 187 名订阅者。
根据 29 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -570,过去 24 小时变化为 -14,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 11.67%。内容发布后 24 小时内通常能获得 3.98% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 939 次浏览,首日通常累积 1 003 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
尚未提供频道描述。
凭借高频更新(最新数据采集于 30 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
25 187
订阅者
-1424 小时
-1217 天
-57030 天
帖子存档
25 187
#افشاوطنی 🇮🇷
دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط
مشاهده و دانلود فیلم🔞
25 187
#افشاوطنی 🇮🇷
دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط
مشاهده و دانلود فیلم🔞
25 187
دستشو گذاشت رو رون پاش برگشت به در نگاه کرد، در بسته بود ولی پاشد رفت درو باز کرد ی نگاه به حال انداخت باز درو بست لامپ اتاق روشن کرد، داشت می اومد سمتم با دست اشاره کرد که ملافه رو رد کن
من: میذاشتی حداقل لامپ خاموش باشه
مامان: خاموش چی میبینم؟
من: چی ببینی؟
مامان: میخوام ببینم از وقتی واست شیو کردم چه تغییری کرده
من: بخدا اینجوری روم نمیشه مامان
مامان: لوس نشو دیگه
ملافه رو گرفت کشید کنار، دوتا دستم گذاشتم رو کیرم
اومد رو تخت چهارزانو نشست کنارم ابروهاشو انداخت بالا با انگشت زد رو دستم
من: خب پس شرط داره
مامان خندید و گفت رد کن دستتو ببینم شرط میذاره واسم!
من: نه نمیشه مامان باید قبول کنی
مامان: بگو چیه؟
من: منم از تو رو ببینم
چشاش گرد شد و گفت دیگه چی!؟ بچه پرو، اصلا نخواستم
پاشد سرپا که بره
من: نه نرو بیا غلط کردم
دستمو رد کردم گذاشتم کنارم
یکم مکث کرد نگاهش کرد و گفت خوبه چرخید که بره
من: همین؟
برگشت و گفت اره مگه انتظار داشتی بخورمش؟
من: نه فرق کردنشو میخواستی ببینی فرق کرده؟ من هر روز میبینمش متوجه نمیشم
مامان: اوووم نه به نظر همونه
من: ولی سفت تر شده
خندید و گفت لوسه مسخره
من: نه سفت اونجوری نه منظورم پوستشه
مامان: یعنی چی پوستش!؟
من: بیا خودت ببین
آروم خندید و اومد سمت تخت باز نشست و گفت منکه میدونم دردت چیه
کیرمو گرفت تو دستش بالا پایین میکرد
مامان: پوستشم هیچ تغییری نکرده دقل باز
نرمی دستاش دور کیرم خیلی خوب بود ولی بازم تمام تلاشمو میکردم زود آبم نیاد یکم که گذشت گفت زود باش پوریا باید برم
من: خب دست من نیست یکم دیگه میاد
مامان: هوووف
مشخص بود یکم استرسی شده بود میخواست زودتر بره
من: میشه به پات دست بزنم؟
ی اخم کوچیک کرد ولی گفت بزن فقط زودتر تمومش کن
دستمو گذاشتم رو رون پاش، ساپورت تنگ و بدن نمایی بود، یکم پاهای نرمشو فشار دادم، لپمم از داخل مدام گاز میگرفتم که درد داشته باشم آبم نیاد
من: یکم میای اینور تر؟
خودشو کشید به سمت دستم که راحت تر باهاش ور برم که هر چه زودتر این بازی کثیف تموم شه
دستمو بردم سمت باسنش، رو ابرا بودم در حالی که کنار باسنشو میمالیدم داشت واسم جق میزد چی بهتر از این
دستمو بردم جلوش از رو شلوار گذاشتم رو کصش
مامان: نه اونجا نه دستتو بردار
من: از رو شلواره که
جق زدنو متوقف کرد و گفت میگم نه پوریا
دستمو برگردوندم روی رونش اونم زدنو ادامه داد
من: حداقل پاچه شلوارتو بده بالا پاهاتو ببینم
مامان: تنگه بالا نمیره
من: خب درش بیار
مامان: دیگه چی؟ اگه بابات الان بیاد تو چه جوابی باید بهش بدم؟
من: مامان ترو خدااا
مامان: وای پوریا اذیت نکن دیگه زود باش
من: بابا اینجوری میکنی منم استرس گرفتم بدتر نمیاد که!
کلافه شده بود نوع نشستنشو عوض کرد موهاشو داد عقب واو سرشو برد سمت کیرم زبونشو دراورد کشید رو کیرم
من: آهههه اره عالیه اینجوری
کلاهک کیرمو بوسید یکم میک زدشو کامل برد تو دهنش، ی دستش به پهلوم بود و حسابی داشت کیرمو تند تند میخورد، یکم که ادامه داد آبم اومد ولی هیچی نگفتم تو دهنش داشت خالی میشد که چندبار کوبید به پهلوم و چنگم زد، کامل که خالی شد کیرمو دراورد همه آبمو رو شکمم ریخت و تف کرد
مامان: اه اه خاک تو سرت میمیری قبلش بگی حالم بهم خورد
من: هوووووف مرسی مامان خوشگلم خیلی خوب بود
مامان: زهرمارو خوب بود خودتو پاک و بگیر بخواب من برم دهنمو بشورم
پاشد دستمالو از رو میز پرت کرد رو تخت و رفت بیرون، منم خودمو پاک کردم لامپو خاموش کردم و ی خواب عمیق رفتم تا فردا...
ادامه دارد....
📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
25 187
27 طیف خاکستری (۱)
#تابو #مامان
معمولا تابستونا عادت دارم موقع خواب پیرهنمو درمیارم میخوابم ولی اون شب وقتی رفتم زیر ملافه به سرم زد شلوار شرتمم دربیارم، کامل که لخت شدم گوشیمو برداشتم که ترق در اتاقم باز شد مامانم اومد داخل
مامان: بیداری؟
من: آره ولی داشتم میخوابیدم
لامپ اتاق خاموش بود ولی نور ماه و محیط بیرون کم و بیش اتاقو روشن نگهداشته بود اومد سمت تخت، منم برای اینکه کیرم زیر اون ملافه نازک تابلو نباشه چرخیدم به پهلو، لباسام که دراورده بودم اونطرف تخت رو زمین بود، نمیدید گفتم حتما ی کار کوچیک داره زود میره ولی اومد نشست لبه تخت
من: چی شده؟
موضوع در مورد دختر یکی از آشناهامون بود که به مامانش به دروغ گفته بود من بهش چشم دارم و مزاحمش شدم، مامانشم به مامانم گفته بود، و حالا که بابا خوابیده بود مامان اومده بود ازم بپرسه جریان چیه. چون واسه شما جذابیتی نداره در همین حد بدونید و ازش میگذریم، خلاصه بعد که یکم حرف زدیم مامان قانع شد که اونطوری هم که تعریف کردن واسش نبوده
بعد گفت یکم برو اونورتر و خودشم دراز کشید کنارم رو تخت، منم یکم رفتم اونور تر به پهلو بودن دیگه ناجور بود منم تخت خوابیدم و اونم شروع کرد از خاطرات و تجربیات خودش گفتن و ی جوریایی نصیحت کردنم که تو اونجور مواقع باید چطوری با خانما برخورد کنم
عصبانیتم فروکش کرده بود الان من و مامان رو تخت دراز کشیده بودیم ی ملافه نازک روی من بود و یادم افتاد که لختم هستم! به هر حال تلاش میکردم شرایطو عادی جلوه بدم تا اینکه مامان چرخید دستشو گذاشت رو سینم، لبشو چسبوند رو لپم و لپمو بوسید و گفت پسر یکی یدونه خودمی، درحالی که دستش رو سینه اینوریم بود سرشو گذاشت رو سمت قلبم
منم موهاشو بوسیدم دستمو گذاشتم رو دستش، ی پرانتز باز کنم (این صمیمیت و بغل کردن برای بار اول نیست و شما وسط ی داستان رو دارید میخونید اگه قسمت های قبل و بعد داستانو دوست دارید بخونید کانال تلگــرام، مینا۴۹۲ یا اسم “نویسنده داستان” ریل مام اند سان که انتهای متن هست کپی کنید سرچ کنید). یکم که گذشت دستش از زیر دستم سر خورد بردش به سمت پهلوم، خیلی حس آرامش بخشی بود بالاتنم که لخت بیرون ملافه بود مامانم بغل گرفته بود و منو به خودش فشار میداد، ی لباس نازک تنش بود با ی ساپورت مشکی و البته با پهلوم قشنگ حس میشد که سوتینم داره ولی خب بازم همه چیز نرم بود
چیزی طول نکشید که ی پاشو انداخت رو پام، از اونجایی سرش رو سینم بود پاهاش با کیرم تماسی نداشت و قسمت زانوش رو رون پام قرار گرفت
مامان: شلوار پات نیست؟
من: نوچ
مامان: این چه وضعه خوابیدنه؟ هر شب اینطوری میخوابی؟
من: نه فقط امشب دراوردم
یهو دیدم پاش که رو پام بود داره میاد بالا
مامان: شورت که پاته؟
پاشو کشید بالا که ببینه شورت پامه یا نه ولی خیلی سریع پیش رفت تا خواستم چیزی بگم پاش رو کیرم بود، هر چی تلاش کرده بودم همه چیزو عادی جلوه بدم با این حرکت همش پرید کیرم هر لحظه داشت بزرگتر میشد
با دست رون پاشو هل دادم پایین ولی باز پاشو گذاشت روش
مامان: باشه شورت نپوشیدی قبول ولی چرا الان انقدر بزرگ شده؟
دستمو گذاشتم رو صورتم و گفتم خب پات چسبید بهش
مامان: پای مامانته وحشی به خودت مسلط باش!
من: من مسلطم ولی اونکه چشم نداره ببینه پای کیه
مامان خندید و گفت پس باید تنبیه بشه
پاشو فشار داد رو کیرم و با همون رون و زانو فشارش میداد، بدتر تحریک شده بودم دستمو دور کمرش حلقه کردم
مامان: خب باشه ظاهرا خودتم داری از کنترل خارج میشی
پاشو از رو پام برداشت، خواست پاشه که اجازه ندادم محکم گرفته بودمش
مامان: چیکار میکنی
من: میشه بمونی؟
مامان: بابات خونه س
من: باشه یکم دیگه بمون
مامان: داری خطرناک میشیا
من: خطرناک تویی که ی موجود که نمیتونه ببینه چی روشه رو تنبیه میکنی
ی نیش خند زد و گفت موجود!؟
من: آره خب ی موجود مظلوم
همینطور که ریز ریز میخندیدیم مامان گفت الهی الان دل موجودتو شکستم؟
من: آره دلش شیکس
مامان: ولم کن تا از دلش دربیارم
دستم که دورش بود ول کردم پاشد نشست، با نوک سه تا انگشتش کشید رو ملافه رو شکمم تا جای دقیقشو پیدا کرد، با انگشت داشت کیرمو ناز میکرد، نگاهش کردم اون چهره سکسی و نازش، موهاش که ریخته بود رو شونهش تو اون نور کم اتاق خیلی سکسی بود
دستشو کم کم با ملافه دور کیرم گرفت یهو با تمام قدرت دو دستی فشار داد و گفت خب چی میگفتی؟
من: چیزی نگفتم
طفلک انتظار داشت از درد الان به غلط کردم بی افتم ولی خب کیر شق، و زور ی خانوم، درد گرفتن؟ اصلا منطقی نیست
به روی خودمم نیوردم که اونی که فشارش بدی درد میگیره تخمامه نه خود کیر
مامان: درد نمیاد یعنی؟
من: نه مگه چقدر زور داری که دردم بگیره
با خنده گفت اشغال بی ادب، کیرمو ول کرد و ی سیلی به کیرم زد
ی مکث کرد و گفت ملافه رو رد کن ببینمش
من: نه آخه
مامان: زود یالا
من: میخوای چیکار کنی؟
25 187
#افشاوطنی 🇮🇷
دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط
مشاهده و دانلود فیلم🔞
25 187
🔴 کراش فور اور
این بانویی که مشاهده میکنید اسمش هاناس، یکی از خفن ترین یوتیوبراییه که تو کار گیم و استریمه و تو زمان خیلی کوتاه کیر میلیون ها جوون رو سیخ کرده و تونسته محبوب بشه.
فیلمشو لخت کاملشو توی ربات واستون گذاشتم فقط زیاده روی نکنید پوست پوست نشه:))))
مشاهده ویدیو
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
